|
|
|
|

منتقد: جیمز برادینلی
“کشتی گیر” اثر دارن آرنوفسکی، پر سروصدا ترین فیلم امسال در جشنواره فیلم تورنتو بود. تغییری عمده از مردی که چند سال پیش “چشمه” را در همین مکان برای بینندگان منزجر از سینمای یکنواخت، به نمایش گذاشت. از دیگر رو، میل و عطش شدیدی نسبت به این فیلم از هر گوشه و کناری قبل از پیش نمایش آن، وجود داشت. و بالاخره این، کمپانی فاکس سرچلایت بود که حقوق پخش فیلم را از سازمان توزیع و پخش فیلمهای آمریکایی، خریداری کرد و استودیو هم به سرعت به تبلیغات این فیلم پرداخت و برای این کار هم دلیل خوبی داشت. “کشتی گیر” از آن دسته فیلمهایی است که نیامده، بحث بر سر جایزههای اسکار آن میشود. اسکار برای میکی رورک (بهترین بازیگر نقش اول مرد)، ماریسا تامی (بهترین بازیگر نقش اول زن)، دارن آرنوفسکی (بهترین کارگردان) و برای بهترین فیلم. این مایه خوشبختی برای کارگردانی است که “عزیز دردانه” منتقدان محسوب میشود و این برچسپ را از همان فیلم اول یعنی “پی” و به دنبال آن فیلم تاثیر گذار “مرثیهای بر یک رویا” بر خود میبیند.
رورک، نقش کسی که بازی او را میتوان مترادف با حرفه راکی دانست، یعنی نقش رندی رابینسون، مشهور به “قوچ” را بازی میکند. او زمانی یک کشتیگیر بزرگ و سرشناس بوده است که در طول زمان بخاطر بالارفتن سن و مریض احوال شدنش، دیگر یارای کشتی گرفتن و امضا دادن به طرفداران را در خود نمیبیند. رندی رویای روزی را در سر دارد که افتخار و جلال بیست سال پیش را باز یابد اما همه چیز معکوس پیش میرود و حتی شعری که در رادیوی او به این مضمون پخش میشود “تا از دست ندهی، قدرش ندانی”، خبر از داستان متفاوتی میدهد. نصیحت دکتر به رندی بعد از اینکه سر یک مسابقه کوچک یک حمله قلبی به او دست میدهد، یک سخن صریح و بیپرده است. “کشتی گرفتن را کنار بگذار وگرنه با مرگ طرفی.” این حرف رندی را بر آن میدارد که دوباره اوضاع را بسنجد. آیا برای او زندگی بدون کشتی – حتی با چیزهایی که در این راه در میدان نبرد از دست داده است – زندگی است؟ او در یک سوپرمارکت محلی یک حسابدار میشود. سعی میکند که با دخترش (ایوان راچل وود) که خیلی وقت است او را ترک گفته است، دوباره رابطه برقرار کند و همچنین سعی دارد که با یک رقاصه (ماریسا تامی) سر آشنایی را باز کند. داستان زندگی این رقاصه با زندگی رندی همسو میشود. هر دو نفر – رندی و رقاصه – از دوران اولیه و پرشور کار خود دور شدهاند و اکنون حسرت آن دوران را میخورند.
“کشتی گیر” یکی از قدرتمندترین و بحثانگیزترین فیلمهایی است که بر شناخت کاراکتر توجه بسیاری دارد. فیلم از جهاتی بسیار باریکبین است و به درون زندگی رندی نفوذ میکند و این کار را کاملا واقعگرایانه و بدون ملودرام انجام داده است. فیلم اطلاعات بسیار جالبی از پشت صحنه مسابقات حرفهای کشتی گیری به ما میدهد. اینکه چگونه ممکن است خشونتی، برنامهریزی شده باشد اما گهگاهی واقعی. اگر این فیلم منعکس کننده آنچه که “واقعا” اتفاق میافتد نباشد، اما درعوض آن را به نوعی نشان میدهد که کاملا قابل قبول و قابل باور است. درونمایه اصلی داستان منعکس کننده تلاش رندی است برای غلبه کردن بر آنچه که برسر او آمده است و خودفریبیاش بر اینکه هنوز سرپا و سرحال است. صداقت او (هرچند که ناقص) و تلاشش برای بازیابی جایگاه خودش در زندگی دخترش، تاثر آور، سوزناک و تکان دهنده است. رندی دخترش را به نوعی آزار داده است که فقط تصورش برای ما ممکن است اما در یک صحنه تاثیر گذار، هرچند کوتاه و موجز، شاهد آن هستیم که امید همچنان وجود دارد. “کشتی گیر” فیلمی است که میتوان آن را آمیختهای از امید و یاس، نامید برای کسی که زمان او را فراموش کرده است و از به یاد آوردن آن، تمکین میکند.
سبک کارگردانی آرنوفسکی ساده و روان است. هیچ قصد و کوششی در راستای متقاعد کردن ما بر اینکه رندی در کار خودش یک استاد است، انجام نشده است. این راست نمایی و صداقت، کار را بهترین کرده است و مستندی بدون تقلید را بازگو میکند. ما همیشه با رندی هستیم چه در هیجاناتش و چه در آن اتاق کوچک، جایی که خودش را برای انجام مسابقه آماده میکند. همین بی واسطگی تقریبا در بعضی اوقات شما را آزار میدهد. میکی رورک که تقریبا دو دههی بسیار آرام و خاموش را سپری کرده است، با این فیلم باز به خاطره ها باز میگردد. قدر مسلم روروک هیچ وقت بطور حرفهای بازیگری نکرده است. در حقیقت، فیلموگرافی او بالاتر از سی فیلم را از زمان اوج او در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود نشان میدهد. به غیر از چند استثنا (مثل شهر گناه) اکثر فیلمهای او کارهایی نبودهاند که بشود دربارهش صحبت کرد. رندی، اولین شخصیت سه بعدی رورک در طول دوران بازیگریاش است.
او از بسیاری جهات یک آدم محزون است. مردی که سراسر هویتاش پیوسته به ورزشی است که سلامتاش را به خطر انداخته و او را از جامعه طرد کرده است. خانه او یک واگن در پارکی در نیوجرزی شمالی است چون توانایی پرداخت اجاره خانه را ندارد. مورد تحقیر دخترش قرار میگیرد و هنوز بخاطر چند طرفداری که او را همچنان به یاد دارند، زنده است. رورک بر آن نیست که نقش رندی را همچون کسی که طلب ترحم دارد، بازی کند. او سرش را همیشه بالا نگه میدارد و خود را فردی قدرتمند میپندارد، حتی هنگامی که او را آسیب دیده و مجروح، میبینند. فهمیدنش سخت نیست که چرا “کشتی گیر” از همه طرف از سوی منتقدان تمجید و تحسین میشود. حتی باآنکه فیلم در اواسط دسامبر و در میان شلوغی صف اسکار اکران میشود، تمیز دادن این فیلم با بقیه کار آسانی است. اینکه فیلم در مراسم اسکار جایزهای را صاحب میشود یا نه، یک طرف قضیه است، ارزش این فیلم در این است که باید به مسئله سینمارو ها تبدیل شود که به برقراری ارتباط با کاراکترهایی منحصربفرد و تک، اهمیت میدهند.






(11 رای، میانگین: 4.09 از مجموع 5)




مخلص داش فرید…
باید فیلم رو دید..