|
|
|
|

کارگردان: David Cronenberg
نویسنده: Steven Knight
تاریخ اکران: ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۷
ژانر: درام/ جنایی/ هیجان انگیز
جمله تبلیغاتی فیلم: هر گناهی اثری به جا می گذارد.
بازیگران: Viggo Mortensen و Naomi Watts و Vincent Cassel
فیلمی درام، جنایی هیجان انگیز مرموزانه به کارگردانی دیوید کراننبرگ (David Cronenberg) این فیلم را نویسنده فیلم Dirty Pretty Things استیون نایت (Steven Knight) نوشته است.
داستان درباره یک ماما است که بنا به دلایلی درگیر یک باند مافیایی روسی در لندن می شود. ستاره های این فیلم ویگو مورتنسن (Viggo Mortensen) و نائومی واتس (Naomi Watts) هستند.
مراحل ابتدایی ساخت و عکسبرداری این فیلم از نوامبر ۲۰۰۶ و در اطراف لندن آغاز شد. مسائل غیر منتظره ای که در این فیلم به چشم می آید تاتوهای بسیار روی بدن بازیگران خشونت بسیار بالا و درگیری های باند های مافیایی روسی است.
جشن آغاز نمایش این فیلم در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۰۷ برگزار شد و سپس در ۲۰ سپتامبر در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو به نمایش در آمد و از فردای آن روز اکران عمومی فیلم آغاز شد. این فیلم در سه رشته نامزد در یافت جایزه گلدن گلاب شده بود و مورتنسن نیز برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بود که در نهایت این جایزه را دنیل دی لوییس برد.
داستان:
آنا (نائومی واتس) مامای یک بیمارستان در لندن است. شبی دختر چهارده ساله بارداری را به بیمارستان می آورند و او بچه اش را به دنیا می آورد ولی در نهایت مادر جانش را از دست می دهد. آنا در وسایل دختر دفترچه خاطراتی را پیدا می کند. همچنین در آن وسایل کارت یک کافه رستوران را می یابد که مربوط به سیمون با بازی Armin Mueller-Stahl است. او رییس باند مافیایی روسیه در انگلیس است. آنا برای یافتن هویت دختر و همچنین برای یافتن اقوام و نزدیکان او به سراغ پیر مرد جنایتکار می رود تا هم ردی از فامیل دختر پیدا کند و هم اینکه از او بخواهد تا دفتر خاطرات را برایش ترجمه کند. این اتفاقات برای آنا درد سر ساز می شود و باعث می شود تا او مسائل جدید و دردناکی را بفهمد…
حاشیه ها:
- وقتی درباره خشونت از کراننبرگ سوال شد و از او پرسیدند که چه تفاوتی بین خشونت با گلوله و چاقو هست او پاسخ داد که ما در این فیلم اسلحه نداریم. اصلا در فیلمنامه ما تفنگ جایی ندارد.
- این فیلم در انگلستان و بیشتر صحنه های آن در لندن فیلمبرداری شده بود و این اولین باری بود که کراننبرگ خارج از کانادا فیلم میساخت.
- دو هفته از آغاز فیلمبرداری این فیلم گذشته بود که نائومی واتس متوجه شد که باردار است. در ابتدا او این مسئله را از دیگر دست اندرکاران پنهان کرد اما طراح لباس این فیلم بود که متوجه شد.
- ویگو مورتنسن برای آماده شدن در نقشش به تنهایی به مسکو، سن پترزبورگ و کوهستان های سیبری سفر کرد و مدت ها به رانندگی در آن حوالی پرداخت بی آنکه مترجمی داشته باشد. در آنجا تا حدود زیادی با زبان روسی آداب و رسوم و سنتها و حتی با شیوه خلافکاران روسی آشنا شد. در یکی از رستوران های همانجا بود که با دو نفر روبرو شد که تاتوهای مشابه او در فیلم را بر بدن و دستانشان داشتند.
- صحنه های درگیری در حمام یکی از سخت ترین بخش های ساخت فیلم بوده است که فیلمبرداری آنها تقریبا دو روز طول کشید.
- واتس هم برای آنکه بتواند نقش یک ماما را به خوبی ایفا کند مدت زمانی را قبل از شروع فیلمبرداری در بیمارستان Whittington سپری کرده است.
- بعد از پایان فیلمبرداری این فیلم مورتنسن با همان گریم و تاتو ها به یک بار می رود و افرادی در آنجا به قصد درگیر شدن با او جلو می آیند و او را با عضوی از گروهای روسی اشتباه میگیرند.
- صحنه ویلون زدن سیمون در فیلم که به نوه کوچکش می آموزد که چگونه بنوازد بدون صدا گذاری خارجی بوده و در واقع Armin Mueller-Stahl خود آن قطعه را نواخته است. او در زندگی واقعی ویولن مینوازد و در جوانی نیز در چند کنسرت شرکت داشت و نواخته بود.
دیالوگهای بیاد ماندنی:
نیکلای با بازی مورتنسن: اتفاقاتی که افتاده را فراموش کن و از آدمایی مثل من دوری کن.
—
سیمون: سویکا چند تا برادر داره.
نیکلای: کریل هم منو داره.
—
آنا: تو کی هستی؟ برای چی به ما کمک می کنی؟
نیکلای: وقتی پادشاهی هست من نمی تونم شاه بشم.
—
آنا: تو بعد از آنکه اون دفتر خاطرات را خوندی چطور می تونی اون کار ها را انجام بدی؟
نیکلای: من فقط یک راننده ام.
—
نیکلای: ارزش احساسی؟ یه چیزایی در باره اش شنیدم.
—



(2 رای، میانگین: 4.50 از مجموع 5)



