<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سرزمین سینما &#187; رابرت دنیرو</title>
	<atom:link href="http://www.movieland.ir/subjects/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.movieland.ir</link>
	<description>دنیای سینما، سرزمین سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Oct 2011 20:38:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>رابرت دنیرو: یک منتقد خوب برایم ارزشمند است</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/robert-de-niro-3</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/robert-de-niro-3#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Nov 2010 21:03:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سینمایی]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم های در حال اکران]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[فوکرهای کوچک]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات با فوکرها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=2403</guid>
		<description><![CDATA[چه چیزی رابرت دنیرو را برای بازی در فیلم «لیتل فاکرز»، سومین قسمت از مجموعه‌ی فاکرها تشویق کرد؟ جواب یک کلمه‌ای ِ رابرت دنیرو که موجب خنده‌ی حضار شد «پول» بود. وی البته سعی در توضیح این دارد و می‌گوید:«&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چه چیزی رابرت دنیرو را برای بازی در فیلم «لیتل فاکرز»، سومین قسمت از مجموعه‌ی فاکرها تشویق کرد؟ جواب یک کلمه‌ای ِ رابرت دنیرو که موجب خنده‌ی حضار شد «پول» بود. وی البته سعی در توضیح این دارد و می‌گوید:« منظورم این است که چنین فیلم‌هایی بسیار موفق و پرسود هستند، پس بیایید در این باره صادق باشیم.»</p>
<p>این دومین بار است که دنیرو برای تبلیغ ِ فیلم‌اش، در فستیوال فیلم تریبیکا در دوحه حضور می‌یابد. عنوان دوحه وام گرفته شده از فستیوال فیلم «تریبیکای همسایه» در نیویورک است که جین روزنتال، تهیه‌کننده و کرگ هاتکوف مدیر برنامه‌های دنیرو آن را تاسیس کردند. تریبیکا هم‌اکنون خود دارای یک شاخص شده و در تقویم جایی برای خودش دست و پا کرده است و امیدوار است همچنین بتواند در کشورهایی نظیر قطر به موفقیت‌اش ادامه دهد. و مهم‌تر از همه پول و سرمایه‌گذاری در چنین‌ مکان‌هایی با کمک استعدادهای محلی، به نظر اولین نقشه‌ی آنها برای ادامه‌ی راه باشد.</p>
<p>دنیرو ادامه می‌دهد :«وقتی شما خودتان را در موقعیتی نظیر فاکرها می‌بینید، دیگر کنترلی بر روند ماجرا نمی‌توانید داشته باشید و مجبور به بازی در آن هستید؛ پس بهتر است از موقعیت، نهایت استفاده را ببرید.»<br />
این فیلم جدید نیز ادامه‌ی دو قسمت قبلی است که در ژانر کمدی &#8211; اجتماعی بر سر در سینماها نقش بسته است. اما سوال بسیاری از تماشاگران این است که آن دنیروی خیابان‌های پایین‌شهر، راننده تاکسی و گاو خشمگین کجاست؟ او جواب می‌دهد :«ساختن فیلم‌هایی که در آن شما قصد دارید دنیا را نجات دهید، به همان اندازه مهم و مورد نیاز است. عرض من صرفا یک یاوه نیست، من دوست دارم فیلم‌هایی را بازی کنم که حداقل تاثیری داشته باشند.»</p>
<p>دنیرو در ادامه‌ی می‌گوید که اشتیاق او برای بازیگری همانند سابق بسیار قوی است. :«در طول سالیان دراز فیلم‌هایی را بازی کرده‌ام که واکنش‌های مختلفی را در بر داشته است. وقتی ما مشغول ساخت راننده تاکسی بودیم، هیچ نمی‌دانستیم که چه واکنشی نسبت به آن فیلم منعکس خواهد شد. شما هیچ سر نخی از عاقبت کار ندارید؛ اگر فیلمی بتواند اندکی بیننده را به جنب و جوش وادارد و تاثیر گذار باشد، خب قطعا رسالت فیلم عینیت یافته است &#8211; و باید هم همینطور باشد. من بالشخصه امیدوارم فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام یا می‌کنم، توانسته باشند همین تاثیر را در بیننده داشته باشند.»</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/11/paul-weitz-directing-little-fockers-00.jpg"><img class="size-full wp-image-2408 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="paul-weitz-directing-little-fockers--00" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2010/11/paul-weitz-directing-little-fockers-00.jpg" alt="" width="400" height="276" /></a></p>
<p>دنیرو امیدوار است با بازی در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی به اسم «مرد ایرلندی» که جدیدترین همکاری میان این دو از زمان ساخت فیلم کازینو (۱۹۹۵) است، بتواند دوباره به روزهای اوجش بازگردد. او می‌گوید :«من عاشق بازیگری در فیلم‌های مارتی هستم، ما پروژه‌ی خیلی خوبی را پیش رو داریم که انگار بیش از آنچه که خودمان فکر می‌کنیم، جاه‌طلبانه خواهد بود و قصدمان این است که در طول سال پیش رو یا دو سال آینده آن را به انجام رسانیم.»</p>
<p>دنیرو ادامه می‌دهد :« من دیگر سنی ازم گذشته است و دیگر وقت چندانی ندارم؛ به همین خاطر سعی می‌کنم در انتخاب فیلم‌ها دقت بسیاری به خرج دهم که آیا این را بازی کنم یا آن را»<br />
دنیرو می‌گوید که او هنوز به واکنش‌های منتقدان به کاراکترهای او علاقمند است و ادامه می‌دهد:«همیشه دوست دارم واکنش‌ها را نسبت به کاراکترهایی که بازی کرده‌ام، بدانم؛ حال چه مثبت باشد چه منفی اما صادقانه باشد. یک منتقد خوب قطعا برایم ارزشمند است.»</p>
<p>منبع: Coming Soon</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/robert-de-niro-3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سینمای اسکورسیزی ۴: &#8220;خیابانهای پایین شهر&#8221;</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/mean-streets</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/mean-streets#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 11:25:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابانهای پایین شهر]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[راجر ایبرت]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>
		<category><![CDATA[هاروی کیتل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1545</guid>
		<description><![CDATA[نام فیلم: خیابانهای پایین شهر
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
فیلم نامه: مارتین اسکورسیزی، مادریک مارتین
بازیگران: هاروی کیتل، رابرت دنیرو، دیوید پرووال، امی رابینسون و ویکتور آرگو
راجر ایبرت ۲ اکتبر ۱۹۷۳
&#8220;خیابانهای پایین شهر&#8221; مارتین اسکورسیزی فقط یک فیلم گنگستری&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">نام فیلم:</span> خیابانهای پایین شهر<br />
<span style="color: #0000ff;">کارگردان:</span> مارتین اسکورسیزی<br />
<span style="color: #0000ff;">فیلم نامه:</span> مارتین اسکورسیزی، مادریک مارتین<br />
<span style="color: #0000ff;">بازیگران:</span> هاروی کیتل، رابرت دنیرو، دیوید پرووال، امی رابینسون و ویکتور آرگو<br />
راجر ایبرت ۲ اکتبر ۱۹۷۳</p>
<p>&#8220;خیابانهای پایین شهر&#8221; مارتین اسکورسیزی فقط یک فیلم گنگستری محض با همراه داشتن احساس شفقت و همدردی نسبت به کاراکترها و در آخر یک داستان تراژیک درباره چگونگی شکل گرفتن باندهای گنگستری، نیست. کاراکترهای آن (مثل خود اسکورسیزی) در منطقه &#8220;ایتالیای کوچولوی&#8221; نیویورک بزرگ شده اند و همه چیز را درباره آن منطقه کوچک در جامعه بشری به خوبی می دانند به غیر از چطور زنده ماندن در آن محیط.</p>
<p>دو کاراکتر اصلی فیلم، چارلی و جانی بوی، به درون محیط مافیا راه پیدا می کنند، الزاما به این خاطر که این محیط آن دو را می طلبد. چارلی یک کاتولیک با مجموعه از گناهان جور وا جور است اما بخاطر اینکه &#8220;اوباشی&#8221;، حرفه خانواده است، هیچ وقت کاملا خودش را تحت فشار قرار نمی دهد که بین صحیح و غلط و کارهایی که انجام می دهد، ارتباطی برقرار کند. نه به این خاطر که او در کسوت &#8220;مافیایی&#8221; بودن بسیار حرفه ای است. او فقط ۲۷ سال سن دارد اما هنوز در خانه زندگی می کند و برای عمویش کار می کند و پول وصول می کند اما این وصولات صرف زیادی برای او ندارد و کم هستند. اگر بسیار خوش شانس باشد، تنها قادر خواهد بود که یک رستوران را بزند.</p>
<p>اما هر چه باشد، حداقل او یک واقع بین است. از طرف دیگر جانی بوی، یک مرد خشن، غیر قابل کنترل و یک محصول آرمانی خشونت طلب طبقه جنیاتکاران شهری است. او در &#8220;ایتالیا کوچولو&#8221; احاطه شده است و تمام رفتار و کردارش بنظر تقلیدی از فرهنگ لغت فیلم های سینمایی است. شخصیت او، هم دربردارنده &#8220;بزرگی&#8221; و هم در بردارنده &#8220;زشتی&#8221; است و هیچ راهی را پیدا نمی کند که بتواند آن را ارضا کند مگر اینکه در یک لحظه خشونت آمیز. چارلی عاشق دختر عموی جانی بوی است و همچنان یک احساس مسئولیت لجوجانه نسبت به جانی بوی در خود احساس می کند. یک شب هنگامی جانی مشغول تیراندازی به تیرهای چراغ برق است، چارلی به روی سقف می رود و از آن بالا با جانی حرف میزند. حداقل جانی خشم خود را به طریقی بیرون می ریزد. اما چارلی همه چیز را درون خودش میریزد و بعضی اوقات هم از نومیدی بسیار دست خود را روی آتش می گیرد و به یاد آتش جهنم می افتد. او فقط به طور لفظی یک کاتولیک است و نه اینکه از روی عقیده و ایمان.</p>
<p>اسکورسیزی این کاراکتر ها را با آگاهی بسیار در یک دنیای بی عیب و نقص بیچارگی، خوشی های لحظه ای، تجاوزها بی شمار و احتمال هر لحظه ای مرگ، قرار داده است. او چند صحنه بیرونی را در &#8220;ایتالیا کوچولو&#8221; فیلمبرداری کرده است. جایی که او به دنیا آمده است و به نظر میرسد که جزء به جزء آن منطقه را اعم از بناهای ساختمانی و نوع شخصیت مردم بلد است و داستان هم از زندگی روزانه کاراکترها سرچشمه میگیرد. آنها با هم زندگی می کنند، به سینما می روند، می خورند، می نوشند و درگیر نزاع های اتفاقی می شوند. اسکورسیزی آن لحظات را با یک شیوه بصری تندخویانه، به تصویر کشیده است. ما هیچ وقت این احساس را نداریم که یک صحنه را در ابتدا پایه ریزی کرده اند و بعد مشغول به اجرای آن هستند. کاراکترهایش نسبت به رسیدن به سرنوشت شومی که در انتظارشان است عجله دارند درحالی که دوربین سعی دارد که قدم به قدم جلو برود. در سرتاسر فیلم یک حس بداهه گویی وجود دارد، حتی در صحنه هایی که ما می دانیم به خاطر ساختارشان، نمی توانستند بداهه باشند.</p>
<p>اسکورسیزی همین حس را در اولین فیلمش هم به اسم &#8220;چه کسی در میزند؟&#8221; را داشت. &#8220;خیابانهای پایین شهر&#8221; یک دنباله است و اسکورسیزی به ما همان بازیگر نقش اول (هاروی کیتل) را نشان می دهد تا به ما اطمینان اتصال این دو فیلم را بدهد. در آن فیلم، او هنوز در لبه زندگی، رابطه و خشونت قرار داشت. اکنون او غوطه ور شده است و دیگر آماتور نیست. او به اندازه کافی قوی نیست که یک فرد شاخص مافیایی باشد. (و به اندازه کافی قوی هم نیست که مقاومت کند.) رابرت دنیرو نقش جانی بوی را بازی می کند و بازی حیرت آوری را آمیخته از حس نومیدی، بی قراری و اضطراب، به اجرا گذاشته است.</p>
<p>صحنه های خشونت آمیز فیلم اختصاصا به خاطر شیوه ای که اسکورسیزی آنها را چیده است، تاثیر گذار هستند. ما نماهایی دیدنی و یا نزاع های سرگرم کننده ای را نمی بینیم. در عوض، یک چیز واقعا بد بینانه و بد ترکیب درباره نزاع های فیلم به ما نشان داده می شود. صحنه سالن بیلیارد را به خاطر بیاورید، در واقع، اسکورسیزی شیوه ای صحیح درباره نشان دادن کاراکترها که مشغول به نزاغ و زد و خورد هستند و هنوز نگران کت و شلوارهایشان (محتملا تنها لباسهایی است که دارند) می باشند که مبادا لکه دار شود، را انتخاب کرده است. سراسر فیلم به مانند زندگی در نیویورک است، صحنه هایی از کلوب های شبانه، فرارهای نصف شبی و بارها وجود دارد که بطوری احساس می شوند انگار اسکورسیزی خودش طعم همه آنها را چشیده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/mean-streets/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سینمای اسکورسیزی ۱: راننده تاکسی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/taxi-driver</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/taxi-driver#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 16:00:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[راجر ایبرت]]></category>
		<category><![CDATA[راننده تاکسی]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1546</guid>
		<description><![CDATA[نام فیلم: راننده تاکسی (Taxi Driver)
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
فیلم نامه: پل شریدر
بازیگران: رابرت دنیرو، جودی فاستر، آلبرت بروکس، هاروی کیتل، لیوناردو هریس، پیرت بویل و سبیل شپارد
راجر ایبرت ۱ ژانویه ۱۹۷۶
نباید از &#8220;راننده تاکسی&#8221; صرفا به&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">نام فیلم:</span> راننده تاکسی (Taxi Driver)<br />
<span style="color: #0000ff;">کارگردان:</span> مارتین اسکورسیزی<br />
<span style="color: #0000ff;">فیلم نامه:</span> پل شریدر<br />
<span style="color: #0000ff;">بازیگران: </span>رابرت دنیرو، جودی فاستر، آلبرت بروکس، هاروی کیتل، لیوناردو هریس، پیرت بویل و سبیل شپارد</p>
<p>راجر ایبرت ۱ ژانویه ۱۹۷۶</p>
<p>نباید از &#8220;راننده تاکسی&#8221; صرفا به عنوان یک فیلم نیویورکی یاد شود، فیلم درباره یک شهر نیست بلکه درباره تاب و توان یک &#8220;نفس&#8221; است و به این خاطر اسکورسیزی نیویورک را انتخاب کرده است چون عناصر وجودی در این شهر، عقده های او را تغذیه و تقویت می‌کنند. اسم این مرد تراویس بیکل است. او تقنگدار دریایی، قهرمان جنگ ویتنام، نویسنده نامه هایی از روی وظیفه شناسی به والدینش، راننده تاکسی و آدم کش است. فیلم به ندرت از شخصیت او دور می شود و بطور شگفت انگیزی یک راه معقول را برگزیده است از اینکه او چطور شهر را می بیند و چطور به آن اجازه می دهد که به او آسیب برساند.</p>
<p>اول از همه، فیلم مکانی است انباشته شده از زنانی که او نمی تواند آنان را داشته باشد. هیچ زن بلوندی پیدا نمی شود که برای لحظه ای هم که شده تراویس را جذاب ببیند و او را برای یک قهوه دعوت کند. اما در عوض زنانی وجود دارند که برای تراویس سرشان را به نشانه رضایت تکان می دهند و با لحنی اغوا کننده می گویند &#8220;اوه، تراویس&#8221; چون تراویس را یک مرد&#8230;، بهرحال، تراویس دارد دیوانه می شود و کلماتی که این زنان استفاده می کنند، عجیب هستند.</p>
<p>شهر، بسیار ناخوشایند، به نظر می رسد که پرشده است از مردانی که می توانند این تیپ زنان را از آن خود بدانند. مردانی که خود را اسطوره و قهرمان شهر می دانند اما به وقتش خود را در کنج خیابانی می بینند که به دنبال اینگونه زنان هستند و بدون هیچگونه کار اشتباهی می توانند آنان را از آن خود کنند.</p>
<p>تراویس در حالت عادی می‌توانست در هر مکانی از شهر به دنبال مسافر بگردد اما او دائما به خیابان چهل و دوم و میدان تایم کشیده می شود. جایی که ولگردهای خیابانی و مکان های بد وجود دارد. اینجا است که یکی از انواع روابط نامشروع را می بینیم که بسیار خودنمایی می کند. تراویس به این کار علاقمند نیست، از آن متنفر است اما میدان تایم خشم او را آرامش می بخشد. عقیم بودن احساس جنسی او، ناشی از تنفری است نسبت به &#8220;آشغالهایی&#8221; که او در شهر میبیند. تراویس در پی این است که کاری بزرگ انجام دهد.</p>
<p>او یک بلوند خوشگل را که در دفتر تبلیغاتی یک کاندیدای ریاست جمهوری کار می‌کند، می بیند. تراویس چند مرتبه برای صرف قهوه با او به بیرون می رود اما بار آخر تراویس او را به یک سالن نمایش فیلم های مستهجن می برد. او با احساس انزجار از سالن بیرون می آید و برای همیشه تراویس را ترک می کند.</p>
<p>به همین راحتی تمام شد. تراویس با او قرار ملاقات دیگری می‌گذارد و همین جاست که ما به &#8220;روح&#8221; فیلم نزدیک می شویم. مارتین اسکورسیزی کارگردان فیلم برداشتی از تراویس در کنار باجه تلفن به ما می دهد و سپس، همین که دختر جواب رد به او می دهد، دوربین به آرامی به سمت راست هدایت می شود و یک نمای دور و خالی از یک راهرو نشان داده می شود. پال کائل در نقد خودش بر این فیلم این صحنه را &#8220;لغزشی که ممکن است اسکورسیزی از آنتونیونی به قرض گرفته باشد&#8221; نامید. اسکورسیزی خودش این برداشت را مهم ترین صحنه فیلم می نامد.</p>
<p>او می گوید چون این صحنه نشان دهنده این است که ما به خوبی احساس عدم پذیرش تراویس نزد دختر و رد شدن او را می بینیم، مهمترین صحنه فیلم است. این جالب است چون اندکی بعد هنگامی که تراویس دست به کشتاری وحشیانه می زند، دوربین بسیار از صحنه دور می شود تا جایی که ما بتواینم وحشت را با جزئیاتی بیشتر نظاره گر باشیم.</p>
<p>اسکورسیزی این حس عدم پذیرش را دردناک تر از حس فریبنده قتل، یافته است. به این خاطر که این کار به توصیف تراویس بیکل کمک می کند و شاید به نوعی سعی بر توضیح دادن یک نوع خشونت مدنی داشته باشد. تراویس از گذشته تا حال سکوت پیشه کرده است و سرانجام او به جایی رسیده است که مجبور است به خاطر تلافی دست به این اعمال بزند.</p>
<p>&#8220;راننده تاکسی&#8221; یک کابوس شبانه استادانه است و همانند تمام کابوس ها، نصف آن چیزی را که ما می خواهیم بدانیم را به ما نمی گوید. به ما گفته نمی شود که تراویس از کجا می آید، مشکلات بخصوص او چه ها هستند، آیا آن زخم ناخوشایند او از جنگ ویتنام آمده است؟ به این خاطر که فیلم یک موضوع تدریسی نیست بلکه پرتره ای است از زندگی او در چند روز.</p>
<p>فیلم در توصیف شخصیت یک شاهکار است، سبک اسکورسیزی انتخاب کردن جزئیاتی است که احساسات را بر می انگیزاند و این همان چیزی است که او می خواهد. بازی ها همگی روان و طنین اندازهستند. اسکورسیزی برای لحظه به لحظه با گفتار بازیگرانش همراه می شود در عوض اینکه بخواهد از طریق فیلمنامه آنها را پرورش دهد.</p>
<p>رابرت دنیرو در نقش تراویس بیکل همچون براندو، در ابراز احساسات حتی در زمانهایی که به صورت آنها نقاب زده شود، اجرای عالی داشته است. سیبل شپرد در نقش یک رب النوع زیبایی، یک انتخاب صحیح برای این نقش است. و در بالاخره به جودی فاستر، یک دوازده ساله ای که تراویس می خواهد او را &#8220;نجات&#8221; دهد. هاروی کیتل، کار آزموده ی تمام فیلم های اسکورسیزی، کسی است که می خواهد جودی فاستر را در اختیار بگیرد و شیوه صحیحی از سرسختی را به نمایش گذاشته است که تماما بلوف است.</p>
<p>&#8220;راننده تاکسی&#8221; یک جهنم است، از اولین برداشت تاکسی، از درون دود و دم کنار خیابان بیرون می آید تا هنگام به اوج رسیدن کشت و کشتار جایی که دوربین بالاخره مستقیما پایین را می نگرد. اسکورسیزی می خواست که نگاهش را از عدم پذیرش تراویس دور کند، ما تقریبا می خواهیم که از زندگی او نگاهمان را دور کنیم. اما او آنجاست، همه چیز سرجایش است اما او هنوز در رنج است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/taxi-driver/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیرو و تاسیس فستیوال فیلم در خاور میانه</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robet-deniro</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robet-deniro#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 27 Nov 2008 06:54:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره ها]]></category>
		<category><![CDATA[تریبیکا]]></category>
		<category><![CDATA[دوحه]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1525</guid>
		<description><![CDATA[ستاره افسانه ای سینما، رابرت دنیرو در حال اقدام برای راه اندازی یک فستیوال فیلم جدید در دوحه، قطر می باشد. ستاره فیلم گاو خشمگین قبلا همراه با مارتین اسکورسیزی فستیوال تریبیکا را در سال ۲۰۰۲ تاسیس کردند که هر&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ستاره افسانه ای سینما، رابرت دنیرو در حال اقدام برای راه اندازی یک فستیوال فیلم جدید در دوحه، قطر می باشد. ستاره فیلم گاو خشمگین قبلا همراه با مارتین اسکورسیزی فستیوال تریبیکا را در سال ۲۰۰۲ تاسیس کردند که هر ساله در نیویورک برگزار می‌شود. و اکنون دنیرو توافق نامه ای را به امضا رسانده است که یک فستیوال فیلم را در دوحه، که کارش را از سال آینده آغاز می کند، تاسیس کند. او بر این باور است که این کار کمک می کند که هرچه بیشتر عرب ها و دیگر جوامع بین المللی همدیگر را بشناسند. او می گوید &#8220;امیدواریم که این فستیوال همانند تریبیکا فقط جنبه سرگرمی نداشته باشد بلکه کاری کند که هرچه بیشتر فرهنگ ها را با یکدیگر آشتی دهد. با یادگرفتن اعتقادات دیگران، ما می توانیم ببینیم که چقدر باهم اشتراک داریم و از این راه می توانیم بهتر یک دیگر را بشناسیم.&#8221;</p>
<p>منبع: IMDB</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robet-deniro/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پشت صحنه هالیوود (تحلیلی بر آخرین اثر بری لوینسن)</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/what-just-happened-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/what-just-happened-2#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 08:24:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بروس ویلیس]]></category>
		<category><![CDATA[بری لوینسون]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[شان پن]]></category>
		<category><![CDATA[چه اتفاقی افتاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1486</guid>
		<description><![CDATA[نام فیلم: چه اتفاقی افتاد (What Just Happened)
منتقد: جیمز براردینلی
&#8220;سگ را بجنبان&#8221; بری لوینسن یک اثر کنایه آمیز، خنده دار و هوشمندانه و هجونامه ای سیاسی در ۱۵ سال اخیر بود. اکنون، یک بار دیگر همراه با رابرت&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="center;"><span style="#0000ff;">نام فیلم:</span> چه اتفاقی افتاد (What Just Happened)<br />
<span style="#0000ff;">منتقد:</span> جیمز براردینلی</p>
<p style="center;">&#8220;سگ را بجنبان&#8221; بری لوینسن یک اثر کنایه آمیز، خنده دار و هوشمندانه و هجونامه ای سیاسی در ۱۵ سال اخیر بود. اکنون، یک بار دیگر همراه با رابرت دنیرو، لوینسن دوربین اش را به سمت پیشینه کاری اش چرخانده است. &#8220;چه اتفاقی افتاد؟&#8221; که اقتباسی است از یادداشت های مستند آرت لوینسن (تهیه کننده)، کنایه ای هزل آمیز است از شبکه های تو در توی هالیوود و ثابت می کند، استدلالهایی که بعضی اوقات در زندگی مضحک ترین بنظر می رسند، می توانند حقیقی ترین ها باشند.</p>
<p style="center;">اگر چه این فیلم یک &#8220;داستان&#8221; است اما حقیقت های بسیار زیادی را در خود نهفته دارد که بسیار بیشتر از فیلم هایی که امروزه آنها را &#8220;مستند&#8221; می نامند، واقعیت دارد. مشکل اینجاست که فیلم در طول جریان همانند یک جوک طولانی بنظر می رسد. برای مثال، واقعا چه کسانی به چنین موضوعاتی اهمیت می دهد؟ بی شک فقط قشر هالیوودی. در طول دیدن فیلم این گروه از چیزی که روایت می شود، حرص میخورند، در حالی که تماشاگران عادی مشغول به خمیازه کشیدن هستند. دست مایه قرار دادن محل کسب و کار شما برای ساختن یک فیلم، شاید برای خود شما جذاب باشد اما احتمال دارد برای کسی که به اندازه کافی از شغل و محل کار شما آگاهی نداشته باشد، ناملموس باشد. &#8220;چه اتفاقی افتاد؟&#8221; هم از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه فیلم بدی نیست اما به سادگی دچار این اشتباه می شود که با بزرگ نمایی بیش از حد و سعی بر جذاب تر کردن آن، از اصل ماجرا دوری جسته است.</p>
<p style="center;">بن (رابرت دنیرو) یکی از تهیه کنندگان درجه یک هالیوود است اما بطور کاملا تصادفی در مسیر یک سری بد شانسی های نافرجام قرار میگیرد. داستان از این قرار است که آخرین فیلم او به اسم &#8220;fiercely&#8221; مورد پسند سرپرست قسمت پخش فیلم استودیو قرار نگرفته است. در این میان فیلم را به کارگردان بد ماجرا، جرمی برونل (میشل وینکات) می دهند تا تغییراتی را در آن اعمال کند، همانند سکانس های آخری که گلوله ای به سر یک سگ اصابت می کند را تغییر دهد. هرچند، از زمانی که جرمی هم موفق نمی شود کارش را به درستی انجام دهد، مدیر استودیو، لو تارنو (کاترینا کرنر) به او اطلاع می دهد که یا در آن تغییراتی انجام دهد و یا اینکه از &#8220;کن&#8221; بیرونش می آورد و خودش مشعول به بازسازی آن می شود.</p>
<div class="main" style="center;">
<p style="center;"><strong> <img class="aligncenter" style="1px solid black;" src="http://gallery.movieland.ir/zp-core/i.php?a=What+Just+Happend&amp;i=what_just_happened-2.jpg&amp;w=480" alt="what_just_happened-2" width="336" height="269" /> </strong></p>
</div>
<p style="center;">در این بین، پروژه دیگری از &#8220;بن&#8221; در معرض خطر است. بروس ویلیس با شمایلی چاق و با ریشی بلند در فیلم ظاهر می شود و دوباره به بن هم یک اولتیماتوم نسبت به آن پروژه داده می شود. مفاد اولتیماتوم از این قرار است که باید سر و صورت بروس ویلیس را اصلاح و بدن او را روی فرم بیاورد و اگر نتوانست، ساخت فیلم را به حالت تعلیق در می آوریم. بروس مصممانه برعلیه این سخن ایستادگی می کند و بن را تهدید می کند که بلاهای بدی را سر او بیاورد. تا اینجا برسر بن به اندازه کافی بلا وارد نشده است که بن با زن سابقش (رابین رایت پن) هم درگیر می شود. بن هنوز او را همسر خود می داند و با هم به کلاسهای &#8220;درمان عدم متارکه&#8221; می روند اما این کلاسها هیچ فایده ای ندارد. بیشتر اتفاقاتی که در جریان فیلم می افتد شامل مباهات، خودبینی ها و رجحان تجارت بر هنر نمایانگر این است که هالیوود چطور شب را به روز میرساند. به ما فرصتی داده می شود در &#8220;پشت صحنه ها&#8221; دقیق شویم و از نظر من این یک دید جالبی نیست. اما &#8220;چه اتفاقی افتاد؟&#8221; به طور اختصاصی نه &#8220;درون بین&#8221; است و نه &#8220;سرگرم کننده.&#8221;</p>
<p style="center;">&#8220;هنرپیشه&#8221; همین روال را با تاثیر گذاری بهتری به نمایش گذاشت. به نمایش در آوردن هجویه ای که نه فقط خنده دار صرف باشد بلکه بتواند توجه بیننده را به خود جلب می کرد. لینسون از دهه ۷۰ به بعد تهیه کننده است، پس او روال کار را می داند اما هنگامی که بعضی تصاویر از منظر آنها &#8220;جالب&#8221; است، فیلم اغلب مثل یک سری طرحهای ساده مرتبط با هالیوود به نظر می رسد تا یک فیلم منسجم و یکدست. چیزی که لوینسن با آن در &#8220;دم سگ را بجنبان&#8221; به موفقیت رسید، اینجا از آن دوری کرده است.</p>
<p style="center;">بازیگران فیلم همگی سطح بالا و درجه یک هستند و در این فیلم سعی بر این دارند دستهای کسی که به آنها &#8220;غذا&#8221; میدهد را گاز بگیرند. یک زمانی این نقش برای کسی همچون رابرت دنیرو، غیر معمولی محسوب میشد اما این بازیگر در طول سالیان اخیر نقش های متنوعی را به اجرا گذاشته است که &#8220;بن&#8221; را می توان یک نقش قابل قبول در کارنامه بازیگری دنیرو قرار داد. این همان دنیروی سفت و سخت همیشگی نیست. بلکه دنیروی مضطرب، فریب خورده، ترسیده است که از مواجه با یک آدم کله شق و هیکلی به اسم بروس ویلیس، لرز بر اندامش می افتد.</p>
<p style="center;">استنلی توچی و جان تورتورو نقش های کوچکی را عهده دار هستند. همچنین کاترین کنر که به نوعی نقش او ارجاعی است به هنرپیشگان زن هرزه. ویلیس و شان پن که بطور اغراق آمیزی نمایه ای از شخصیت های خودشان را به نمایش می گذارند، با جسارتی فراوان خودشان را هجو می کنند. در بین بازیگران برجسته ای که در این فیلم گنجانده شده اند، رابین رایت پن که در زندگی واقعی همسر شان پن است، نقش زن &#8220;بن&#8221; را بازی می کند. (یاد آور موقعیت جولیا رابرتز در فیلم دوازده یار اوشن.)</p>
<div class="main" style="center;">
<p style="center;"><strong> <img class="aligncenter" style="1px solid black;" src="http://gallery.movieland.ir/zp-core/i.php?a=What+Just+Happend&amp;i=what_just_happened-15.jpg&amp;w=480" alt="what_just_happened-15" width="384" height="255" /></strong></p>
</div>
<p style="center;">از زمانی که من منتقد فیلم هستم، پشت صحنه ماشین های هالیوود بیشتر برای من جذاب بوده اند تا اینکه فقط یک بیننده معممولی باشم. بنا بر طبیعت فیلم های هجو آمیز، این فیلم به طور فوق العاده ای خنده دار است. در حقیقت، هنگام دیدن، اینکه چطور گروه های هالیوودی همدگیر را به خاک میزنند، احساس ناخوشایندی به آدم دست می دهد. اگر &#8220;هنرپیشه&#8221; در سطح بالایی به این موضوع پرداخته بود و در این جهت اغلب دچار یکنواختی می شد، اقدام لوینسن در پرداختن به این مسئله، به طول معنی داری کوتاه است. آنهایی که در صنعت سینما کار می کنند یا در لس آنجلس زندگی می کنند، احتمال دارد که به چنین فیلمی واکنش نشان دهند و آن را بفهمند اما بقیه بینندگان سینما بیشتر از دیدن فیلم خسته می شوند تا اینکه سرگرم شوند.</p>
<p style="center;">گالری عکسهای این فیلم را میتوانید در <a href="http://gallery.movieland.ir/index.php?album=What+Just+Happend" target="_blank">اینجا </a>ببینید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/what-just-happened-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماشین هالیوود: صحبتی کوتاه با بری لوینسون</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/interviews/what-just-happened</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/interviews/what-just-happened#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Nov 2008 14:03:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[بروس ویلیس]]></category>
		<category><![CDATA[بری لوینسون]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1377</guid>
		<description><![CDATA[چه اتفاقی افتاد؟ درباره ماشین هالیوود است. ماشینی که بسیاری برآن سوارند، اما خیلی ها هم پیاده! قدرت در دست چه کسی است؟ چه کسی نخ ها را در دست دارد؟ چه کسی حرف آخر را می زند؟ و چندین&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چه اتفاقی افتاد؟ درباره ماشین هالیوود است. ماشینی که بسیاری برآن سوارند، اما خیلی ها هم پیاده! قدرت در دست چه کسی است؟ چه کسی نخ ها را در دست دارد؟ چه کسی حرف آخر را می زند؟ و چندین و چند سوال دیگر که در قالب یک فیلم کمدی، درام به ما ارایه شده است.<br />
بری لویسنون این فیلم را کارگردانی کرده است و بازیگرانی همچون رابرت دنیرو، بروس ویلیس، شان پن و چند بازیگر درجه یک دیگر در این فیلم حضور دارند تا ما را لحظاتی هم سرگرم کنند و هم به فکر فرو ببرند. مصاحبه زیر برگرفته از سایت پریمیر است و بری لوینسون به چند سوال کوتاه پاسخ داده است.</p>
<p><strong>چطور رابرت دنیرو، بروس ویلیس و شان پن را با هم در یک فیلم گرد هم آوردید؟</strong><br />
مدت زیادی وقت نبرد. بطور معقولانه ای سریع جمع شدند. البته شانس هم یار بود. هم موضوع جالبی داشتیم و هم فیلم نامه ای خوب. پول زیادی نداشتیم و بسیار سریع هم فیلمبرداری را تمام کردیم. اما کلا در گرد هم آوردن آنها خوش شانس بودیم.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/berry2.jpg"><img class="size-full wp-image-1468 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="berry2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/berry2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p><strong>مثلا چطوری به بروس ویلیس تلفن کردید؟</strong><br />
فقط به بروس زنگ زدم و گفتم&#8221;بروس یه فیلمنامه دارم.&#8221; بهش یه کم درباره کاراکترش توضیح دادم و گفتم&#8221;حالا، خبر بد اینه که پولی در میان نیست&#8221; سپس او گفت&#8221; بسیار خب، بفرست برام تا بخونمش.&#8221; بعد صبح روز بعد بهم زنگ زد و گفت&#8221; خیلی خب، منم هستم.&#8221; ما مجبور نبودیم که با مدیرهایشان وارد مذاکره شویم. بسیار سریع و آسان این کار را کردیم.</p>
<p><strong>این برای شما و افکار خارجی یک امتیاز است که بدانند واقعا چه اتفاقی در فیلم شما می افتد</strong>.<br />
تهیه کنندگان واقعی و مدیران در واقع هیچ قدرتی ندارند. فقط تصوری است از قدرت. قدرتی نیست. بیشتر افراد هالیوود این قدرت را ندارند و این بخشی از محصول است.</p>
<p><strong>اما قدرت کجاست؟</strong><br />
حتی روسای استودیوها هم دارای آنچنان قدرتی نیستند. یکی بالای همه اینها قرار دارد. یک گروه بالای تمام اینها قرار دارد و نظاره گر است. بقیه همگی سعی دارند که روزشان را به شب برسانند. در فیلم تعداد بسیار زیادی مطالب جدی وجود دارد اما همچنین مزاح بسیاری هم وجود دارد.</p>
<p><strong>شما چه نوع قدرتی را بکار بردید که بروس ویلیس را بسیار بی شباهت به بروس ویلیس در این فیلم بکار بگیرید؟</strong><br />
بروس عاشق ایده شده بود و آماده همه نوع بازی بود. اضافه وزن هم بسیار سریع به وقوع پیوست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/interviews/what-just-happened/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلم سازی مصلحت آمیز: درباره آخرین همکاری پاچینو و دنیرو</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill-2#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 05:51:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آل پاچینو]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[کشتن مصلحت آمیز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1325</guid>
		<description><![CDATA[بعضی وقت ها فیلم هایی ساخته می شنود که قبل از اکران، تمام توجه ها را به خود جلب می کنند. این جلب توجه ممکن است به دلیل بازی یک بازیگر معروف در نقشی متفاوت و یا فیلم یک کارگردان&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی وقت ها فیلم هایی ساخته می شنود که قبل از اکران، تمام توجه ها را به خود جلب می کنند. این جلب توجه ممکن است به دلیل بازی یک بازیگر معروف در نقشی متفاوت و یا فیلم یک کارگردان بزرگ و یا حتی همبازی شدن دو اسطوره ی بازیگری باشد. «قتل مصلحت آمیز» هم از آن دست فیلم هاست. با نگاهی گذرا به عوامل سازنده ی فیلم تقریبا هیچ نام آشنایی دیده نمی شود و تنها دلیل مهم بودن فیلم همبازی شدن دو نفر از بزرگترین و حرفه ای ترین بازیگران تاریخ سینما است. «آل پاچینو» و «رابرت دنیرو» در تجربه ای به یاد ماندنی در سال ۱۹۹۵ و در فیلمی از «مایکل مان» در نقش هایی به یاد ماندنی روبه روی هم قرار گرفتند. این فیلم علاوه بر بازی این دو با داستانی درگیر کنند و کارگردانی ماهرانه تبدیل به یک فیلم به یاد ماندنی و پرفروش شد و سکانس رودر رو شدن دو بازیگر افسانه در رستوران یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس های سینماست.</p>
<p>اما «قتل مصلحت آمیز» آنقدر بی رمق است که حتی توجه طرفدارانه پر و پا قرص این دو بازیگر را هم به خود جلب نکرد و تقریبا همه ی آنها را ناامید کرد. انگار این دو بازیگر هر چه قدر پیر تر می شوند قدرت و مهارت خود را هم از دست می دهند. البته مهم ترین دلیل ناموفق بودن فیلم نه حضور ضعیف این دو بازیگر بلکه فیلمنامه ضعیف و کارگردانی ضعیف تر آن است. باید گفت بازی این دو هم نمی تواند ضعف های فیلم را بپوشاند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/right1.jpg"><img class="size-full wp-image-1333 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="right1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/right1.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>فیلم داستان دو مامور پلیس پا به سن گذاشته ای را روایت می کند که بعد از سال ها دوستی یکی از آنها متوجه می شود قاتل زنجیره ای که در تعقیبش هستند کسی نیست جز همکار دیرینه اش. داستان فیلم ایده ی جالبی دارد ولی کارگردان تمام تلاش خود را کرده است تا این ایده را به خاک و خون بکشد. با نگاهی به کارنامه ی نه چندان درخشان کارگردان فیلم، تنها نکته ی قابل توجه را می توان همکاری قبلی او با «ال پاچینو» در« ۸۸ دقیقه» دانست که البته این فیلم هم به نوعی یک شکست محسوب می شود. ولی فیلمنامه نویس فیلم «Russell Gewirtz» را می توان با فیلم نامه ی «مرد نفوذی» و هم چنین قسمت دوم همین فیلم، فیلم نامه نویس نیمه موفقی دانست. همان طور هم که قبلا اشاره شد ایده ی کلی فیلم جالب است ولی این ایده آنقدر ساده گرفته شده است که درست در زمانی که باید بیننده را شوکه کند موفق به این کار نمی شود.</p>
<p>بازی های فیلم هم در بازی پاچینو و دنیرو خلاصه می شود و باید گفت که تا حدودی از حد فیلم فراتر می روند ولی با نگاهی به سابقه ی این دو بازیگر اصلا قابل قبول نیستند. اصلا شاید در کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر کار اشتباهی باشد چون همانگونه که در فیلم مشاهده می شود شخصیت آل پاچینو زیر سایه ی دنیرو می ماند و تنها در لحظات پایانی فیلم قدری مجال ظهور پیدا می کند. البته این مسئله را می توان تا حدی در جهت روند داستان هم دانست ولی به طور کلی بازی این دو در کنار هم باعث می شود که تاثیرشان کمتر شود.</p>
<p>در کل «قتل مصلحت آمیز» نه تنها در حد و اندازه ی تبلیغات و ستارگان خود ظاهر نمی شود بلکه حتی باعث لکه دار شدن کارنامه ی دو ستاره ی سینما هم شده است. البته این روند در فیلم های آخر این دو بازیگر هم مشاهده می شود. می توان گفت هم پاچینو و هم دنیرو در دوران پیری خود افتخارات جوانیشان را به باد می دهند ودیگر کسی با شنیدن نام این دو در عنوان بندی یک فیلم انتظار یک شاهکار را نمی کشد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/right3.jpg"><img class="size-full wp-image-1335 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="right3" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/right3.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>قتل مصلحت آمیز از همان سکانس شروع خود به بیننده ی خود ثابت می کند که یک اثر ضعیف و ساده انگارانه است که تنها امیدش برای فروش در گیشه دو برگ سوخته بیشتر نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شنیدم خانه ها را نقاشی میکنی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/i-heard-you-paint-houses</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/i-heard-you-paint-houses#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Oct 2008 08:28:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سینمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[شنیدم خانه ها را نقاشی می کنی]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1284</guid>
		<description><![CDATA[کمپانی پارامونت در حال سازماندهی یک فیلم جنایی و بازگرداندن مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو کنار هم است. کمپانی همچنین استیون زیلیان را برای اقتباس از کتاب &#8220;شنیدم خانه ها را نقاشی میکنی&#8221; (I Heard You Paint Houses) که توسط&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کمپانی پارامونت در حال سازماندهی یک فیلم جنایی و بازگرداندن مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو کنار هم است. کمپانی همچنین استیون زیلیان را برای اقتباس از کتاب &#8220;شنیدم خانه ها را نقاشی میکنی&#8221; (I Heard You Paint Houses) که توسط چارلز براندت درباره یک قتل عام نوشته شده است، را به مجموعه اضافه کرده اند.<br />
برطبق گفته ورایتی، اسکورسیزی فیلم را کارگردانی می کند و رابرت دنیرو هم در نقش فرانک&#8221;مرد ایرلندی&#8221; که به پایان دادن پرونده های بیش از ۲۵ قتل شهره است، را بازی می کند.<br />
عنوان فیلم در زبان عامیانه کنایه ای است از قتل هایی قراردادی که نتیجه آن پخش شدن خون روی در و دیوار و کف زمین است.</p>
<p>منبع: <a href="http://www.movieweb.com/news/NEzr2DAIpUoXDC" target="_blank">movieweb</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/i-heard-you-paint-houses/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیرو و پاچینو در نقش دو زن</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/deniro-pacino</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/deniro-pacino#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 12:22:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[آل پاچینو]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1164</guid>
		<description><![CDATA[ستاره های افسانه ای هالیوود، رابرت دنیرو و آل پاچینو میخواهند در یک فیلم جدید کمدی همانند زن ها لباس بپوشند و نقش دو خواهر را بازی کنند. این دو اکنون فیلم &#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; را بر پرده دارند که&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ستاره های افسانه ای هالیوود، رابرت دنیرو و آل پاچینو میخواهند در یک فیلم جدید کمدی همانند زن ها لباس بپوشند و نقش دو خواهر را بازی کنند. این دو اکنون فیلم &#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; را بر پرده دارند که در آن کنار هم بازی می کنند. و اکنون آنها درحال برنامه ریزی برای فیلم جدیدشان که یک کمدی خواهد بود هستند. پاچینو به رادیویی در بریتانیا می گوید &#8220;ایده بسیار عالی است. ایده ای است که میتوان روی آن کار کرد. رابرت فیلم های بزرگ و بسیار موفقی را در ژانر کمدی بازی کرده است و او این کار را بدون هیچ مشکلی انجام می دهد. او واقعا عالی بود و در این مدت دوباره خودش را بازسازی کرده است و از استعداد قابل توجهی برخوردار است. &#8220;دنیرو اضافه می کند&#8221; می توانیم آن را انجام دهیم، ایده خوبی است و من دوستش دارم. میتونیم نقش دو خواهر را بازی کنیم. شاید این اتفاق افتاد. کی می دونه؟&#8221;</p>
<p>منبع: IMDB به نقل از WENN</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/deniro-pacino/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیرو از لبه تاریکی کنار کشید</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro-2</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro-2#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 07:20:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[لبه تاریکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1041</guid>
		<description><![CDATA[رابرت دنیرو به طور ناگهانی از پروژه ی ساخت فیلم لبه ی تاریکی (Edge of Darkness) کنار کشید. این فیلم را که مارتین کمپل کارگردانی خواهد کرد در تاریخ ۱۸ اگوست برای شروع فیلمبرداری در ماساچوست آماده می شود. سخنگوی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رابرت دنیرو به طور ناگهانی از پروژه ی ساخت فیلم لبه ی تاریکی (Edge of Darkness) کنار کشید. این فیلم را که مارتین کمپل کارگردانی خواهد کرد در تاریخ ۱۸ اگوست برای شروع فیلمبرداری در ماساچوست آماده می شود. سخنگوی دنیرو در این باره گفت: بعضی وقت ها بعضی چیزها خوب پیش نمی رود.<br />
این فیلم که توسط کی جی فیلم ساخته می شود برای سال ۲۰۰۹ در برنامه ی اکران قرار دارد. گفتنی است که فیلم دیگری به همین نام به کارگردانی بلین کاد و جیسون هورتون آماده ی اکران است که ارتباطی با فیلم مارتین کمپل ندارد.</p>
<p>منبع: <a href="http://www.variety.com/article/VR1117991604.html?categoryid=13&amp;cs=1" target="_blank">ورایتی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro-2/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازیگران لبه تاریکیِ مل گیبسون کامل شدند</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/in_production/mel-gibson</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/in_production/mel-gibson#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 17:12:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیلم های در حال تولید]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[لبه تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[مل گیبسون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=775</guid>
		<description><![CDATA[دنی هوستن، شاون رابرتز و بوجانا نواکوویچ به تریلر مل گیبسون به نام &#8220;لبه تاریکی&#8221; پیوستند. مارتین کمپل (کازینو رویال) فیلم را کارگردانی می کند و گراهام کینگ و مایلک ویرینگ هم تهیه کننده گی فیلم را بر عهده دارند.&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنی هوستن، شاون رابرتز و بوجانا نواکوویچ به تریلر مل گیبسون به نام &#8220;لبه تاریکی&#8221; پیوستند. مارتین کمپل (کازینو رویال) فیلم را کارگردانی می کند و گراهام کینگ و مایلک ویرینگ هم تهیه کننده گی فیلم را بر عهده دارند. &#8220;لبه تاریکی&#8221; روی پلیسی کارکشته (گیبسون) متمرکز شده است که پسرش را روی پله های منزلش به قتل می رسانند. او در جستجوی قاتل به ماجراهای عجیب و جالبی بر خورد می کند که بسیاری حقایق را کشف می کند. رابرت دنیرو هم در فیلم بازی دارد و نقش یک مامور CIA را بازی می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/in_production/mel-gibson/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا میتوان &#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; را فیلم نامید؟</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 05:22:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آل پاچینو]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[کشتن مصلحت آمیز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=588</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; دومین فیلم دنیرو و پاچینو است که رو در روی هم قرار میگیرند. آنها نقش دو کارآگاه را بازی می کنند که در جستجوی قاتلی زنجیره ای هستند.
انتظار چه را بکشیم: اولین بار که درباره درام&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; دومین فیلم دنیرو و پاچینو است که رو در روی هم قرار میگیرند. آنها نقش دو کارآگاه را بازی می کنند که در جستجوی قاتلی زنجیره ای هستند.</p>
<p>انتظار چه را بکشیم: اولین بار که درباره درام کشتن مصلحت آمیز و بازی دو کارآگاه در آن شنیدم، بسیار هیجان زده شدم. می دانم که این روزها فیلم های پلیسی کمی کلیشه ای هستند اما بعضی وقتا داستان های این گونه فیلم ها به گونه ای تبدیل می شوند که مردم حتی فکرش را هم نمی کنند. همیشه اکشن قوی، کاراکتر های خوب که به تدریج پیشرفت می کنند و البته تعقیب و گریز های نفس گیر وجود دارد. این فیلم به نظر می رسد که همه اینها را داشته باشد علاوه بر آن داشتن دو بازیگر که میتوان آنها را از زمره بزرگترین بازیگران تاریخ سینما دانست. آل پاچینو و رابرت دنیرو. متاسفانه این فیلم بسیار ساده و قابل پیش بینی است که حتی می توان منتظر دی وی دی آن بود و فیلم را در سینما ندید. استعداد این دو بازیگر بزرگ به واقع در این فیلم تلف شده است به این خاطر که هم فیلمنامه و هم کارگردان ناچیز تر از آنی هستند که بتوانند بازیگرانی بزرگ در این حد را پذیرا باشند. در حقیقت از همان ابتدای فیلم بیننده دلسرد و ناامید می شود، مگر اینکه بودن این دو بازیگر بزرگ کمی به کیفیت فیلم بیافزاید.</p>
<p>بدترین قسمت این فیلم را میتوان فیلمنامه آن نامید که توسط راسل گوریتز (مرد نفوذی) نوشته شده است. دلیل بد بودن فیلمنامه به این خاطر است که او آن را به عنوان یک متن مستقل ننوشته است، بازیگرانی را جمع کرده و فیلمی را ساخته است. در عوض این فیلم فرصتی را به وجود آورد که دنیرو و پاچینو را کنار هم قرار دهد.</p>
<p>این دو بازیگر سالهاست که با هم دوست هستند و همیشه این آرزو بوده فرصتی پیش بیاید که این دو بازیگر پروژه ای دیگر را با هم انجام دهند و سکانس های بیشتری را در کنار هم نسبت به فیلم قبلیشان داشته باشند. (این دو بازیگر در فیلم پدرخوانده ۲ هیچ صحنه با همی را نداشتند و تنها در یکی دو صحنه کوتاه در فیلم مخمصه با هم بودند). قصد بوده که فیلم این دوبازیگر را به عنوان دو کارآگاه نشان دهد و می شود گفت که تقریبا آنها در سرتاسر فیلم با هم هستند. هر چند که آنچنان هم که صدا کرده فیلم بزرگی نیست به این خاطر که نقش های این دو بازیگر بسیار شبیه به هم است. قسمت های بازی آنها تقریبا همیشه حکمفرما، خوش سخنانه و برجسته است. هر دوی آنها همیشه در کنترل هستند و عاشق منولوگ گفتن هستند.</p>
<p>در نتیجه، فیلم نامه ای که گورتز نوشته است حول محور این دو کاراکتر می گردد که تقریبا مساوی هستند. کارآگاه دیویدترک (رابرت دنیرو) و کارگاه توماس روستر (آل پاچینو) (تمام کارآگاهان باید اسم مستعار داشته باشند.) این دو کارآگاه نترس هستند و از قوانین برای گرفتن جنایتکاران اطاعت نمی کنند و از این نمی ترسند که جنایتکاران را پشت بارها به باد کتک بگیرند. معمولا در فیلم های پلیسی به گونه ای مغایرت بین دو شریک وجود دارد که دید آنان و شخصیت های گوناگونشان را با هم مقایسه می کند. هنوز در این فیلم این را برگزیده اند که با دو کاراکتر مشابه کار کنند که چندان تفاوتی با هم ندارند. در این فیلم این دو کارآگاه سالخورده با قاتلی زنجیره ای روبرو هستند که فقط جنایتکاران را به قتل میرساند. او همیشه به عنوان امضا بر روی صحنه قتل قطعه شعری را به جا می گذارد. پیگیران قتل ها از این متعجب هستند که چگونه این قاتل زنجیره ای را دنبال کنند در حالی که او هم افکار این دو را در سر دارد اما شغلشان ایجاب می کند که او را دستگیر کنند. عنوان&#8221;کشتن مصلحت آمیز&#8221;(ممکن است قبل از اکران تغییر کند) در حقیقت اصطلاحی عامیانه از پلیس ها است که وقتی بنابر وظیفه کسی را می کشند آن را به کار می برند. پس بر طبق این نظریه ما میتوانیم پی ببریم که قاتل زنجیره ای ممکن است یکی از خود پلیس ها باشد. فیلم روی ترک و روستر متمرکز شده است و در جایی تمام سو ظن ها متوجه ترک می شود. پس این بار می توان گفت که روستر قاتل اصلی است و ترک باید او را جایی گیر بیاندازد و به قتل برساند.</p>
<p>مشکل عظیم دیگری در فیلم کارگردان / تهیه کننده فیلم، جان اونت است. اونت مدت درازی است که در هالیوود به سر می برد و تقریبا سی فیلم را تهیه کرده است. آخرین فیلم او با نام&#8221;۸۸ دقیقه&#8221; که آل پاچینو در آن بازی کرد، دودل بود که آیا آن فیلم را مستقیما روی dvd به بیرون عرضه کند یا اکرانش کند. دلیلش آن است که او همیشه می خواهد که با استودیوهای کوچک و در ننیجه بودجه های کم، سود زیادی را نصیب خودش کند. درباره &#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; این مشکل کمی با تهیه کنندگی overtune pictuers و moonlight films برطرف شده است. او تنها توانست یک بودجه شصت میلیون دلاری را برای این فیلم تهیه کند که شاید حتی برای پر کردن اسلحه پاچینو و دنیرو کافی نباشد.</p>
<p>بیشتر فیلمبرداری در connecticut انجام شده است، درحالی که انتظار میرفت فیلم در نیویورک انجام پذیرد. اونت در ابتدا میخواست نگاهی تیره و تار و واقع گرایانه درست همانند فیلم &#8220;مرحوم&#8221; داشته باشد. متاسفانه محصول اصلی وقتی که بیرون بیاید، ضعیف تر از آن است که حتی بشود با مرحوم مقایسه اش کرد.</p>
<p>آخرین قطعه که به معضل فیلم تبدیل شده است و بسیار قابل توجه هم هست، اثر کلی است که دنیرو و پاچینو را احاطه کرده است. در این لیست یکی از افراد ۵۰ cent است. مردی که بازیگر بسیار بسیار ضعیفی است ولی به گونه ای خودش را به چهره فیلم تبدیل کرده است. او درباره این فیلم مصاحبه ها کرده است، عکسش با دنیرو روی جلد مجله چاپ شده است، هر جا که میرود خودش را به عنوان بازیگری چیره دست میخواند. او حتی گفته بود که با دنیرو دوستان خوبی هستند و رابطه خوبی با هم دارند. خوشبختانه خبر خوب این است که سکانسهای او در فیلم زیاد نیست و تنها در چند صحنه کوتاه با پاچینو و دنیرو ظاهر می شود. اونت در انتخاب او به عنوان بازیگر فقط یک وز وز کننده به فیلمش اضافه کرده است. بقیه بازیگران هم بازیهای تاثیر گذاری انجام نمی دهند.</p>
<p>خلاصه اینکه: &#8220;کشتن مصلحت آمیز&#8221; بودجه کمی دارد، فیلم چیپی که در نظر دارد خودش را به عنوان فیلمی بزرگ جلوه دهد و به نوعی به پدرخوانده بعدی با بازیگرانش تبدیل شود. فیلم بسیار خام درست شده است، فیلم نامه بسیار ضعیفی دارد و کارگردانی هم که افتضاح است. هنوز زمان زیادی وجود دارد که بشود تغییراتی در فیلم ایجاد کرد. هم عنوانش ممکن است تغییر کند و هم اینکه پایان بندی فیلم. ولی باز متاسفانه این را می دانم که کارگردان با خود خواهی هیچ تغییری در فیلم اعمال نمی کند و فیلم هم چیزی چز فیلمی ناامید کننده نخواهد بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/righteous-kill/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رابرت دنیرو به مل گیبسون در &#8220;لبه تاریکی پیوست&#8221; پیوست</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/edge-of-darkness</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/edge-of-darkness#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Aug 2008 12:44:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سینمایی]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[مل گیبسون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=541</guid>
		<description><![CDATA[رابرت دنیرو میخواهد که به فیلم &#8220;لبه تاریکی&#8221; به کارگردانی مارتین کمپل (کازینو رویال) و بازی مل گیبسون بپیوندد. قرار است فیلم برداری، این ماه در ماساچوست آغاز شود.
گیبسون در نقش توماس کراون، یک کاراگاه قاتل که برای سازمان&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رابرت دنیرو میخواهد که به فیلم &#8220;لبه تاریکی&#8221; به کارگردانی مارتین کمپل (کازینو رویال) و بازی مل گیبسون بپیوندد. قرار است فیلم برداری، این ماه در ماساچوست آغاز شود.</p>
<p>گیبسون در نقش توماس کراون، یک کاراگاه قاتل که برای سازمان پلیس کار می کند. او پدر مجردی است که دختر بیست و چهار ساله اش در پله های جلوی خانه خودشان به قتل می رسد. فرض پلیس بر این است که خود گیبسون هدف بوده است اما تحقیقات او چیزهای جدیدی را درباره زندگی مخفی دخترش برایش روشن می سازد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/edge-of-darkness/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیرو دو ادامه بر فیلم چوپان خوب میسازد</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 05:27:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فرید عباسی</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازیگران]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت دنیرو]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین اسکورسیزی]]></category>
		<category><![CDATA[مت دیمون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=228</guid>
		<description><![CDATA[دنیرو روز جمعه جایزه یک عمر فعالیت هنری را از فستیوال فیلم (Karlovy Vary) دریافت کرد و در آن مراسم از نقشه هایش برای آینده سخن گفت. دنیرو (کارگردان، بازیگر، تهیه کننده) گفت که میل دارد دو ادامه بر درامی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنیرو روز جمعه جایزه یک عمر فعالیت هنری را از فستیوال فیلم (Karlovy Vary) دریافت کرد و در آن مراسم از نقشه هایش برای آینده سخن گفت. دنیرو (کارگردان، بازیگر، تهیه کننده) گفت که میل دارد دو ادامه بر درامی که درباره سازمان CIA  در طول جنگ سرد که در سال ۲۰۰۶ به نام چوپان خوب درست کرد، بسازد. یکی نمایش دادن بازه زمانی از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ و دیگری دنبال کردن قهرمان داستان، ادوارد ویلسون (مت دیمون) تا زمان حال.<br />
هر چند که او روی سه گانه کردن فیلم سخنی به میان نیاورده است و گفته است که بودن در اروپای مرکزی فرصت خوبی را برای او فراهم آورده است که روی این موضوع فکر کند. و همچنین گفت که دوستی دراز مدت او با مارتین اسکورسیزی را باید با حداقل دو فیلم دیگر کامل کند. پروژه بعدی او با اسکورسیزی که او به جزئیاتش اشاره ای نکرد، یکی از پروژه هایی است که او از قبل مشغول کار کردن روی آن است و قرار است که برای سال ۲۰۰۹ آماده شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/movie_news/artists/robert-de-niro/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

