<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سرزمین سینما &#187; نقد و دیدگاه</title>
	<atom:link href="http://www.movieland.ir/topics/reviews/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.movieland.ir</link>
	<description>دنیای سینما، سرزمین سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Oct 2011 20:38:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>کودک آفت زده، محصول درخت زندگی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-tree-of-life</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-tree-of-life#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 20:38:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>
		<category><![CDATA[براد پیت]]></category>
		<category><![CDATA[برد پیت]]></category>
		<category><![CDATA[درخت زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شان پن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2566</guid>
		<description><![CDATA[۱- هرگز پدرم را در خلوت خودمان شما خطاب نکردم. همیشه او را &#8220;تو&#8221; میدانم. این نوع خطاب اما از سر توهین یا بی‌علاقگی نیست. بلکه برعکس از ریا و حیله‌گری نهفته در &#8220;شما&#8221; گریزانم. داستان آشنای دیکتاتوری. اما این&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: rtl;">۱- هرگز پدرم را در خلوت خودمان شما خطاب نکردم. همیشه او را &#8220;تو&#8221; میدانم. این نوع خطاب اما از سر توهین یا بی‌علاقگی نیست. بلکه برعکس از ریا و حیله‌گری نهفته در &#8220;شما&#8221; گریزانم. داستان آشنای دیکتاتوری. اما این بار در محدوده مرزهای جغرافیایی نیست. پدر به عنوان رییس، مادر به عنوان یک تدارکاتچی و فرزندان در مقام رعیت مورد ستم. پدر همواره زورگویی و ستمهای خود را در پوشش دلسوزی و خیرخواهی برای رعیت پنهان میکند ولی رفتارش چیز دیگری را نشان می‌دهد تا جای که درباره لفظی که او را با آن خطاب میکنند حساس است. اما فرزندان در این میان علیرغم همه احترامی که برای پدر غائلند، در دل آرزومند غیبت او هستند. وقتی نیست شادند. وقتی برمیگردد، با اکراه به آغوش میکشند و بی میل راه خود را میروند.</p>
<p style="direction: rtl;">۲- درخت زندگی اثر تحسین شده Terrence Malick است. او این فیلم را شش سال بعد از آخرین فیلمش ساخت و همین موضوع نشان میدهد که او کارگردان پرکاری نیست و گزیده‌تر از دیگران کار میکند. بنابراین باید فیلم او را با دقت بیشتری رصد کرد. فیلمنامه &#8220;درخت زندگی&#8221; را هم خود او نوشته است. دنیای جدید، آخرین ساخته او در مقام کارگردان بود که در سال ۲۰۰۵ به اکران سینماها در آمد. و اکنون بعد از شش سال مجددا مالیک، به سمت فیلمسازی رفته است. در &#8220;درخت زندگی&#8221; در کنار او برد پیت و شان پن به عنوان بازیگران شاخص حضور دارند. برد پیت که به واسطه ازدواج با آنجلینا جولی بیشتر تبدیل به سلبریتی پر حاشیه شده بود با درخشش در این فیلم توانست تا حدودی به دنیای بازیگری حرفه‌ای بازگردد و خود را از دنیای اخبار سرگرم کننده بیرون بکشد. همچنین شان پن به عنوان یک بازیگر پر تجربه با وجود اینکه نقش کوتاهی را در این فیلم برعهده داشت، موفق شد به بهترین شکل ممکن حس انسان سرخورده و سرگشته را در دنیایی از غریبه‌ها به خوبی ایفا کند.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/10/tol1.jpg"><img class="size-full wp-image-2568 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="tol1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/10/tol1.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p style="direction: rtl;">۳- داستان خانواده اوبراین در سالهای ۱۹۵۰ در تگزاس ماجرای اصلی این فیلم است. زن و شوهری که در فیلم با عنوان آقا و خانم اوبراین خواهیم شناخت (چون غیر از این نام، کسی آنها را خطاب نمیکند و فرزندان هم به نام پدر و مادر آنها را صدا می‌زنند و این خود نمادی از فقدان یک صمیمیت است.) همراه با سه فرزندشان در خانه‌ای در حومه شهر زندگی می‌کنند.  ابتدای تولد فرزندان زندگی شیرین است و مشکلی نیست تا آنجا که پسرها پا میگیرند و حالا به سرعت رشد می‌کنند. آقای اوبراین خود را مسئول پرورش آنها می‌داند. او میخواهد مردانی قوی، متکی بر تعقل و احساس گریز تحویل جامعه‌ای بدهد که اکثریت آن را انسانهای بی احساس سو استفاده‌گر تشکیل می‌دهند. برای همین هم مدام به کودکانش توصیه می‌کند که خوب بودن زیاد هم، دردسر دارد و به دیگران اجازه بهره برداری از انسان را می‌دهد. پس باید قوی بود و جنگید. آقای اوبراین تصویر پدری مقتر و توانمند را برای کودکانش از خود بازسازی کرده در حالی که خود مجموعه‌ی فقدان‌ها و سرخوردگی‌هاست و وقتی میبیند که آن چیزی که در کودکی میخواسته و به عنوان هدف به آن نگاه میکرده، نشده، خود را انسانی شکست خورده میبیند که&#8221;هیچی نیست.&#8221; پس برای جبران این کاستی‌ها باید کاری کند که پسرانش مثل او نشوند و در جایی از فیلم این نکته را صراحتا به جک، پسر بزرگش میگوید که &#8220;به من قول بده که مثل من نشوی.&#8221; او از بچه‌ها میخواهد او را &#8220;بابا&#8221; خطاب نکنند و با کلماتی چون &#8220;پدر&#8221; و &#8220;آقا&#8221; او را صدا بزنند. از هر حرکت کوچک آنها غافل نمیشود و کوچکترین خلاف آنها را با سختگیرانه‌ترین تنبیه‌ها پاسخ می‌دهد.</p>
<p style="direction: rtl;">۴- روانشناسی علمی مبتنی بر رفتار بشر است. لااقل روانشناسی مدرن از تئوری‌های قدیمی چون روانکاوی فاصله گرفته و تمرکز خود را بر رفتارشناسی گذاشته است. تبدیل افکار به اعمال و تاثیر افکار از اعمال از همین نظریات برمی‌خیزد و در درخت زندگی ما با چنین ایده‌ها و مفاهیمی روبرو هستیم. پدری که خواستار جبران سرخوردگی‌ها و شکستهای خود در کودکانش هست و این افکار را با سختگیری بر فرزندان پیاده میکند و این سختگیریها را هم آگاهانه انجام می‌دهد. در مقابل او فرزندانی را میبینیم که در برابر این افکار و اعمال، تنفر ریشه‌داری از پدر در قلب خود رشد میدهند. همچنین پسری که بیش از باقی فرزندان تحت تاثیر رفتارهای پدر است و با بیشتر شدن سنش دست به اعمالی مشابه پدر درباره برادرانش می‌زند، هر چند بلافاصله پشیمان شده و در صدد جبران عذرخواهی برمی‌آید. چرا که پشتوانه فکری پدر را ندارد و اساسا هدفی را از این اعمال دنبال نمیکند. اما با این وجود این مسائل مانع از این نمیشوند که جک دست به پرخاشگری نزند و تمایل به خشونت نداشته باشد. به نوعی میتوان ریزه کاریهای نظریه پیاژه را در رابطه آقای اوبراین با پسرانش دید. آنجا که این رفتارها چنان تاثیر عمیقی بر پسر بزرگ میگذارند که حتی در میان سالی هم نتوانسته با محیط زندگی جدید شهری، خو بگیرد و همچنان ساختمانها و آسمانخراشها برایش غریبه‌اند.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/10/tol21.jpg"><img class="size-full wp-image-2570 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="tol2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/10/tol21.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p style="direction: rtl;">۵- در آخر باید به شکل تیتروار به آغاز و پایان خلاقانه این اثر اشاره کنم. ترکیبی از تصاویر زیبا و حیرت انگیز. تصاویری از خانه و دنیای ما. تصاویری از ریزترین و بزرگترین موجودات و ارتباط آنها با دنیای ما. تاثیر آنها بر زندگی ما. همچنین فیلمبرداری زیبا و هنرمندانه فیلم که گاه با دوربینِِ در حرکت همراه بود و گاه مانند دریچه‌ای رو به قاب و کادری دیدنی. همه اینها باعث میشود که درخت زندگی علیرغم زمان طولانی و چند ماجرای فرعی گیج کننده، فیلمی قابل توجه و تامل باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-tree-of-life/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درایو، مجموعه‎‌ای از همه ژانرها!</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/drive</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/drive#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Sep 2011 18:12:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رایان گسلینگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2561</guid>
		<description><![CDATA[زمان تماشای بعضی فیلمها دستی به موس میزنم تا نشانگر نرم افزار پخش کامپیوتر بگوید چند دقیقه مانده تا پایان. اما بعضی فیلمها فرق دارند. به نشانگر توجه‌ای نمیکنم و اگر ببینمش برای این است که بدانم چقدر زمان گذشته!&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زمان تماشای بعضی فیلمها دستی به موس میزنم تا نشانگر نرم افزار پخش کامپیوتر بگوید چند دقیقه مانده تا پایان. اما بعضی فیلمها فرق دارند. به نشانگر توجه‌ای نمیکنم و اگر ببینمش برای این است که بدانم چقدر زمان گذشته! این دو خیلی فرق دارند. در مورد اول مشتاقم تا زودتر تمام شود. اما در مورد دوم دوست دارم تا میتواند ادامه پیدا کند. البته در مورد اول الزاما فیلم نباید خسته کننده باشد. چه بسا داستان جذاب و گیرایی هم داشته باشد یا بازیگران توانمندی هم در آن حضور داشته باشند اما آدم دوست دارد زودتر به نقطه پایان بپرد. درمورد  &#8221;Drive&#8221; ماجرا به کل متفاوت بود. یادم می‌آید دکمه پلی را زدم و به صفحه خیره شدم و وقتی صفحه سیاه شد فهمیدم که داستان به آخر رسیده.</p>
<p>&#8220;Drive&#8221; ساخته Nicolas Winding Refn است. کارگردان  دانمارکی جوانی که من پیش از این از او چیزی ندیده بودم. بنابراین در زمان تماشا هیچ قضاوتی در سر نداشتم. داستان Drive بر اساس کتابی با همین عنوان از James Sallis است و حسین امینی، فیلمنامه نویس ایرانی آن را برای فیلم شدن ساخته و پرداخته کرده است. امینی چند سالی است که در هالیوود فعال شده و پیش از این هم فیلمنامه Jude را که آن اثر هم اقتباسی از کتاب بود، نوشت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/Drive-4.jpg"><img class="size-full wp-image-2564 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="Drive-(4)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/Drive-4.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p>داستان فیلم، قصه راننده‌ جوانی است که در سراسر فیلم او را به نامی دیگر نخواهیم شناخت. او توانایی و مهارت بالایی در رانندگی دارد. برای همین هم شغل او رانندگی در فیلمها به عنوان بدلکار است اما همیشه به این شغل مشغول نیست و به گفته خودش این تنها یک کار پاره وقت است. در زمانهای دیگر در یک گاراژ مشغول به کار است و غیر از اینها هم کار دیگری دارد که تمام داستان این فیلم بر اساس آن کار سوم رقم میخورد. او دزدهایی را که قصد سرقت دارند به محل مورد نظر میبرد و بدون دخالت در کار آنها، بعد از عملیات فراریشان میدهد. در این میان برای خودش هم قواعد و قوانینی دارد. پنج دقیقه توقف میکند، تحت هر شرایطی در این پنج دقیقه منتظر میماند، اگر پنج دقیقه گذشت، راه خود را میرود. همچنین اسلحه حمل نمیکند و بعد از کار همکارانش را نمیشناسد.</p>
<p>رایان گزلینگ بازیگر جوان و پر کار این روزهای سینمای آمریکاست. انتخابهای خوب او کم کم وی را به بازیگری درجه یک تبدیل میکند. The Notebook ،Stay ،Blue Valentine و&#8230; از فیلمهای شاخص او هستند. در این فیلم هم او با شخصیتی خونسرد و کم حرف یادآور نقشش در All Good Things است. در کنار بازیگری خوب او و Carey Mulligan در نقش آیرن عوامل دیگری هم بودند که Drive را به فیلم خوش ساخت سالهای اخیر تبدیل کردند. به طوری که بینندگان در سایت IMDB امتیاز هشت و نیم را به آن دادند.</p>
<p>داستان پر کشش، آمیخته با صحنه‌های هیجانی و فراز و فرود زیاد در کنار استفاده خوب و منطقی از موسیقی و قطعات مناسب برای صحنه‌ها موجب شد تا این ضعف داستانی که مافیا و خلافکاران یک شهر را اینقدر ضعیف و کم هوش جلوه میداد نادیده گرفته شود و تمام ذهن بیننده معطوف جذابیتهای داستان شود نه متوجه کاستی‌های آن. ثبات شخصیتها و عدم تغییر پذیری بی منطق، از دیگر نقاط قوت داستان بود. در کنار همه اینها موجز گویی و پرهیز از اضافات بی مورد، شخصیتها و داستانهای فرعی زائد، باعث شد تا با قصه‌ای کم ایراد روبرو باشیم. داستانی که گاهی مانند فیلمهای درجه بی دوران کلاسیک میشد، گاهی شبیه فیلمهای حماسی و در پاره ای از اوقات مانند یک اکشن تمام و کمال. البته باید یادآوری کنم که داستان رومانتیک راننده به بهترین شکل به تصویر کشیده شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/drive/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دختر بعد از ظهر، عشق در بعد از ظهر</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-in-the-afternoon-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-in-the-afternoon-2#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Sep 2011 19:47:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اودری هپبورن]]></category>
		<category><![CDATA[بیلی وایلدر]]></category>
		<category><![CDATA[عشق در بعد از ظهر]]></category>
		<category><![CDATA[گری کوپر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2557</guid>
		<description><![CDATA[پاریسِ فرانسه هم شهری است مثل باقی شهرهای بزرگ. لندن، نیویورک، توکیو. تنها با دو تفاوت کوچک. در پاریس مردم بهتر میخورند. همچنین در پاریس مردم بیشتر عشق بازی میکنند. شاید دقیقا بهتر نه اما قطعا بیشتر عشق بازی میکنند.&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پاریسِ فرانسه هم شهری است مثل باقی شهرهای بزرگ. لندن، نیویورک، توکیو. تنها با دو تفاوت کوچک. در پاریس مردم بهتر میخورند. همچنین در پاریس مردم بیشتر عشق بازی میکنند. شاید دقیقا بهتر نه اما قطعا بیشتر عشق بازی میکنند. در هر زمانی این کار را انجام می‌دهند&#8230;</p>
<p>عشق در بعد از ظهر هم یکی دیگر از ساخته‌های فوق العاده بیلی وایلدر است. اگر بیلی وایلدر را نمیشناسید، باید کمی افسرده شوید. چونکه بخش مهمی از سینما را از دست داده‌اید و از لذتهایی که میشد در حین تماشای آثار او ببرید محروم مانده‌اید. آثاری چون آپارتمان و &#8220;بعضی‌ها داغش را دوست دارند&#8221;. عشق در بعد از ظهر هم یکی دیگر از آثار کم نظیر اوست که بازیگران بزرگی چون گری کوپر و اودری هپبورن را به خوبی در کنار هم اداره کرده است. خصوصا که هپبورن نقش دختری را بازی میکند که تقریبا ده سال از سن واقعی او جوانتر است و همین کار را دشوار میکند که البته این بازیگر توانا از پس آن به خوبی برآمده. او نقشی را به خوبی ایفا کرده که اولا ده سالی از سن حقیقی‌اش جوانتر بوده و در ثانی در برابر گری کوپری بازی کرده که همسن پدر او بوده اما وی باید عاشق او می‌شد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/lian-3.jpg"><img class="size-full wp-image-2560 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="lian (3)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/lian-3.jpg" alt="" width="450" height="330" /></a></p>
<p>داستان از این قرار است که همه ماجراها زیر سر شهر عشاق است. در پاریس یک میلیونر آمریکایی با همسر یک مرد، در نبود او عشق بازی میکند و مرد که به شرایط مشکوک شده برای پی بردن به این راز دست به دامان یک کارآگاه خصوصی زبده میشود. او پرده از ماجرا بر میدارد. هنگاهی که داشته شرح ماوقع را برای شوهر میگفته دختر جوان هم از ماجرا مطلع میشود و از آنجا که پیش از این تصویر میلیونر خوش تیپ را دیده بوده شیفته وی میشود. هنگامی که شوهر قصد کشتن رقیب را میکند، دختر جوان تصمیم میگیرد که به آقای فلانگان هشدار دهد. این ماجرا سرآغاز آشنایی این دو میشود که ادامه ماجرا را رقم میزند.</p>
<p>هر کسی به جای اودری هپبورن بود و میخواست نقش دختری عاشق را در برابر کوپر بازی کند بی تردید شبیه یک فاحشه میشد. با داستاهایی که او از پرونده‌های پدرش یاد گرفته و یک به یک برای مرد مورد علاقه‌اش تعریف میکند تا او را رنج دهد و اشتیاقش را برانگیزاند، سخت است باور اینکه غلو میکند و هرگز تجریه آشنایی با مردی را نداشته است. همین هویت مبهم و نامعلوم اوست که میلیونر آمریکایی را دنبال خود میکشاند تا جایی که او که شهره شهر بود که دامش همیشه برای زیبارویان پهن است حالا خود اسیر دخترکی لاغر شده که حتی نامش را نمی‌داند. طی حادثه‌ای آدرس یک کارآگاه خصوصی را به دست می‌آورد تا شاید او بتواند پرده از معمای سخت او بردارد. اینجاست که رد و نشانه‌ای بسیار پر رنگ از وایلدر میبینیم. ماجرا به شکل دایره‌ای به ابتدا بر میگردد و اصلا انگار برای حل و فصل هر اتفاقی باید به نقطه شروع بازگشت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/lian-2.jpg"><img class="size-full wp-image-2559 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="lian (2)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/09/lian-2.jpg" alt="" width="450" height="356" /></a></p>
<p>بیلی وایلدر کارگردان توانمندی است. اما پیش از آن فیلمنامه نویس بزرگی است که هنرش در نوشتن آثار کمدی رومانتیک است. کافی است به کمدی رومانتیکهای دوران خودمان نگاهی بیاندازید تا بفهمید چقدر او بزرگ بوده. بدون آنکه از بار رومانس و درام اثر کم کند شوخی در آثارش میدرخشد و بدون آنکه شوخیهایش به لودگی بدل شود، از آنها استفاده میکند. در همین فیلم همسایه آقای فلانگان زنی است با یک سگ کوچک که مدام خلق موقعیت کمدی میکند یا همین دسته نوازنده آقای میلیونر که در عین جدیت باعث تلطیف فضای داستان می‌شوند با آن آهنگ شیداییشان.</p>
<p>پ.ن: پیش از حسن نیازی عزیز در <a href="http://www.movieland.ir/articles/previews/love-in-the-afternoon" target="_blank">مطلبی </a>به معرفی این فیلم پرداخته بود.</p>
<p>پ.ن۲: بخش عمده‌ای از این مطلب ترجمه‌ای از نقد نوشته شده در <a href="http://crazy4cinema.com" target="_blank">این سایت</a>.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-in-the-afternoon-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دموی یک ساعت و نیمی بازی کامپیوتری: درباره Sucker Punch</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/sucker-punch</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/sucker-punch#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Jul 2011 07:21:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[زک اسنایدر]]></category>
		<category><![CDATA[ساکر پانچ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2540</guid>
		<description><![CDATA[الیور توییست و داستانهایی از این دست همیشه با این ماجرا آغاز می‌شدند که کودکی مادر خود را از دست میداد و مجبور بود با ناپدری‌اش زندگی کند. زندگی مشقت باری که جای مادر و محبتهایش در آن خالی است.&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الیور توییست و داستانهایی از این دست همیشه با این ماجرا آغاز می‌شدند که کودکی مادر خود را از دست میداد و مجبور بود با ناپدری‌اش زندگی کند. زندگی مشقت باری که جای مادر و محبتهایش در آن خالی است. کودک در یک شب باید رشد میکرد و بالغ میشد. دیگر فرصت کودکی کردن نبود. باید بزرگ میشد و طی یک فرآیند چند ساعته باید گلیم خود را از آن جنگل پر آشوب بیرون میکشید. این داستانها که بسیاری از آنها را در انگلستان قرن نوزدهم شاهد بودیم اغلب روی صحبتشان با جوامع صنعتی و کاملا طبقاتی آن روز بود که روح انسان در لابلای چرخ دنده‌ها و صنعتگری‌ها و اشرافی‌گریها گم شده بود. اما این بار با یک اثر آمریکایی در قرن بیست و یکم روبرو هستم که تنها مطلع آن داستانها را به عاریه گرفته و ادامه مسیرش زمین تا آسمان با آن آثار متفاوت است.</p>
<p>داستانهای فرد محور که شخصیتها را بیرون از محیط مورد نقد و بررسی قرار میدهد و محیط را از وجود آنها فاکتور میگیرد مدتهاست مانند قدیم طرفدار ندارد. حتی فیلمهای ابر قهرمانی که قهرمان داستان را در محیط قرار نمیدهد و درباره کاستی‌هایش حرف نمیزند و شخصیت او را یک کل یکپارچه در نظر میگیرد که در زمانها و مکانهای متفاوت عمدتا ثابت و تغییر ناپذیرند نه تنها باور پذیر نیستند که مورد توجه مخاطب هم قرار نمیگیرند.</p>
<p>داستان Sucker Punch هم درباره محیط نیست. داستان درباره شخصیتهایی است که باید یادبگیرند اراده خود را تقویت کنند. باید بیاموزند که هر سلاحی که بخواهند دارند و تنها باید و لازم است که مبارزه کنند. آنها قرار است بیاموزند که مبارزه کنند و برای رسیدن به هدف از جان خود هم اگر لازم شد عبور کنند.</p>
<p>آغاز داستان اینگونه است که دختر جوانی ماردش را از دست میدهد و ناپدری‌اش از همان ابتدا در پی آزار و اذیت او و خواهر کوچکترش بر می‌آید. دختر کوچک کشته می‌شود و دختر جوان در برابر ناپدری مبارزه می‌کند. عاقبت، مرد او را به یک مرکز بیماران روانی میبرد و داستان از اینجا آغاز می‌شود. مرکز بیماران روانی چون زندانی مخوف دخترکان عاقلی را در خود حبس دارد. این دختران با هم متحد میشوند تا از این زندان مخوف و زندانبان بی‌رحمش بگریزند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/07/sp2.jpg"><img class="size-full wp-image-2542 aligncenter" style="border-width: 1px; border-color: black; border-style: solid;" title="sp2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/07/sp2.jpg" alt="" width="450" height="298" /></a></p>
<p>داستان مملو از جلوه‌های ویژه است و اصلا حال و هوای فیلم رنگ و بوی آثار زک اسنایدر را دارد چیزی شبیه Watchmen و ۳۰۰. در این فیلم هم میتوان سراغ از سامورایی‌های غول پیکر و نازی‌های زامبی چهره و اژدهای مخوف گرفت. دختران جوانِ این مرکز بیماران روانی به جنگ این همه موجود وحشتناک میروند و برای نجات خودشان باید آنها را یک به یک از پا درآوردند. استفاده از جلوه‌های ویژه در این فیلم هیچ منطقی ندارد. سرسری است. انگار کارگردان و تیمش هرجا خسته میشدند و داستان را روبه جلو نمیدیدند دکمه اتو پایلوت را میزدند و فیلم پر میشد از این همه جلوه ویژه و کارگردان و تیمش هم میرفتند و قهوه مینوشیدند!</p>
<p>علاوه بر جلوه‌های ویژه این گروه دختران باید مراحلی را از سر می‌گذراندند که کاملا شبیه دموی بازیهای کامپیوتری است. در این مبارزات آنها با قدرتن همه موجودات را از مقابل خود برمیداشتند. این داستانهای غلو آمیز اگر تقابل خوبی، با دختران ناتوان و در بند پیدا میکرد شاید به نقطه قوت فیلم تبدیل میشد، اما نشد. آنها بی هیچ منع و سدی پیشرفت میکنند. منفجر میکنند و میکشند و به دست می‌آورند و این ماجرا نمیتواند بیننده را راضی نگه دارد.</p>
<p>زک اسنایدر با این اثر نشان داد که همچنان دلبسته سینمای فانتزی است که در آن از منطق خبری نیست. پشتوانه فکری درستی ندارد و تنها نقطه قوتش جلوه‌های بصری است که آن هم وقتی در استفاده‌اش زیاده روی شود تبدیل به نقطه ضعف فیلم می‌شود. داستان Sucker Punch علیرغم اینکه بسیار ساده و سر راست است آنقدر با پیچیدگی‌های اضافی و نالازم پیوند خورده که رشته کار را از دست بیننده میگیرد و آن را عصبانی میکند. داستانی که میتوانست خیلی ساده‌تر بیان شود اما اینهمه مبهم باقی ماند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/sucker-punch/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به قصه عشق: روزی روزگاری عشق شکل دیگری بود</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-story</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-story#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Jun 2011 23:59:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مازیار</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[1970]]></category>
		<category><![CDATA[رایان اونیل]]></category>
		<category><![CDATA[قصه عشق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2513</guid>
		<description><![CDATA[شاید با شنیدن نام فیلم قصه عشق بلافاصله به یاد موسیقی متن فراموش نشدنی فیلم بیفتید. خیلی ها هستند که فیلم را ندیدند اما این موسیقی را هزار بار گوش کرده اند. ولی الان می خواهیم راجع به خود فیلم&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شاید با شنیدن نام فیلم قصه عشق بلافاصله به یاد موسیقی متن فراموش نشدنی فیلم بیفتید. خیلی ها هستند که فیلم را ندیدند اما این موسیقی را هزار بار گوش کرده اند. ولی الان می خواهیم راجع به خود فیلم صحبت کنیم. قطعاً قصه عشق جایگاهی بلند در میان عاشقانه های تاریخ سینما دارد. اما در طول حیاتش همواره زیر سایه عاشقانه هایی مثل برباد رفته و کازابلانکا قرار داشته. صد البته که زیاد هم عجیب نیست که زیر سایه این بزرگان باشد. قصه عشق ساده‌تر از آن است که بشود برایش جایی در تاریخ سینما دست و پا کرد. نه پس زمینه تاریخی و سیاسی کازابلانکا و برباد رفته را دارد یا حتی مثل بلندی های بادگیر (با بازی سر لارنس الیویه)از کتاب مهمی اقتباس شده. اگر بربادرفته به تهیه کننده سخت گیر و کم نظیرش (دیوید. او. سلزنیک) می نازد که کار را یک تنه پیش برد و کازابلانکا به بازیگران و فیلمنامه حالا کلاسیک شده اش، قصه عشق هم به سادگی و بی پیرایه بودن خودش می نازد.</p>
<p>قصه عشق هیچ نکته متمایز کننده ای ندارد. داستان ساده از عاشقانه دو جوان که به فرجامی تلخ می نشیند. اما چیزی که زیبایش کرده ایمانی است که سازندگان به همین داستان فوق العاده ساده خود داشتند. همه می دانستند انگار که دارند کار بزرگی انجام می دهند. داستان امروزین دو جوان از طبقات مختلف که به هم عشق می ورزند انگار روح و جلایی داشت که نمی شد توصیفش کرد. چیزی فراتر از یک داستان و روایت بود. رایان اونیل زیبا در تضاد با الی مک گراو با چهره مردانه، شمایل دورانی شدند که ختم به دوران پربار دهه۷۰ سینمای آمریکا شد. موسیقی فیلم نه یک پدیده صرفاً صنعتی که قرار است جزئی از فیلم باشد که رمنسی بود فرا زمینی برای نسلی که از جامعه و سینما و جهان چیز دیگری می خواست. قصه عشق و روایت سر راستش در ابتدای دهه هفتاد ساخته شد. دهه ای که هالیوود در آن پوست انداخت و رشد کرد. زنده شد و ایستاد و خودش را از دودهه رکود نجات داد. فیلم های این دهه (حتی عاشقانه هایش) ربطی به قصه عشق نداشتند. همه آثاری بودند پیچیده که در آن ها قهرمان های ضد سیستم به اضمحلال کشیده می شد. اما این جا، در این فیلم ساده، خبری از این پیچیدگی‌ها نبود داستان ساده دو دلداده از طبقات مختلف اجتماعی که به هم دل می بازند و برای بودن با هم مبارزه می کنند و در آخر&#8230; همین. اما چیزی که این داستان تک خطی را عمق می بخشید شخصیت یکه و منحصر به فردی بود که از جنی کاوالیری خلق شده بود. دختر موسیقی خوانده هاروارد که اصلاً زیبا نیست ولی آنقدر شور و شیدایی دارد که دل از دارد دردانه بارت ها ببرد. تمام آن قدم زدن ها، حرف زدن ها و سرتق بازی های کودکانه الیور انگار یکجور احساس نیاز به مادر داشتن و محبت خواستن است. در طول فیلم جنی الیور را کوچولو خطاب می کند. حالا الیور این سرتق انگیزه ای برای شورش علیه نظم خانواده اشرافی اش دارد و می شورد و زندگی خودش را سوار می کند. اما این روزگار غدار اجازه زیست راحت به این دو نمی دهد. جنی ساده و راحت و پاک روی تخت بیمارستان جان می دهد و الیور با باری گران می نشیند و به قصه عشق خودش فکر می کند.به روزی روزگاری که عشق شکل دیگری بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/love-story/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دگر عضوها را نماند قرار: درباره Never Let Me Go</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/never-let-me-go</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/never-let-me-go#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Mar 2011 11:07:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[Never Let Me Go]]></category>
		<category><![CDATA[کایرا نایتلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2485</guid>
		<description><![CDATA[اهدای اعضا آن هم بعد از مرگ در سراسر دنیا امری پسندیده است و شاید جان  انسانهای زیادی را تا به امروز نجات داده باشد. خیرین زیادی در دنیا وصیت میکنند که  بعد از مرگشان اعضای قابل استفاده آنها به&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اهدای اعضا آن هم بعد از مرگ در سراسر دنیا امری پسندیده است و شاید جان  انسانهای زیادی را تا به امروز نجات داده باشد. خیرین زیادی در دنیا وصیت میکنند که  بعد از مرگشان اعضای قابل استفاده آنها به انسانهای نیازمند برسد تا آنها بتوانند  به زندگی خود ادامه دهند. اما این سنت و اخلاق پسندیده، مادامی ارزشمند است که در  آن اختیار عمل به دست فرد باشد. نه اینکه چیزی بالاتر از اراده کسی وجود داشته باشد  تا او را مجبور کند که به این هدف به دنیا بیاید.</p>
<p>در Never Let Me Go که بر اساس رمانی از Kazuo Ishiguro ساخته شده است، مدرسه‌ای  وجود دارد که کودکان بی سرپرست را از نوزادی در آنجا گرد هم می‌آوردند و تنها به یک  هدف آنها را پرورش میدهند. در این مدرسه به کودکان رسیدگی میشود تا به سن جوانی و  تکامل برسند و بعد یکی یکی اعضای بدنشان را به نیازمندان اهدا کنند. در واقع این  کودکان امانتدار بدنهایی هستند که متعلق به خودشان نیست. آنها به دنیا می‌آیند تا  دیگران زندگی کنند و خودشان سهمی از زندگی ندارند. حتی زمانی که شایعه میشود که اگر  میان دو نفر عشقی حقیقی در جریان باشد میشود این برنامه اهدای عضو را به تاخیر  انداخت هم درست از آب در نمیاید و عملا هیچ راه گریزی برای آنها باقی نمی‌ماند.</p>
<p>تمرکز این فیلم بر روی داستان زندگی سه کودک ساکن هارلشیم، مدرسه شبانه روزی محل  زندگی آنها است. کثی، روث و تامی سه کودکی هستند که در این فیلم سه برش از زندگی  آنها را تماشا میکنیم. دوران زندگی در مدرسه و بعد از آن دوران زندگی خارج از مدرسه  و در روستایی  دور افتاده و در نهایت، دورانی که برای آن رشد یافته بودند. آنها  علیرغم آن که مانند همه بچه‌ها رشد نکرده بودند اما با این حال از احساسات معمول  بشری بهره‌مند هستند و همین احساسات است که آنان را به ادامه حیات علاقه‌مند کرده  است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/nlmg-2.jpg"><img class="size-full wp-image-2487 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="nlmg (2)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/nlmg-2.jpg" alt="" width="450" height="298" /></a></p>
<p>بر خلاف داستان فیلم که ماهیتی عجیب و شاید ۱۹۸۴ گونه داشته باشد ما شاهد جزیئات  زندگی کاراکتر ها هم هستیم. یعنی نویسنده  زیاد پیگیر این موضوع نیست که این افراد  از زندگی چه برداشتی دارند و احساسات آنها درباره اینکه صرفا در این دنیای اهدا  کننده باشند چیست؟ در عوض به زندگی شخصی آنها، تلاششان برای بقا و علاقه‌مندیها و  نفرتهای آنها میپردازد. این کودکان شبیه انسانهای جنگلی شده‌اند که از جامعه بشری  دور افتاده‌اند و از مناسبات معمول انسانی بی اطلاع هستند. واکنش آنها وقتی برای  اولین بار در روستا تلویزیون تماشا میکنند جالب است. آنها نمیدانند که نسبت به  مسائل به نمایش درآمده چگونه ابراز نظر کنند. در همین راستا برخورد آنها با روابط  مرد و زن و احساسات زیستی انسان است.</p>
<p>Never Let Me Go درامی عاشقانه است. اما به نظر من داستانی علمی تخیلی است که با  ظرافت نوشته شده و بیننده را به فکر فرو می‌برد. این داستان با اینکه احساسات زیادی  را به تصویر می‌کشد، با فکر مخاطب سر و کار دارد و صرفا برای جلب احساسات نیست.</p>
<p>کسانی که کتاب Ishiguro را خوانده و بعد فیلم را تماشا کرده‌اند میگویند که از  ظرافت کتاب در فیلم خبری نیست و در زمان تماشای فیلم هم متوجه ابهامات قصه خواهید  شد. نقاط روشن نشده زیادی در داستان روایت شده به چشم خواهد آمد.</p>
<p>همجواری صحنه‌های زیبایی چون جنگل، گندمزار و دریا و حتی باران که نوید بخش  طراوت و تازگیاست  در کنار زندگی در نطفه خاموشِ این کودکان یکی از پارادوکس‌های  تحسین برانگیزی است که در این اثر به تماشا خواهیم نشست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/never-let-me-go/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک کلیپ دو ساعته; درباره Burlesque، فیلمی با حضور Cher</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burlesque</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burlesque#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Mar 2011 08:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[Aguilera]]></category>
		<category><![CDATA[Burlesque]]></category>
		<category><![CDATA[cher]]></category>
		<category><![CDATA[Christina]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2482</guid>
		<description><![CDATA[cher خاطره مشترک چند نسل است. خواننده‌ای که نه زرق و برق خوانندگان نوظهور را دارد و نه  سنگینی هنرمندان کلاسیک را. او خواننده‌ای است برای هر روز گوش کردن. Cher از آن  خوانندگانی است که از حالت یک هنرمند&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>cher خاطره مشترک چند نسل است. خواننده‌ای که نه زرق و برق خوانندگان نوظهور را دارد و نه  سنگینی هنرمندان کلاسیک را. او خواننده‌ای است برای هر روز گوش کردن. Cher از آن  خوانندگانی است که از حالت یک هنرمند زمینه موسیقی فراتر رفته و حالا تبدیل به یک  مارک و لوگو شده است. نامش بر روی هر محصولی باشد (خواه در زمره سینما و خواه در  دسته موسیقی) خیل زیادی از مردم را به سمت خود میکشاند.</p>
<p>Burlesque فیلمی است درباره افسانه ظهور یک ستاره. اینکه یک فرد آماتور و مبتدی  چطور میتواند بر اساس علاقه‌اش حرکت کند و این علاقه چقدر میتواند سوخت خوبی برای  رسیدن باشد. هر چند این ستاره مبتدی و نوظهور در این فیلم آنچنان هم تازه کار نیست.  Christina Aguilera در نقش الی دختر جوانی است که سودای رقصیدن و خواندن دارد او  برای همین دست به کار می‌شود و شهر زادگاهش را ترک میکند و راهی جایی می‌شود که  زمینه ساز پیشرفت او باشد. با وجود نام Christina به راحتی میشود فهمید که کارهای  او به عنوان دختر آماتور آنچنان هم مبتدیانه نیست بلکه استاندارهای بالایی را رعایت  میکند که البته برای کاراکتر الی زیاد جذاب نیست. چون کار او به عنوان یک علاقه‌مند  صرف که تنها در خانه تمرین کرده است را خیلی ساده میکند!</p>
<p>تس (Cher) صاحب کلابی کوچک است که برای دایر بودن پول زیادی بدهکار است و بانک  مدام برای آن اخطاریه میفرستند. اما این کلاب آرزوی شخصی تس است. بنابراین برای  نجات اینجا حاضر نیست چوب حراج به آن بزند. نمایشهای پر رونق که یادآور فیلم “نمایش  دختران” است هم برای نجات آرزوی شخصی تس کافی نیست. در این میان الی که به عنوان  پیشخدمت در این کلاب مشغول به کار است تبدیل به برگ برنده‌ی او می‌شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/burlesque2.jpg"><img class="size-full wp-image-2484 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="burlesque2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/burlesque2.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p>تمام داستان این فیلم بر اساس مدل کلیشه‌ای و تکراری ظهور ستارگان بی نام و نشان  است. از هیچ به همه چیز می‌رسند و در این راه عشق و علاقه است که آنها را از رسیدن  باز نمیدارد. اما در این فیلم حتی از سختی‌های معمول بر سر راه این ستارگان هم خبری  نیست و الی به راحتی پله‌های ترقی را طی که نه، میدود. در این مدل داستانها همیشه  بر سر راه پیشرفت ستاره افرادی وجود دارند که به حسادت با آنها میپردازند. اینجاهم  کاراکتری به نام نیکی حضور دارد که نقش او را Kristen Bell بازی میکند. البته قرار  بود این نقش به لیندسی لوهان و یا جسیکا بیل برسد که اینطور نشد.</p>
<p>به غیر از داستان که یک قصه تکراری خالی از نوآوری بود، حتی در پردازش داستان  فرعی عشقی، حالت کلیپ بودن آن هم بسیار به چشم می‌آید. تعداد زیاد قطعاتی که  خوانندگان اجرا میکنند و قرار است با این قطعات این فیلم در دسته فیلمهای موزیکال  قرار بگیرد. هر چند دقیقه یک بار یکی از دو خواننده اصلی داستان روی صحنه قرار  میگیرند و میکروفن به دست شروع به آوازخوانی میکنند. حتی طراحی صحنه کلاب هم متناسب  با توصیف کلی آن مکان کوچک نیست. طراحی‌ها در سطح بسیار بالایی ترتیب داده میشوند  که باعث شگفتی است که کلاب کوچک و فقیری که بدهکار است و تنها یک رختکن برای آماده  شدن رقصنده‌ها دارد چطور اینقدر باشکوه مینمایاند.</p>
<p>در کل باید عرض کنم که اگر از علاقه‌مندان این دو خواننده محبوب هستید، از این  فیلم لذت می‌برید و ایرادهای بزرگ آن در نظرتان ناچیز به نظر میرسد اما اگر در  انتظار یک موزیکال هستید باید توجه کرد که این فیلم ابدا در حد و اندازه موزیکالهای  موفق نیست. به هر حال Burlesque  اثری که درجه نمایش PG-13 را دریافت کرده و در آن  از صحنه‌های برهنگی کامل و یا روابط عاشقانه بی پرده علیرغم فضای داستان خبری نیست  و تمام تمرکز فیلم بر کلیپهایی است که دو خواننده- بازیگر فیلم اجرا میکنند. در ضمن  Cher قطعه You Haven&#8217;t Seen the Last of Me را به صورت زنده اجرا کرده و لبخوانی  نمیکند.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burlesque/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به اضافه چند چیز بد; درباره همه چیزهای خوب!</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/all-good-things</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/all-good-things#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Mar 2011 17:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[همه چیزهای خوب]]></category>
		<category><![CDATA[کریستین دانست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2466</guid>
		<description><![CDATA[همه چیزهای خوب (All Good Things) داستان مرد جوانی است که به اصرار پدر و  علیرغم میل شخصی‌اش وارد شغل خانوادگیشان میشود. آنها صاحب شرکت بزرگی هستند که در  کار معاملات ملکی نیویورک است و به خاطر همین فعالیت‌هاست که&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همه چیزهای خوب (All Good Things) داستان مرد جوانی است که به اصرار پدر و  علیرغم میل شخصی‌اش وارد شغل خانوادگیشان میشود. آنها صاحب شرکت بزرگی هستند که در  کار معاملات ملکی نیویورک است و به خاطر همین فعالیت‌هاست که به سوژه مورد علاقه  پلیس تبدیل می‌شود. دیوید مارکس با بازی Ryan Gosling علاقه‌مند است تا برای خودش و  بیرون از شهر زندگی ساکتی داشته باشد. در همین میان با دختر زیبایی به نام کتی با  بازی Kirsten Dunst ملاقات میکند و کارشان به ازدواج میرسد. دیوید از نظر روانی آدم  سالمی نیست. در کودکی شاهد خودکشی مادرش بوده و تا جوانی این حادثه شخصیت او را تحت  تاثیر قرار داده است. برای همین هم در زندگی با همسرش دچار مشکل میشوند و به  سرانجام خوبی نمیرسند. او بعد از ناپدید شدن همسرش به شهری دیگر می‌رود و با هویت  تازه‌ای زندگی میکند. مبادرت به قتل دوست قدیمی و هم دانشگاهیش میکند و در پایان هم  آنچنان که باید متهم شناخته نمی‌شود.</p>
<p>“همه چیزهای خوب” واقعا درباره همه چیزهای خوب نیست! اتفاقا حجم وقایع و حوادث  تلخی که در این داستان رخ میدهد کم نیست. این فیلم بر اساس داستان واقعی ساخته شده  و دیوید مارکس واقعی، در زمان ساخت فیلم ساکن فلوریدا بود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/all-good-things.jpg"><img class="size-full wp-image-2468 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="all-good-things" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/all-good-things.jpg" alt="" width="450" height="340" /></a></p>
<p>گاه گاهی در میان فیلم صدای راوی مانندی به گوش میرسید که با حالت بازجویی  داستان را روایت میکرد. این روند داستانگویی شاید کمی باعث کسالت آور شدن داستان  میشد اما این نقص با بازی “گزلینگ” و “دانست” جبران شد. گازلینگ عمیقا در نقش فرو  رفته بود به طوری که انتها و پایانی برای کاراکترش نمیشد تصور کرد. کریستین دانست  هم نقش زن جوان دل شکسته‌ را با ظرافت تمام ایفا کرد. دانست به عنوان کتی و همسر  دیوید نقش زنی را بازی میکند که اولا از ماهیت اصلی خانواده شوهرش بی خبر است و دوم  اینکه از حقیقت وجود همسرش هم اطلاع درستی ندارد. او ظاهر مرد را میبیند که انسان  درست و شریفی است اما در حقیقت لایه‌های زیرینی دارد که البته پدرش مسبب آن بوده  است. ولی به هر حال اکنون بر روند زندگی او تاثیر گذار بوده است.</p>
<p>Andrew Jarecki کارگردان شناخته شده‌ای نیست اما او در سال ۲۰۰۳ و در جشنواره  فیلم ساندنس برنده جایزه برای ساخت بهترین فیلم مستند شد. Capturing the Friedmans  فیلمی درباره یک خانواده و رازهای آنها بود. بسیاری از منقدان او را کارگردانی  میدانند که توانایی بالایی در به تصویر کشیدن جزییات دارد. شاید برای همین است که  در این فیلم اینقدر جزییات درباره کاراکترها و خواسته‌هایشان میبینیم که به نظر من  گاهی آزار دهنده میشدند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/all-good-things/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تجرد اجباری: درباره مرد مجرد و بازی درخشان مایکل داگلاس</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/solitary-man</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/solitary-man#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Mar 2011 19:09:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سوزان ساراندن]]></category>
		<category><![CDATA[مایکل داگلاس]]></category>
		<category><![CDATA[مرد مجرد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2463</guid>
		<description><![CDATA[مرد مجرد در سایتها و مجلات سینمایی به عنوان فیلمی کمدی، درام و رومانتیک  شناخته می‌شود. اما چیزی که بعد از تماشای آن من را به تردید انداخت بخش کمدی قضیه  نبود. این فیلم آنچنان هم فیلم رومانتیکی نیست. رومانتیک&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرد مجرد در سایتها و مجلات سینمایی به عنوان فیلمی کمدی، درام و رومانتیک  شناخته می‌شود. اما چیزی که بعد از تماشای آن من را به تردید انداخت بخش کمدی قضیه  نبود. این فیلم آنچنان هم فیلم رومانتیکی نیست. رومانتیک نبودن آن البته بخشی از  ایراد متوجه این اثر نخواهد بود.</p>
<p>بعد از مدتها دوباره شانس آن را داریم که مایکل داگلاس را به عنوان بازیگری  توانا بازیابیم. بازیگری که در ابتدا به عنوان تهیه کننده در عالم سینما شناخته شده  بود و بعد از آنکه به بازیگری به صورت حرفه‌ای پرداخت همگان او را زیر سایه پدرش  میدیدند. اما او با خلق کاراکترهایی نظیر آنچه در وال استریت و غریزه اصلی از او  دیدیم نشان داد که بازیگری توانا، مقتدر و البته مستقل از نام پدر است. این بار و  در فیلم مرد مجرد هم او به خوبی نشان میدهد که هنوز به عنوان بازیگر درجه یک قابل  اعتناست.</p>
<p>در این فیلم داگلاس در نقش بن کالمن بازی میکند. “درستکارترین فروشنده اتوموبیل  در نیویورک”. خوش لباسی و آرایش موهای او در این نقش ما را متقاعد میکند که او  واقعا یک فروشنده اتومبیل است که در کارش پیشرفت زیادی داشته است. او توانایی این  را دارد که از روی چهره اشخاص اتومبیل مناسب آنها را پیدا کند! اما این، تنها  توانایی او نیست و او در زمینه روابط جنسی هم توانایی های زیادی دارد.</p>
<p>او مجرد است اما نه به خواست خودش. در زندگی زناشویی به همسرش نانسی با بازی  سوزان ساراندون خیانت کرده و تا به حال چندین بار دخترش را ناامید کرده است. او  معروف به راستگویی است در حالی که دیگران خوب می‌دانند که برای جلب مشتری دروغگوی  ماهری است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/sm2.jpg"><img class="size-full wp-image-2465 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="sm2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/sm2.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p>کالمن ظاهری جذاب و متقاعد کننده دارد اما اینها تنها در نگاه ظاهری به چشم  میخورد و وقتی به لایه‌ها درونی زندگیش میروی و چند روزی از زندگی او را مرور  میکنیم نظر دیگری خواهیم داشت. زمانی که وی دختر دوستش را برای مصاحبه دانشگاه  همراهی میکند. اتفاقا دختر دوستش قرار است در همان دانشگاهی درس بخواند که بن دوران  جوانی در آنجا مشغول بود و حتی همسرش را در آنجا یافته و اکنون کتابخانه بزرگ این  دانشگاه به خاطر کمکهای مالی او به نام کالمن نامگذاری شده است.</p>
<p>زندگی بن در سراشیبی قرار میگیرد. او کارش را و موقعیت ممتازش به عنوان یک تاجر  را از دست داده و با افراط در برقراری ارتباط با زنان و حتی دختران هجده ، نوزده  ساله صدای هشدار خانواده و دوستانش را در می‌آورد. ولی هیچ صدایی او را از حرکت  منصرف نمیکند. تازمانی که خود را تنها و بی کس میبیند.</p>
<p>اگر نخواهم بیش از این داستان فیلم را بشکافم و احتمالا از جذابیت آن برای کسانی  که هنوز به تماشا ننشسته‌اند کم کنم تنها باید به درخشانترین مسئله فیلم اشاره کنم  که همان بازی بی ایراد مایکل داگلاس است. او در این فیلم خود نمایی نمیکند و در  برابر دوربین رل بازی نمیکند. به اعتقاد برخی از منتقدین که به شایعات درباره  داگلاس باور دارند و او را فردی هوسباز و خوش گذران در نظر میگیرند باید گفت که  داگلاس در این فیلم نقش کسی جز خودش را بزای نمیکند.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/solitary-man/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غریبه سیاه بلند قدی در کار نیست; درباره آخرین فیلم وودی آلن</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/you-will-meet-a-tall-dark-stranger</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/you-will-meet-a-tall-dark-stranger#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Mar 2011 12:59:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آنتونی هاپکینز]]></category>
		<category><![CDATA[با یک غریبه سیاه بلند قد آشنا می‌شوی]]></category>
		<category><![CDATA[جاش برولین]]></category>
		<category><![CDATA[نائومی واتس]]></category>
		<category><![CDATA[وودی آلن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2460</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;با یک غریبه سیاه بلند قد آشنا می‌شوی&#8221; عنوان فیلمی است از وودی آلن. همانطور  که از عنوان فیلم بر می‌آید در طول نود هشت دقیقه این فیلم بیننده با یک اثر وودی آلنی روبرو است. &#8220;شاعر منهتن&#8221; از دیر&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;با یک غریبه سیاه بلند قد آشنا می‌شوی&#8221; عنوان فیلمی است از وودی آلن. همانطور  که از عنوان فیلم بر می‌آید در طول نود هشت دقیقه این فیلم بیننده با یک اثر وودی آلنی روبرو است. &#8220;شاعر منهتن&#8221; از دیر باز  در ساخته‌هایش به واکاوی روابط انسانها پرداخته. چه زمانی که آنی هال را به پرده سینما فرستاد. چه وقتی که منهتن را ساخت و حتی این  اواخر ویکی کریستیانا بارسلونا را. کشش‌ها کنش‌ها و عقده‌ها و گره‌هایی که میان دو نفر بوجود می‎‌آید و همینطور رشد  میکنند. اما چیزی که در این فیلم مشهود است اینکه همزمان با ساخت آثار جدید از آلن شاهد تغییر روابط به تصویر کشیده شده توسط او هستیم  گویی او یک واقعه نگار روابط انسانی است که زن و شوهرها و عاشق و معشوقها را مورد بررسی قرار میدهد و آسیب شناسی میکند و امیدها  و آرزوها و ترسهای آنها را روی دایره میریزد.</p>
<p>&#8220;با یک غریبه سیاه بلند قد آشنا می‌شوی&#8221;  داستان موازی چند جفت است که در زندگی  عاطفی خود دچار تردید می‌شوند. هلنا (Gemma Jones) زن سالخورده‌ای که شوهرش به تازگی و بعد از چها سال زندگی مشترک  ترکش کرده و او از یک تلاش نافرجام برای خاتمه دادن به زندگی‌اش بازگشته. سالی (نائومی واتس) دختر هلناست که با شوهر  نویسنده‌اش زندگی میکند و مشکلات مالی فراوانی دارد .  شوهر او روی (Josh Brolin) نویسنده است  ولی تا به حال تنها یک  بار کتابی موفق نوشته و باقی آثارش توسط انتشارات مختلف مورد قبول واقع نشده است. او  در خلال کارش متوجه حضور دختری در آپارتمان  روبروی خانه‌شان میشود. دلباخته او میشود اما دیا (Freida Pinto) در آستانه ازدواج با مردی دیگر است. اندکی بعد روی خود را در  آپارتمان دیا میبیند در حالی که این بار به تماشای سالی ایستاده است.</p>
<p>هلنا  برای سر و سامان دادن به زندگی بعد از جدایی‌اش به سراغ زن طالع بینی به  نام کریستال می‌رود و از این طریق سعی میکند تا خود را به آینده امیدوار کند. از طرفی آلفی (آنتونی هاپکینز) شوهر هلنا و پدر  سالی، بعد از جدایی از همسرش به دنبال انجام کارهایی است که در جوانی شاید فرصت انجام آنها را پیدا نکرده است. او اصرار دارد که   صاحب ژن‌های عمر دراز است و برای همین هم به ورزش و غذاهای سالم روی آورده تا باقی عمرش را در سلامت بگذراند. در این بین او با یک  زن هوس باز آشنا می‌شود و بعد از چند قرار به او پیشنهاد ازدواج میدهد&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/w1.jpg"><img class="size-full wp-image-2462 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="w1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/w1.jpg" alt="" width="450" height="315" /></a></p>
<p>در این داستان همه شخصیت‌های اصلی بعد از  گذراندن یک دوره زندگی در میانه راه و به دلایل مختلف تردید پیدا میکنند و  نمیتوانند با همسفر خود همراه باقی بمانند آنها میان ماندن و رفتن حیرانند. ما با یکسری شخصیت  روبرو هستیم که در پی یافتن راه و دلیلی برای رسیدن به خوشحالی پایدار هستند. آنها به چیزی که هستند قانع نیستند و در پی  جستجوی رسیدن به امیالی هسند که فکر میکنند آنها را خوشحال میکند. غافل از آنکه این جستجو قیمت بالایی برای آنها در پی  دارد.</p>
<p>آلن این بار هم در لندن فیلمش را ساخته. شاید به این خاطر که ظاهر جریان زندگی  در لندن جدی‌تر و ملموس‌تر از آمریکاست. بازیگران حرفه‌ای این فیلم به خوبی در قالب نقشها فرورفته و بازیها کاملا باور پذیر  است.</p>
<p>در پایان هم هلنا هرگز با یک مرد سیاه پوست بلند قد دیدار نمیکند و به جایش با  یک مرد سفید کوتاه و چاق که صاحب یک کتاب فروشی است ملاقات میکند. اما موضوع مهم این است که او به شاد زیستن نزدیک می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/you-will-meet-a-tall-dark-stranger/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترکه ی رنج : نقدی بر استخوان زمستان</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/winter%e2%80%99s-bone</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/winter%e2%80%99s-bone#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Feb 2011 08:11:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احمد مستوفی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[استخوان زمستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2447</guid>
		<description><![CDATA[پدری که خانواده ی خود را در تنگ دستی به فراموشی سپرده و تاراجش را به بی فکری فروخته و دختری که برای سیر کردن شکم خانواده اش سخت تلاش می کند و دوستش با یک بچه از مشکلات شخصی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پدری که خانواده ی خود را در تنگ دستی به فراموشی سپرده و تاراجش را به بی فکری فروخته و دختری که برای سیر کردن شکم خانواده اش سخت تلاش می کند و دوستش با یک بچه از مشکلات شخصی زندگی اش رنج می برد و خواهر و برادرش با تحمل این مشقات به درک می رسند و مادری که پیر و مریض است و درک عقلی اش را از دست داده و عمویی که تنها قوم و خویش این خانواده ی مفلوک است و سابقه ای بس غریب دارد و… همه کلیشه های داستانی استخوان زمستان است که بارها و بارها در هر درامی تکرار شده و همه ی آنها یک روند را تا پایان طی می کنند و همه ی آنها نتیجه ی تراژیک می گیرند و تنها در این میان روح تماشاگر به درد می آید. همه چیز غیر عادی و در روند خارج از برنامه ی خود نشان داده می شود و مثل درختانی جلوه می کنند که در اوج زمستانی سرد، سرگردانی و ملامت در ریشه ی وجود خود را حس می کنند و مثل استخوان هیبت خود را در این سوز سرما جمع کرده و انتظار بهار را می کشند.</p>
<p>بیزاری انسان از هم نوع خود نقش بر روابط موجود بسته و ارتباطات پر از اختلاف است. سرچشمه ی این اختلاف، گذشته‌ای به اندازه‌ی سن درختی پیری دارد و درخت که خود نماد نسل هاست، این نزاع و کشمکش را ما بین بشر برجسته می کند.</p>
<p>اثری با داستانی معطوف به غیبت پدر خانواده‌ای که در یک منطقه‌ی حومه‌ی شهری در آمریکا زندگی می کنند و رنگ آن با توجه به نوع موسیقی و فضای بصری، گویی بر پس زمینه ی فیلم پاشیده شده است. موضوعی که ساده، اما دارای پیچیدگی های اخلاقی ست و قاب‌های نابی در درون خود دارد که فیلم را از دیدگاه جلوه‌های نمایی بسیار تاثیر گذار کرده است. روح زمستان و سردی آن در عمق پلان‌های این اثر دمیده شده و گونه ای از مرگ را در تک تک عناصر و جزئیات تصاویر می‌توان احساس کرد. به شکلی، رها شدن با کوهی از مصائب که اسرار و ندانسته‌ها بر شدت آن دامن می‌زنند و دختری در جستجوی پدری است که خانواده‌اش را با باری از نداری‌ها و مشکلات تنها گذاشته و از نگاه قانون و فرزندانش خود را گم کرده است. داستان در سیر روزمرگی دستخوش نقاط عطف و اتفاقات می‌شود. عکس‌هایی که با دقت به تک تک فریم های اثر، خلاقانه برداشت شده و چیدمان این عکس‌ها گویی تا حدی نظم خود را در میانه‌ی اثر از دست می دهد. دبرا گرانیک، کارگردان تازه کاری است که بی تجربگی و دقت بر جزئیات نامربوط در اثرش به وضوح دیده می‌شود. بدین ترتیب مقایسه‌ی تجارب او به سبب سابقه‌ی کم در فیلمسازی بلند، تحلیل آنچنانی ندارد و مقایسه‌ی سبک و شیوه فیلمسازی او نسبت به این گونه ژانر فیلم، مثل جنس چوب، خشک جلوه می کند. اما قالب را تا پایان حفظ می‌کند . تجسم زمستانی که انسان در کشمکش و غلبه بر این دشواری‌ها عاجز است و جسمش مثل چوبی است که شکسته تکان می‌خورد و تا استخوان درد می‌کشد. آرایش صحنه خام است و دکوپاژ سنگینی در دست ندارد و تعامل عوامل بازی آنگونه که باید به چشم نمی آید. تعامل نسبی موجود، فضای خشن و خسته کننده‌ای ساخته، که دقت در خلاقیت‌های آن حوصله‌ی عجیبی می‌خواهد. شما قبل از آغاز فیلم هیچ نظری ندارید که قرار است صرف نظر از گذران داستان، چه در پس دوربین او بگذرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/wbr-1.jpg"><img class="size-full wp-image-2449 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="wbr (1)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/wbr-1.jpg" alt="" width="460" height="276" /></a></p>
<p>اثر قبلی گرانیک، &#8220;به استخوان رسیدن&#8221; نشان دهنده ی علاقه ی عجیب او به واژه ی استخوان به سبب توصیف پدیده‌هایی است که سعی در بازگویی آنها دارد.  در این میان جنیفر لارنس بازیگر نقش &#8220;ری&#8221; خیلی نافرم و با قالبی سرد و تکراری بازی می کند، اما بسیار خوب حس انتقال می دهد و این حس را تا پایان، پایا نگه داشته و مصنوعی نمی شود. به گونه‌ای هنرنمایی می کند که هر بیننده ای از دریچه‌ی خود با او همذات پنداری کند و دیواری میان افکار و ظاهر خود می کشد که نشان دهد مصائبی دارد که هیچ کس او را به راحتی نمی تواند بفهمد. شخصیت‌ها بگونه ای در لحظات مختلف فیلم برجسته می شوند ، اما روایت جزئی آنها، در طول فیلم گنجانده نشده و به شکلی مخاطب با پایان فیلم از خیلی چیزها بی اطلاع است.</p>
<p>از سکانس‌های پایانی اثر که کمی چاشنی ابتکار به آن اضافه می‌کند خوشم آمد. در سکانس قبرستان، عموی ری، با اشاره بر این که پدرش اینجا نیست سعی در قانع کردن او دارد و ری گفته ی عمویش را تعمیم می دهد و می گوید که او هیچ جا نیست و با استعاره به معمای فیلم پاسخ می‌دهد و سپس عمویش جمله‌ی او را با گفتن &#8220;یک جایی می تواند باشد&#8221;، نقض می کند و با اضافه کردن سکانس رودخانه‌ای که جسد پدر در آن است، تصاویری مشمئز کننده می‌سازد و این فلسفه‌ی وجودی را در عمق لجن‌ها به زیر تیغ نقد می‌برد. این پیوستگی کمی به حیثیت اثر شکل می دهد و شکل دهنده‌ی تاثیر گذارترین صحنه‌های این فیلم است.</p>
<p>بطور کل فیلم پر از نشانه‌های خاص است، اما ساختاری از هم گسیخته، چه در روایت و چه در حضور شخصیتها در زمان فیلم دارد و داستان به شکلی خیلی معمولی، تکراری است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/winter%e2%80%99s-bone/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فینچر هم صفحه ی فیسبوک باز کرده است : نقدی بر شبکه ی اجتماعی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/facebook-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/facebook-2#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Feb 2011 18:28:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احمد مستوفی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید فینچر]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2439</guid>
		<description><![CDATA[شبکه‌ی اجتماعی داستان دانشجوی خلاقی است که تمام زندگی خود را صرف عملی کردن ایده های بر آمده از نبوغ تحلیلی‌اش می کند و از اطرافیانش برای به ثمر نشاندن اهدافش استفاده می کند . او برای رسیدن به آنچه در ذهن دارد سخت تلاش می کند، اما او هم مثل تمام انسانها پر از نقص است، همانطور که هیچ کس کامل نیست. مارک، هر چیزی که در اطرفش می گذرد را توسعه میدهد و در این راه از دوست دانشگاهی‌اش، برای بسط افکارش کمک می گیرد. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در دنیایی که روز به روز ارتباطات در آن تاریک‌تر می‌شود و دوستی‌های حقیقی کم رنگ‌تر، عقده‌ی بدست آوردن مجدد رنگ واقعی این دوستی‌ها، در ذهن هر کسی ممکن است شکل بگیرد. خواه این ارتباط بین دو مرد یا دو زن باشد و خواه بین دو جنس مخالف. هر چقدر جهان در عرصه‌ی صنعت پیشرفت می کند، ارتباطات ماشینی‌تر می‌شوند و به گونه ای کاپیتالیست بر قلمرو ارتباطات نیز حکمفرما می شود. فضای بی کرانی که یک نفر با کسی دیگر به صورت خصوصی تقسیم کند عمومی‌تر می‌شود و انسان تبدیل به روباتی می‌شود که برای برقراری دوستی با شخصی دیگر در یک لحظه تنها به درخواست مخاطبش جواب مثبت بدهد. هر چه بیشتر به گذشته قدم می‌گذاریم، پی می‌بریم که این مهر تا زمانی که در دل یک انسان شکل نمی‌گرفت بوجود نمی آمد . حقیقت کاملا واضح بود که یک نفر دوست اوست و یک نفر دوست او نیست. در عصر حاضر که ملقب به عصر اطلاعات است، ارتباطات وسیع‌تر و با سرعت بیشتری صورت می گیرد. تعبیر عوام این است که ارتباطات گسترش یافته و دوستی ها جهانی‌تر می شوند. تعبیر خواص با گذر زمان بر تیرگی روابط میان انسانها صحه می گذارد و تکنولوژی را مانند ماده‌ی مخدری می دانند که به قول صادق هدایت، تنها درد را برای مدتی آرام می کند، اما پس از مدتی بر شدت درد می افزاید.</p>
<p>شبکه‌ی اجتماعی داستان دانشجوی خلاقی است که تمام زندگی خود را صرف عملی کردن ایده های بر آمده از نبوغ تحلیلی‌اش می کند و از اطرافیانش برای به ثمر نشاندن اهدافش استفاده می کند . او برای رسیدن به آنچه در ذهن دارد سخت تلاش می کند، اما او هم مثل تمام انسانها پر از نقص است، همانطور که هیچ کس کامل نیست. مارک، هر چیزی که در اطرفش می گذرد را توسعه میدهد و در این راه از دوست دانشگاهی‌اش، برای بسط افکارش کمک می گیرد. ابتدا فضایی مجازی برای ارتباط میان دوستان همکلاسی خود طراحی می کند و سپس با صحبت های دوستان خود تصمیم به گسترش این ایده که گویی از کسانی دیگر به ذهنش رسیده، می‌گیرد. او سازنده‌ی شبکه‌ای مجازی به نام فیس بوک می‌شود در حالی که پشت این موفقیت پر از حاشیه‌هاست. فیس بوک تبدیل به یک اتفاق در تاریخ دنیا می شود و آنقدر فراگیر می‌شود که بخشی از ذهن و اتفاقات زندگی بسیاری از انسانها را در این محیط مجازی شکل می‌دهد. قبل از این بسیاری از این نوع پایگاه ها وجود داشت که تا این همه فراگیر نشده بود و این پایگاه غیر از امکانات اضافه‌تری که همراه خود داشت، به قولی رگ خواب و نیازها و عقده‌ها و نداشته‌های عموم را شناخته و درصدد رفع آن بر آمد. نیازهایی که دغدغه‌های مارک زاکربرگ بود . او در راستای هدفی متعالی به صورتی غیر ارادی وارد دنیای بی رحم پول و سرمایه داری می‌شود و حریم‌های آن را می شکند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/fb3.jpg"><img class="size-full wp-image-2441 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="fb3" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/fb3.jpg" alt="" width="450" height="318" /></a></p>
<p>دانستن اینکه شبکه ی اجتماعی به هدف ایجاد ارتباط، حتی سازندگانش را دچار حاشیه‌های فراوان می کند چیز عجیبی نیست. اثر، پر از کنایه‌های سیاسی و اجتماعی است که به سیاست اقتصادی و نظام آمریکا بر می‌گردد. اما این اثر نه هنری است برای هنر و نه هنری است برای مردم. این اثر هنری است برای شبکه‌ی اجتماعی فیس بوک که خود فیس بوک هنری است برای مردم. در این میان، فیلم هنر خاصی را به نمایش نمی‌گذارد. دیوید فینچر، دوربین مقدس سینما را در مقابل چشمان طرفدارانش به چند دلار بیشتر می فروشد. قسمتی از داستان زندگی و دغدغه های کسی که خالق شبکه ی اجتماعی فیس بوک است و در چند سال گذشته بیلیون ها دلار درآمد برای دولت ایالات متحده و سرمایه داران خصوصی آن به ارمغان آورده، موضوع اثر کسی است که تا قبل از این، باشگاه مشت زنی با آن همه فلسفه‌ی ناب و هفت با آن همه سکانس های مهیج ساخته است. فیس بوک شبکه‌ای اجتماعی و مجازی است که هنر مارک زاکربرگ، خالق آن است . هنر یک ساعت و پنجاه دقیقه شبه مستند که چندین و چند کلیشه را با حرافی مطلق تحویل تماشاگر می دهد کجاست؟ هنری که با یک ایده ی جدید، سینمای یک کشور را دچار نقطه ی عطف کند در کدامین سکانس این اثر دیده می‌شود؟ شاید ژانر این اثر درام باشد و ظاهر فیلم بلند داشته باشد، اما گویی مستندی است از یک نابغه که شبکه‌ی اجتماعی‌اش دنیا را تکان داده و ساخت عینا اتفاقات پیش آمده در ارتباط با مارک زاکربرگ فیلمبرداری شود و دیوید فینچر وظیفه‌ی سر هم کردن آن را بدست گیرد و برای پرده‌های سینما فرستاده شود.</p>
<p>مساله‌ی یک هنر ناب هیچوقت جایزه نبوده و نخواهد بود. یک شاهکار با نگرفتن جایزه هیچ گاه ارزش هایش را از دست نمی دهد. سرمایه داران یک جشنواره، در استخر و جکوزی خود در حال خوردن استیک و نوشیدن شامپاین، فیلمی را تماشا می کنند و یاد خاطرات و کاسبی هایشان از این فیلم می افتند و به قدری تبلیغات را گسترش می‌دهند تا یک فیلم بدین شکل جایزه بگیرد. بدین صورت، یک جشنواره از فضای هنری فاصله می گیرد و تبدیل به سالن مد می شود و جایی برای شایعه پراکنی برای مدونا و بریتنی اسپیرز و عده ای که در مقابل هم لبخند می‌زنند، در حالی که حاضر نیستند سر به تن طرف مقابلشان باشد. به هم جایزه تقدیم می‌کنند و بدین ترتیب شبکه‌ی اجتماعی تحمیل شده‌ی دیوید فینچر، در جشنواره ی کاملا بی اعتبار گلدن گلاب که موسسان آن مثلا انجمن نویسندگان آمریکاست ، جایزه باران می‌شود و عنوان بهترین فیلم سال را از آن خود می کند. هر چه این جایزه‌ها به سمت و سوی جنبه‌های سیاسی و اقتصادی خود پیش می رود، جنبه ی اخلاقی هنر نیز زیر پا گذاشته می‌شود. آرون سورکین تا دیروز سیاسی می نوشت و دیوید فینچر تا دیروز جنایی و مهیج می ساخت و امروز با سفارش عده ای سرمایه دار، چه آشی پخته می شود. با توجه به اینکه سطح جوایزی مثل اسکار سال به سال افت می کند و آثار بیشتر در راستای نکته سنجی‌های سیاسی جایزه می گیرند، عجیب نخواهد بود که شبکه‌ی اجتماعی، نامش بارها در مراسم اسکار برای دریافت جایزه تکرار شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/fb2.jpg"><img class="size-full wp-image-2442 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="fb2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/fb2.jpg" alt="" width="450" height="318" /></a></p>
<p>سال گذشته حتی اگر آواتار ساخته‌ی جیمز کامرون جایزه می گرفت، معقول به شمار می رفت، چرا که این اثر تحولی در فناوری سینما ایجاد کرد، به شکلی که با ظهور سینمای ۳D، فیلم ها و انیمیشن های بسیاری با ارائه‌ی ۳D خود، بر این دگرگونی دامن زدند. هر چند موضوع آواتار، مساله ی جدیدی را مطرح نکرد، اما دادن جایزه‌ی بهترین فیلم سال اسکار به فیلمی نظیر گنجینه‌ی رنج، در شرایطی که آمریکا در حال پشت سر گذاشتن جنگ چند ساله‌ی خود با عراق و حضور نیروهای نظامی‌اش در این کشور بود، نوعی کم ارزش کردن آثاری بوده است که سالهای پیشین در آکادمی اسکار با افتخار و به حق دریافت کننده‌ی جایزه بودند. نجات سرباز رایان، گلادیاتور، فهرست شیندلر و&#8230; خیلی از آثار گرانبهایی که با ارائه‌ی هنر ناب سینما تکرار تماشایشان هر بار لذت بخش تر از بار قبل است.</p>
<p>تدوین در آثار دیوید فینچر شهرت بسیاری دارد. سیر داستان سرعت بالایی دارد مثل باشگاه مشت زنی و بر خلاف هفت با آن همه تانی و کشش. هر چند که به هیچ وجه نمی توان چند اثر درخشان را با یک اثر تجاری و سفارشی مقایسه نمود و این دور از انصاف است. اگر باشگاه مشت زنی را به بیننده ای واقعی نشان بدهید ، البته اگر به دیدن تنها یک بار آن راضی شود و بعد از آن شبکه ی اجتماعی را برایش پخش کنید، باور نمی کند که این فیلم فینچر است. شاید در میانه‌ی فیلم، تلویزیون را ناامیدانه خاموش کند. این فیلم نوجوان‌ها را خوشحال خواهد کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/facebook-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>که میخواهد این قوی زیبا بمیرد; درباره قوی سیاه آرونوفسکی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/black-swan-3</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/black-swan-3#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Jan 2011 08:19:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>
		<category><![CDATA[دارن آرونوفسکی]]></category>
		<category><![CDATA[قوی سیاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناتالی پورتمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2428</guid>
		<description><![CDATA[زمانی که فیلم شوالیه تاریکی، اثر کریستوفر نولان اکران شد، هیث لجر بازیگر نقش  جوکر در قید حیات نبود. جسد بی جان او وقتی که فیلمبرداری کار به پایان رسید در  آپارتمانش در نیویورک پیدا شد. هیچ کس نمیدانست که&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که فیلم شوالیه تاریکی، اثر کریستوفر نولان اکران شد، هیث لجر بازیگر نقش  جوکر در قید حیات نبود. جسد بی جان او وقتی که فیلمبرداری کار به پایان رسید در  آپارتمانش در نیویورک پیدا شد. هیچ کس نمیدانست که چه اتفاقی رخ داده اما وقتی که  فیلم اکران شد یک باور در میان بینندگان تقویت شد. اینکه لجر تمام خود را برای این  نقش خرج کرده بود و در پایان تاب این نقش را نداشت واتفاقی افتاد که دیدیم.</p>
<p>نینا (ناتالی پورتمن) بالرین جوانیست که در باشگاه رقص میدرخشد. او با دیگر  دوستانش برای بدست آوردن نقش قوی ملکه مبارزه سنگینی دارد و برای این نقش می‌جنگد و  بالاخره موفق میشود که آن را به دست آورد. او باید در روز نمایش هر دو شخصیت را  بر  اساس دریاچه قوی چایکوفسکی بازی کند. هم قوی سفید و هم قوی سیاه. یکی نماد روشنی و  پاکی و معصومیت که برای نینا آنچنان دشوار نیست. او دختری معصوم است که تا بیست و  هشت سالگی با مادرش زندگی کرده و سالهای زندگی‌اش نقطه تاریکی ندارد.اما از جانبی  باید نقش قوی سیاه را نیز بازی کند. شخصیت شریر و تاریک داستان که یکی از اولین  مشخصه‌های آن اغواگری است.</p>
<p>به نظر من پورتمن در این فیلم زندگی هیث لجر و همه بازیگرانی که غرق نقش خود  میشدند را به تصویر کشید و یکی از نقاط روشن و درخشان این اثر هم همین زیبایی در به  تصویر کشیدن حالات و روحیات آنها بود. پورتمن در نقش فردی که سیر و حرکتی را از  روشنی به تاریکی جهت به صحنه آوردن قوی سیاه آغاز میکند، به خوبی به تصویر میکشد و  همزمان تماشاچیان نمایش و بینندگان فیلم را شگفت زده میکند.</p>
<p>قوی سیاه آرونوفسکی اثری مورد تایید اکثر منتقدین است. در میان نقدهایی که  میگشتم، سختگیرترین افراد هم روی خوش به این فیلم نشان داده و زبان به تحسین آن  گشوده‌اند. در میان این نقدها یکی از موفق‌ترین عوامل فیلم، بازیگر نقش اصلی آن  معرفی شده.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/01/bs2.jpg"><img class="size-full wp-image-2430 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="bs2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/01/bs2.jpg" alt="" width="450" height="318" /></a></p>
<p>نینا برای تبدیل شدن به قوی سیاه بسیار زحمت میکشد اما در این مسیر مشکلات  فراوانی دارد او همیشه در عرصه زندگی مهره سفید بوده و یا خداقل در آن جبهه حضور  داشته است. حتی اگر خودش هم علاقه‌ای به این پاکی نداشت حضور مادر در کنار او همیشه  شخصیت نینا را به سمت پاکی حرکت میداد. حالا نینا برای مسخ شدن و غرق در باورهای  تاریک باید پیش از هرچیز در برابر مادر بایستد. او که قصد دارد تمام سرخوردگیهای  جوانی را در “دختر عزیز”ش زنده کند. اما نینا با دیدن پلیدیها و تاریکیهای دیگران  در می‌یابد که برای درخشیدن همیشه نباید سپید بود. شخصیت دو تکه او توهمات  سایکوتیکی را برایش به همراه دارد. خراش‌های روی کتف که دقیقا جای روییدن بال است و  یا قربانی کردن خود برای رسیدن به قوی سیاه، کارهایی است که تنها برای درخشیدن  انجام می‌شود.</p>
<p>دارن آرونوفسکی کارگردان چهل و یک ساله‌ای است که با وجود جوانی  آثاری چون  Requiem for a Dream  و کشتی‌گیر را در کارنامه دارد. کشتی‌گیر او در مراسم مختلف  جوایز گوناگونی برد و نامزد دریافت بسیاری از آنها بود. او در این فیلم یک نمایش  باله کامل را برای تماشاگر به تصویر میکشد. از دیگر زیبایی های این فیلم پر احساس  میتوان به نوای زیبای چایکوفسکی بر روی تصاویر اشاره کرد که به جا و زیبا از کار در  آمده بود.</p>
<p>پ.ن: عنوان بخشی از شعر حمیدی شیرازی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/black-swan-3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شاید ما هم خوابیم: نگاهی به سر آغاز کریستوفر نولان</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/inception</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/inception#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Dec 2010 07:09:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>
		<category><![CDATA[الن پیج]]></category>
		<category><![CDATA[سر آغاز]]></category>
		<category><![CDATA[لئوناردو دی کاپریو]]></category>
		<category><![CDATA[کریستوفر نولان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2414</guid>
		<description><![CDATA[Inception بر خلاف آنچه به عنوان نقد و تحلیل این فیلم را اثری پیچیده و سنگین معرفی میکند، بسیار روان و سرراست است. این فیلم، ساخته‌ای محکم و هوشمندانه است که اگر بخواهید با تنقلات پای آن بنشینید شما را&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>Inception بر خلاف آنچه به عنوان نقد و تحلیل این فیلم را اثری پیچیده و سنگین معرفی میکند، بسیار روان و سرراست است. این فیلم، ساخته‌ای محکم و هوشمندانه است که اگر بخواهید با تنقلات پای آن بنشینید شما را ناامید خواهد کرد. این جملات، آغاز یادداشت براردینلی درباره Inception است.</p>
<p lang="fa">آغاز  و شروع زندگی، هرگز به خاطر کسی نمی‌آید. برای همین هم نمیشود مطمئن بود که در دنیایی واقعی زندگی میکنیم. شاید مانند هر رویایی که آغازش را به خاطر نمی‌آوریم از خواب بیدار شویم. شاید مانند همه رویاها، چون حبابی منهدم شویم و خود را در دنیایی متفاوت از جایی که شناخته‌ایم باز یابیم. &#8220;وقتی که رویا میبینیم احساس میکنیم که واقعیت است و فقط وقتی بیدار میشویم میفهمیم که چیزی عجیب بوده است.&#8221;</p>
<p lang="fa">Inception اثر کریستوفر نولان است که در سال ۲۰۱۰ روانه سینماها شد. داستان فیلم همانطور که از لحن و سبک آن بر می‌آید نوشته قلم نولان است. نولان خود در این فیلم مانند &#8220;کاب&#8221; (لئوناردو دی کاپریو) عمل کرده است و تیمی از بازیگران و طراحان جلوه‌های ویژه و فیلمبرداران مطرح را گردآوری کرده و پروژه بزرگی را شروع کرده است. به غیر از دی کاپریو کسانی چون ژوزف گوردون لویت (۵۰۰ روز سامر) الن پیج (جونو) ماریون کوتیلارد (ماهی بزرگ)  و مایکل کین و&#8230; حضور دارند.</p>
<p lang="fa">داستان Inception در فضایی علمی- تخیلی نمود پیدا میکند اما مفاهیم مطرح شده در این فیلم تنها به قصد هدف گرفتن واقعیت طراحی شده‌اند. داستان زمان و مکان مشخصی را بر خود نمیپسندد همانطور که در ابتدا از ژاپن آغاز میشود به پاریس میرود و در آمریکا ختم میشود.</p>
<p style="text-align: center;" lang="fa"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/12/Inception-3.jpg"><img class="size-full wp-image-2416 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="Inception (3)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/12/Inception-3.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a></p>
<p>کاب متخصص نفوذ به ناخودآگاه دیگران است. او وارد رویای افراد میشود و میتواند به ناخودآگاه و هرآنچه فرد در واقعیت از ابراز آن در برابر دیگران خودداری میکند سر در آورد. البته او این مهارت را با تمرین و آزمون و خطاهای بسیاری بدست آورده است تا آنجا که تمام زندگی شخصی‌اش تحت تاثیر این ماجرا واقع شده است. مهارت اصلی او در دزدی است. دزدی اسرار و مسائل با ارزشی که هرکس سعی میکند تا از آنها دربرابر دیگران محافظت کند. در یکی از همین جاسوسی‌ها او در برابر فردی به نام Saito شکست میخورد و نمیتواند سر از کار او دربیاورد. اما در همین احوالات است که به یک قمار فراخوانده میشود. Saito پیشنهادی به او میدهد که رد کردنش برای کاب بسیار دشوار است. او از طرف saito مامور میشود تا ایده‌ای جعلی را در ذهن فیشر، وارث شرکتی بزرگ جای بگذارد. کاب با این کار میتواند تا حدودی گذشته خود را جبران کند و فرصتی را ایجاد کند که دوباره او را به بچه‌هایش برساند.</p>
<p lang="fa">نولان برای نوشتن این فیلمنامه ده سال وقت صرف کرد. آغاز نگارش این داستان تقریبا همزمان بود با ساخت فیلم Memento. به نوعی میتوان گفت که نولان با ساخت Memento  خود را برای اثری چون Inception آماده کرد. از نظر بسیاری از تحلیلگران این فیلم درست در راستای فضای فکری نولان قدم برمیدارد و آجری است در دیوار او.همانطور که از memento آغاز میشود و به شروع بتمن و شوالیه تاریکی میرسد. البته این فیلم پیوندی هم با Shutter Island یکی از آخرین ساخته های مارتین اسکورسیزی دارد. این پیوند و قرابت چیزی بیشتر از درخشش دی کاپریو در هر دو فیلم است. پیوند این دو بیشتر از جنس تقاطع توهم و واقعیت است. حرکت واقعیت و وهم در کنار یکدیگر و برشهای ناگهانی این دو کار دشواری است و نولان سعی میکند تا مراقب باشد که فیلمنامه به <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%88%D8%B3" target="_blank">نوار موبیوس</a> تبدیل نشود. از این منظر بسیاری Inception  را هم خانواده ماتریکسها خوانده‌اند.</p>
<p lang="fa">در این فیلم تصویری از آینده پیش روی ما گسترده میشود. تاخت و تاز در عرصه رویای دیگران و کشف کردن ناهشیار و تغییر نیمه هشیار سوژه ها و تغییر افکار و آشکار کردن اسرار، مسائلی است که روانکاوی مدرن همیشه در پی آن بوده و این فیلم به ما گوشزد میکند که امروز بیش از هر زمانی به آن نزدیکیم.</p>
<p style="text-align: center;" lang="fa"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/12/Inception-1.jpg"><img class="size-full wp-image-2417 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="Inception (1)" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/12/Inception-1.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a></p>
<p lang="fa">کاب برای رسیدن به خواسته سایتو در پی جمع آوری تیمی حرفه‌ای بر می‌آید. تیمی متشکل از آرتور، دوست قدیمی و شخص مورد اعتماد کاب. ایمز، فردی که توانایی بالایی در جعل چهره افراد در خواب دارد. یوسف، دارو ساز توانمندی که داروهای تاثیرگزاری میسازد تا مانع از بیدار شدن بی موقع فرد در حین انجام عملیات شود. Ariadne هم دختر دانشجویی است که در کار طراحی فضای رویا به این تیم کمک میکند و جوانترین فرد این گروه است. همه اینها به اضافه خود کاب و آقای سایتو، افرادی هستند که باید به ناخودآگاه فیشر نقبی بزنند و ماموریت مطلوب را به انجام برسانند. جمع آوری و گزینش این تیم یکی از مهم ترین فصل‌های فیلم است. نگاه تیزبین کاب که بدون فوت وقت و دقیق فرد را لایق یا نلایق میبیند. گزینش Ariadne با درخواست کشیدن یک مارپیچ مسئله‌ای است که به نظر بعضی از منتقدین، نولان با بینندگان بر سر این فیلم میکند.</p>
<p lang="fa">قهرمان فیلم، شخصیت محبوبی نیست. خصوصا وقتی داستان زندگی او را میبینیم که پر است از اشتباه و خطا و نقص. بنابراین فیلمهای نولان مخالف شادی و سرخوشی است و فیلمهای او ابدا آثاری بی خیال و شاد نیستند. نولان توانایی تلفیق ژانرهای پرطرفداری چون اکشن و ماجرایی با مفاهیم عمیق و بشری چون تعامل عقل و احساس را دارد و کارنامه او گواه این مسئله است.</p>
<p lang="fa">Inception درباره انسان بودن است پیش از آنکه فیلمی با جلوه‌های ویژه بسیار باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/inception/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی مرض است و مرگ شفا: درباره بعد از زندگی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/after-life-3</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/after-life-3#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Sep 2010 18:45:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بعد از زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای وحشت]]></category>
		<category><![CDATA[مرموزانه]]></category>
		<category><![CDATA[وحشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2371</guid>
		<description><![CDATA[انا تیلور معلم جوانی است که در یک مدرسه تدریس میکند. زندگی او مانند بسیاری از  ما، روتین و بی تنوع است. او در ساعت مشخصی از صبح بیدار می‌شود. به مدرسه میرود و  بعد از ظهر به خانه می‌آید&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انا تیلور معلم جوانی است که در یک مدرسه تدریس میکند. زندگی او مانند بسیاری از  ما، روتین و بی تنوع است. او در ساعت مشخصی از صبح بیدار می‌شود. به مدرسه میرود و  بعد از ظهر به خانه می‌آید و خلاصه زندگی او روال مشخصی دارد.</p>
<p>“ادامه این متن داستان فیلم را برای شما بی ارزش میکند! مراقب باشید.”</p>
<p>انا در رابطه‌اش با دوست پسرش پل کلمن دچار مشکل شده و این مشکلات در شب کشته  شدن او به اوج میرسد. انا بعد از مشاجره با پل در شبی بارانی رانندگی میکند و همین  باعث تصادف مرگبار او میشود.</p>
<p>داستان با بیدار شدن او در مرده شور خانه ادامه می‌یابد اما در اینجا او با مرده  شور، که نقش او را لیام نیسن بازی میکند اختلاف نظر دارد! او اصرار دارد که زنده  است و الیوت دیکن مصر است که او تنها از زندگی تهی شده است و اگر همچنان دیالوگ و  گفتگویی بین آنها جریان دارد به خاطر موهبتی است که الیوت دارد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/09/afterlife2.jpg"><img class="size-full wp-image-2373 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="afterlife2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/09/afterlife2.jpg" alt="" width="400" height="308" /></a></p>
<p>وقتی فیلم را دنبال کنید، به همان اندازه‌ای که اطمینان به زنده بودن انا دارید  مطمئن میشودی که او مرده است! اصلا کارگردان و خط داستانی فیلم این را از بیننده  میخواهد. سرگشتگی و ابهام. کارگردان فیلم در جایی اشاره میکند که ماجرای اصلی بر سر  زنده یا مرده بودن دختر جوان نیست اینکه وضعیت او چگونه است طعم اصلی و وحشت این  فیلم است. داستان اصلی درباره ارزش زندگی است درباره ارزش لحظات را دانستن است. انا  در جایی اشاره میکند که جز پشیمانی چیزی ندارد و این ربطی به زنده بودن و نبودن او  ندارد.</p>
<p>اما با همه این حرفها زنده بودن یا نبودن شخصیت اصلی فیلم کنجکاوی زیادی را در  بینندگان بر می‌انگیزاند و طبیعی است که در تمام مکانهایی که درباره این فیلم صحبت  میشود، بجث زندگی و مرگ انا هم داغ باشد. کارگردان میگوید: نصف نصف! هم میتواند  زنده باشد و هم مرده. اما باید چند نشانه را بشمریم شاید چیزی فهمیدیم.</p>
<p>اگر انا مرده پس چرا الیوت هنگام خروج از محل نگهداری او در را با دقت قفل  میکند؟ چرا به او دارو تزریق میکند؟ هیچ مرده‌ای نیاز به دارو ندارد. چرا وقتی دسته  کلیدش را گم کرده بود آنقدر هول و هراس داشت؟ مرده که تنها جسدی بی روح است. چرا  نمیگذاشت دوست پسرش او را پیش از موعد ملاقات کند؟ و از همه مهمتر چرا بازدم انا بر  روی شیشه و آینه اثر میگذاشت؟</p>
<p>ولی اگر او زنده بود پس چرا پزشکی قانونی گواهی فوت او را صادر کرده بود؟ چرا در  طول مدت نگهداری در مرده شورخانه زخم‌های روی تنش التیام نمیافت؟ چرا درد را حس  نمیکرد؟ حتی وقتی دستش را روی میز میکوبید؟ درست است جک، شاگرد او، توانسته بود او  را در پنجره ببیند اما این دلیل خوبی برای زنده بودن انا نیست. چون شاید به گفته  الیوت، جک هم موهبتی داشت. مادرش را به خاطر بیاورید!</p>
<p>خلاصه اینکه در طول فیلم از المانهای فیلمهای کلاسیک ترسناک، خصوصا آنهایی که  درباره بعد از مرگ ساخته میشوند به خوبی استفاده شده بود و یکی از مهمترین نقاط قوت  این فیلم هم همین بود. بازی قدرتمند لیام نیسن هم به فضای سرد و مرموز فیلم کمک کرد  تا بیننده در نهایت هم، مرز باریک بین مرگ و زندگی را تشخیص ندهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/09/AfterLife.jpg"><img class="size-full wp-image-2374 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="AfterLife" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/09/AfterLife.jpg" alt="" width="400" height="308" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/after-life-3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

