نقد و دیدگاه

داستانی درباره یک “خبرچین”
داستانی درباره یک “خبرچین”
نویسنده:

The Informant
راجر ایبرت
«مارک ویتاکر» یک مدیر اجرایی ِ عالی‌ رتبه و عالی مقام در تاریخ آمریکا بود که البته فرجامش منتهی به دست داشتن در یک کلاه‌برداری ِ صنفی بود. عاقبت او را سه بار بیشتر از مجرمان دیگری که خود آنها را فاش کرده بود، با حکم زندان روبرو کردند. او حتی جزئیات یک پرونده ۹ میلیون دلاری اختلاس را فاش کرد که تنها برای استفاده شخصی‌ آن را به سرقت برده بود. چیزی که ما در پایان «خبرچین» دستگیرمان می‌شود، می‌تواند در درک آن دزدی و اهداف آن به ما کمک کند؛ هرچند که او خودش نمی‌خواست در دفاعیاتش اسمی از آنها برده باشد.
ویتاکر – که مت دیمون در فیلم جنایی جدید استیون سودربرگ بطور راضی‌کننده‌ای نقش او را بازی کرده است – منصب معاون اولی آرچر دانیلز میدلند در دکاتور را بر عهده داشت؛ معاون اولی یکی از ۵۰ شرکت عظیم آمریکا. این شرکت به اسم «Sprawling» در حومه شهر کوچک الینویز است و در میان مزارع بزرگ سویا قرار گرفته است. اگر شما در میان تنوع محصولات غذایی احیانا «توفو»ی ژاپنی را خریداری کنید، احتمالا این محصول به وسیله شرکت ADM به ژاپن ارسال شده است. شرکتی چند منظوره که قسمت اعظم آن به تولید و پخش مواد غذایی اختصاص یافته است.
ویتاکر در جریان بود و می‌دانست که کمپانی ADM و شرکایش در بند جریاناتی بودند که کنترل قیمت مواد را در دست داشتند و به همین دلیل مشتریان مجبور به گردن نهادن به پرداخت هزینه‌های گزاف می‌گشتند. این مبلغ اضافی بطریق زیرمیزی در جیب مدیران اجرایی و سهامداران آرام می‌گرفت. با این مقادیر هنگفت آنان در خانه‌هایی محقر و کوچک در مرکز الینویز زندگی می‌کردند؛ خانه‌هایی بی‌تکلف و عادی که چندان فرقی با عامه مردم نداشت. ایشان در قیاس با گردن کلفتان منهتن، افرادی بودند تقریبا ناشناس، بطوری که حتی در رستورانهای عادی در سطح شهر همراه با دیگر مردمان غذا می‌خوردند.
داستان مادامیکه ویتاکر را تحت فشار قرار می‌دهند برای فاش ساختن «لانه موشها» – که محتملا یک عملیات ویژه از مدیران کمپانی ADM است – خود را آشکار می‌سازد. ویتاکر درگیر یک سری مکالمات غیررسمی با سر مهره‌های اصلی شرکت‌های حریف خارج از کشور می‌شود و از این رو خود را در حالی می‌یابد که داخل ماجرایی پیچیده شده است. ماموران اف بی آی از دکاتور دست به کار می‌شوند و به جاسوسی می‌پردازند. ویتاکر هرچه در چنته دارد برای آنان بازگویی می‌کند اما به محض اینکه ماموران (اسکات باکولا و جول مک‌هال) عزم ترک اتاق می‌کنند، آنان را صدا می‌زند.
او چیزی را می‌خواهد به آنان بگوید. آنان گوشه می‌گیرند. ویتاکر فاش می‌سازد که ADM سالهاست که قیمت‌ها را در دست دارد و هر طور که بخواهد آنها را تغییر می‌دهد و همچنین می‌گوید که او هم به نوعی درگیر این ماجرا شده است و اکنون از جزئیاتی آگاه است که می‌خواهد با فاش ساختن آنها وجدان خود را پاک سازد. همسر او جینگر (ملانی لینسکی) از مسببان این بود که او را ترغیب به انجام کار صحیح کرد. اف بی آی او را به عنوان یک خبرچین در خدمت می‌گیرد، او را ملبس به لباسی مجهز به وسائل شنود می‌کند و حتی به او می‌آموزانند که چطور با دوربین‌های نصب شده بر روی لباسهایش از گفتمان‌های «تعیین قیمت» فیلم‌بگیرد. عاقبت این طور شد که سه مسبب اصلی، از جمله معاون شرکت مایکل آندریاس، پسر بنیانگذار شرکت مجرم شناخته شدند و شرکت محکوم به پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار غرامت به اضافه‌ی ۴۰۰ میلیون دلار هزینه دادگاه و دیگر حواشی، شد.
قضیه چندان هم ساده نیست، چون اگر اینطور بود، «خبرچین» هم همچون فیلم «نفوذی»‌ (۱۹۹۹) به کارگردانی مایکل مان با بازی راسل کرو در هیبت یک «فاش سازنده»ی پشت پرده یک کارخانه‌ی تنباکو – از آب در می‌آمد. اما در طول تحقیقات و بازرسی، ویتاکر به مثابه آدمی متناقض‌نما و آب زیرکاه جلوه می‌کند. چه کسی می‌تواند هم به فکر اختلاسی برنامه‌ریزی شده باشد و همزمان تحت نظر ماموران اف بی آی کار کند؟ واقعیت اصلی و پشت پرده «جاسوسی»ای چیست که او زیر نظر اف بی آی به آن گمارده شده؟ آیا او واقعا به این فکر می‌کند که اگر افراد بالایی را لود بدهد و اختلاسشان را افشا سازد، خودش می‌تواند بر منصب کمپانی بنشیند و نخ‌ها را در دست بگیرد؟
ویتاکر چه نظری بر کل ماجرا دارد؟ حتی زنش هم از افکار ویتاکر باخبر نیست. تمام این قضایا در «خبرچین» بازگویی شده و بعد از اینکه سودربرگ حجاب از پس رخ ماجرا بر می‌دارد، فیلم بطور غیرمنتظره‌ای وارد کمدی‌ای انسانی ‌می‌گردد. کمدی نه بدان صورت که کاراکترها قاه قاه به خنده در آیند. «خبرچین» طوری تزئین شده که دو نوع ماجرا را بازگو کند؛ و قرار نیست این «بازگویی» از هر دو جهت قابل دید باشد و اینکه بیننده به راحتی آن را دریابد. در این فیلم حتی یک ثانیه آن هم پرارزش و مهم است؛ چه نکته‌ها در هر ثانیه‌ی آن نهفته است. اجرای مت دیمون بطور مطبوع طبعی شیرین و جذاب است. ویتاکر از دنیای راستی و صداقت می‌آید، بدون هیچ‌گونه تظاهری. قصد او برای پوشیدن لباسهایی مجهز به وسائل شنود او را وارد موقعیت‌هایی می‌کند که امکان درز اطلاعات در آنجا اجتناب ناپذیر است اما او بقدری وارد به کار و با اراده است که هیچ‌گونه ظنی در دیگران ایجاد نمی‌کند. او را به کاری گمارده‌اند، که از راههای بسیار ساده‌ و سهل‌الوصولی امکان‌پذیر است.
مارک ویتاکر اندک زمانی بعد از اینکه ماموران اف بی آی او را یک «قهرمان آمریکایی» خطاب کردند، آزاد شد و اکنون یک مامور عالی‌رتبه در کالیفرنیا است و زندگی زناشویی‌اش با جینگر هنوز برقرار است. او اخیرا در مصاحبه‌ای در روزنامه‌ای محلی آورده است که «اینطور به نظر می‌آمد که من دو نفر هستم. به این فکر فرو رفتم که چرا مت دیمون را برای بازی در این نقش انتخاب کرده‌اند، دریافتم که او در اجرای نقش‌هایی چُنین، با تناقضی روانی، تبحر دارد. در سری فیلم‌های «بورن» او حتی نمی‌داند که خودش کیست.»

خبرچین The Informant!راجر ایبرت«مارک ویتاکر» یک مدیر اجرایی ِ عالی‌ رتبه و عالی مقام در تاریخ آمریکا بود که البته فرجامش منتهی به دست داشتن در یک کلاه‌برداری ِ صنفی بود. عاقبت او را سه بار بیشتر از مجرمان دیگری که خود آنها را فاش کرده بود، با حکم زندان روبرو کردند. او حتی جزئیات یک پرونده ۹ میلیون دلاری اختلاس را فاش کرد که تنها برای استفاده شخصی‌ آن را به سرقت برده بود. چیزی که ما در پایان «خبرچین» دستگیرمان می‌شود، می‌تواند در درک آن دزدی و اهداف آن به ما کمک کند؛ هرچند که او خودش نمی‌خواست در دفاعیاتش اسمی از آنها برده باشد.

ویتاکر – که مت دیمون در فیلم جنایی جدید استیون سودربرگ بطور راضی‌کننده‌ای نقش او را بازی کرده است – منصب معاون اولی آرچر دانیلز میدلند در دکاتور را بر عهده داشت؛ معاون اولی یکی از ۵۰ شرکت عظیم آمریکا. این شرکت به اسم «Sprawling» در حومه شهر کوچک الینویز است و در میان مزارع بزرگ سویا قرار گرفته است. اگر شما در میان تنوع محصولات غذایی احیانا «توفو»ی ژاپنی را خریداری کنید، احتمالا این محصول به وسیله شرکت ADM به ژاپن ارسال شده است. شرکتی چند منظوره که قسمت اعظم آن به تولید و پخش مواد غذایی اختصاص یافته است.

ویتاکر در جریان بود و می‌دانست که کمپانی ADM و شرکایش در بند جریاناتی بودند که کنترل قیمت مواد را در دست داشتند و به همین دلیل مشتریان مجبور به گردن نهادن به پرداخت هزینه‌های گزاف می‌گشتند. این مبلغ اضافی بطریق زیرمیزی در جیب مدیران اجرایی و سهامداران آرام می‌گرفت. با این مقادیر هنگفت آنان در خانه‌هایی محقر و کوچک در مرکز الینویز زندگی می‌کردند؛ خانه‌هایی بی‌تکلف و عادی که چندان فرقی با عامه مردم نداشت. ایشان در قیاس با گردن کلفتان منهتن، افرادی بودند تقریبا ناشناس، بطوری که حتی در رستورانهای عادی در سطح شهر همراه با دیگر مردمان غذا می‌خوردند.

داستان مادامیکه ویتاکر را تحت فشار قرار می‌دهند برای فاش ساختن «لانه موشها» – که محتملا یک عملیات ویژه از مدیران کمپانی ADM است – خود را آشکار می‌سازد. ویتاکر درگیر یک سری مکالمات غیررسمی با سر مهره‌های اصلی شرکت‌های حریف خارج از کشور می‌شود و از این رو خود را در حالی می‌یابد که داخل ماجرایی پیچیده شده است. ماموران اف بی آی از دکاتور دست به کار می‌شوند و به جاسوسی می‌پردازند. ویتاکر هرچه در چنته دارد برای آنان بازگویی می‌کند اما به محض اینکه ماموران (اسکات باکولا و جول مک‌هال) عزم ترک اتاق می‌کنند، آنان را صدا می‌زند.

او چیزی را می‌خواهد به آنان بگوید. آنان گوشه می‌گیرند. ویتاکر فاش می‌سازد که ADM سالهاست که قیمت‌ها را در دست دارد و هر طور که بخواهد آنها را تغییر می‌دهد و همچنین می‌گوید که او هم به نوعی درگیر این ماجرا شده است و اکنون از جزئیاتی آگاه است که می‌خواهد با فاش ساختن آنها وجدان خود را پاک سازد. همسر او جینگر (ملانی لینسکی) از مسببان این بود که او را ترغیب به انجام کار صحیح کرد. اف بی آی او را به عنوان یک خبرچین در خدمت می‌گیرد، او را ملبس به لباسی مجهز به وسائل شنود می‌کند و حتی به او می‌آموزانند که چطور با دوربین‌های نصب شده بر روی لباسهایش از گفتمان‌های «تعیین قیمت» فیلم‌بگیرد. عاقبت این طور شد که سه مسبب اصلی، از جمله معاون شرکت مایکل آندریاس، پسر بنیانگذار شرکت مجرم شناخته شدند و شرکت محکوم به پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار غرامت به اضافه‌ی ۴۰۰ میلیون دلار هزینه دادگاه و دیگر حواشی، شد.

قضیه چندان هم ساده نیست، چون اگر اینطور بود، «خبرچین» هم همچون فیلم «نفوذی»‌ (۱۹۹۹) به کارگردانی مایکل مان با بازی راسل کرو در هیبت یک «فاش سازنده»ی پشت پرده یک کارخانه‌ی تنباکو – از آب در می‌آمد. اما در طول تحقیقات و بازرسی، ویتاکر به مثابه آدمی متناقض‌نما و آب زیرکاه جلوه می‌کند. چه کسی می‌تواند هم به فکر اختلاسی برنامه‌ریزی شده باشد و همزمان تحت نظر ماموران اف بی آی کار کند؟ واقعیت اصلی و پشت پرده «جاسوسی»ای چیست که او زیر نظر اف بی آی به آن گمارده شده؟ آیا او واقعا به این فکر می‌کند که اگر افراد بالایی را لود بدهد و اختلاسشان را افشا سازد، خودش می‌تواند بر منصب کمپانی بنشیند و نخ‌ها را در دست بگیرد؟

ویتاکر چه نظری بر کل ماجرا دارد؟ حتی زنش هم از افکار ویتاکر باخبر نیست. تمام این قضایا در «خبرچین» بازگویی شده و بعد از اینکه سودربرگ حجاب از پس رخ ماجرا بر می‌دارد، فیلم بطور غیرمنتظره‌ای وارد کمدی‌ای انسانی ‌می‌گردد. کمدی نه بدان صورت که کاراکترها قاه قاه به خنده در آیند. «خبرچین» طوری تزئین شده که دو نوع ماجرا را بازگو کند؛ و قرار نیست این «بازگویی» از هر دو جهت قابل دید باشد و اینکه بیننده به راحتی آن را دریابد. در این فیلم حتی یک ثانیه آن هم پرارزش و مهم است؛ چه نکته‌ها در هر ثانیه‌ی آن نهفته است. اجرای مت دیمون بطور مطبوع طبعی شیرین و جذاب است. ویتاکر از دنیای راستی و صداقت می‌آید، بدون هیچ‌گونه تظاهری. قصد او برای پوشیدن لباسهایی مجهز به وسائل شنود او را وارد موقعیت‌هایی می‌کند که امکان درز اطلاعات در آنجا اجتناب ناپذیر است اما او بقدری وارد به کار و با اراده است که هیچ‌گونه ظنی در دیگران ایجاد نمی‌کند. او را به کاری گمارده‌اند، که از راههای بسیار ساده‌ و سهل‌الوصولی امکان‌پذیر است.

مارک ویتاکر اندک زمانی بعد از اینکه ماموران اف بی آی او را یک «قهرمان آمریکایی» خطاب کردند، آزاد شد و اکنون یک مامور عالی‌رتبه در کالیفرنیا است و زندگی زناشویی‌اش با جینگر هنوز برقرار است. او اخیرا در مصاحبه‌ای در روزنامه‌ای محلی آورده است که «اینطور به نظر می‌آمد که من دو نفر هستم. به این فکر فرو رفتم که چرا مت دیمون را برای بازی در این نقش انتخاب کرده‌اند، دریافتم که او در اجرای نقش‌هایی چُنین، با تناقضی روانی، تبحر دارد. در سری فیلم‌های «بورن» او حتی نمی‌داند که خودش کیست.»

بد بودجالب نبودخوب بودخیلی جالب بودفوق العاده بود (6 رای، میانگین: 4.50 از مجموع 5)
Loading ... Loading ...

 

بدون دیدگاه

شما هم نظر دهید

با شناسه وارد شده اید. خروج »

 

نقد و دیدگاه
۱۳ مهر ۹۰ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

۱- هرگز پدرم را در خلوت خودما…

۸ مهر ۹۰ در ۹:۴۲ ب.ظ

زمان تماشای بعضی فیلمها دس…

۲ مهر ۹۰ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

پاریسِ فرانسه هم شهری است م…

۱۷ تیر ۹۰ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

الیور توییست و داستانهایی …

۳۱ خرداد ۹۰ در ۳:۲۹ ق.ظ

شاید با شنیدن نام فیلم قصه ع…

درباره ما      تماس با ما      صفحه خانگی
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت سرزمین سینما می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.