|
|
|
|

نویسنده و کارگردان: وودی آلن
بازیگران: وودی آلن، دایان کیتون
ژانر: کمدی، جنگی، ماجرایی
زمان: ۸۵ دقیقه
محصول: آمریکا و فرانسه
خلاصه داستان:
بوریس گروشنکو جوانی بی دست و پا و اهل شعر و ادبیات، عاشق دختر عموی خود سونیاست، اما توجه سونیا به مردان دیگری، از جمله برادر بوریس است. جنگ با فرانسه و ناپلئون از سر می گیرد و بوریس به همراه برادرانش به جنگ می روند. برادر بوریس با دختر دیگری ازدواج می کند و سونیا نیز تصمیم می گیرد با یک تاجر ماهی عروسی کند. بعد از جنگ با اینکه بوریس آدم دست و پا چلفتی است، قهرمان جنگی می شود و برادرانش را نیز از دست می دهد. سونیا هم همسر تاجرش را از دست می دهد. و نهایاتا بوریس از سونیا خواستگاری می کند و با سونیا ازدواج می کند. اما سونیا به او علاقه زیادی ندارد. بعد از اینکه جنگ از نو آغاز می شود، بوریس و سونیا تصمیم می گیرند تا ناپلئون را سر به نیست کنند تا جنگ خاتمه یابد و…
نقد فیلم:
عشق و مرگ شاهکاری دیگر از وودی آلن که در سال ۱۹۷۵ ساخته شد و مورد توجه بسیاری از منتقدان سینما و مردم قرار گرفت. فیلمی که در فستیوال برلین نیز به نمایش در آمد و جایزه ای را هم نصیب خود کرد. داستانی که فقط برای کمدی و هجو ساخته شده و یک ساختار شکنی هنرمندانه از وودی آلن را در آن شاهد هستیم. هجو کلاسیک، هنر اساسی وودی آلن است و تا میتواند از آن برای رساندن پیامش بهره می گیرد و با ساخت سکانس های تئاتری کمیک داستانش را بسیار گیرا روایت می کند. با استفاده از دیالوگهای عمیق فکری و فلسفی تماشاگر را در طول فیلم جذب می کند و بیننده را می خنداند. شخصیت ها را به خوبی ساخته و پرداخته می کند و تیپ ایجاد می کند. خلاقیت در تک تک صحنه های فیلم به وضوح مشاهده می شود و با موضوعاتی که تا به حال حتی به آن فکر نمی کردیم، شما را تنها سرگرم نمی کند، بلکه کاری می کند که تا مدتها بعد از دیدن فیلم به فرضیه های آن فکر کنید و خودتان نتیجه گیری داشته باشید.
خیال پردازی با تصویر کردن واقعیت به صورت کمدی بسیار تفاوت دارد. خیالات در قالب صحنه های فیلم است. اما واقعیات تلخ زندگی پیام اصلی این ماجراجویی ذهنی است. اینکه همه چیز به طرز مسخره ای جلوه کند و دنیایی بسازد که ما آن را بسیار وحشتناک فرض می کردیم و حالا با یک دید هنری و تازه به نتایج بهتری رسیدیم و این تاثیر عمیق دیالوگهای بین دایان کیتون و وودی آلن است که جان دیگری به اثر می بخشد و شما فرصت کمی برای فکر در مورد گفتگوها دارید چون بسیار سریع ادا می شوند و مساله همین جاست که هدف اصلی همین است. اینکه اولین چیزی که به ذهنتان در این رابطه می رسد چیست و پیام را هر کس به ظن خود می فهمد و درک می کند.
آب و تاب دادن به بعضی موضوعات تاثیر را به روی مخاطب بیشتر می کند و بر ارزش اثر می افزاید. کاراکترهایی به صورت فرعی در داستان حضور پیدا می کنند و هر کدام قسمتی از پیام فیلم را با خود حمل می کنند و مجموعه ای از اینها سخنان کارگردان در مدت هشتاد و پنج دقیقه به صورت هجو به بیننده عرضه می شود. هجو جنگ، هجو عشق، هجو مرگ و به طور کل هجو داستان های کلاسیک و پا را فراتر گذاشتن از قصه هایی که سابقا فیلم شده اند و حال یک کارگردان با یک ساختار شکنی معقول و فوق العاده قصد دارد آنها را نقد کند. کاری که به شهامت بسیاری نیاز دارد تا اینچنین اثری ساخته شود و تماشاگر با لحظاتش بخندد و حتی گریه کند. گریه به معنای کمدی و پذیرفتن حقایقی که نهایاتا به مرگ ختم می شود.
اینکه با دادن پیامهای اخلاقی و بررسی آنها در الگویی ساده و داستانی و تزریق ماجرایی کمیک حتی با پایانی تلخ هنوز بتواند بیننده را بخنداند، قابل تحسین و ستایش است. همه چیز در داستان نا معقول اتفاق می افتد، اما ایجاد فضا و دنیایی خیالی از آن برداشتی حقیقی می سازد.
جست و جویی احمقانه اما فلسفی برای رسیدن به اینکه آیا خدا وجود دارد. نتیجه ای که نهایاتا از این مساله می گیرد شهودی نیست، بلکه کاملا غیر منطقی و اجباری است و رقصیدن با عزراییل در پایان فیلم در میان درختان به صورت آشکار گره گشایی داستان است و هیچ اعتراضی به وودی آلن برای قرار دادن چنین پایانی وارد نیست. بلکه تنها نتیجه ای که در قبال این پیام می توان گرفت همین بود، انتظارش از وودی آلن نمی رفت اما غیر منطقی هم نبود و این قدرت یک اثر ماجرایی است که پایان را تا انتهای فیلم آشکار نکند و به هیچ وجه نتوان کوچکترین حدسی در مورد آن زد.
در دو فیلم آنی هال و عشق و مرگ که وودی آلن در هر دوی آنها نویسنده و کارگردان است به کابوس و روان پریشی عجیبی که از دوران کودکی و با دیدن صحنه های وحشتناک به سراغ او آمده اشاره می کند و در تمام طول فیلم زندگی تجربی کارگردان به تصویر کشیده می شود. سوالاتی که از همان دوران به دنبال جوابی برای آنها بوده است و حال آنها را برای بقیه هم به صورت فیلم روایت می کند تا شاید برای وی راه حل تسلی بخشی پیدا شود تا او نیز به آن قانع شود. اما وودی آلن کسی نیست که به نتیجه ای قانع شود. در مقابل هر جواب سوالی دیگر را مطرح می کند و ممکن است هر چقدر اطلاعات فلسفی داشته باشید در پاسخ به سوالهای او ناکام بمانید. او این بار عشق و مرگ را کنار هم قرار می دهد و رابطه ای در الگویی کمدی بین آنها ایجاد می کند تا هر کس از مسیری به وجود رابطه بین این دو برسد. و اینکه چه اتفاقی سبب می شود تا از عشق به مرگ رسید. مرگ در راه عشق؟ مطمئنا معنایی وسیع تر می تواند داشته باشد. اینکه در این دنیا و در آخرت عشق چگونه است. بررسی همزمان این دو مقوله سوالی است که مدتها ذهن آلن را به خود مشغول کرده و سرانجام تا سر حد مرگ او را رسانده است. فیلم داستان و روایتی بی نظیر دارد و می توان به جرات آن را در بین بهترین کمدی های جهان جای داد.




(4 رای، میانگین: 4.00 از مجموع 5)


