نقد و دیدگاه

کودک آفت زده، محصول درخت زندگی
کودک آفت زده، محصول درخت زندگی
نویسنده:

۱- هرگز پدرم را در خلوت خودمان شما خطاب نکردم. همیشه او را “تو” میدانم. این نوع خطاب اما از سر توهین یا بی‌علاقگی نیست. بلکه برعکس از ریا و حیله‌گری نهفته در “شما” گریزانم. داستان آشنای دیکتاتوری. اما این بار در محدوده مرزهای جغرافیایی نیست. پدر به عنوان رییس، مادر به عنوان یک تدارکاتچی و فرزندان در مقام رعیت مورد ستم. پدر همواره زورگویی و ستمهای خود را در پوشش دلسوزی و خیرخواهی برای رعیت پنهان میکند ولی رفتارش چیز دیگری را نشان می‌دهد تا جای که درباره لفظی که او را با آن خطاب میکنند حساس است. اما فرزندان در این میان علیرغم همه احترامی که برای پدر غائلند، در دل آرزومند غیبت او هستند. وقتی نیست شادند. وقتی برمیگردد، با اکراه به آغوش میکشند و بی میل راه خود را میروند.

۲- درخت زندگی اثر تحسین شده Terrence Malick است. او این فیلم را شش سال بعد از آخرین فیلمش ساخت و همین موضوع نشان میدهد که او کارگردان پرکاری نیست و گزیده‌تر از دیگران کار میکند. بنابراین باید فیلم او را با دقت بیشتری رصد کرد. فیلمنامه “درخت زندگی” را هم خود او نوشته است. دنیای جدید، آخرین ساخته او در مقام کارگردان بود که در سال ۲۰۰۵ به اکران سینماها در آمد. و اکنون بعد از شش سال مجددا مالیک، به سمت فیلمسازی رفته است. در “درخت زندگی” در کنار او برد پیت و شان پن به عنوان بازیگران شاخص حضور دارند. برد پیت که به واسطه ازدواج با آنجلینا جولی بیشتر تبدیل به سلبریتی پر حاشیه شده بود با درخشش در این فیلم توانست تا حدودی به دنیای بازیگری حرفه‌ای بازگردد و خود را از دنیای اخبار سرگرم کننده بیرون بکشد. همچنین شان پن به عنوان یک بازیگر پر تجربه با وجود اینکه نقش کوتاهی را در این فیلم برعهده داشت، موفق شد به بهترین شکل ممکن حس انسان سرخورده و سرگشته را در دنیایی از غریبه‌ها به خوبی ایفا کند.

۳- داستان خانواده اوبراین در سالهای ۱۹۵۰ در تگزاس ماجرای اصلی این فیلم است. زن و شوهری که در فیلم با عنوان آقا و خانم اوبراین خواهیم شناخت (چون غیر از این نام، کسی آنها را خطاب نمیکند و فرزندان هم به نام پدر و مادر آنها را صدا می‌زنند و این خود نمادی از فقدان یک صمیمیت است.) همراه با سه فرزندشان در خانه‌ای در حومه شهر زندگی می‌کنند.  ابتدای تولد فرزندان زندگی شیرین است و مشکلی نیست تا آنجا که پسرها پا میگیرند و حالا به سرعت رشد می‌کنند. آقای اوبراین خود را مسئول پرورش آنها می‌داند. او میخواهد مردانی قوی، متکی بر تعقل و احساس گریز تحویل جامعه‌ای بدهد که اکثریت آن را انسانهای بی احساس سو استفاده‌گر تشکیل می‌دهند. برای همین هم مدام به کودکانش توصیه می‌کند که خوب بودن زیاد هم، دردسر دارد و به دیگران اجازه بهره برداری از انسان را می‌دهد. پس باید قوی بود و جنگید. آقای اوبراین تصویر پدری مقتر و توانمند را برای کودکانش از خود بازسازی کرده در حالی که خود مجموعه‌ی فقدان‌ها و سرخوردگی‌هاست و وقتی میبیند که آن چیزی که در کودکی میخواسته و به عنوان هدف به آن نگاه میکرده، نشده، خود را انسانی شکست خورده میبیند که”هیچی نیست.” پس برای جبران این کاستی‌ها باید کاری کند که پسرانش مثل او نشوند و در جایی از فیلم این نکته را صراحتا به جک، پسر بزرگش میگوید که “به من قول بده که مثل من نشوی.” او از بچه‌ها میخواهد او را “بابا” خطاب نکنند و با کلماتی چون “پدر” و “آقا” او را صدا بزنند. از هر حرکت کوچک آنها غافل نمیشود و کوچکترین خلاف آنها را با سختگیرانه‌ترین تنبیه‌ها پاسخ می‌دهد.

۴- روانشناسی علمی مبتنی بر رفتار بشر است. لااقل روانشناسی مدرن از تئوری‌های قدیمی چون روانکاوی فاصله گرفته و تمرکز خود را بر رفتارشناسی گذاشته است. تبدیل افکار به اعمال و تاثیر افکار از اعمال از همین نظریات برمی‌خیزد و در درخت زندگی ما با چنین ایده‌ها و مفاهیمی روبرو هستیم. پدری که خواستار جبران سرخوردگی‌ها و شکستهای خود در کودکانش هست و این افکار را با سختگیری بر فرزندان پیاده میکند و این سختگیریها را هم آگاهانه انجام می‌دهد. در مقابل او فرزندانی را میبینیم که در برابر این افکار و اعمال، تنفر ریشه‌داری از پدر در قلب خود رشد میدهند. همچنین پسری که بیش از باقی فرزندان تحت تاثیر رفتارهای پدر است و با بیشتر شدن سنش دست به اعمالی مشابه پدر درباره برادرانش می‌زند، هر چند بلافاصله پشیمان شده و در صدد جبران عذرخواهی برمی‌آید. چرا که پشتوانه فکری پدر را ندارد و اساسا هدفی را از این اعمال دنبال نمیکند. اما با این وجود این مسائل مانع از این نمیشوند که جک دست به پرخاشگری نزند و تمایل به خشونت نداشته باشد. به نوعی میتوان ریزه کاریهای نظریه پیاژه را در رابطه آقای اوبراین با پسرانش دید. آنجا که این رفتارها چنان تاثیر عمیقی بر پسر بزرگ میگذارند که حتی در میان سالی هم نتوانسته با محیط زندگی جدید شهری، خو بگیرد و همچنان ساختمانها و آسمانخراشها برایش غریبه‌اند.

۵- در آخر باید به شکل تیتروار به آغاز و پایان خلاقانه این اثر اشاره کنم. ترکیبی از تصاویر زیبا و حیرت انگیز. تصاویری از خانه و دنیای ما. تصاویری از ریزترین و بزرگترین موجودات و ارتباط آنها با دنیای ما. تاثیر آنها بر زندگی ما. همچنین فیلمبرداری زیبا و هنرمندانه فیلم که گاه با دوربینِِ در حرکت همراه بود و گاه مانند دریچه‌ای رو به قاب و کادری دیدنی. همه اینها باعث میشود که درخت زندگی علیرغم زمان طولانی و چند ماجرای فرعی گیج کننده، فیلمی قابل توجه و تامل باشد.

بد بودجالب نبودخوب بودخیلی جالب بودفوق العاده بود (6 رای، میانگین: 4.00 از مجموع 5)
Loading ... Loading ...

 

بدون دیدگاه

شما هم نظر دهید

با شناسه وارد شده اید. خروج »

 

نقد و دیدگاه
۱۳ مهر ۹۰ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

۱- هرگز پدرم را در خلوت خودما…

۸ مهر ۹۰ در ۹:۴۲ ب.ظ

زمان تماشای بعضی فیلمها دس…

۲ مهر ۹۰ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

پاریسِ فرانسه هم شهری است م…

۱۷ تیر ۹۰ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

الیور توییست و داستانهایی …

۳۱ خرداد ۹۰ در ۳:۲۹ ق.ظ

شاید با شنیدن نام فیلم قصه ع…

درباره ما      تماس با ما      صفحه خانگی
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت سرزمین سینما می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.