<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سرزمین سینما &#187; مقالات</title>
	<atom:link href="http://www.movieland.ir/topics/articles/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.movieland.ir</link>
	<description>دنیای سینما، سرزمین سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Oct 2011 20:38:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>به بهانه اکران ورود آقایان ممنوع: تر و تمیز</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/orood-aghayan-mamnoo</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/orood-aghayan-mamnoo#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Jun 2011 20:44:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مازیار</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[رامبد جوان]]></category>
		<category><![CDATA[رضا عطاران]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ابران]]></category>
		<category><![CDATA[مانی حقیقی]]></category>
		<category><![CDATA[ورود آقایان ممنوع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2516</guid>
		<description><![CDATA[بعد از مدت ها یک کمدی خیلی خوب در سینمای ایران دیدم. یک کمدی درجه یک که همه چیزش سر جای خودش قرار دارد و واقعاً می خنداند. نمی دانم شاید این ذوق زدگی حاصل دیدن این همه کمدی بی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از مدت ها یک کمدی خیلی خوب در سینمای ایران دیدم. یک کمدی درجه یک که همه چیزش سر جای خودش قرار دارد و واقعاً می خنداند. نمی دانم شاید این ذوق زدگی حاصل دیدن این همه کمدی بی کیفیت این سال ها باشد. اما هرچه که هست، کمدی است خوب که با فکر نوشته شده و با فکر طراحی شده و با فکر ساخته شده. حاصل یک کار جمعی است. بعد از دیدنش انگار یک نفر تمام سم بدن شما را از وجودتان خالی می کند. اما اگر ورود آقایان ممنوع اثر خوبی شده بیش از هر چیز بر می گردد به:</p>
<p>۱- پیمان قاسمخانی:</p>
<p>پیمان قاسم خانی فیلمنامه خوب کم ننوشته اما این یکی انگار چیز دیگری است. یکجور حاصل جمع پیمان قاسم خانی در شوخی نویسی و طراحی قصه. راستش همیشه به نظرم قاسم خانی فیلمنامه نویسی بوده که خوب بلد است شوخی بنویسد، اما چندان نوشته هایش سیر منطقی روایی ندارد. نمونه بارزش سنپطرزبورگ. یا حتی مارمولک که زمینه چینی درستی برای تحول نهایی مارمولک ندارد. اما اینجا نه تنها فیلم شوخی های فوق العاده ای دارد بلکه سیر روایی فیلم هم مرتب و شسته رفته است. یعنی هیچ جای فیلم اثری از سر سری نوشتن یا عدم منطق روایی نمی بینید. ایده ها خوب در دل قصه کاشته می شوند. از همین ایده‌ها هم به خوبی استفاده می‌شود. مثلاً ایده تغییر چهره دارابی بعد از آراش از ان ایده های فوق العاده است که هم تماشاگر را شوکه می کند و هم بدون اضافه گویی و روده درازی نشانه های تغییر را در شخصیت دارابی نشانمان می دهد. اما بر گردیم سر شوخی ها. چرا شوخی های این فیلم عالی است و می خنداند؟ چون من فکر نمی کنم اصلاً در آن بداهه کاری شده باشد. فقط محض نمونه ارجاعتان می دهم به دو جای فیلم اولی ورود جبلی به مدرسه و صحبتش با دارابی. و بعدی هم شوخی های درون ماشین دارابی هنگام برگشتن از جلسه اداره. این را دیگر دارم بدون ذره‌ای بزرگنمایی می گویم پیمان قاسمخانی برای خودش یک پا نیل سایمون است. به شرطی که حواسش به مسیر راه و کارنامه اش باشد.</p>
<p>۲- رضا عطاران:</p>
<p>شاید در ظاهر همان عطاران همیشگی باشد. گیج، ژولیده، شلخته و بی حواس. اما این جا چون قرار نبوده یک تنه کار را پیش ببرد (مثل توفیق اجرایی) و یک متن خیلی عالی و تیمی همراه پشتش بوده موفق شده یکی از بهترین نقش آفرینی ها و در واقع بهترین نقش آفرینی سینمائیش را انجام دهد. (اسب حیوان نجیبی است را ندیدم البته) عطاران فهمیده که شوخی های فیلم انگ جنس بازی اوست. دانسته که اگر شوخی های خوب نوشته شده توسط قاسم خانی در روی کاغذ را بد اجرا کند کل فیلم از دست می رود. تمام واکنش ها و ری اکشن‌هایش کاملا به اندازه است. از فیلم بیرون نمی زند و انصافاً معلوم است بازی‌اش کارگردانی شده. همینطور به امان خدا رها نشده و صد البته این نبوغ خود عطاران بوده که خیلی جاها از فیلم به کمکش آمده. خاصه در صحنه های جک تعریف کردن و صحنه حضورش در ماشین دارابی هنگام بازگشت از جلسه اداره. عطاران نشان می دهد، اگر در انتخاب نقش هایش کمی سخت گیر باشد و فیلمنامه خوبی در اختیارش قرار بگیرد چه بازیگر درجه یک و کم نظیری است.</p>
<p>۳- مانی حقیقی:</p>
<p>فوق العاده است. کم نظیر و اصلاً بگذارید بگویم بی نظیر.یک مکمل عالی برای عطاران که نه تنها در مقابلش کم نمی آورد که ایفای نقشش به خودی خود خنده دار است.شاید این رابطه پدر/دختری یکی از بهترین رابطه هایی باشد که در تاریخ سینمای ایران تصویر شده. از آن پدرهای درجه یکی که خوب می‌بیند، می فهمد و حاضر به همه گونه همکاری با دختر/ فرزندش است. به شخصه یک درصد احتمال نمی دادم مانی حقیقی به خاطر زن گلستانش اصلاً ذره ای شیرین باشد. اما این فیلم و این بازی درجه یک نشان داد سخت در اشتباهم و مانی حقیقی چقدر شیرین و جذاب است. از آن جذابیت هایی که در این سن و سال به قول معروف دختر کش است. مانی حقیقی در این فیلم یک پا جرج کلونی است. او هم یله و بی ریا و بی پرواست. اما مثل عطاران (جبلی) گیج نیست بلکه اتفاقاً خیلی هم حواسش جمع است. اگر بازی درخشانش در درباره الی را خیلی‌ها پای اصغر فرهادی نوشتند اما اینجا خودش هم نقش بسزایی در ایفای درخشان نقش دارد. به خصوص ری اکشن یکه و بی بدیلش به جک گفتن رضا عطاران عالی است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/vam2.jpg"><img class="size-full wp-image-2518 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="vam2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/vam2.jpg" alt="" width="400" height="262" /></a></p>
<p>۴- ویشکا آسایش:</p>
<p>راستش بگذارید با خیال راحت بگویم که به نظرم ویکا آسایش هیچوقت به نظرم بازیگر خوب و مهمی نبوده. گرفتن نقش قطام را هم  در سطح جامعه بیشتر به هنر میرباقری و فیلمنامه استثنایی کار مرتبط می دانم تا کیفیت نقش آفرینی آسایش. اما اینجا و در این فیلم نقش خانوم دارابی را چنان عالی بازی می کند که باورمان می شود: (نه بابا این زنه خیلی هم جدی نیست) در واقع نقش را با نوعی منطق کاریکاتوری در حرکات و گفتار بازی می کند. انگار که یکجور ربات و آدم آهنی بی احساس است که کلماتی از پیش حفظ کرده را مدام تکرار می کند اما وقتی آرایش می کند و کمی نسیم عشق به زندگی اش تراوش می کند بازی اش گرم و روان می شود. بازی آسایش کاملاً منطبق بر منطق فیلم و فضای کل اثر است. فضایی که در آن علاوه بر داستان رئال کار کمی هم فانتزی چاشنی ثر است. آسایش با درک درست از فضای کل کار دست به ایفای نقش زده و خوب هم بازی کرده است. بهترین نقش آفرینی ویشکا آسایش بدون شک در همین فیلم است.</p>
<p>۵- رامبد جوان:</p>
<p>رامبد جوان کاملاً در مسیر پیشرفت قرار گرفته و دارد فیلم به فیلم بهتر می شود. این یعنی جوان مسیر درستی برای ورود به سینما در نظر گرفته و دارد خوب در آن کار می کند.البته هنوز خام دستی‌هایی دارد ولی در کل همین که مسیرش را درست انتخاب کرده نشان از قریحه فوق العاده او در طنز دارد.خصوصاً این که قصد کرده یک تکانی به ژانر کمدی رمانتیک در سینما ایران بدهد و دوست دارد این مدلی و در این گونه فیلم بسازد. تلاشی که قابل ستایش و قابل تقدیر است. چرا که ما چنین ژانری را به این گونه پررنگ نداشتیم و حالا جوان دارد آن را زنده می کند. شخصا دوست دارم او موفق شود تا هر چه بیشتر کارگردان های ما به سمت این اثر کشیده شوند و آثار بیشتری در این ژانر بسازند.</p>
<p>جو زدگی یا هر اتفاق دیگری، نمی دانم اما کمدی خوب، درست و حسابی و خنده دار یعنی همین. بدون جواد رضویان و شلوار و آفتابه. که نداشتن این ها دیگر موهبتی استثنایی است. ما احتیاج داریم به کمدی‌هایی از این دست تا سطح سلیقه و شعور مخاطبمان را بالا ببریم. آنوقت است که می بینیم مخاطب هم همین کمدی های تر و تمیز را انتخاب می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/orood-aghayan-mamnoo/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به بهانه اکران جرم: اسطوره به خاک افتاد</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/masood-kimiaee</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/masood-kimiaee#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Jun 2011 23:45:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مازیار</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[جرم]]></category>
		<category><![CDATA[حکم]]></category>
		<category><![CDATA[قیصر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود کیمیایی]]></category>
		<category><![CDATA[گوزنها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2503</guid>
		<description><![CDATA[۱-الف- می گفتند یک بنده خدایی بعد از این که از سینما آمده بیرون و دیده مسعود کیمیایی دارد بستنی کیم می خورد افسردگی گرفته.
۱-ب- یک بنده خدای دیگری هم بوده که می خواسته جلوی پای مسعود کیمیایی گوسفند&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱-الف- می گفتند یک بنده خدایی بعد از این که از سینما آمده بیرون و دیده مسعود کیمیایی دارد بستنی کیم می خورد افسردگی گرفته.</p>
<p>۱-ب- یک بنده خدای دیگری هم بوده که می خواسته جلوی پای مسعود کیمیایی گوسفند قربانی کند</p>
<p>۱-ج-  چهار سال پیش بود فکر کنم. جلوی در سینما مرکزی یک نفر گفت:((می گن رئیس رو ایرج قادری ساخته؟))انقدر عصبانی شدم که با هم دست به یقه شدیم.این تنها باری بود که توی زندگیم دعوا کردیم.</p>
<p>۲- تمام موارد بالا نشان می دهد که مسعود کیمیایی فارغ از کیفیت اثارش یک ساحت اسطوره ای پیدا کرده. کمتر کسی در سینمای ایران است که هم روشنفکران و نخبگان جامعه بشناسندش و هم توده مردم. شاید تصور تماشاگران عام (علی الخصوص قدیمی ها) از کارگردان سینما فقط کیمیایی باشد.کافیست به یک پیرمرد قدیمی بگویید کارگردان قیصر تا ببینید چطور چهره طرف گل می اندازد و شروع به خاطره بازی با این فیلم قدیمی می کند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/ghmk.gif"><img class="size-full wp-image-2505 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ghmk" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/ghmk.gif" alt="" width="400" height="289" /></a></p>
<p>۳- اما از مدت ها پیش (شاید از غزل به بعد) کیمیایی خودش را به نفع نخبگان و روشنفکران مصادره به مطلوب کرد. یعنی هی سعی کرد نشان بدهد که فیلم هایش جلوه ای از روح زمانه را در خود دارند. یکهو در اعتراض قیصرش را قربانی چند جوان سوسول روزنامه خوان کرد و از حکم به این طرف هم که رسماً فیلم هایش تبدیل به یک هذیان شده. انگار که مسعود کیمیایی نشسته جلوی آینه و دارد کابوس هایی را که دیده برای خودش تعریف می کند.همین شد که ارتباط کیمیایی با آن توده تماشاگران قطع شد.و یکهو راننده کامیون فیلم فریاد شروع کرد از هگل حرف زدن.دیگر کمتر کسی را از نسل پدران ما می بینی که دیالوگ های فیلم های کیمیایی را زیر لب نجوا کند. کیمیایی خودش را از خواستگاهش جدا کرده. از خیابان های پایین شهر و آدم هایش بریده و دارد فیلم های هذیانی برای خوش آمد فلان روشنفکر و فلان جوان کافه رو می سازد.</p>
<p>۴- کیمیایی می توانست یک مارتین اسکورسیزی تمام عیار در سینمای ایران باشد. راوی قهرمان های زیر بازارچه و بچه های جنوب شهر. کیمیایی تنها کارگردانی بود که نبض و روح زمانه اش را از دل همین بازارچه و آدم هایش بیرون می کشید. قهرمان‌های کیمیایی لات بودند. اما منفعل نبودند. کنشگر بودند. در مقابل ظلم و جور زمانه (بر خلاف علی بی غم که بر طبل بی عاری می کوبید) پاشنه ور می کشید و می رفت و کل پلیس شاهنشاهی را به سخره می گرفت. یکجور حرکت آنارشیستی و انقلابی که متناسب با روح زمانه اش بود و مردمش را بازتاب می داد. به خاطر همین هم بود که دکتر شریعتی قیصر را بیشتر از گاو دوست داشت و آن را فیلم زمانه می دانست و مدام توصیه اش می کرد.</p>
<p>۵- با پیروزی انقلاب کیمیایی از زمانه عقب افتاد. بر خلاف دیگر هم نسلانش (مثلاً مهرجویی) که سریع راه خودشان را پیدا کردند.کیمیایی تا سال ۶۸ گیج می خورد. سرب با این که فیلم خوبی بود اما با کیمیایی قیصر و گوزن ها فاصله ماهوی داشت. بقیه فیلم هایش (جز خط قرمز) همگی یکسر ضعیف و بی معنی بودند. تا این که کیمیایی دندان مار را ساخت و آخرین اثر پخته و کاملش را روانه پرده سینماها کرد. بعد از آن هر چه بود یکسر آثاری بودند ضعیف و آشفته که فقط در برخی تک صحنه ها می شد کیمیایی واقعی را در آن ها دید. مثلاً صحنه اسب سواری رضا در ردپای گرگ. یا صحنه وداع رفقا در ضیافت. یا صحنه پایانی سلطان. و مونولوگ درخشان مهدی فتحی در ابتدای اعتراض. همین و همین. یک جاهایی هم فیلم ها همین تک صحنه ها را هم نداشتند. نمونه اش: سربازهای جمعه!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/Masood_Kimiaee.jpg"><img class="size-full wp-image-2506 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="Masood_Kimiaee" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/06/Masood_Kimiaee.jpg" alt="" width="400" height="281" /></a></p>
<p>۶- دور سوم با فیلم نسبتاً منسجم حکم شروع شد. حکم فیلم بدی نبود. یک اثر متوسط و خوش ساخت با فیلم برداری عالی زرین دست و بازی های خوب پولاد و لیلا حاتمی و انتظامی. اما کیمیایی چون در دام تعریف ها می افتاد و حواسش فقط به روشنفکرها و منتقدین بود، زد به جاده خاکی و حاصل کارش شد رئیس و جرم که به طور قطع از بی در و پیکر ترین فیلم های سینمای ایران هستند.</p>
<p>۷- جرم هم حاصل تکرار اشتباهات کیمیایی است.فیلمی آشفته،ضعیف و وا پس گرا که می کوشد خودش را پشت یکسری حرف های گنده پنهان کند. همین. راستش توقع بیشتری هم نمی رود از کیمیایی. یعنی حسابی نا امیدمان کرده. انگار قیصر و گوزنها افسانه بوده اند.</p>
<p>۸- کیمیایی ساحت اسطوره ای خودش را داد تا عزیز منتقدین و جماعت روشنفکر باشد. اما نه این شد و اسطوره را هم به ارزانی فروخت. اسطوره خیلی وقت است به خاک افتاده.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/masood-kimiaee/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسته پیشنهادی برای نوروز</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/holiday-movie-preview</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/holiday-movie-preview#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Mar 2011 20:43:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2469</guid>
		<description><![CDATA[تماشای فیلم در تعطیلات این خاصیت را دارد که ذهن را از تمام مشکلات خالی کرده  و بیننده را با خود می‌برد به دنیایی از جنس دیگر با دغدغه‌های دیگر. در فرصت  تعطیلات با فیلمها میتوان مدتی کوتاه دلمشغولی‌ها و&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تماشای فیلم در تعطیلات این خاصیت را دارد که ذهن را از تمام مشکلات خالی کرده  و بیننده را با خود می‌برد به دنیایی از جنس دیگر با دغدغه‌های دیگر. در فرصت  تعطیلات با فیلمها میتوان مدتی کوتاه دلمشغولی‌ها و نگرانی‌های تکراری را کنارگذاشت  و برای مدتی با دلواپسی‌های دیگر جایگزین کرد و در عالم تصویر و رویا فرو رفت. مجله  رولینگ استون به مناسبت سال جدید میلادی لیست ده فیلم را آماده کرده بود که به گفته  آن نشریه میشد تعطیلات را با آنها خوشگذراند. اما حالا چند ماهی از آن زمان گذشته و  بیشتر این فیلمها در قالب دی وی دی و یا لینکهای تورنت و … برای ما قابل تماشا  هستند. پس از همان لیست انتخابی پیتر تراویس برای گذراندن نوروز استفاده  میکنیم!</p>
<p>۱- Harry Potter and the Deathly Hallows، قسمت اول</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/hp7-1.jpg"><img class="size-full wp-image-2471 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="hp7-1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/hp7-1.jpg" alt="" width="450" height="324" /></a></p>
<p>یک بار دیگر این فرصت به دست آمده تا با هری رون و هرماینی همراه شده و با جادو  روبرو شویم. این بار دنیای تاریکی انتظار ما را میکشد. عجله کنید! این فرصت کمتر به  دست می‌آید. یک قسمت تا پایان این مجموعه هفت بخشی بیشتر باقی نمانده. حتی اگر نظر  چندان مثبتی به مجموعه هری پاترها ندارید کمی مدارا کنید چون به ایستگاه آخر نزدیک  میشویم و وارد شدن به این دنیا لذت خودش را دارد.</p>
<p>۲- Burlesque</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/ch.jpg"><img class="size-full wp-image-2472 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ch" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/ch.jpg" alt="" width="450" height="324" /></a></p>
<p>“شر” دوباره به دنیای سینما بازگشته است. آخرین بار در فیلم Stuck on You و در  سال ۲۰۰۳ بود که او را در یک فیلم دیدیم.در این فیلم او درنقش کسی را بازی میکند که  در یک کلاب مسخره با Christina Aguilera آشنا میشود. کلاب شاید ایده زیاد جذابی  نباشد اما دیدن دوباره “شر” و رفتن به دنیای آنها برای تعطیلات مناسب به نظر  می‌آید.</p>
<p>۳- Love and Other Drugs</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/lad.jpg"><img class="size-full wp-image-2481 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="lad" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/lad.jpg" alt="" width="450" height="329" /></a></p>
<p>داریم درباره بسته پیشنهادی گذران تعطیلات صحبت میکنیم. پس زیاد سختگیر نباشید.   Jake Gyllenhaal در نقش فروشنده داروهای مرتبط با روابط جنسی بازی میکند. یکی از  مشتری‌های او Anne Hathaway است که از مشکلی رنج میبرد ولی وی عاشقش میشود.</p>
<p>۴- The Fighter</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tf.jpg"><img class="size-full wp-image-2476 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="tf" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tf.jpg" alt="" width="450" height="308" /></a></p>
<p>نمیشود برای مارک والبرگ که در نقش یک بوکسور سبک وزن در این فیلم به ایفای نقش  پرداخته، هورا نکشید و او را تحسین نکرد. او نقش میکی وارد مشت زن محبوب دهه نود را  بازی میکند. کریستین بیل هم در نقش برادر و محرک او بازی میکند.</p>
<p>۵- The Tourist</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tu.jpg"><img class="size-full wp-image-2479 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="tu" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tu.jpg" alt="" width="450" height="335" /></a></p>
<p>آنجلینا جولی، جانی دپ را در ونیز تعقیب میکند. این فیلم میتواند یک آشغال مزخرف  باشد اما با این حال و حتی بدون صدا هم خوب میفروشد! عرض کردم که تعطیلات است.</p>
<p>۶- How Do You Know</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/wdh.jpg"><img class="size-full wp-image-2480 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="wdh" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/wdh.jpg" alt="" width="450" height="348" /></a></p>
<p>کمدی رومانتیکی که توسط James L. Brooks نوشته و کارگردانی شده است. Reese  Witherspoon و Paul Rudd ستارگان فیلم هستند و البته جک نیکلسون هم در این فیلم  حضور دارد.</p>
<p>۷- Tron: Legacy</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tl.jpg"><img class="size-full wp-image-2477 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="tl" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/tl.jpg" alt="" width="450" height="318" /></a></p>
<p>دنباله‌ای بر فیلمی که بیست و هشت سال پیش ساخته شده بود. داستان درباره بازی  کامپیوتری است که انسانهای واقعی درون آن افتاده‌اند و بازی بر سر مرگ و زندگی است.  Jeff Bridges هم از بازیگران آن است.</p>
<p>۸- Gulliver&#8217;s Travels</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/glv.jpg"><img class="size-full wp-image-2473 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="glv" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/glv.jpg" alt="" width="450" height="324" /></a></p>
<p>چرا داستان به روز شده کلاسیک سال ۱۷۳۵ گالیور را به صورت باز سازی شده و با  بازی جک بلک تماشا نکنیم؟ داستان حضور انسانی معمولی که در سرزمین لی لی پوت یک غول  بزرگ به نظر میرسد. البته باید عرض کنم که این داستان تفاوتهای زیادی با نسخه اصلی  دارد و صرفا یک آپدیت یا بروز رسانی معمولی نیست.</p>
<p>۹- Little Fockers</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/mtf.jpg"><img class="size-full wp-image-2475 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="mtf" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/mtf.jpg" alt="" width="450" height="312" /></a></p>
<p>بعد از شش سال دوباره بن استیلر به این سری فیلمها بازگشت. او دوباره به پدر زنش  یعنی رابرت دنیرو رسیده و اینبار کوچولوی آنها پنج ساله شده است. بعد از دو فیلم  موفق از این مجموعه حالا سومین قسمت به ما رسیده است. البته که داستین هافمن هم  حضئر دارد.</p>
<p>۱۰- True Grit</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/true-grit.jpg"><img class="size-full wp-image-2478 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="true-grit" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/03/true-grit.jpg" alt="" width="450" height="327" /></a></p>
<p>بازسازی وسترنی از سال ۱۹۶۹ با بازی جان وین که تنها اسکارش را برای او به  ارمغان آورد. این بار برادران کوئن دست به ساخت چنین اثری زده‌اند با بازی زیبای   Jeff Bridges. او که مارشالی آمریکایی و یک چشم است، در این فیلم با دختر بچه  چهارده ساله‌ای همراه می‌شود. مت دیمون هم از بازیگران این فیلم است.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/holiday-movie-preview/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راهمنمای اسکار</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/oscar-guide</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/oscar-guide#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Feb 2011 07:37:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[top]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمای اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[مجسمه اسکار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2450</guid>
		<description><![CDATA[هر سال در آستانه برگزاری مراسم اسکار مجلات و سایتهای اینترنتی مرتبط با سینما مقالاتی درباره تاریخچه و راهنمای این مراسم مینویسند که هر سال کامل‌تر و جامع‌تر می‌شود. تاریخ این مراسم ثابت است و تنها هر سال یک برگ&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر سال در آستانه برگزاری مراسم اسکار مجلات و سایتهای اینترنتی مرتبط با سینما مقالاتی درباره تاریخچه و راهنمای این مراسم مینویسند که هر سال کامل‌تر و جامع‌تر می‌شود. تاریخ این مراسم ثابت است و تنها هر سال یک برگ به این جزوه که می‌رود تا اندک اندک به کتابی قطور تبدیل شود اضافه می‌شود. امسال و برای اسکار سال ۲۰۱۱ در حال جمع آوری مطالبی بودم که دیدم مجلات و سایتهای دیگر به خوبی این کار را انجام داده‌اند. بنابراین تصمیم گرفتم تا همان مقالات را با اندکی تغییر در اینجا بیاورم.</p>
<p><strong>مجسمه اسکار:</strong><br />
این مجسمه که توسط سدریک گیبونز رئیس قسمت طراحی موسسه MGM  یا کمپانی مترو گلدوین مایر طراحی شده، شوالیه برهنه ای را نشان می دهد که شمشیری  را روی یک حلقه فیلم نگاه داشته است. این حلقه فیلم پنج پره دارد که نشانه پنج صنف اصلی مورد نظر آکادمی (تهیه  کنندگان، کارگردانان، بازیگران، تکنیسینها و نویسندگان) است. بلندی مجسمه اسکار ۳۴ سانتی متر و سه میلی متر و وزن آن ۳ کیلو ۸۵۰ گرم است. درباره چهره این مجسمه عموماً به گفته خانم مارگارت هریک کتابدار وقت آکادمی  استناد می شود که گفته بود این مجسمه به عموی او که نامش اسکار پیرس بود شباهت  دارد. تا سال ۱۹۳۴ این نام برای مجسمه جا افتاد هرچند که رسما از سال ۱۹۳۹ از نام  اسکار برای این جایزه استفاده شد.</p>
<p><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/44379249_oscar7.jpg"><img class="size-full wp-image-2452 aligncenter" title="_44379249_oscar7" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2011/02/44379249_oscar7.jpg" alt="" width="416" height="300" /></a></p>
<p><strong>عضویت</strong>:<br />
آکادمی به هنگام تاسیسش در سال ۱۹۲۷ تنها ۳۷ عضو داشت. اعضای  آکادمی از افراد رده بالای صنعت فیلم بودند. امروزه آکادمی شش هزار عضو دارد. عضویت تنها از راه دعوت امکان پذیر است و تنها محدود به کسانی ست که در هنر  (بازیگری، نویسندگی و کارگردانی) یا علوم (فیلمبرداری، تدوین و غیره) سرآمد هستند.  هر عضو آکادمی در رشته تخصی خود حق رای دارد.</p>
<p><strong>شایستگی</strong>:<br />
معیارهایی که باعث می شوند کسی نامزد دریافت جایزه اسکار شود  پیچیده اند و به مقررات تک تک صنف های آکادمی بستگی دارند. مثلا نامزد های جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را کشورهای مربوطه تعیین می  کنند و برای آکادمی می فرستند. اما قاعده اصلی این است که همه فیلمهایی که در رقابت شرکت می کنند باید طی یک  ساله منتهی به ۳۱ دسامبر در لس آنجلس به نمایش در آمده باشند. در جریان رقابت برای نامزدی، استودیوهای فیلمسازی با فرستادن نسخه دی وی دی فیلم  ها برای اعضای آکادمی یا با دادن آگهی هایی با عنوان &#8220;برای ملاحظه شما&#8221; توجه آنها  را نسبت به فیلم خود جلب می کنند.</p>
<p><strong>برندگان و بازندگان: </strong><br />
بیشترین تعداد اسکاری که تاکنون یک فیلم برده است  ۱۱ جایزه است. سه فیلم بن هور، تایتانیک و ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه هر یک  برنده ۱۱ جایزه اسکار شده اند. فیلمهای همه چیز درباره ایو و تایتانیک هر یک در ۱۴ رشته نامزد دریافت جایزه  بودند و این در نوع خود یک رکورد محسوب می شود. فیلمهای نقطه عطف و رنگ ارغوانی هم هریک در ۱۱ رشته نامزد اسکار بوده اند اما  حتی یک اسکار هم نگرفتند. کاترین هپبورن موفق ترین ستاره تاریخ اسکار است. او در فاصله سالهای ۱۹۳۴ تا  ۱۹۸۲ هشت بار نامزد دریافت جایزه اسکاربهترین بازیگری شد و چهار بار این جایزه را  گرفت.</p>
<p>منبع: BBC</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/oscar-guide/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلم‌های کوتاه نامزد اسکار</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/short-movie</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/short-movie#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 11:10:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسکار]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم کوتاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1905</guid>
		<description><![CDATA[چند ماهی می‌شود که از مراسم اسکار می‌گذرد. یکی از رشته‌های دریافت اسکار، فیلم کوتاه است که در آن مراسم شاید زیاد به چشم نیاید. اما پرداختن به آنها همیشه حال و هوای خاص خود را دارد. همین مسئله باعث&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند ماهی می‌شود که از مراسم اسکار می‌گذرد. یکی از رشته‌های دریافت اسکار، فیلم کوتاه است که در آن مراسم شاید زیاد به چشم نیاید. اما پرداختن به آنها همیشه حال و هوای خاص خود را دارد. همین مسئله باعث شد که با وجود تاخیر بسیار زمانی به بررسی آنها بپردازیم و هرچند کوتاه درباره هر یک بخوانیم. این مقاله را فرید عباسی برای سرزمین سینما فرستاده است که نکات بسیار خوبی را در خود نهفته دارد.</p>
<p>فیلم‌های کوتاه (حداقل از نظر تعریفی که آکادمی اسکار بر این دسته دارد) نسبت به  فیلم‌های بلند، کمتر با یکدیگر جنگ و جدل دارند. یا بهتر بگویم، به غیر از چند  استنثنا، فیلم‌هایی که در سالیان نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم سال شده‌اند، همگی  بر سه پایه طرح، کاراکتر و فیلم‌نامه متمرکز بوده‌اند، معمولا مدت زمانی مابین ۸۰  تا ۱۶۰ دقیقه داشته‌اند و طیف وسیعی از بیننده را شامل می‌شده‌اند. از دیگر رو هر  فیلمی که مدت زمانش کمتر از ۴۰ دقیقه باشد، یک فیلم کوتاه محسوب می‌گردد. نامزد‌های  دریافت جایزه اسکار امسال در دو رشته &#8220;انیمیشن کوتاه&#8221; و &#8220;فیلم کوتاه&#8221; همانند  سالیان قبل برپایه مضامینی بصری، ادراکی و فلسفی بوده‌اند. در بین فیلم‌ها ما شاهد  چند تیپ متفاوت هستیم. برای مثال تعقیب و گریز ۲ دقیقه‌ای یک زوج اختاپوس در  انیمیشن «اختاپوس»،  داستان تلخ و شیرین یک مهاجر ۹ ساله آفریقایی در «پسر جدید»،  استعاره‌ای ادبی و البته ساختگی در «مانون روی آسفالت» و یکی دو فیلم تقریبا بلند  (نسبت به بقیه) تلخ مثل «روی خط» و «خوک» طی سالیان اخیر این روال مرسوم بوده که  فیلم‌های خارجی و به خصوص اروپایی، بر دسته فیلم‌های کوتاه اسکار، حکمفرما  بوده‌اند. حتی انیمیشن «خانه‌ای از مکعب‌های کوچک» از انیماتور ژاپنی به اسم  &#8220;کونیو کاتو&#8221; برای یک کمپانی تهیه فیلم در فرانسه ساخته شده و طوری پرداخت شده است  که هم حس زیبایی شناختی موجود در آن و هم خلق و خوی نوستالژی غمگین آن، بیشتر طعم و  بوی غرب اروپا را می‌دهد تا شرق آسیا. امسال در بین نامزدان تنها یک فیلم‌ آمریکایی  در بین ۱۰ فیلم برگزیده به چشم می‌خورد و آن انیمیشن «پرستو» به کارگردانی داگ  سوییت‌لند، محصول دیزنی/ پیکسار است. انیمیشنی لذت بخش بر پایه &#8220;مسخره بازی&#8221; (slap  stick)  که بر اساس استانداردهای کمپانی تهیه شده است.</p>
<p>امسال سال ویژه‌ای است و  دلیل آن هم حضور انیمیشن کوتاهی به اسم «پرستو» و یا کمدی سیاه آدام فولکس و  آلن اسمیت به اسم «این راه به بالا»، است. فیلم‌های کوتاه اسکار در سالیان اخیر  بیشتر جنبه‌های تاریک و تلخ زندگی را به نمایش گذاشته‌اند. به نظر، فیلمسازان خود  را مجبور می‌دانند که باید داستانهایی درباره شکست‌، آدمهای تنها، مریض و افراد مسن  را روایت کنند و این کار را یک وظیفه اخلاقی می‌دانند.</p>
<p>«روی خط» (محصول آلمان به  کارگردانی آوف در استراک، مدت زمان: ۳۰دقیقه) «روی خط» حکایتی غم‌انگیز اما جذاب  درباره آغاز عشقی نافرجام مابین یک افسر نگهبان و یک متصدی کتابفروشی است. قصه عشق  آنها از طریق دوربین مراقبتی شروع می‌شود که افسر نگهبان هر روزه او را از طریق آن  می‌بیند. «روی خط» یکی از بهترین‌ فیلم‌های کوتاه این دوره جشنواره‌هاست. فیلمی تلخ  با نگاهی واقع‌بینانه نسبت به عشق موجود در بین دو آدم تنها.  قطعا ۳۰ دقیقه زمان  برای این فیلم کمی زیاد به نظر می‌رسد اما مدت زمانش کاملا به جا و صحیح است و با  ندادن هیچ‌گونه تحلیلی از چند نکته مهم در فیلم، بیننده را در آخر فیلم پا در  هوا قرار می‌دهد.</p>
<p>بازیها توسط ژانیک هالویا و ژولی برااورینگ فوق‌العاده هستند و  &#8220;کافی&#8221; به خوبی توانسته است تصویر گویایی از طبقه کارگر نومید اروپا به ما نشان دهد  و البته اثری‌ است که می‌توان آن را با فیلم‌های برادران داردن یکسان  دانست.</p>
<p>«پسر جدید» (محصول ایرلند به کارگردانی استف گرین، مدت زمان: ۱۱دقیقه)  «پسر جدید» اقتباس از داستانی نوشته رودی دویل است. داستان روایت اولین روز مدرسه  یک مهاجر ۹ ساله آفریقایی در دبستانی ایرلندی است. مادامیکه اختصارا به ما توضیح  داده می‌شود که چرا این پسر سر از یک مدرسه‌ی ایرلندی در آورده است. «پسر جدید»  فیلمی دلپذیر با بازیهای عالی است اما کمی‌ زیاداز حد روی تحقیرشدن یک مهاجر  آفریقایی توسط ایرلندی‌ها فوکوس کرده است. «پسر جدید» فیلم خوش بر و رو و جذابی است  که ارزش دیدن را دارد و هیچ‌وقت فیلمی را که درباره بچه‌های دبستانی و البته به  تصویر کشیدن درس‌هایی مهم از زندگی است و احیانا نامزد اسکار هم شده باشد، از دست  ندهید.</p>
<p>«مانون روی آسفالت» (محصول فرانسه به کارگردانی الیزابت ماری و الیور  پونت، مدت زمان: ۱۵دقیقه) مانون در خیابانهای پاریس درحال دوچرخه‌رانی است که بطور  ناگهانی با یک ماشین تصادف می‌کند و نقش بر زمین می‌شود. بی‌حرکت و مفلوک روی زمین  دراز کشیده است. در این حال افکارش را که کاملا ناامید و پریشان است، می‌شنویم.  زندگی دور سر او می‌چرخد و همچون حلقه‌ فیلمی، صحنه به صحنه به نمایش در می‌آید.  خاطراتش از کودکی، خوشی‌ها، افسوس‌ها، زندگی و همه چیز را جلوی چشمان خود می‌بیند.  آیا زنده خواهد ماند؟ آیا او به همین حالت تا آخر عمر زمین گیر می‌ماند؟ «مانون روی  آسفالت» فیلمی بسیار تلخ و آزار دهنده است و در عین حال بیننده را به فکر فرو  می‌برد که زندگی بر چه تار نازکی قرار دارد. در یک لحظه همه چیز نابود می‌شود و  آدمی به دست فراموشی سپرده می‌شود.</p>
<p>«خوک» (محصول دانمارک به کارگردانی دروتی  هاگ، مدت زمان: ۲۳دقیقه) «خوک» با مردی شروع می‌شود که برای عمل جراحی‌ مختصری  به بیمارستان مراجعه می‌کند. بعد از دادن چند آزمایش گوناگون به او گفته می‌شود که  جراحی او جدی است و باید چند روزی را تحت نظر بیمارستان بستری شود. دکترها احتمال  می‌دهند که شاید سرطان داشته باشد. قبل از انجام جراحی، مرد داستان بطور عجیبی به  یک نقاشی که تصویر خوکی است، زل می‌زند و چشم از آن بر نمی‌دارد. بعد از عمل جراحی  وقتی او را به اتاق‌اش برمی‌گردانند، مشاهده می‌کند که عکس خوک را  برداشته‌اند. وقتی پرس و جو می‌کند می‌فهمد که یک بیمار مسلمان در اتاق او بستری  است و به خاطر اینکه از بودن عکس خوک در اتاق ناراضی بوده است، آن را برداشته‌اند.  به دنبال این ماجرا ما شاهد درگیری‌های لفظی و تقریبا خنده‌دار بین این دو نفر  هستیم. مرد مسیحی می‌گوید که آن عکس به او آرامش می‌دهد و باید در اتاق باشد و  مرد مسلمان کاملا مخالف بودن عکس خوک در اتاق است. فیلم پایانی بسیار جالب و  تفکربرانگیز دارد که من اینجا آن را فاش نمی‌کنم اما این فیلم محصول دانمارک است و  فوری نظر ما را به تخطی روزنامه‌های چند سال پیش به پیامبر اسلام جلب می‌کند. اینکه  آیا این فیلم ربطی به این ماجرا دارد؟ هدفش از ترسیم چنین کاراکتری و طرف قرار دادن  او با یک مسیحی چه بوده است؟ باید فیلم را دید و نظر داد.</p>
<p>«سرزمین ‌بازی» (محصول  آلمان به کارگردانی جوشن الکساندر فریدانک، مدت زمان: ۱۳دقیقه) «سرزمین بازی»  درباره وقایع اوایل حکمرانی نازی‌ها بر آلمان است. پسری از مادرش این سوال را  می‌پرسد که چرا تمام همسایه‌ها (تمام یهودی‌ها) یکی یکی ناپدید می‌شوند. مادرش  توضیح می‌دهد که اتفاق خاصی نیافتاده و آنها همه به «سرزمین بازی» رفته‌اند. این  واژه سرزمین بازی برای پسرک جذاب می‌آید و هوس می‌کند که او هم به آن سرزمین  برود. روزی دزدکی خودش را به درون وسائل حمل و نقل یهودی‌ها می‌اندازد تا به این  سرزمین عجیب و جادوی برود و آن را از نزدیک ببیند. بیشتر فیلم شامل بازی موش و گربه  بین مادر و پسرش می‌شود که سعی دارد او را پیدا کند و در این راه حتی از ماموران SS  هم برای پیدا کردن پسرش کمک می‌گیرد. فیلم پایان خارق‌العاده‌ای دارد که اینجا آن  را فاش نمی‌کنم اما چرا این فیلم جایزه اسکار را از آن خود کرد؟ جواب دادن به این  سوال سخت نیست و دلیلش هم نگاه بشردوستانه فیلم است. هالیوود علاقه خاصی به بحث  هولوکاست و کشتار یهودیان دارد. تا کنون ده‌ها فیلم در این باره تولید کرده است  و اصولا کلمه &#8220;هولوکاست&#8221; به یک ژانر مستقل تبدیل شده است. از دیگر رو فستیوال‌های  فیلم آمریکا به فیلم‌هایی با محوریت هولوکاست از اروپا و یا سایر نقاط دنیا روی خوش  نشان می‌دهند و ما شاهد آن هستیم که اکثر این فیلم‌ها از آمریکا با دست پر به خانه  برگشته‌اند. «سرزمین بازی» هم یکی از این فیلم‌هاست. اگر توجه کرده باشید داستان  این فیلم تقریبا مشابه اثر روبرتو بنینی به نام «زندگی زیباست» است که چند سال پیش  در چند رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شد و البته اسکار را هم به خانه برد. فیلم  بسیار زیبایی‌ست، آن را از دست ندهید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/short-movie/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همه نام‌ها</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/slumdog-millionaire-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/slumdog-millionaire-2#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 17:04:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[میلیونر زاغه نشین]]></category>
		<category><![CDATA[نامها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1829</guid>
		<description><![CDATA[ساراماگو کتابی دارد با عنوان همه نام‌ها. کاش می‌شد، بر اساس همین نام   کتاب، درباره عنوان فیلم‌ها نیزهمین گونه رفتار می کردیم. البته این مشلات ناشی از نام‌ها  تنها در کشورها و فرهنگ‌هایی رخ می‌دهد که مجبورند اسم اثر را&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ساراماگو کتابی دارد با عنوان همه نام‌ها. کاش می‌شد، بر اساس همین نام   کتاب، درباره عنوان فیلم‌ها نیزهمین گونه رفتار می کردیم. البته این مشلات ناشی از نام‌ها  تنها در کشورها و فرهنگ‌هایی رخ می‌دهد که مجبورند اسم اثر را ترجمه کنند و ترجمه  شبیه آن است که از روی اصل کپی بگیری. اگر دستگاه کپی یا هما مترجم مرغوب باشد  نتیجه نهایی شبیه اصل می‌شود و بار معنایی را منتقل می کند اما اگر این دستگاه  نامرغوب باشد آنگاه نتیجه بعدی اثری رنگ و رو رفته است که حتی نام را هم به خوبی  منتقل نکرده است.</p>
<p>آخرین باری که مشکل در ترجمه برای من مهم جلوه کرده بود درباره آخرین بتمن بود.  یعنی “شوالیه تاریکی”. خیلی‌ها آن را شوالیه سیاه ترجمه کردند. “جنگجوی شب”  نامتعارف‌ترین ترجمه ای بود که از آن نام دیدم. اما در نهایت در رسانه ها، از وب  گرفته تا روزنامه ها و مجلات، شوالیه تاریکی باب شد. اما با ترجمه درست یا غلط  آخرین بتمن این ماجرا به پایان نرسید و هر روز شاهد ترجمه های گوناگون از یک فیلم  هستیم.</p>
<p>همین اثر آخرگاس ون سنت که درباره هاروی میلک سیاستمدار است در بسیاری از رسانه  ها شیر معنا شده است! این ماجرا از نظر من همیشه به سواد مترجم مربوط نمیشود.  معمولا تا فیلم را نبینید نمیتوانید به نام مناسب به آن برسید. این ماجرا در باره  فیلمهای اسکاری بود که دوباره به ذهنم آمد و من را درگیر خود کرد.</p>
<p>“میلیونر زاغه نشین” که هم در این سایت و هم در رسانه‌های دیگر به این شکل ترجمه  شده است تنها فرم برگردان فارسی نیست. مترجمین دیگری هم هستند که این ترجمه را  نادرست می‌دانند. چند شب پیش بهنام ناطقی در برنامه تفسیر شبانه خود ترجمه تازه‌ای  از این فیلم ارائه داد: زاغه سگ میلیونر!</p>
<p>شاید در نگاه اول این ترجمه چندان روان و خوش ترکیب نباشد اما دلایلی که در پی  آن میشنویم ما را مجاب می کند که این ترجمه مناسب‌ترین برگردان این عبارت است. لغت  اصلی به کار رفته در نام فیلم Slumdog است که به گفته ناطقی لغتی من در آوردی برای  نشان دادن وضعیت اسف بار زاغه نشینان محروم هندی است. Slum به معنی زاغه و محلات  کثیف و پر جمعیت در نواحی محروم است و اضافه شدن کلمه سگ به این عبارت نشان دهنده  وضعیتی به مراتب بدتر از زاغه نشینان معمولی است و این بار منفی نیز باید در ترجمه  ذکر شود. همچنین  تقدم و تاخر در کلمات این عبارت است که باید مورد توجه مترجم قرار  بگیرد. به این صورت که در این عبارت فرد مورد نظر ابتدا فقیر و محروم بوده و سپس به  ثروت رسیده و میلیونر می‌شود. به این ترتیب و با کنار هم گذاشتن این تکه ها به قطعه  نهایی، یعنی زاغه سگ میلیونر میرسیم.</p>
<p>گاهی ترجمه هایی از فیلم‌ها در میان رسانه ها و جراید مرسوم می‌شود که چندان  صحیح هم نیست اما به خاطر مشکلات ناشی از ناهماهنگی در رسیدن فیلم های تازه به دست  ما به دلیل عدم نمایش عمومی در کشور، این مشکلات اجتناب ناپذیرند و نهایت تلاش در  آن است که به محض پی بردن به اشتباه باب شده در میانمان به آن اشاره‌ای کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/slumdog-millionaire-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تلفیق فلسفه و روانشناسی در آثار هانکه</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/michael-haneke</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/michael-haneke#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Feb 2009 19:56:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[کارگردان ها]]></category>
		<category><![CDATA[بازیهای مسخره]]></category>
		<category><![CDATA[میشل هانکه]]></category>
		<category><![CDATA[پنهان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1825</guid>
		<description><![CDATA[میشل هانکه، فیلمساز اتریشی آلمانی است که ساکن وین است و عمده فیلمهایش درباره جوامع مدرن و مشکلات بر سر راهشان است. او کار در سینما، تلویزیون و تئاتر را در کارنامه هنری اش دارد و تحصیلات دانشگاهی‌اش در زمینه&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میشل هانکه، فیلمساز اتریشی آلمانی است که ساکن وین است و عمده فیلمهایش درباره جوامع مدرن و مشکلات بر سر راهشان است. او کار در سینما، تلویزیون و تئاتر را در کارنامه هنری اش دارد و تحصیلات دانشگاهی‌اش در زمینه روانشناسی و فلسفه بوده است. هرچند خودش اعتقاد دارد که این تحصیلات به جای آنکه پاسخ سوالات او را در پی داشته باشد خود باعث طرح سوالاتی تازه شده است. بنابراین او در سینماگری به دنبال پاسخ‌ها میگردد. تاکنون به فرانسه و آلمانی و انگلیسی فیلم ساخته است.</p>
<p>یکی از اولین فیلمهایی که از او پخش شد و به نوعی برای کسانی که سینما را به طور جدی پیگیری میکردند، تحول در این هنر محسوب می‌شد، “ویدیوی بنی” (۱۹۹۲) نام داشت. هانکه در این اثر در پی تلفیق روانشناسی و سینما بود. نوجوانی که در معرض تماشای فیلمهای خشونت بار ، سعی در امتحان این تصویرها دارد و در نهایت کار او منجر به قتل دختری به سن و سال خودش می شود. در این اثر که از اولین کارهای این کارگردان است، او به مانند فیلمهایی که بعد از آن می‌سازد تنها در پی طرح سوال برای تماشاگر است. او اعتقاد دارد که پاسخ باید در اثر سوالات پی در پی و در ذهن بیننده شکل بگیرد نه این که کارگردان و یا خالق اثر بخواهد مفهومی را برای بیننده جا بیاندازد. او از همین ابتدای کار این اصل را در دستور کار خود قرار میدهد و با طرح سوالاتی بنیادی به ریشه یابی مشکلاتی می‌پردازد که اکثر جوامع امروزی با آنها دست به گریبانند.</p>
<p>یکی دیگر از آثار مطرح این کارگردان “بازیهای مسخره” نام دارد که در سال ۱۹۹۷ در آلمان ساخته شد. این فیلم به نوعی نمایش خشونت باری از سینما در عصر حاضر بود. بطور کلی هانکه در این فیلم در پی به نمایش در آوردن تصویر برهنه ای از جامعه سرد اروپایی است. همچنین او نیم نگاهی به فرهنگ خشن آمریکایی  که عمدتا در سینمای آن سرزمین نمود پیدا کرده است دارد.</p>
<p>کارگردانانی که گفته میشود هانکه از آنها تاثیر پذیرفته و از جانب وی نیز تصدیق شده است عبارتند از، کیشلوفسکی، تارکوفسکی، آنتونیونی و البته برسون. فیلم موفق هانکه که از لحاظ تجاری هم رکوردی در سینمای او محسوب می‌شود، “معلم پیانو” نام داشت که جوایز جشنواره کن ۲۰۰۱ را درو کرد. در این فیلم هم میتوان رگه های تندی از روانشناسی و فلسفه را در تک تک سکانس ها جستجو کرد.</p>
<p>از دیگر فیلمهای مطرح و بنام هانکه میتوان به فیلم پنهان اشاره کرد فیلمی با بازی ژولیت بینوش. بینوشی که برای بازی در این فیلم زحمت فراوان کشید و با درخواست‌های مکررش از هانکه موفق شد جایی برای خود در این اثر باز کند. در این فیلم هم مانند “ویدیوی بانی” و بازیهای خطرناک به نقش پر رنگ رسانه در زندگی انسان عصر حاضر توجه میشود و عملا از بیننده درخواست میشود که به این مسئله با نگاهی ویژه توجه داشته باشد.</p>
<p>در پایان باید ذکر کنم که این مقدمه کوتاه برای کارگردانی توانا که ساخته های ارزشمندی دارد و میتوان درمورد هر کدام از ساخته های او ساعتها بحث و گفتگو کرد بهانه ای است تا در آینده ای نه چندان دور به بررسی یک به یک آثار او بپردازیم تا شاید پنجره ای هرچند کوچک در آثار او باز کنیم و با نگاهی تازه تر او را باز یابیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/michael-haneke/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رویای آمریکایی، کتابی که باید در جوانی خواند</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/amerivan-dream</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/amerivan-dream#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Jan 2009 09:00:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسن نیازی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[رویای آمریکایی]]></category>
		<category><![CDATA[میشل سیوتا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1737</guid>
		<description><![CDATA[رویای آمریکایی
درون مایه های اساسی سینمای آمریکا
میشل سیوتا
ترجمه ی: نادر تکمیل همایون
نشر چشمه
در آغاز رویا بود&#8230; این کتاب، مروری است بر سینمای آمریکا
چرا جان وین،چارلی چاپلین یا آلن لد، در پایان پاره ای از&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رویای آمریکایی<br />
درون مایه های اساسی سینمای آمریکا<br />
میشل سیوتا<br />
ترجمه ی: نادر تکمیل همایون<br />
نشر چشمه</p>
<p>در آغاز رویا بود&#8230; این کتاب، مروری است بر سینمای آمریکا</p>
<p>چرا جان وین،چارلی چاپلین یا آلن لد، در پایان پاره ای از فیلم های شان، تک و تنها، پای پیاده، سوار بر اسب یا ماشین، درمسیری خاکی یا جاده ای بیابانی جانب افق را می گیرند؟ چرا از دهه ۱۹۵۰ به این سو، زن های موطلایی در فیلم های هالیوود، تقریبا همیشه نقش مثبت دارند، درحالی که زن های مو مشکی، به ایفای نقش های منفی متمایلند؟ چرا زوج های سینمایی بر فراز تپه ها یکدیگر را در آغوش می گیرند (عشق چیز باشکوهی است) یا چرا حتی در پایان دهه ۱۹۶۰، کری گرانت و دبورا کار (رابطه ی به یادماندنی) در نوک یک آسمان خراش به هم وعده دیدار می دهند؟ چرا شخصیت مثبت بن هور که  یهودی هم هست (چارلتون هستون) با لهجه آمریکایی صحبت می کند در حالی که شخصیت منفی  فیلم که رمی است (استیون بوید) با لهجه ای خود را بیان می کند که رنگ و بوی انگلیسی دارد؟ چگونه است که جیمزدین بعد از فصل معروف مسابقه ی اتوموبیلرانی یاغی بی هدف با کوری آلن، وقتی به منزل برگشته است، یک شیشه شیر در دست دارد، از آن می نوشد و بر چهره اش می ریزد و سرانجام به شکل یک جنین، روی کاناپه خانوادگی دراز می کشد؟<br />
- از مقدمه مولف -</p>
<p>رویای آمریکایی، توسط منتقد و استاد دانشگاه فرانسوی «میشل سیوتا» ، نویسنده مجله «پوزیتیف» گردآوری شده است. «سیوتا» در این کتاب،  با تحقیقی  مفصل و منحصر بفرد  تلاش کرده  که  انبوهی از درون مایه های اساسی سینمای آمریکا را مورد بررسی قرار دهد و با خواندن کتاب متوجه خواهید شد که چقدر این کار عالمانه و درست انجام شده است.  در مقدمه کتاب به گفته مترجم: «رویای آمریکایی» کتابی است که همیشه دوست داشتیم در جوانی بخوانیم تا به شیوه ای رساتر، عشق خودمان را به سینمای آمریکا توجیه کنیم و فریاد بکشیم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/amerivan-dream/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بدترین های ۲۰۰۸ از دیدگاه مارشال فاین</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/worst-2008</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/worst-2008#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 08:29:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[2008]]></category>
		<category><![CDATA[مارشال فاین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1691</guid>
		<description><![CDATA[چندی پیش و قبل از به پایان رسیدن سال ۲۰۰۸ راجر ایبرت لیستی از بهترین های سال منتشر کرد که در این سایت قرار گرفت. بدیهی است که این گونه لیستها کاملا بر پایه سلیقه است و هیچ دلیل محکم&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چندی پیش و قبل از به پایان رسیدن سال ۲۰۰۸ راجر ایبرت لیستی از بهترین های سال منتشر کرد که در این سایت قرار گرفت. بدیهی است که این گونه لیستها کاملا بر پایه سلیقه است و هیچ دلیل محکم برای آن نیست که چرا فلان فیلم در این لیست حضور داشت و یا چرا آن فیلم خوب دیگری جایش خالی است. پس جای تعجب نیست اگر ببینیم که فیلم در لیست بهترین های یک منقد بوده و حالا کس دیگری از آن فیلم به عنوان بدترین یاد می کند. همچنین قانون نانوشته ای در مورد آثار هنری به طور کلی وجود دارد و آن این که آثار بد و ضعیف همیشه تعدادشان از شاهکار ها و هنر والا بیشتر است. پس جای تردید نیست که نوشتن لیست بدترین ها از نوشتن بهترین ها سخت تر است چون نویسنده باید از خیل بد ها بدترین ها را به زعم خود، انتخاب کند. در این مطلب به بدترین فیلمها از نگاه مارشال فاین نگاهی می اندازیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/1speed.jpg"><img class="size-full wp-image-1693 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="1speed" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/1speed.jpg" alt="1speed" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۱- Speed Racer:بعد از سالها که از ساخت سری ماتریکس ها می گذرد برادران واچوفسکی دوباره دست به خلاقیت زدند آنها از یک سری انیمه ژاپنی الهام گرفته و این فیلم را ساختند اما نتیحه آن از نظر من زیاد جالب نبود به طوری که این فیلم رتبه اول بدترین ها را به دست می آورد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/2be.jpg"><img class="size-full wp-image-1694 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="2be" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/2be.jpg" alt="2be" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۲- Be Kind Rewind: نویسنده و کارگردان این فیلم مایکل گوندری است. فیلمی لوس  که قرار است در زمره فیلمهای کمدی قرار بگیرد. داستان در باره دو نفر است که مغازه فروش فیم دارند. آنها به شکل تصادفی متوجه یک فیلم عجیب می شوند…این فیلم قرار است رابطه بین سینما و رویا را نشان بدهد اما کاملا خالی و تهی از لحظه های خنده دار واقعی است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/3fun.jpg"><img class="size-full wp-image-1699 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="3fun" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/3fun.jpg" alt="3fun" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۳- Funny Games: با بازی نائومی واتس، تیم راث و مایکل پیت. بازسازی چندش آوری از فیلمی با همین نام از کارگردان اتریشی به نام میشاییل هانکه. درباره دو جوان روانی که وارد خانه یک خانواده می شوند و بدون هیچ دلیلی آنها را آزار می دهند. این اثر بازسازی از همین فیلم هانکه در سال ۱۹۹۷ است که به نظر من کارگردان هیچ دلیلی برای دوباره سازی آن ندارد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/4hap.jpg"><img class="size-full wp-image-1700 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="4hap" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/4hap.jpg" alt="4hap" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۴- The Happening: واقعا ام نایت شیامالان کارگردان این فیلم به کجا می رود؟ خاطرتان هست فیلم “بانویی در آب” را؟ رخیرا فیلم های او طراوت و مشخصه شیامالان را از دست داده و به شکل شگفت آوری خالی از روح سینمایی شده است. درباره این فیلم تنها چیزی که شما را میترساند پول بلیط برای تماشای آن است!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/5blue.jpg"><img class="size-full wp-image-1695 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="5blue" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/5blue.jpg" alt="5blue" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۵- Blueberry Nights: اثری دیگر از کارگردان هنگ کنگی، ونگ کار وای. او در این اثر سعی کرده است تا سینمای خود را هر چه بیشتر آمریکایی کند که به روح شرقی آثار و ادبیاتش لطمه میزند. در این فیلم با کنار هم قرار گرفتن نورا جونز خواننده و جولاو فضای جالبی ایجاد نشده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/6right.jpg"><img class="size-full wp-image-1696 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="6right" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/6right.jpg" alt="6right" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۶- ۸۸ Minutes و Righteous Kill: آل پاچینو در این سال به نظر می آید که سوختش تمام شده است. این مورد حداقل درباره فیلم های سال ۲۰۰۸ او صادق است. در فیلم ۸۸ دقیقه که حداقل بیست دقیقه آن اضافی بود پاچینو در هر صحنه ی رنگ بود و اصلا ثبات لازم را نداشت. در قتل منصفانه هم او چیزی برای عرضه نداشت شاید لازم باشد که استراحتی به او بدهیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/7ny.jpg"><img class="size-full wp-image-1697 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="7ny" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/7ny.jpg" alt="7ny" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۷- Synechdoche, New York: شاید مشکل اصلی درباره این فیلم کارگردان و نویسنده آن چارلی کافمن باشد که نظر و تفکر دقیق و درستی درباره طبیعت هنر ندارد. تفکر  افسرده او نتیجه ی خوبی در بر نخواهد داشت. یکی از معدود نقاط روشن در این فیلم بازی عالی سیمور هافمن است اما خود فیلم مثل این است که بنشینید و به رویاهای شخص دیگری گوش کنید بدون آنکه آن رویاها برای شما جذابیتی داشته باشد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/8nightin.jpg"><img class="size-full wp-image-1698 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="8nightin" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/8nightin.jpg" alt="8nightin" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۸- Nights in Rodanthe: یک داستان ملودرام که از روی یک رمان به شکل خنده داری اقتباس شده است. دو عاشق دلخسته با بازی دایانا لین و ریچارد گیر که در اتفاقاتی که برایشان رخ میدهد طعم زندگی را دوباره میچشند!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/9get.jpg"><img class="size-full wp-image-1701 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="9get" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/9get.jpg" alt="9get" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۹- Get Smart: این فکر که استیو کارل نقش ماکسول اسمارت را بازی کند ایده خوبی بود. ایده و فکر بد آن بود که کلی صحنه های اکشن و داستان های با مزه را در فیلمنامه هدر دادند و حرام کردند. هم استیو کارل و هم آنا هاتاوی سخت کار کردند اما تنها آلن آرکین هست که واقعا می تواند شما را بخنداند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/10aust.jpg"><img class="size-full wp-image-1702 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="10aust" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2009/01/10aust.jpg" alt="10aust" width="480" height="200" /></a></p>
<p>۱۰- Australia: به سرعت تاریخ آثار رومانس را جارو می کند و میروبد و به جای آن کلی صفحجه از مزارع و سر سبزی های استرالیا جایگزین می کند. این اتفاق با یک تم و زمینه سیاسی نیز همراه می شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/worst-2008/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درگذشتگان سال ۲۰۰۸</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/2008</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/2008#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 18:32:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[2008]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1672</guid>
		<description><![CDATA[سال ۲۰۰۸ به پایان رسید و از ساعاتی دیگر سال جدید آغاز می شود. سال ۲۰۰۸ هم مانند هر سال دیگری اتفاقات تازه ای داشت و در کنار هر اتفاق خوب حادثه ها و اتفاقات تلخ هم رخ داد. بسیاری&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ۲۰۰۸ به پایان رسید و از ساعاتی دیگر سال جدید آغاز می شود. سال ۲۰۰۸ هم مانند هر سال دیگری اتفاقات تازه ای داشت و در کنار هر اتفاق خوب حادثه ها و اتفاقات تلخ هم رخ داد. بسیاری از بازیگران و هنرمندان بزرگ در این سال در گذشتند.  در این لحظات پایانی سال به نقل از سایت بی بی سی یادی از این بزرگان می کنیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/ledger.jpg"><img class="size-full wp-image-1673 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ledger" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/ledger.jpg" alt="ledger" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">در يکی از نخستین روزهای سال ۲۰۰۸، جسد بی جان هیث لجر بازيگر جوان استرلیایی در منزلش در نیویورک پیدا شد. علت مرگ مصرف تصادفی مخلوطی از داروهای خواب آور، مسکن و ضد اضطراب گزارش شد. شوالیه تاریکی، آخرین فیلم او بود که يکی از پرفروش ترین فیلمهای سال ۲۰۰۸ بوده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/mingela.jpg"><img class="size-full wp-image-1674 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="mingela" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/mingela.jpg" alt="mingela" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">در ماه مارس آنتونی مینگلا، کارگردان فيلیمهای مشهوری چون بیمار انگلیسی و کوهستان سرد یک هفته پس از عمل جراحی برای در آوردن توموری که گردنش داشت، دچار خونریزی شد و در ۵۴ سالگی درگذشت. او در سال ۱۹۹۷ برای کارگردانی فیلم بیمار انگلیسی برنده اسکار شد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/newman.jpg"><img class="size-full wp-image-1675 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="newman" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/newman.jpg" alt="newman" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">پل نیومن از آخرین بازیگران دوران طلایی هالیوود پس از سالها مبارزه با سرطان در سپتامبر در سن ۸۳ سالگی درگذشت. بوچ کسیدی و ساندنس کید، گربه روی شیروانی داغ، بیلیارد باز و رنگ پول از مشهورترین فیلمهای او بودند. او ۱۰ بار نامزد اسکار شد که بالاخره برای بازی در فیلم رنگ پول این جایزه را بدست آورد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/huston.jpg"><img class="size-full wp-image-1677 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="huston" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/huston.jpg" alt="huston" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">چارلتون هستون بازيگر دیگری از اين نسل بود که در ماه آوریل در سن ۸۴ سالگی درگذشت. بازی در فیلمهایی چون بن هور، ال سید و ده فرمان او را به یکی از ماندگارترین چهره های های هالیوود تبدیل کرد که برای فیلم بن هور به اسکار دست یافت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/shahin.jpg"><img class="size-full wp-image-1676 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="shahin" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/shahin.jpg" alt="shahin" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">در ماه ژوئیه یوسف شاهین، کارگردان مصری و یکی از محبوب ترین هنرمندان جهان عرب، در اثر خونریزی مغزی در قاهره در گذشت. او در هنگام مرگ ۸۲ سال سن داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/klark.jpg"><img class="size-full wp-image-1678 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="klark" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/klark.jpg" alt="klark" width="300" height="200" /></a></p>
<p style="text-align: right;">آرتور سی کلارک، نویسنده بریتانیایی داستان های علمی، تخیلی پس از يک حمله قلبی، ریوی در ماه مارس در سریلانکا درگذشت. او که هنگام مرگ ۹۰ سال داشت از سالها پیش محل زندگی اش را به سریلانکا منتقل کرده بود. داستان فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی ساخته استنلی کوبریک مشهورترين اثر او بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/2008/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هالیوود را چه کسانی کنترل می‌کنند؟</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/jewish-is-hollywood</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/jewish-is-hollywood#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 20:35:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[هالیوود]]></category>
		<category><![CDATA[یهود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1652</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: Joel Stein
به نقل از: Los Angeles Times
در زندگی‌ام هیچ وقت به این اندازه از نتایج یک نظرسنجی آشفته نبوده‌ام. تنها ۲۶ درصد از آمریکایهای امروزه بر این باور هستند که &#8220;صنعت سینما و تلویزیون آمریکا توسط یهودی‌ها&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده: Joel Stein<br />
به نقل از: <a href="http://www.latimes.com/news/opinion/sunday/la-oe-stein19-2008dec19,1,7113597.column" target="_blank">Los Angeles Times</a></p>
<p>در زندگی‌ام هیچ وقت به این اندازه از نتایج یک نظرسنجی آشفته نبوده‌ام. تنها ۲۶ درصد از آمریکایهای امروزه بر این باور هستند که &#8220;صنعت سینما و تلویزیون آمریکا توسط یهودی‌ها اداره می‌شود&#8221; که این عدد از ۵۰ درصدی که در سال ۱۹۶۴ بود، کمتر شده است. افرادی که ماه گذشته این نظرسنجی را منتشر ساختند، این شماره‌ها را یک پیروزی برعلیه تصور قبلی می‌دانند. در حقیقت، نظر سنجی این را می‌رساند که آمریکا چقدر دست و پا بسته و ناتوان است. و این یهودی‌ها هستند هالیوود را می‌گردانند.</p>
<p>عمق نفوذ یهودی‌ها در هالیوود چقدر است؟ چند هفته پیش مدیر استودیویی یک صفحه کامل اعلان را از روزنامه لس آنجلس تایمز بیرون کشید تا ادعا کند که صنف بازیگران آمریکا به حقوق و مزایای خود رسیده‌اند. این نامه سرگشاده توسط اسامی زیر به امضا رسیده بود. مدیر اجرایی پیتر چرنین (یهودی)، سرپرست کمپانی پارامونت براد گری(یهودی)، مدیر اجرایی رابرت ایگر (یهودی)، مدیر کمپانی سونی پیکچرز مایکل لینتون (یهودی آلمانی)، سرپرست کمپانی برادران وارنر(یهودی)، سرپرست اجرایی شرکت CBS لزلی مونوز (یهودی و همچنین عمویش اولین نسخت وزیر اسرائیل بود)، سرپرست کمپانی  MGM هری سالون (یهودی) و مدیر اجرایی NBC یونیورسال جف زاکر (یهودی). اگر هرکدام از برادران وینستون آن برگه را امضا کرده بودند، این گروه کامل نه تنها قادر به زیر و رو کردن تمام تشکلیات هالیوود، بلکه قادر به زیر و روکردن آمریکا هم هستند.</p>
<p>شخصی که آنها بنای تاختن را به او بخاطر آن اعلامیه گذاشته بودند مدیر کمپانی SAG آلن روزنبرگ بود. شکوایه سوزناک آنها از آن برگه این بود که توسط نماینده برجسته خود آنها، آری امانوئل (یهودی با والدینی اسرائیلی) در نشریه هوفینگتون پست که توسط اریانا هافینگتون (یهودی نیست و هیچ وقت هم در هالیوود کار نکرده است) اداره می‌شود، منتشر شده بود. حکمفرمانی کامل یهودی‌ها بر هالیوود من را مجبور به مطرح کردن نام تمام آنها کرد که بر شش منصب درجه اول صنعت سینمای آمریکا حکمران هستند. هنگامی که آنها را برای صحبت درباره پیشرفت باورنکردنیشان فراخواندم، پنج تن از آنها از صحبت کردن با من سرباز زدند، که ظاهرا از این می‌ترسیدند که هویت یهودی‌شان فاش شود. ششمین نفر سرپرست AMC بود که معلوم شد او هم یهودی است.</p>
<p>به عنوان یک یهودی مغرور، می‌خواهم آمریکایی‌ها از این ماجرا باخبر باشند. بله، ما هالیوود را کنترل می‌کنیم. بدون ما، شما فقط می‌توانید در طول روز از این کانال به اون کانال و از سریال &#8220;باشگاه ۷۰۰&#8243; به &#8220;دیوی و گولیث&#8221; سر بچرخانید. پس این وظیفه را بر خود لازم دانستم که آمریکایی ها را دوباره متقاعد سازم که یهودی‌ها توسط راه انداختن کمپین‌های برقرار کننده ارتباط با آمریکایی ها، هالییود را کنترل می‌کنند. به این خاطر که ما این کار را به نحو احسن انجام می دهیم.‌‌ من چندین بار اشاره کرده‌ام که &#8220;هالیوود: در حال حاضر با دارای بیشترین یهودی&#8221;، &#8221; هالیوود: از طرف مردمی که انجیل را برای شما آوردند&#8221; و &#8220;هالیوود: اگر شما از سینما و تلویزیون لذت می‌برید، پس کلا از یهودی‌ها خرسند هستید.&#8221;</p>
<p>من با سرپرست ADL ایب فاکس‌من را که در سانتیاگو، شیلی بود، صحبت کردم. او در آنجا زمانی به من گفته بود که که نترس، من از آن نازیهای شکارچی نیستم. او تمام حرف من را (مبنی بر نظرسنجی ۲۶ درصد) انکار کرد و گفت که درصد کسانی که هنوز بر این باور هستند هالیوود توسط یهودی‌ها اداره می‌شود بسیار بالا است. نظرسنجی ADL نشانگر این است که ۵۹ درصد از آمریکاییان بر این باور هستند که مدیران هالیوودی&#8221;برای بیشتر آمریکایی‌ها از دین و مذهب و ارزش‌های اخلاقی حذر می کنند&#8221; و ۴۳ درصد بر این باور هستند که صنعت سرگرمی آمریکا زیر نظر یک گروه سازمان یافته است که &#8220;دین و مذهب و ارزش‌های اخلاقی را در کشور ضعیف و نابود سازد.&#8221;</p>
<p>فاکس‌من می‌گوید &#8220;عبارت یهودی‌ها هالیوود را کنترل میکنند، عبارت خطرناکی‌ست. حقیقت این است که یهودی‌های بی شماری در هالیوود مشغول به کار هستند. تمام هشت کمپانی برجسته هالیوود توسط مدیران یهودی اداره می‌شوند. به نظر من یهودی‌ها در سینمای خلاقانه آمریکا سهم بسزایی دارند.&#8221; من از حرفهای فاکس‌من قدردانی می‌کنم. مهم نیست که آمریکایی ها به این فکر بیافتند که ما خبرگزاریها، هالیوود، وال استریت و یا حکومت را در دست داریم. مهم این است که ما سعی در رسیدن به همه آنها را داریم.</p>
<p>توضیح: مقاله فوق صرفا ترجمه از مقاله لس آنجلس تایمز است و باز گو کننده نظر نویسنده نمی باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/jewish-is-hollywood/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>19</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برترین های سال ۲۰۰۸ از دیدگاه راجر ایبرت</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/best-of-2008</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/best-of-2008#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Dec 2008 19:54:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[راجر ایبرت]]></category>
		<category><![CDATA[سال 2008]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1583</guid>
		<description><![CDATA[راجر ایبرت منتقد شیکاگو سان‌تایمز بنا بر رسم هرساله خود، در ماه دسامبر لیستی از بهترین فیلم‌های سال، البته آمیخته‌ با سلیقه شخصی خود، منتشر می‌سازد. امسال هم لیستی را منتشر ساخته است که ترجمه آن را در زیر می‌بینید.&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>راجر ایبرت منتقد شیکاگو سان‌تایمز بنا بر رسم هرساله خود، در ماه دسامبر لیستی از بهترین فیلم‌های سال، البته آمیخته‌ با سلیقه شخصی خود، منتشر می‌سازد. امسال هم لیستی را منتشر ساخته است که ترجمه آن را در زیر می‌بینید.</p>
<p><img class="alignnone size-full wp-image-1584" style="border: 1px solid black;" title="ballast1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/ballast1.jpg" alt="ballast1" width="200" height="200" /> <img class="alignnone size-full wp-image-1585" style="border: 1px solid black;" title="ballast2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/ballast2.jpg" alt="ballast2" width="200" height="200" /></p>
<p>&#8220;ماسه&#8221; (Ballast):<br />
سکوتی مرگبار بر خانواده‌ای از می‌سی‌سی‌پی بعد از مرگ پدر و یکی از پسران خانواده، حکمفرما می‌شود. زخم‌های کهنه، سرباز می‌زنند. پسر دیگر خانواده سعی دارد ارتباطی را بین دیگر اعضای خانواده برقرار و آنها را به هم نزدیک کند. بازی‌های فیلم قوی هستند و نویسنده و کارگردان آن، لانس هامر مشتاقانه‌ و با همدلی، این خانواده را به تصویر کشیده است. فیلم درباره یک خانواده فقیر نیست. آنها شغل و کار خودشان را دارند اما تنهایی و بی‌کسی زمین گیرشان کرده است. در آخر، ما به این فکر می‌افتیم که بله، دقیقا همانطوری که باید می‌بود، اتفاق افتاد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Che&amp;image=che_006.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="che_006" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Che&amp;i=che_006.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="che_006" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Che&amp;image=2008_che_010.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_che_010" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Che&amp;i=2008_che_010.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_che_010" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;چه&#8221; (Che):<br />
فیلمی‌ست حماسی از یکی از شمایل‌های محبوب قرن بیستم.  پزشکی آرژانتینی که به یار همدست فیدل کاسترو در انقلاب کوبا تبدیل می‌شود و سپس به جنوب آمریکا برای حمایت از انقلابیون سفر می‌کند. بنیسیو دل تورو در فیلمی که شامل بعضی وقایع نامانوس و غیر عادی از زندگی چه گورا است، بطور تحسین برانگیزی نقش چه را اجرا کرده است. فیلم استیون سودربرگ ۲۵۷ دقیقه زمان دارد اما خسته کننده نیست.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Dark Knight&amp;image=2008_the_dark_knight_030.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="The Dark Knight" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Dark Knight&amp;i=2008_the_dark_knight_030.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="The Dark Knight" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Dark Knight&amp;image=2008_the_dark_knight_038.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="The Dark Knight" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Dark Knight&amp;i=2008_the_dark_knight_038.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="The Dark Knight" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;شوالیه سیاه&#8221; (Dark Knight):<br />
بهترین فیلم در میان بتمن‌ها. شوالیه تاریک کریستوفر نولان به پیشینه‌اش پشت پا می‌زند و به یک تراژدی جذاب تبدیل شده است. هیث لجر نقش جوکر را در این فیلم به عهده داشته است. نقشی که مطمئنا اسکار را ازآن خود خواهد کرد. در این فیلم جوکر با معماهای اخلاقی‌اش بتمن (کریستین بیل) را عذاب می‌دهد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Milk&amp;image=2008_milk_002.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_milk_002" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Milk&amp;i=2008_milk_002.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_milk_002" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Milk&amp;image=2008_milk_013.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_milk_013" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Milk&amp;i=2008_milk_013.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_milk_013" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;میلک&#8221; (Milk):<br />
شان پن، یکی از بزرگترین بازیگران حال حاضر، با اجرای نقش هاروی میلک در این فیلم، خودش را برای نامزد شدن در اسکار آماده می‌کند. فیلم درباره هاروی میلک، اولین کسی که آشکارا همجنس گرا بودن خودش را در جامعه اعلام داشت و همچنین اولین همجنس گرایی که به سمتی دولتی در ایالات متحده منصوب شد، است. فیلم درباره یک تغییر است، مردی که علنا خودش را یک همجنس گرا می‌دادند و چگونگی برخورد اطرافیان با او. فیلم یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های امسال است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Rachel Getting Married&amp;image=2008_rachel_getting_married_003.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_rachel_getting_married_003" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Rachel Getting Married&amp;i=2008_rachel_getting_married_003.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_rachel_getting_married_003" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Rachel Getting Married&amp;image=2008_rachel_getting_married_006.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_rachel_getting_married_006" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Rachel Getting Married&amp;i=2008_rachel_getting_married_006.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_rachel_getting_married_006" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;راچل ازدواج می‌کند&#8221; (Rachel Getting Married):<br />
بعد از دیدن این فیلم مردم به من می‌گفتند &#8220;من هم دوست دارم اینطوری عروسی کنم&#8221; یا &#8221; کاش اونجا بودم.&#8221; فیلم به این اندازه تاثیر گذار است. جاناتان دمی بر روی یک موضوع متمرکز نشده است و کل مراسم عروسی، با تمام فامیل‌های دورو نزدیک، دوستان قدیمی و جدید، انواع سبک زندگی، پیر جوان و همه و همه را مورد بررسی قرار داده است. در هنگام دیدن فیلم احساس  مهمانی در عروسی را خواهیم داشت. روزماری داوت در نقش راچل و آنی هاتاوی در نقش خواهرش در این فیلم ظاهر شده اند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=The Reader&amp;image=2008_the_reader_004.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="The Reader" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=The Reader&amp;i=2008_the_reader_004.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="The Reader" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=The Reader&amp;image=2008_the_reader_003.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title=" " src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=The Reader&amp;i=2008_the_reader_003.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt=" " width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;خواننده&#8221; (The Reader):<br />
درامی که اساسا درون ذهن یک آدم جنگ زده آلمانی که به یاد دارد در سن ۱۴ سالگی با زنی، رابطه داشته است، اتفاق می‌افتد. راز سر به مهرش بسیار خجالت آور است. او حاضر است با هرگونه حکمی مواجه شود اما این راز را فاش نکند. فیلم ارجاعی است به پریشانی‌های ذهنی که آدم‌های بعد از واقعه هولوکاست‌، احساس می‌کردند و زندگی‌شان تحت تاثیر آن قرار گرفته بود. استفن داردلی فیلم را کارگردانی کرده است و کیت وینسلیت و رالف فاینس در دو نقش عمده فیلم ظاهر شده اند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Revolutionary Road&amp;image=revolutionary-road-4.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="revolutionary-road-4" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Revolutionary Road&amp;i=revolutionary-road-4.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="revolutionary-road-4" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Revolutionary Road&amp;image=revolutionary-road-3.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="revolutionary-road-3" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Revolutionary Road&amp;i=revolutionary-road-3.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="revolutionary-road-3" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;جاده انقلابی&#8221; (Revolutionary Road):<br />
یک زن و شوهر جوان تاب و توان زندگی در محله را ندارند. کیت وینسلت و لئوناردو دی‌کاپریو در یکی از بهترین اجراهای امسال، نقش یک زوج جوان را بازی می‌کنند که رویاهایشان را در دنیای سراسر مادی آمریکا از دست می‌دهند. سام مندز فیلم را به خوبی پیش برده است و بسیار با جزئیات، آن را به تصویر کشیده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Synecdoche, New York Photos&amp;image=2008_synecdoche_new_york_005.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_synecdoche_new_york_005" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Synecdoche, New York Photos&amp;i=2008_synecdoche_new_york_005.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_synecdoche_new_york_005" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Synecdoche, New York Photos&amp;image=2008_synecdoche_new_york_003.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="2008_synecdoche_new_york_003" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Synecdoche, New York Photos&amp;i=2008_synecdoche_new_york_003.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="2008_synecdoche_new_york_003" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;موجز، نیویورک&#8221; (Synecdoche, New York):<br />
بحث انگیزترین فیلم امسال. چارلی کافمن (اقتباس، جان مالکویچ بودن) برای اولین بار کارگردانی را تجربه می‌کند. فیلیپ سیمیور هافمن نقش کارگردان تئاتری را بازی می‌کند که در باتلاق نمایشی که شاید خود زندگی باشد، دست و پا می‌زند. فیلم باید چندین بار دیده شود تا بتوان هویت اشخاص و حتی جنس بعضی از کاراکترها را تشخصی داد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=W&amp;image=w-oliver-stones-bush-biopic-20081014110004851.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="w-oliver-stones-bush-biopic-20081014110004851" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=W&amp;i=w-oliver-stones-bush-biopic-20081014110004851.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="w-oliver-stones-bush-biopic-20081014110004851" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=W&amp;image=w-oliver-stones-bush-biopic-20080818020904239.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="w-oliver-stones-bush-biopic-20080818020904239" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=W&amp;i=w-oliver-stones-bush-biopic-20080818020904239.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="w-oliver-stones-bush-biopic-20080818020904239" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;W&#8221;:<br />
فیلم الیور استون اثری صمیمی و قابل فهم است. جورج بوش و الیور استون که زمانی با هم در یک دانشکده درس خوانده‌اند، اکنون هر کدام در سویی از زندگی قرار داردند. جاش برولین در نقش جورج دبیلیو بوش بازی عالی ارائه داده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Wall.E&amp;image=Wall-E.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="Wall-E" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Wall.E&amp;i=Wall-E.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="Wall-E" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Wall.E&amp;image=Wall-E (3).jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="Wall-E (3)" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Wall.E&amp;i=Wall-E (3).jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="Wall-E (3)" width="200" height="200" /></a></p>
<p>&#8220;وال-ی&#8221; (Wall-E):<br />
بهترین فیلم علمی تخیلی در این سالها, یک انیمیشن خانوادگی بود. وال-ی یک روبات قدیمی آشغال جمع کن است که به تنهایی مشغول به پاک کردن زمین آلوده‌ای است که مردم آنها را به جا گذاشته‌اند. فیلم بطور خارق‌العاده‌ای سرگرم کننده، بطور شگفت‌انگیزی طراحی شده و اگر خوب درباره آن فکر کنید، بطور طعنه‌آمیزی درباره فرهنگ مصرف گرایی صحبت می‌کند.</p>
<p>توضیح: فیلمهای منتخب راجر ایبرت از این تعداد که در متن بالا ذکر شد بیشتر بود که بنابر اهمیت، تنها فیلمهای معتبرتر ذکر شدند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/best-of-2008/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماشین، منجی یا حاکم انسان (نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما، با نگاهی ویژه به وال-ای)</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 15:09:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[انسان و ماشین]]></category>
		<category><![CDATA[اودیسه فضایی 2001]]></category>
		<category><![CDATA[هوش مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[وال ای]]></category>
		<category><![CDATA[والت دیزنی]]></category>
		<category><![CDATA[ویرانگر]]></category>
		<category><![CDATA[پیکسار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1491</guid>
		<description><![CDATA[نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما با نگاهی ویژه به وال-ای:
به این موضوع که آیا ماشین ها در آینده بر انسان مسلط خواهند شد یا نه تا کنون تنها در سینما و داستان های علمی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما با نگاهی ویژه به وال-ای:</p>
<p>به این موضوع که آیا ماشین ها در آینده بر انسان مسلط خواهند شد یا نه تا کنون تنها در سینما و داستان های علمی تخیلی پرداخته شده است. با پیشرفت هایی هم که هر روز در صنعت روبات سازی و هوش مصنوعی شاهد آن هستیم این موضوع هر روز بیش از پیش فکر افراد مختلف را به خود مشغول می کند. اما با این وجود تاکنون تفکر یا نظریه ی مهمی در این مورد به وجود نیامده است و بازتاب این نگرانی را تنها در سینما و رمان های علمی تخیلی که آنها هم به فیلم تبدیل شده اند یا منبع الهام نویسندگان فیلم های سینمایی قرار گرفته اند دیده ایم. شاید مهم ترین فیلمی که حاکمیت ماشین بر انسان را به صورت جدی مد نظر قرار داده بود «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱» ساخته ی «استنلی کوبریک» باشد. بعد از این فیلم «ویرانگر» و دنباله های آن به خصوص «ویرانگر دو: روز داوری» ساخته ی «جیمز کامرون» و همچنین فیلم های جدیدتری که این مسئله را حتی عمیق تر و جدی تر مورد بررسی قرار می دهند را می توان نام برد. در فیلم های جدید می توان از آثاری چون «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ»، «من، روبات هستم» ساخته ی «الکس پرویس» و دیگر نمونه ها نام برد. البته در این میان فقط سه فیلم «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱»، قسمت دوم «ویرانگر: روز داوری» و «هوش مصنوعی» از لحاظ ساختار و نوع نگاه به این مسئله فیلم های شاخصی هستند و دیگر فیلم ها بیشتر جنبه ی تجاری و سرگرم کننده مانند دیگر فیلم های تجاری را دارند.</p>
<p>«استنلی کوبریک» کارگردان متفاوت و در عین حال صاحب سبک سینما برای اولین بار در فیلم خود که به واقع بسیار جلوتر از زمان خود می نماید داستان فضانوردانی را روایت می کنند که در فضایی دور و غریب با ماشینی که وظیفه ی هدایت سفینه ی آنها را برعهده دارد درگیر می شوند. ماشین که در این فیلم کاملا دارای شخصیت پردازیست و کاملا به عنوان یک کاراکتر کاملا مستقل ایفای نقش می کند، در فضای سفینه کنترل اوضاع را به دست می گیرد و سعی در کنترل انسان های حاضر در سفینه را دارد. زمانی هم که با مقاوت آنها رو به رو می شود حتی تلاش می کند تا آنها را به هر روشی از سر راه خود بردارد. در این فیلم است که برای اولین بار مخلوق انسانی سعی در کنترل و از بین بردن خالق خود دارد. همین فیلم برای اولین بار موضوع هوش مصنوعی را به چالش می کشد. با توجه به زمان ساخته شدن فیلم سال ۱۹۶۸ دید کاملا آینده نگرانه و واقع بینانه ی فیلم و مهمتر از آن ذهن خلاق سازندگان فیلم قابل تقدیر ابدیست. در این فیلم سرانجام انسان با استفاده از هوش و ذکاوت خود بر ماشین فائق می آید. اما موجی که این فیلم در سینما به وجود آورد باعث به وجود آمدن این فکر در بین صاحب نظران وحتی مردم عادی شد که آیا روزی فرا خواهد رسید که ماشین ها توانایی براندازی و حکمت بر انسان را به دست آورند؟</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/2001.jpg"><img class="size-full wp-image-1537 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="2001" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/2001.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>دومین فیلم مطرح در این زمینه «ویرانگر دو: روز داوری» ست که با نگاهی کاملا متفاوت دوباره این موضوع را به صورتی جدی مطرح می کند. در این فیلم دو ماشین از آینده می آیند. ماشین اول که از تکنولوژی فرا زمینی برخوردار است به دنبال پسر جوانیست که در آینده رهبری انسان ها، در مقابله با ماشین ها را به دست خواهد آورد. این ماشین کاملا بی اراده است و تنها هدف او هم از بین بردن پسرک به هر روش ممکن است. اما ماشین های دیگری که به آن دستور داده اند نه تنها توانایی تفکر را دارا هستند بلکه آنچنان آینده نگر و صاحب اراده هستند که با استفاده از تکنولوژی که خود ساخته اند سعی در از بین بردن دشمن خود در گذشته می کنند. در این بین ماشین دیگری از آینده آمده است که از طرف خود پسرک که در آینده رهبر انسانهاست مامور شده است تا جان خود را در کودکی نجات دهد. نکته قابل توجه در این فیلم در اینجاست که در یک طرف ماشینی وجود دارد که قصد نابودی انسان را دارد و در مقابل او ماشین دیگری که قصد نجات انسان را دارد. ماشین که حامی انسان است با بازی استثنایی «آرنولد شوارتزنگر» با گذشت زمان و رابطه با پسرک کم کم از حالت ماشینی صرف خارج می شود و دارای عاطفه و احساس می شود. این موضوع تا جایی پیش می رود که ماشین حتی تکه کلام هایی را هم که پسرک به او می آموزد را در محاوره اش به کار می برد. مسئله ی تقابل دو ماشین یکی حافظ زندگی بشر و دیگری نابود کننده ی آن این موضوع را مطرح می کند که آیا اصولا باید ماشین های باهوش را دشمن بدانیم یا نه؟ آیا اصلا در آینده ماشین های با اراده قصد نابودی انسان را خواهند داشت یا نه؟</p>
<p>فیلم سوم اصولا ماشین را به عنوان دشمنی برای انسان معرفی نمی کند. بلکه در دنیای «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ» موضوعی جدید تر مطرح می شود. اینکه آیا اصولا ماشین می تواند صاحب عاطفه و احساسات باشد؟ هوش مصنوعی داستان روباتی کوچک را روایت می کند که به عنوان پرکننده ی جای خالی پسر تازه فوت شده ی خانواده توسط پدر خانواده سفارش داده شده است. روبات کوچک در ابتدا صرفا نقش عروسکی را دارد که تنها از جنبه ی فیزیکی جای پسر متوفی خانواده را می گیرد. اما با گذشت زمان برخی حرکات غیرعادی روبات کوچک باعث به وجود آمدن مشکلاتی می شود. بعد روبات از خانواده طرد می شود ولی روبات که احساس عشق و نیاز مادری در او بیدار شده است به دنبال مادر خود راهی خطرناک و طولانی را در پیش می گیرد. این احساس او به قدری قوی می شود که حتی بعد از گذشت ملیون ها سال و از بین رفتن بشریت همان نیروی او با کمک موجوداتی فرازمینی سرانجام او را به هدف خود می رساند. شاید به نوعی بتوان داستان هوش مصنوعی را وام گرفته شده از داستان کلاسیک «پینوکیو» دانست که قدیمی ترین داستانی است که به موضوع وجود احساس و نیروی تعقل در ماشینی ساخته ی بشر که در اینجا یک عروسک است می پردازد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/terminator.jpg"><img class="size-full wp-image-1538 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="terminator" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/terminator.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>هرسه ی این فیلم ها با برسی موضوع دارای اراده بودن ماشین در آینده این موضوع را مطرح می کنند که شاید ماشین های ساخته ی بشر روزی پا را فراتر از این حد بگذارند و تبدیل به موجوداتی کاملا زیستی و حتی با توانایی تولید مثل شوند. این فیلم ها رویکرد و نگاهی تقریبا متفاوت به ماشین های آینده دارند ولی هر سه نوید این را می دهند که شاید در آینده زندگی انسان با ماشین های ساخته ی خود اجین شود حال چه مثبت، چه منفی.</p>
<p>با طرح این مقدمه به بررسی تازه ترین ساخته ی استودیوی «پیکسار و والت دیزنی»، «وال- ای» می پردازیم. وال-ای ساخته ی «اندرو استنتون» یک انیمیشن خوش ساخت و پر زرق و برق دیگر از استودیوی پیکسار است که شاید بتوان آن را ترکیب و یا حتی کامل کننده ی موضوعی دانست که در فیلم های مورد بحث در بالا مطرح شده است. وال-ای داستان روبات نظافتچی کوچکی است که در سیاره ی زمین که اکنون دیگر خالی از سکنه است دنیایی شیرین و دوست داشتنی برای خود درست کرده است. در بخش اولیه ی فیلم شاهد روباتی هستیم که در تنهایی بی انتهای خود به چنان حدی از کمال احساسی و عاطفی رسیده است که بیننده ی فیلم در همان لحظات ابتدایی فیلم ماشین بودن او را از یاد می برد. وال-ای با استفاده از باقی مانده های تمدن بشری در زمین با چیزهایی کوچک مانند نوار ویدئویی که صحنه هایی از فیلمی قدیمی را نشان می دهد و یا اشیائی که از میان زباله ها پیدا می کند تمدنی کوچک با فرهنگی غنی برای خود ساخته است. به جرات می توان گفت که اگر کل فیلم به نشان دادن همین دنیای کوچک وال-ای اختصاص داشت باز هم با فیلمی گیرا و دلنشین طرف بودیم.</p>
<p>اما این دنیای کوچک با ورود روباتی مونث تغییر می کند. روبات مونث که «ایو» نام دارد از طرف انسان ها که الان در فضایی دور دست و در سفینه ی ساخته ی خود زندگی می کنند به سوی زمین فرستاده شده تا شاید با یافتن گیاهی کوچک نوید بازگشت زندگی به زمین را به انسان اسیر، در زندان خود ساخته بدهد. وال-ای که شاید برای اولین بار فرصت داشتن همدم و یا بهتر بگوییم هم نژادی را برای خود یافته است، معصومانه به ایو دل می بندد. این دلبستگی رفته رفته تبدیل به عشقی کودکانه و پاک می شود. اما ایو که ماموریت خود را انجام داده است با وجود به پیدایش احساسی در درونش همچنان اسیر ماشین بودن خود است و سرانجام هم باید برگردد. ولی این وال-ای است که دیگر طاقت تنهایی را ندارد و برای به دست آوردن همدم و عشق خود دل به دریا می زند. قسمت اول فیلم که در اینجا پایان می پذیرد نشان دهنده ی امکان وجود و یا به وجود آمدن احساس و عاطفه در ماشین را نشان می دهد که با داستان و شخصیت پردازی منحصر به فرد، فیلم را تا حد یک شاهکار سینمایی بالا می برد که حرفی برای گفتن هم دارد. قسمت دوم با ورود ایو و وال-ای به سفینه ی انسان ها آغاز می شود در این قسمت هم همان جنبه ی احساس در فیلم وجود دارد و حتی با ورود کاراکتر های دیگری به فیلم قوت هم می گیرد. که اشاره به آن دوباره گویی است و به همین قدر بسنده می کنم که با ورود وال-ای که نوعی منجی محسوب می شود علاوه بر انسان ها حتی کم اهمیت ترین روبات های این نظام بزرگ هم جرات خروج از چهارچوب ماشینی و تجربه ی کارهای ممنوع را پیدا می کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/wal.jpg"><img class="size-full wp-image-1539 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="wal" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/wal.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>جامعه ای که انسان ها برای خود ساخته اند جامعه ای است کاملا در سلطه ی ماشین ها. ماشین هایی که قصد نابودی انسان را ندارند بلکه از او حفاظت هم می کنند ولی این حفاظت باعث شده است تا انسان ها خود و توانایی هایشان را فراموش کنند و به حیواناتی بی مصرف تبدیل شوند که بدون ماشین ها قادر به زندگی نیستند. و این وال-ایست که با تمام احساس خود ناخواسته و کاملا معصومانه به یگانه منجی بشر تبدیل می شود. این تلاش ناخواسته ی او که ابتدا با کمک ماشین های به اصطلاح خراب و سپس انسان هایی که در برخورد با او دوباره خود و توانایی های خود را یافته اند و همچنین محبوبش ایو که دیگر کاملا احساس و نیروی آن را درک کرده است با مقاومت ماشین های حاکم بر انسان ها روبه رو می شود. این ماشین ها که رهبری آنها را خلبان خودکار سفینه «اوتو» برعهده دارد (این شخصیت ادای دینی به فیلم ادیسه ی فضایی ۲۰۰۱ و شخصیت «ال» است) تمام تلاش خود را می کنند تا وضعیت موجود را حفظ کنند. این ماشین ها با سرسختی تمام تلاش می کنند تا جامعه ی را که در آن نقش چوپان را برای رمه ی انسان ها بازی می کنند حفظ کنند ولی در نهایت در مقابل نیروی احساس سرخم می کنند. و سرانجام شاهد این موضوع هستیم که وال-ای تبدیل به تنها امید انسان هایی می شود که آنقدر ناتوان شده اند که موقع به هم خوردن تعادل سفینه مانند تکه گوشت های بی اختیار با این سو و آن سو می روند. همین وال-ای کوچک است که انسان را به سوی دنیایی گرچه زشت و کثیف در ظاهر ولی پر امید راهنمایی می کند تا انسان دوباره همه چیز را از صفر شروع کند و دیگر اشتباهات قبلی خود را تکرار کند.</p>
<p>انیمیشن وال-ای با وجود چهارچوبی کارتونی و کودکانه چنان به این موضوع پرداخته است که قبلا هرگز شاهد چنین عمقی در فیلم های قبل از خود نبوده ایم. وال-ای را نه به دید یک انیمیشن صرف، بلکه یک فیلم و حتی یک نظریه پردازی باید دید که شاید پیشگویی از آینده ی بشر ارائه می دهد. بشری که هر روز با وجود درک این موضوع که کارهایش باعث تخریب محیط زندگی اش می شود هیچ اقدامی برای جلوگیری از نابودی خانه اش نمی کند و از هم اکنون زمزمه هایی برای یافتن سیاره ای دیگر برای زندگی برای ادامه ی حیاتش بعد از نابودی زمین می شنویم. بیاید امیدوار باشیم که در آینده ای دور وال-ایی پیدا شود تا منجی بشریت باشد. مخلوقی که خالقش را نجات می دهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ذهن خطرناک چارلی کافمن: نگاهی به کارنامه و آخرین ساخته او</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 07:37:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[فیلیپ سیمور هافمن]]></category>
		<category><![CDATA[موجز، نيويورک]]></category>
		<category><![CDATA[چارلی کافمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1471</guid>
		<description><![CDATA[«چارلی کافمن» از آن دسته فیلمسازانی است که نزدیک شدن به فیلم هایشان بسیار سخت است. او سبک مخصوص خود را در داستان پردازی دارد و از آن دسته نویسندگانی است که در لابه لای داستانی که برای مخاطبش تعریف&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«چارلی کافمن» از آن دسته فیلمسازانی است که نزدیک شدن به فیلم هایشان بسیار سخت است. او سبک مخصوص خود را در داستان پردازی دارد و از آن دسته نویسندگانی است که در لابه لای داستانی که برای مخاطبش تعریف می کند مفاهیمی را می گنجاند که به دست آوردن درکی درست از آنها نیاز به تفکر بر روی تک تک این مفاهیم دارد. بخش اعظم این مفاهیم دلمشغولی های خود اوست، دلمشغوای های ذهنی پیچیده و تو در تو که سنگینی فضای آن را هر کسی نمی تواند تحمل کند.</p>
<p>چارلی کافمن کار خود را با نوشتن برای تلویزیون در سال ۱۹۹۱ و مجموعه ی تلویزیونی «دروازه ی زندگی» آغاز کرد. او این کار را تا سال ۱۹۹۶ ادامه داد و تا آن سال روی پنج مجموعه ی تلویزیونی کارکرد. بعد از این سال او شروع به نوشتن به سبک خودش کرد و اولین محصول این کار فیلم چالش برانگیز «جان مالکوویچ بودن» ۱۹۹۹ بود. او کار خود را با «طبیعت بشر» ۲۰۰۱، «اقتباس» ۲۰۰۲، «اعترافات یک ذهن خطرناک» ۲۰۰۲ و «درخشش ابدی یک ذهن خاموش» ۲۰۰۴ ادامه داد. به جز «طبیعت بشر» که چندان مستحکم از آب در نیامد هر کدام از نوشته های او یک شاهکار به تمام معنی و متفاوت هستند. تفاوتی که امضای کارهای کافمن و مخصوص خود اوست همچنان که بزرگانی مانند «کوبریک» و یا «لینچ» این امضای مخصوص را در کارهای خود به جای می گذارند. کارهای این سه کاملا متفاوت و مستقل از دیگری هستند ولی یک نکته ی مشترک دارند که مهمتر از تفاوت های آنهاست و آن نگاه متفاوت و شگفت انگیزی است که به موضوعات بشری دارند. کارهای آنها را نباید با یکدیگر مقایسه کرد بلکه باید از تماشای آنها در کنار هم لذت برد. کافمن تا به حال با سه کارگردان کار کرده است. اولین فیلم نامه ی او را «اسپایک جونز» ساخته است. همکاری این دو در فیلم اقتباس هم ادامه پیدا کرد. او همچنین در فیلم نه چندان موفق خود «طبیعت بشر» با «مایکل گوندی» همکاری کرده است. همچنین او وظیفه ی اقتباس فیلمنامه ی فیلم «اعترافات یک ذهن خطرناک» را از زندگی نامه ی «چاک تریش» برای اولین فیلم «جورج کلونی» به عنوان کارگردان را به عهده داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny.jpg"><img class="size-full wp-image-1495 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ny" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>آخرین نوشته ی کافمن «موجز، نیویورک» تفاوت های زیادی با کارهای قبلی او دارد. این فیلم در ابتدا سفارشی از سوی کمپانی «سونی» بود. کمپانی سونی طی درخواستی، از کافمن و اسپایک جونز، ساخت یک فیلم ترسناک را به آنها پیشنهاد کرد. این دو طرح اولیه ی خود را به کمپانی دادند و آنها هم بعد از تایید طرح پرداخت هزینه های فیلم را تضمین کردند. کافمن شروع به کار بر روی این فیلمنامه کرد که پنج سال به طول انجامید. در پایان وقتی فیلمنامه به کمپانی ارسال شد آنها با اثر بسیار متفاوت از آنچه خواسته بودند مواجه شدند و در نتیجه از ساخت فیلم سرباز زدند. سرانجام کمپانی «سیدنی کیمیل» تهیه فیلم را قبول کرد و کمپانی «سونی کلاسیک» که کاملا مجزا از سونی فعالیت می کند هم وظیفه ی پخش آن را عهده دار شد.</p>
<p>سرانجام زمانی که همه چیز برای ساخت فیلم محیا شده بود اسپایک جونز که قرار بود کارگردان فیلم باشد از پروژه کنار رفت و در نهایت کافمن خود تصمیم گرفت که برای اولین بار پشت دوربین قرار بگیرد. تجربه ای که به گفته ی خود کافمن اصلا آمادگی آن را نداشت ولی با این وجود چیز های زیادی از آن آموخته است. گفتنی است که زمان اصلی فیلم چیزی حدود چهار ساعت شد که سرانجام در تدوین نهایی این زمان به ۱۲۴ دقیقه کاهش یافت. فیلم برای اولین بار در جشنواره ی «تورنتو» به نمایش در آمده است و سرانجام در آمریکا در تاریخ ۲۸ اکتبر به صورت محدود تنها در ۹ سالن سینما اکران شد. با توجه به این اکران بسیار بسیار محدود مسلما نمی توان روی رقم فروش فیلم زیاد امیدوار بود. ولی در مواجه با عمق و پتانسیل بالای فیلم و اینکه به طور مسلم یکی از شانس های اسکار است حتما بعد از برنده شدن اسکار فروش فیلم تضمین خواهد شد.</p>
<p>همان طور که قبلا اشاره شد «موجز، نیویورک» را چارلی کافمن نوشته، کارگردانی کرده است. «فیلیپ سیمور هافمن» که بعد از بازی موفقش در «کاپوتی» بازی های قوی و تاثیر گذاری را از خودن به نمایش گذاشته است نقش اول فیلم را برعهده دارد. دیگر بازیگران مهم فیلم عبارتند از کاترین کینر، پتر فریدمن و سامانتا مورتون. آهنگسازی فیلم را «جان بیریون» برعهده داشته است و ترانه پایانی فیلم را با همکاری خود کافمن سروده و آهنگ سازی کرده است.</p>
<p>این فیلم از هم اکنون با فضا سازی و داستان پردازی متفاوت و کارگردانی مستحکم یکی از شانس های مسلم اسکار است. در این بین نباید بازی تاثیر گذار هافمن را از یاد برد. بدون شک موجز، نیویورک فیلم بزرگی است از همان هایی که ثابت می کنند سینما بزرگترین هنر انسانیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قهرمان بدترکیب، نگاهی کوتاه به دو هالک سینما</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Nov 2008 08:48:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[هالک]]></category>
		<category><![CDATA[هالک شگفت انگیز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1464</guid>
		<description><![CDATA[«هالک» قدیمی ترین سوپر قهرمان کمیک بوک هاست و به نوعی اولین قهرمان شرکت «مارول» هم به حساب می آید. اولین حضور هالک در قالب تصاویر متحرک به سال ۱۹۷۱ و به مجموعه ی تلویزیونی آن باز می گردد. اما&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«هالک» قدیمی ترین سوپر قهرمان کمیک بوک هاست و به نوعی اولین قهرمان شرکت «مارول» هم به حساب می آید. اولین حضور هالک در قالب تصاویر متحرک به سال ۱۹۷۱ و به مجموعه ی تلویزیونی آن باز می گردد. اما هالک با تمام محبوبیت خود بسیار دیر وارد دنیای سینما شد. اولین حضور هالک در پرده ی نقره ای به سال ۲۰۰۳ باز می گردد. فیلم را «آنگ لی» کارگردانی کرده است. با این که فیلم با استقبال خوبی روبه رو شد ولی به عنوان یک فیلم سینمایی اثر ضعیف به شمار می رود. شاید مهمترین عامل ضعیف بودن این فیلم را ناهماهنگ بودن کارگردان با موضوع فیلم دانست. آنگ لی کارگردان بسیار موفق و خوبیست ولی با نگاهی جزئی به کارنامه ی فیلم سازیش هالک را کاملا متفاوت و جدا از دیگر فیلم های او می یابیم. یکی دیگر از نکات منفی فیلم جلوه های ویژه ی آن بود. هالک آنگ لی بسیار کارتونی از آب درآمده است. جلوه های ویژه ی فیلم در بسیاری از مواقع چشم گیر کار شده اند ولی ظاهر کارتونی آنها، لطمه ی مهمی به آن وارد کرده است. ولی با وجود این داستان کلی فیلم با پرداختن به چگونگی پیدایش هالک و شخصیت پردازی های قابل قبول خود تا حد زیادی اولین حضور هالک را در سینما دلنشین کرده است.</p>
<p>هالک دوم که با نام «هالک باورنکردنی» شناخته می شود امسال و در میان هجوم فیلم های تجاری برای اکران تابستانی بر روی پرده رفت و با وجود رقبایی بسیار قوی با فروشی راضی کننده نوید ادامه سازی برای خود را داد. هالک جدید از هر نظر کامل تر از ساخته ی آنگ لی است. فیلم جدید را «لوئیس لترنر» کارگردانی کرده است. با نگاهی به کارنامه ی این فیلم ساز جوان دو فیلم نسبتا موفق را مشاهده می کنیم &#8220;رها شده&#8221; و &#8220;ترنسپورتر ۲&#8243; که هر دو فیلم کاملا تجاری هستند. هالک باورنکردنی با تغیری اساسی نسبت به هالک قبلی ساخته شده است. همه ی عوامل فیلم تغییر کرده اند و به نوعی این اقدام را می توان ترفندی برای جلوگیری از اشتباهات فیلم اول دانست. اما با همه ی این اقدامات جلوه های ویژه ی فیلم باز هم همان حالت کارتونی خود را حفظ کرده است. اگر در فیلم اول همه چیز تمیز و کارتونی به نظر می رسید در فیلم دوم با کارتونی زشت روبه رو می شویم که حتی جذابیت اندکی را که اینگونه جلوه های ویژه می توانست داشته باشد را به باد داده است. با این وجود اکشن فیلم زیباتر شده است و تا حدودی نقص جلوه های ویژه را جبران می کند. داستان این بار هم جذاب و درگیر کننده است و حتی قدری بهتر هم شده است. بازیگران فیلم هم بسیار مناسب تر از بازیگران فیلم اول هستند، اما در این بین حضور «تیم راث» در نقش منفی اصلا قابل باور نیست مخصوصا در صحنه هایی که با حرکات رزمی این شخصیت مواجه می شویم تیم راث با آن فیزیک بدنیش در این نقش خنده دار از کار در آمده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/hulk2.jpg"><img class="size-full wp-image-1470 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="hulk2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/hulk2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>شخصیت هالک تا حد زیادی وام گرفته شده از داستان «دکتر جکیل و آقای هاید» است. اگر دکتر جکیل نیاز به دارویی خاص داشت تا آقای هاید را از اعماق وجودش بیرون بکشد «بروس بنر» تنها کافیست خشمگین شود تا آن روی حیوانیش نمایان شود. هر دوی این داستان ها اشاره به شخصیت دوگانه ی انسانی دارند. انسانی که هم می تواند موجودی والا و مفید باشد و هم می تواند به موجودی حیوان صفت و مضر تبدیل شود و فاصله ی بین این دو حالت آنقدر باریک و حساس است که کنترل آن بسیار سخت می باشد. به نوعی هر انسانی در مواقع و موقعیت های خاصی نیاز پیدا می کند تا همه چیز را در اطراف خود نابود کند تا به نوعی خشمی را که در درون دارد را بیرون بریزد. شخصیت هالک و اقای هاید هم تمثیلی از این حالت انسانیست که در ادبیات و سپس سینما وارد شده است.</p>
<p>هالک اما به دلیل ساختاری که سینمای سوپر قهرمانی طالب آن است حتی بعد از تبدیل شدن هم در تلاش است که با بدی ها مقابله کند. شاید تنها مشکل هالک متفاوت بودن او با دیگر انسان هاست به همین دلیل هم از طرف انسان ها طرد می شود. چون تنها موجودیست که چهره ی پنهان انسان را نمایان می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

