|
|
|
|

منتقد: لیزا اسکوارزبام
کارگردان: دیوید یتس
بازیگران: دنیل رادکلیف، اما واتسون، روپرت گرینت، گری اولدمن، رالف فینس
ده روز پس از اکران “هری پاتر و محفل ققنوس” سرانجام مبارزه قهرمان ما در برابر لرد ولدمورت شریر در دنیای کتاب مشخص خواهد شد، دنیایی که طرفداران واقعی هری پاتر در آن هستند. همان طور که میلیون ها خواننده مشتاق آگاه هستند، هفتمین و آخرین قسمت از کتاب های جی. کی. رولینگ باید پیشگویی ناخوشایندی را تکمیل کند: “یکی باید به دست دیگری کشته بشه تا دیگری زنده بمونه. ”
در همین شرایط، در دنیای سینما، مرزهای جنگ ترسیم شده اند. هری (دنیل رادکلیف) و هم کلاسی هایش رون ویزلی (روپرت گرینت) و هرمیون گرنجر (اما واتسون) در پنجمین سال از تحصیل در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز به سر می برند. و سنگین شدن مسئولیت هری نیز کافی است تا این فیلم پنجم را به طور قطع تاریک کند، خصوصا با وجود بازیگر تراش خورده ۱۷ ساله ای که نقش نوجوانی را بازی می کند که تمام رفتارهایش از هورمون است.
تفریحات بچگانه مسابقات کوییدیچ و دیگر نمودهای جادوگرانه بصری و پر زرق و برق جای خود را به نوعی ترس و خطرپذیری بزرگسالانه داده اند. به دلایل مشخصی، واگذاری این پروژه به دیوید یتس، کارگردان تلویزیونی بریتانیایی، که برای سریال هیجان انگیز و سیاسی BBC با نام “دولت نمایش” در سال ۲۰۰۳ جوایزی را کسب کرده است، انتخاب زیرکانه ای بوده است. (همچنین مایکل گلدنبرگ نویسنده فیلمنامه نیز، تازه وارد این مجموعه پاتر است.) این قسمت اطراف گروهی از دانش آموزان می گذرد که کار با چوبدستی و اجرای طلسم ها را تمرین می کنند. همچنین با لونا لاوگود (ایوانا لینچ) ، دوست جدید رنگ پریده و تلقینی هری آشنا می شویم، پس از آن با بلاتریکس لسترنج (هلنا بونهام کارتر) آشنا می شویم که نامش فراری آزکابان بودن او را یدک می کشد، اما سادیسم او را پنهان می کند.
به جز تمام این جریان ها – که فراوان هستند، هر چند فقط بخشی از کتاب ۸۷۰ صفحه ای مملو رولینگ هستند – مهمترین چیز، اتفاقی است که در سر هری می افتد، جایی که تصورات آزار دهنده ای که با وضوح و وحشت تشدید می شوند، ارتباط پیشگویی شده مرد جوان را با “اسمشونبر” تصدیق می کند، بدکاری که برای دوری از خطرش او را به این نام می خوانند. (همان طور که می دانید، باز هم بازیگر نقش ولدمورت رالف فینس است، که بدنهادی کاراکتر بدون بینی اش را با لذتی شاهانه می باوراند.) و درآن معمایی نهفته است – از همهمه و انتظار – که “محفل ققنوس” نمی تواند با جادو آن را حل کند. پیشروی ها و عقب نشینی ها جمع می شوند، اما زمان به کندی پیش می رود. حتی پس از آن که وزیر سحر و جادو، کورنلیوس فاج (رابرت هاردی) هری را به خاطر استفاده از جادو در خارج از مدرسه محاکمه می کند و آلبوس دامبلدور مدیر هاگوارتز مداخله می کند. پس از این که پدرخوانده هری، سیریوس بلک (گری اولدمن) رازهای جدیدی را با پسرخوانده اش در میان می گذارد. و پس از آن که دانش آموزان برای آمادگی برای آرماگادون ولدمورتی ارتش دامبلدور را تأسیس می کنند.
با این حال، در میان چنین آماده سازی ریشه ای، تصویری تهدیدکننده که در پرده ای صورتی در بر دارد از راه می رسد تا جادوگران و مشنگ ها را به مانند هم تهدید کند: دلورس آمبریج، با نامگذاری جالبش. فاج که با وجود شهادت عینی هری با یکدندگی پافشاری می کند که ولدمورت برنگشته است، آمبریج را در هاگوارتز منصوب می کند تا نمونه به شدت سانسور شده و کاملا بی استفاده درس دفاع در برابر جادوی سیاه را تدریس کند. و او به همان اندازه که در نزدیک شدن به ارزش های محافظه کارانه به طور انزجارآوری فاشیست است، به طوری سرگرم کننده ای بی عرضه نیز هست. رولینگ صدای این زن را “زیر، دخترانه و هیجان زده” توصیف می کند. اما ایملدا استانتون (که پوشش یکنواختش یادآور درخشش او در فیلم “Vera Drake” است) که شاد است نقشه دیگری دارد: دلورس او که مراسم را قطع کرده، با استحکامی، حسابش را از بقیه جدا می کند. “از پیشرفتی که صرفا برای پیشرفت انجام میشه باید جلوگیری کرد!” این جمله آموزشی جهنمی را جار می زند.
او با کنار گذاشتن ردا و پوشیدن لباس و کلاهی که به رنگ ملایمی هستند، شاید ملکه الیزابت دوم را به اذهان بیاورد (ظاهرا مدل موی آمبریج تاثیر مستقیمی از آن گرفته است.) ، این کاراکتر، توپ پارچه ای به رنگ قرص های “Pepto-Bismol” و از انرژی است – و تفسیر سیاسی – که از هم بازیش حرکات بیانگر جالبی دریافت می کند. وقتی آمبریج استانتون در برابر پروفسور مک گونگال مگی اسمیت می ایستد، عجیب است که دیوارهای لوکیشن فیلم فرو نمی ریزند.
اما این زینت ها به سوالی که در ذهن طرفداران پاتر است جواب نمی دهد – چه کسی زنده می ماند و چه کسی می میرد – اما مختصرا بیهوش می شوند.





(6 رای، میانگین: 417 از مجموع 5)


