|
|
|
|

منتقد: میک لسال و راجر ایبرت
كارگردان: آلفونسو کوارون/بازيگران: دنیل رادکلیف، اما واتسون، روپرت گرینت، مایکل گمبون، گری اولدمن، دیوید تولیس، تیموتی اسپال، رابی کالترین، اما تامپسون و جولی کریستی
“هری پاتر و زندانی آزکابان” نوع متفاوتی از فیلم های هری پاتر است، یک نوع بهتر. با این که ظاهر صیقلی و مقایس اغراق آمیز آن شباهت خانوادگی لازم آن را با قسمت های قبلی باعث شده است، این قسمت که سومین است یک تغییر مسیر را نشان می دهد، به دور از عرف ها و قواعد محدود مرسوم در فیلم های اکشن و به سوی مسیری بیش از قبل ماوراء الطبیعی. این مسیری است که این مجموعه فیلم های فانتزی در تمام مدت می خواست به آن برود.
کارگردان آلفونسو کوارون (“و نیز مادر تو”) نیز مانند کریس کلمبوس، کارگردان دو فیلم اول، باری بر دوش داشت، این که قالب فیلمی را بریزد که هویتش از بقیه مستقل باشد و با این حال سیل طرفداران را مأیوس نکند، طرفدارانی که فیلم برای آنها می تواند تنها ضمیمه ای برای تجربه خواندن کتاب ها باشد.گاهی اوقات کشش داستان محسوس است. بیش از حد به حواشی توجه می شود، و در نیم ساعت اول فیلم خصوصیت بدون حاشیه و انحراف وجود دارند، طوری که انگار همه چیز دارای اهمیتی برابر هستند.
ولی توجه کوارون به اصول فراتر از سطح می رود و او را قادر می سازد تا از دام های تکراری اغراق های زیبا و بی معنی فاصله بگیرد. برای کوارون، یک فیلم چیزی بیشتر از تنها یک شانس برای جذب و سرگرم شدن با صحنه است. یقیناً صحنه جذاب و سرگرم کننده در آن وجود دارد، و بهتر از همیشه نیز هست، به همین ترتیب در زمینه شناخت احساس انسانی نیز موفق می شود. “هری پاتر و زندانی آزکابان” بسیار بیشتر از فیلم های قبلی، برای بزرگسالان نیز هست.
بدون شک، هری (دنیل رادکلیف) این روزها از سن بلوغ گذشته است، و شاید این یکی از عناصر تغییر صدایش باشد. او الان یک نوجوان است، و در آغاز فیلم در تعطیلات تابستان هستیم و او با خاله و شوهرخاله ی ناخوشایندش زندگی می کند و سعی می کند در برابر این وسوسه که یک طلسم شیطانی بر روی هر دو آنها اجرا کند مقاومت کند. اما سرانجام وقتی خواهر عمویش (پم فریس) به منزل آنها آمده و به او توهین می کند، هری خونسردیش را از دست می دهد. برای تلافی کردن، هری او را باد می کند. او منبسط می شود، به هوا می رود، به تدریج به سمت سقف رفته، از پنجره به بیرون می رود و به سمت آسمان پرواز می کند و در راه جیغ می کشد. این یک فانتزی دلپذیر است.
در دقایق اول فیلم سوم “هری پاتر”، به نظر می رسد سعی شده به تماشاگران اطمینان داده شود که این واقعاً قرار است یک گردش خوب فیلم باشد. برای همین سکانس پرواز عمه به زودی با یک سکانس جادویی دیگر دنبال می شود، که در آن هری با یک اتوبوس سه طبقه که برای عبور از چنگ ترافیک باریک می شود، به سرعت به خانه برمی گردد. باز هم، جلوه ها استادانه انجام شده اند، ولی صحنه این تردید را به وجود می آورد که فیلم چیزی جز ترکیبی از سکانس های کامپیوتری نیست. این مورد به زودی تغییر می کند، هر چند دقایقی طول می کشد تا تردید از بین برود.
محوریت فیلم بر فرار فرد تبهکاری به نام سیریوس بلک (گری اولدمن) از زندان آزکابان است؛ سیریوس متهم اصلی در قتل والدین هری توسط ولدمورت است، و ظاهراً قصد دارد با کشتن هری کار خود را تکمیل کند. با بازگشت هری به هاگوارتز برای سومین سال، موجودات خبیثی به نام دیوانه سازها برای دستگیری سیریوس بلک در تمام ورودی های مدرسه مستقر می شوند، اما دیوانه سازها کهمی توانند روح قربانیان خود را بمکند، چندان قابل اعتماد نیستند.
در میان جلوه های ویزه فراوان فیلم، من به خصوص حرکت سوم درخت گره دار را می پسندم. درخت با یک چشمک به بیننده ای که می داند این یک جلوه کامپیوتری است معرفی می شود: با تکان دادن خود برف ها را به اطراف می اندازد و ظاهراً تعدادی از برف ها بر روی لنز دوربین پاشیده می شود. در زیر این درخت جای فشرده ای وجود دارد که وقتی رون به بخشی از یک سکانس اوج طولانی تر کشیده می شود، وحشت های غیر قابل تصوری برای او پوشش داده می شود. در ابتدا سه قهرمان شاهد یک ماجرا هستند، و بعد، پس از برگرداندن زمان، سعی می کنند آن ماجراها را تغییر بدهند. ابتکار در ترفندهای زمان برای من موثر بود، اما ممکن است بینندگانی که خیلی جوان هستند را گیج کند.
کریس کلمبوس که دو فیلم اول پاتر را کارگردانی کرده، به عنوان تهیه کننده برگشته است اما آلفونسو کوارون را به جای خود کارگردان کرده است، کارگردان فیلم فوق العاده “شاهزاده خانم کوچولو” (۱۹۷۵) و فیلم عالی “و نیز مادر تو”. کوارون روند فیلم ها را ادامه می دهد، قبلاً در “هری پاتر و تالار اسرار” فیلم به تاریکی گراییده بود. دیگر دنیای فیلم اول با آن جغدهای نامه رسان و مسابقه های کوییدیچش ساده به نظر می رسد، و با این که در این فیلم نیز مسابقه کوییدیچ وجود دارد، بازی در توفانی انجام می شود که به نظر می آید در “روزی پس از فردا” وزیدن گرفته باشد. کاری را که کوارون با ظاهر فیلم انجام داده دوست دارم، اما به نظرم طرح ریزی داستان کمی تیره و مات است؛ درست در جایی که باید تمرکزمان بر این باشد که سیریوس بلک دقیقاً چه کسی است و چرا والدین هری را کشته، کاراکتری جالب تر اما کم اهمیت به طور ناگهانی ظاهر می شود، پیتر پتی گرو (تییموتی اسپال)، موشی واقعی که متحمل تغییرشکل شده است.
بازیگرانی که نقش هری،رون و هرمیون را بازی می کنند کودکی را پشت سر گذاشته اند، و در فیلم بعدی یا باید با نوجوانی آن ها کنار بیاییم یا بازیگرانی جوانتری جایگزین آنها می شوند. اگر آن ها به همین صورت رشد کنند، متأسفانه مجموعه فیلم ها ممکن است کم کم به سمت گونه هایی با شگفتی کمتر از شدت جلوه های ویژه تنزل پیدا کند، اما از طرف دیگر من رادکلیف، گرینت و واتسون را دوست دارم، و خصوصاً از این که هرمیونِ واتسون خودش را به وسط صحنه ها می کشاند و کنترل اوضاع را در دست می گیرد خوشم می آید. با این که مجموعه به نام هری است، اغلب اوقات او ناظر است و این هرمیون است که یک مشت معوقه را به فک دراکو مالفوی می زند.
برخلاف فیلم های آمریکایی مانند “بچه های جاسوس” که بچه ها بر اغلب صحنه ها حکمفرما هستند، فیلم های هری پاتر، سه قهرمان را به پرده ای پر از نمایش کاراکترها پیوند می زنند. در اینجا من بازی این ها را دوست داشتم: دیوید تیولس در نقش معلمی که تا حد زیادی باهوش است، اما تامپسون در نقش تجسمی از شور و شوق احمقانه، آلن ریکمن در نقش اسنیپ سخت مغرور، رابی کالترین در نقش هاگرید به طور فزاینده ای دوست داشتنی، و مایکل گمبون نیز ردا و ریش ریچارد هریس فقید را در نقش دامبلدور پوشیده است.
آیا “هری پاتر و زندانی آزکابان” به خوبی و فیلم قبلی است؟ نه کاملاً. این فیلم، آن حس خوشی که از داستان ساعت وار آن به آدم دست می دهد را ندارد و باید بیش از این توضیح داده می شد. ولی دنیای هری پاتر لذت بخش، سرگرم کننده و پیچیده باقی مانده است؛ چالش های فیلم نه از سادگی شکننده آن حفاظت خواهد کرد و نه به دنیای فیلم های هیجان انگیز مرسوم نوجوان ها تنزل پیدا خواهد کرد.



(10 رای، میانگین: 4.20 از مجموع 5)


