|
|
|
|

شاید در ابتدا دنیل کریگ آشکارترین انتخاب برای بازی در نقش مامور مخفی، جیمز باند نبود. اما هر چه بود او در نهایت انتخاب شد تا تصویر مامور مخفی را برای کلمبیا پیکچرز و در فیلم کازینو رویال در سال ۲۰۰۶ ایفا کند. این همکاری ادامه پیدا کرد و دنیل برای اثر بعدی هم جیمز باند ماند.
نوامبر امسال این بازیگر بلوند، چشم آبی در ذره ای آرامش (Quantum of Solace) باز هم در هیبت باند در آمده است. این بار با مارک فارستر در پست کارگردانی.
طرفداران شما میخواهند بدانند که در فیلم جدید چقدر وابستگی به داستان اصلی وجود دارد و اینکه شما جیمز باند را در این فیلم چگونه احساس کردید؟
امیدوارم که خوب بوده باشم اما برای این سوال جواب روشنی وجود ندارد. او یک جاسوس است. من فکر می کنم این شخصیت کمی پریشان و ناراحت هست. ما به اندازه کافی در کازینو رویال او را بازشناختیم و من نمیخواهم که اکنون دوباره به اعماق و ژرفای او بپردازیم در این صورت او را از حالت یک جاسوس به یک احمق تبدیل می کنیم. اما میتوانم این را توضیح دهم که او هم مانند همه مردان لحظه هایی را دارد که در آن قلبش جریحه دار می شود و میشکند و من این لحظه های او را خیلی دوست دارم. به هر حال او جیمز باند است و نباید بشکند. اگر او بشکند دیگر نمی تواند به کارش ادامه دهد. او شبیه یک آدم بد است و من واقعا این دوگانگی را که بواسطه شغل باند وجود دارد را دوست دارم. او دیگران را برای زندگی می کشد.
سوال بعدی این است که شما بیش از دیگران با استیو مک کوئین مقایسه می شوید. این مقایسه از شیرین کاری های شما در بازیگری ناشی می شود. میخواهیم بپرسیم که برای خطر کردن و بزرگ شدن یک بازیگر چه باید بکند؟
خیلی مهمه. (میخندد)
در این رابطه و برای بازی کردن در این نقش، چه فشار را تحمل کردید؟
من در این مورد فشار خاصی نداشتم. تنها چیزی که در این باره و در دراز مدت مهم است. تثبیت و محکم بودن است. من این اثر را دوست دارم چون که به نظرم این فیلم یک اثر سنتی است مردم با این اثر مثل فیلمهایی ابتدایی در هالیوود برخورد می کنند. در آن زمان هم شنیده میشد که می پرسیدند که می توانی از روی اسب بپری؟ الان هم دقیقا همین طور است. من میتوانم از روی اسب بپرم ( میخندد) این مسیری است به سمت باستر کیتون، چاپلین و تمام کسانی که بازی های حرکتی داشتند میرسد. دروغ است اگر نگویم که چقدر با علاقه و شوق هنوز به تماشای آثار آنها میپردازم مانند یک کودک. آنها در آن زمان همه چیز بودند. دوربین در جای خود ثابت بود و بازیگر باید در یک بلندی حرکت می کرد بی آنکه جلوه ویژه ای در کار باشد. در آن زمان تکنولوژی در خدمت انسان نبود و هر چه بود بازیگر بود.



(11 رای، میانگین: 4.18 از مجموع 5)



