نقد و دیدگاه

بزن بریم میسوری: درباره هاوارد هاکس و رود سرخش
بزن بریم میسوری: درباره هاوارد هاکس و رود سرخش
نویسنده:

ژانر وسترن، همیشه یکی از ژانرهای مورد علاقه سینمادوستان بوده است. البته این نوع فیلم دوران طلایی خود را سپری نموده است. دهه ۴۰ و۵۰ را می توان اوج فیلم های وسترن نامید. در بین فیلم های وسترن، آثاری هستند که سینمای وسترن اعتبار نام خود را در آنها به ارث گذاشته است. «رود سرخ» یکی از آنهاست. اثری از سینمای ناب «هاواردهاکس». فیلمی کمتر دیده شده که همه ویژگی یک سینمای بی نقص را در خود دارد. «رودسرخ» با نمایی از یک کاروان که از چند دلیجان و سوار تشکیل شده است آغاز می شود. و بعد «تام داسن» به همراه دوستش «گروت » (والتر برنان)، را می بینیم که از آنها جدا می شوند و سفری را آغاز می کنند تا به هدفی برسند که «تام» (وین) سالهاست در آرزوی آن است. «تام» که در شروع کار، صاحب دو راس گاو است، بعد از گذشت چندسال به یکی از دامداران بزرگ تبدیل می شود. او برای رسیدن به هدفش طی این سالها با سرخپوستان می جنگد، زمین هایی را از چنگ مرتع دارن پولدار مکزیکی درمی آورد و صاحب آنها می شود (چنین به نظر می رسد، مسیری را که «تام» برای رسیدن به اهدافش طی می کند، همان مسیری است که آمریکا برای رسیدن به تمدن طی کرده است.) اما مسئله ای که اینجا وجود دارد تضاد بین«تام» و پسرخوانده اش«ماتیو» است که به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشته شده است.

در فیلم «رود سرخ» شاهد تصاویری از آسمان، کوه ها و و چشم اندازهای بسیار زیبا هستیم. این تصاویر ما را یاد قاب های معروف «جان فورد» می اندازد. نکته ای که در فیلم «رودسرخ» وجود دارد شباهت آن به آثار وسترن «فورد» است. خیلی ها این فیلم را یک اثر فوردی می نامند. گفتنی است وقتی که از «هاواردهاکس» درباره این موضوع می پرسند که آیا در هنگام ساختن اولین وسترنش «رودسرخ» تحت تاثیر «جان فورد» بوده، او در جواب می گوید: نمی داند چطور می شود بدون اینکه تحت تاثیر فورد قرار گرفت وسترنی ساخت. خود او از این موضوع که فیلمش را «فورد»ی می نامند خوشحال بوده است.

سه شخصیت مهم در فیلم:
جان وین «تام»: مردی خشن، قوی و پرتلاش و با اعتقادات خاص خود که برای رسیدن به هدفش حاضر است از جان خود هم بگذرد.

دیالوگ به یادماندنی: تا زمانی که کسی رو خوب نشناختی، بهش اعتماد نکن.
مونتگمری کلیفت «ماتیو»: یک کابوی حساس و درونگرا با قابلیت مردانگی. (نحوه سوار شدنش بر اسب جالب است.)

دیالوگ به یادماندنی: بزن بریم میسوری.
والتربرنان «گروت»: پیرمرد محبوب سینما به ویژه فیلم های وسترن که در این فیلم فوق العاده است. او بعدها در وسترن معروفی دیگر از «هاکس» به نام (ریوبراوو) می درخشد.
دیالوگ به یادماندنی: از چیزی که متنفرم، سرخپوست خوشحاله.

سینمای هاوارد هاکس مایه شگفتی و احترام است. از آن دست فیلمسازانی است که هیچگاه سینمایش آزاردهنده نیست. فیلم هایش ساده و واضح (و البته پیچیده) اما قابل درک هستند. در فیلم هایش سرخوش با فضاسازی و شخصیت پردازی مختص خود او، نوع ارتباط آدم ها، و ایجاد حادثه و هیجان در بهترین قالب سینمایی پرداخته است. او در سال ۱۸۹۶ در ایندیانای آمریکا به دنیا آمد. کار فیلمسازی خود را از سال ۱۹۲۶ آغاز کرد و تقریبا در هر ژانری فیلم ساخته است. او تا سال ۱۹۷۰ حدود ۵۰ فیلم را کارگردانی کرد. هاوارد هاکس سال ۱۹۷۷ در کالیفرنیا درگذشت.

بد بودجالب نبودخوب بودخیلی جالب بودفوق العاده بود (4 رای، میانگین: 4.00 از مجموع 5)
Loading ... Loading ...

 

بدون دیدگاه

نقد و دیدگاه
۱۳ مهر ۹۰ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

۱- هرگز پدرم را در خلوت خودما…

۸ مهر ۹۰ در ۹:۴۲ ب.ظ

زمان تماشای بعضی فیلمها دس…

۲ مهر ۹۰ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

پاریسِ فرانسه هم شهری است م…

۱۷ تیر ۹۰ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

الیور توییست و داستانهایی …

۳۱ خرداد ۹۰ در ۳:۲۹ ق.ظ

شاید با شنیدن نام فیلم قصه ع…

درباره ما      تماس با ما      صفحه خانگی
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت سرزمین سینما می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.