|
|
|
|

مرد آهنی از آن دسته فیلم هایی است که وقتی به تماشای آن می نشینید انتظار خاصی از آن ندارید. اما فیلم چیزی بیشتر از حد انتظارتان به شما می دهد. در نگاه اول با توجه به کارگردان و بازیگران نه چندان نام آشنا و به اصطلاح درجه دوی فیلم انتظار یک فیلم متوسط و حتی ضعیف را دارید. اما مرد آهنی یک فیلم خوش ساخت به تمام معناست.
مشکل اغلب فیلم های سوپر قهرمانی در سال های اخیر این است که بیش از حد خود را جدی می گیرند. برای مثال آخرین سوپر منی که ساخته شده است چنان جدی با بیننده ی خود بر خورد می کند که زمانی که سوپر من کوه بزرگی از سنگ را با خود به فضا حمل می کند بیننده قدری احساس می کند که فیلم او را دست انداخته است. به نظر شخصی من اینگونه فیلم ها باید به بیننده ی خود بگویند که خودشان هم می دانند که یک داستان کاملا فانتزی را روایت می کنند و مثلا هالک وقتی به جدیت پدرخوانده ها ظاهر می شود بیننده آن را قبول نمی کند و فروش کم اینگونه فیلم ها هم از این علت ناشی می شود.
امسال شاهد چندین فیلم سوپر قهرمانی در سینمای هالیوود بوده ایم که مهمترین آنها «شوالیه ی تاریکی» قسمت دوم «هالک» و همچنین «پسر جهنمی» بودند. در این بین شوالیه تاریکی با توجه به تفاوت هایی که دارد از این قاعده مستثنی است. پسر جهنمی با توجه به طنز خاصی که در قسمت دوم با توجه به تیز بینی «گیلرمو دل تورو» بیشتر هم شده بود مورد توجه قرار گرفت. اما هالک ناموفق ظاهر شد. در این بین سه فیلم و شخصیت جدید برای اولین بار قدم به پرده ی نقره ای می گذاشتند که بر خلاف انتظار هر سه موفق ظاهر شدند و دلیل آن هم فقط و فقط طنزی است که این فیلم ها در خود دارند و به بیننده ی خود می گویند که خودشان هم می دانند که داستانی غیر قابل باور اما لذت بخش را برای آنها تعریف می کنند. در این بین مرد آهنی در همان آغاز با دیالوگ ها و مجموعه حوادثی که برای شخصیت اصلیش اتفاق می افتد و حتی جو کلی فیلم خنده را به لب بیننده اش می نشاند. در ادامه هم زمانی که شاهد اتفاقات فیلم هستیم از آن لذت خواهیم برد.
فیلم از لحاظ جلوه های ویژه بسیار قوی کار شده است و بسیار هم شبیه به «ترنسفورمرز» می باشد که سال قبل از آن لذت برده ایم.
فیلم داستان مردی را روایت می کند که یک شرکت اسلحه سازی را اداره می کند. او یک نابغه ی به تمام معناست و بیشتر سلاح ها را خودش طراحی کرده است. اما زمانی که برای آزمایش یک سلاح جدید به مناطق جنگی می رود توسط تروریست ها دزدیده می شود تا سلاح مخرب را برای آنها طراحی بکند. او با استفاده از کمترین امکانات یک ماشین جنگی طراحی می کند و از دست تروریست ها فرار می کند. اما در بازگشت، او که با چشم خود مصیبت هایی را که سلاح های شرکتش به وجود آورده اند را دیده است تصمیم می گیرد شرکت بزرگش را تعطیل بکند و با تکمیل کردن سلاح خود که بیشتر شبیه یک روبات است به جنگ با بدی ها بپردازد. اینجاست که با مخالفت پدرش مواجه می شود و…
داستان فیلم قدری کلیشه ایست. اما چنان روایت می شود که هرگز شما را خسته نخواهد کرد. در این بین شخصیت پردازی فیلم قدری ضعیف کار شده است که آن هم بیشتر در مورد شخصیت منفی داستان است. ولی این ضعف صدمه ای به زیبایی فیلم نمی زند. کارگردان فیلم «جان فاوریو» با توجه به کارنامه ی فیلم سازیش بهترین اثر خود را ساخته است و بازی های فیلم هم زیبا هستند. همان طور که قبلا گفتم فیلم ادعای زیادی ندارد ولی خیلی بیشتر از حد انتظار بیننده ظاهر می شود و این عامل باعث موفقیت فیلم است.
در پایان مرد آهنی با خاطره ای که از «پلیس آهنی» در ذهن بیننده اش بیدار می کند بسیار فیلم دلنشینی است و ارزش تماشا را دارد.





(14 رای، میانگین: 464 از مجموع 5)



