نقد و دیدگاه

مرثیه ای برای طبیعت
مرثیه ای برای طبیعت
نویسنده:

نام فیلم: Hayao Miyazaki
تاریخ اکران: ۲۶ نوامبر ۱۹۹۹ برابر با ۵ آذر ۱۳۷۸
ژانر: انیمیشن، ماجرایی، فانتزی، اکشن

توضیح: این فیلم در لیست بهترین فیلمهای سایت IMDB در رتبه صد و بیستمین فیلم از دویست و پنجاه اثر برتر قرار دارد.

«پرنسس منونوکه» یک مرثیه است. مرثیه ای برای طبیعتی که انسان آن را با نادانی از بین می برد. پرنسس منونوکه را می توان تلخ ترین فیلم میازاکی دانست. میازاکی در تمام فیلم های خود به طور مستقیم به مسئله ی محیط زیست و تخریب آن توسط انسان اشاره کرده است. در این بین دو فیلم «وادی باد» و «پرنسس منونوکه» به صورت کامل به این موضوع می پردازند و جالب اینجاست که در «وادی باد» که جلو تر از «پرنسس منونوکه» ساخته شده است، دنیایی را می بینیم که در آینده ای دور درگیر نوعی مشکل بزرگ شده است. زمین آنقدر آلوده شده که موجوداتی عظیم و خطرناک در آن زندگی می کنند و انسان ها در معدود مناطقی که از هجوم این حیوانات در امان مانده زندگی می کنند. ولی در «پرنسس منونوکه» داستان در گذشته ای دور روایت می شود. در ژاپن باستان زمانی که انسان و موجودات افسانه ای در کنار یکدیگر زندگی می کنند ولی انسان طماع برای به دست آوردن پول و قدرت شروع به تخریب محیط زیست و محیط زندگی موجودات باستانی می کند. حیوانات افسانه ای که محل زندگی خود را در حال نابودی می بینند شروع به حمله به انسان ها می کنند و سرانجام جنگی بزرگ میان انسان و طبیعت درمی گیرد.

در این بین پسر جوانی که بر اثر حمله ی یکی از این موجودات نفرین شده است. سفری طولانی را آغاز می کند تا بتواند منشا این مشکلات را پیدا بکند و شاید هم بتواند خود را از نفرین کشنده که وجودش را می خورد نجات دهد. او در مسیر حرکتش جنگ های زیادی را می بیند و پی به نادانی انسان ها می برد. انسان هایی که بی رحمانه همنوعان خود را می کشند. سرانجام او به منطقه ای می رسد که در آن انسان برای به دست آوردن سنگ آهن هر روز درختان جنگل را می برند و طبیعت را آلوده می کنند. در این بین او متوجه می شود دختری که با گرگ ها زندگی می کند به انسان ها حمله می کند و می خواهد آنها را از بین ببرد. او سرانجام باید از بین انسان ها و موجودات افسانه ای یکی را انتخاب بکند تا جنگ را خاتمه ببخشد اما مشکل از این هم پیچیده تر می شود. از طرفی امپراتور ظالم که در تلاش برای به دست آوردن زندگی جاودانه است، گروهی شکارچی ماهر را مامور کرده است تا سر موجودی افسانه به نام «روح جنگل» را که به نوعی رهبر حیوانات و عامل اصلیه قدرت طبیعت است را برای او بیاورند. چون به روایت افسانه ها سر این موجود زندگی جاودانه را به انسان می بخشد. سرانجام با مرگ روح جنگل انسان ها بر حیوانات پیروز می شوند و حیوانات تمام هوش و زکاوت خود را از دست می دهند و به موجوداتی بی زبان و بی فکر تبدیل می شوند. خون روح جنگل هم که در تمام دنیا پخش شده است باعث به وجود آمدن جنگل های بزرگ و سرسبز می شود ولی تفاوت این جنگل جدید در مقابل جنگل های افسانه ای قدیمی این است که دیگر هیچ نیرویی از آنها حفاظت نمی کند و انسان ها باید در حفظ آن کوشش کنند.

داستان فیلم بسیار پیچیده تر و پر افت و خیز تر از اینهاست و در طول فیلم اشارات فراوانی به مسائل دیگر چون نیاز انسان ها به منابع انرژی که در زمین نهفته است و یا چهره ی زشت جنگ و صدمات آن به زندگی انسان ها می شود. همچنین دوباره میازاکی شخصیت های مختلفی را درگیر داستان می کند که هر یک به نوعی برای رسیدن به آرزوها و نجات دیگران در تلاش هستند. جالب اینجاست که به جز امپراتور که ما هیچ گاه در فیلم او را نمی بینیم بدی مطلق در فیلم وجود ندارد. حتی انسان هایی که درگیر جنگ هستند نه فقط برای خود بلکه برای خوشبختی دیگران و حمایت از آن ها می جنگند هر چند این جنگ باعث از بین رفتن نیرویی می شود که زندگیشان به آن بستگی دارد. از رویی انسان ها نه از روی حرص زیاد بلکه از روی نیاز جنگل ها را برای به دست آوردن منابع انرژی نابود می کنند ولی به جای این که از یک طرف هم به حفظ و بازسازی جنگل ها بپردازند از آن جلوگیری هم می کنند از طرفی حیوانات جنگل هم از روی خودخواهی و نژاد پرستی می خواهند انسان ها را نابود کنند. این کشمکش و نادانی دو طرف نه تنها باعث پیروزی هیچ یک از طرفین جنگ نمی شود بلکه باعث از بین رفتن نیرویی می شود که حیاط هر دویشان به آن بستگی دارد.

میازاکی در نگاهی انتقادی به جنگ آن را نکوهش می کند و جنگ را تنها عامل ویرانی و بدبختی طرفین درگیر آن می داند. در فیلم به ظاهر انسان ها بر حیوانات پیروز می شوند ولی در نگاهی دقیق تر انسان ها باعث مرگ موجودی می شوند که طبیعت را رهبری می کند و باعث پایداری آن است و در آخر به جای جنگل ها و حیوانات هوشمند که می توانستند به خوبی و آرامش در کناره هم زنگی کنند صاحب جنگلی می شوند که باید برای حفظ آن خود تلاش بکنند تا حیاطشان بر روی زمین امکان پذیر باشد.

پرنسس منونوکه تفاوت های اساسی با دیگر آثار میازاکی دارد. بر خلاف فضای شاد حاکم بر آثار میازاکی پرنسس منونوکه دارای فضایی اندوه بار و غمگین است. برای اولین بار در فیلمی از میازاکی شاهد صحنه های خشن هستیم که به نوعی می توان آنها را نشان دهنده ی خشم فیلم ساز از محیط اطراف خود دانست و انتقاد او از جنگ و ویرانی محیط زیست.

باز هم شخصیت پردازی ها قوی و درگیر کننده هستند. به نظر من بهترین شخصیت پردازی در بین دیگر آثار میازاکی را در این فیلم مشاهده می کنیم. پرنسس منونوکه بر خلاف دیگر کارهای میازاکی قدری برای کودکان سنگین است ولی باز هم کودکان از تماشای آن لذت می برند هر چند برخی مفاهیم فیلم از درک آنها خارج باشد. موسیقی فیلم هم با تمی حماسی و غمگین کمک شایانی به عمیق تر شدن فیلم می کند.

در پایان پرنسس منونوکه مرثیه ای از جانب میازاکی است بر نادانی انسان و مرگ تدریجی او بر اثر همین نادانیش. فیلم ساز با خلق دنیایی افسانه ای و داستانی این چنین قوی و در عین حال با زبانی ساده و متفاوت قصد آگاه کردن مخاطب خود را دارد. از طرفی تم انیمیشن برای بیان چنین موضوع سنگینی شاید در نگاه اول قدری نامناسب بیاید ولی اینجا دوباره استادی فیلم ساز در کارش قدرت نمایی می کند و نشان می دهد که اگر خلاقیت در هر کاری باشد می توان هر حرفی را در هر قالبی به خوبی بیان کرد.

بد بودجالب نبودخوب بودخیلی جالب بودفوق العاده بود (9 رای، میانگین: 4.44 از مجموع 5)
Loading ... Loading ...

 

بدون دیدگاه

نقد و دیدگاه
۱۳ مهر ۹۰ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

۱- هرگز پدرم را در خلوت خودما…

۸ مهر ۹۰ در ۹:۴۲ ب.ظ

زمان تماشای بعضی فیلمها دس…

۲ مهر ۹۰ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

پاریسِ فرانسه هم شهری است م…

۱۷ تیر ۹۰ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

الیور توییست و داستانهایی …

۳۱ خرداد ۹۰ در ۳:۲۹ ق.ظ

شاید با شنیدن نام فیلم قصه ع…

درباره ما      تماس با ما      صفحه خانگی
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت سرزمین سینما می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.