<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سرزمین سینما &#187; هادی علی پناه</title>
	<atom:link href="http://www.movieland.ir/articles/author/hadialipanah/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.movieland.ir</link>
	<description>دنیای سینما، سرزمین سینما</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Oct 2011 20:38:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>مرده‌ای که قصد زنده کردن داشت (ساکن شرور: تباهی)</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/resident-evil-degeneration</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/resident-evil-degeneration#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Dec 2008 14:33:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[رزیدنت اویل]]></category>
		<category><![CDATA[ساکن شرور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1578</guid>
		<description><![CDATA[دلیل اصلی ساخته شدن فیلم &#8220;ساکن شرور: تباهی&#8221; (Resident Evil Degeneration) این بود که سازندگان اصلی سری بازی‌های «رزیدنت اویل» بعد از دیدن سری افتضاح‌هایی به نام این مجموعه بر روی پرده ی نقره‌ای به فکر اعاده‌ی حیثیت و ادای&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دلیل اصلی ساخته شدن فیلم &#8220;ساکن شرور: تباهی&#8221; (Resident Evil Degeneration) این بود که سازندگان اصلی سری بازی‌های «رزیدنت اویل» بعد از دیدن سری افتضاح‌هایی به نام این مجموعه بر روی پرده ی نقره‌ای به فکر اعاده‌ی حیثیت و ادای دین به شاهکاری به نام «رزیدنت ایویل» افتادند. فیلم هایی که تاکنون از روی این بازی فوق محبوب ساخته شده است به هیچ وجه نتوانسته اند طرفداران دو آتشه ی این بازی‌ها را راضی کنند. به همین دلیل انیماتور‌های شرکت «کپکام» تصمیم گرفتند تا خود یک انیمیشن از این سری بازی‌ها بسازند تا حداقل بتوانند انتقاد‌هایی را که از این شرکت می‌شود مبنی بر اینکه که چرا امتیاز ساخت فیلم از این سری را فروخته‌اند را کم کنند.</p>
<p>شرکت «کپکام» یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین شرکت‌های بازی سازی ژاپنی است که نه تنها در ژاپن بلکه در بین تمام طرفداران بازی‌های کامپیوتری به دلیل ساخت بازی‌های خوب و نوآورانه، شهرت و محبوبیت زیادی دارد. اما این شرکت بیشتر محبوبیت خود را حداقل در سایر کشورهای جهان به دلیل خلق یک بازی نوآورانه با ساختاری جدید و وارد کردن فضا و شخصیت های جدید به دنیای بازی‌های کامپیوتری به نام «رزیدنت اویل» به دست آورده است. این بازی که برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ وارد بازار شد حاصل خلاقیت یکی از بزرگترین بازی سازان حال حاضر جهان است. «شینجی میکامی» خالق بسیاری از بازی‌های معروف این شرکت است ولی بدون شک سری «رزیدنت اویل» جایگاه خاصی در این میان دارد.</p>
<p>با ورود اولین فیلم از این سری بازی‌ها در سال ۲۰۰۲ و با کارگردانی «پائول اس دبلیو اندرسون» بسیاری از طرفداران این بازی با اثری ضعیف که فقط ظاهر این سری بازی‌ها را در خود داشت مواجه شدند. در ادامه هم دو دنباله‌ی دیگر برای این فیلم ساخته شد که هرکدام بیشتر و بیشتر از ساختار کلی بازی دور شدند و در نهایت با ورود شماره‌ی سوم بود که اعتراضات نسبت کیفیت بد و دور شدن از داستان اصلی از طرف طرفداران بازی شدت گرفت. جالب اینجاست که بیشتر این اعتراض ها متوجه شرکت «کپکام» بود که هیچ همکاری با تیم سازنده‌ی فیلم نداشت. در نهایت شرکت «کپکام» با اعلام ساخت یک فیلم انیمیشنی از این سری بازی‌ها بسیاری از این انتقاد‌ها را خاموش کرد.</p>
<p>با نگاهی کوتاه به روند ساخت فیلم از روی بازی‌های کامپیوتری متوجه می‌شویم که به جز چند نمونه معدود مانند «تپه‌ی خاموش» که یک اثر متوسط است دیگر فیلم های ساخته شده از روی بازی‌های کامپیوتری به یک افتضاح تبدیل شده‌اند. جالب اینجاست که بسیاری از این بازی‌های پتانسیل بالایی برای تبدیل شده به یک فیلم خوب را دارند. به همین دلیل شاید بتوان مهم‌ترین عامل ضعیف بودن اینگونه فیلم‌ها را مناسب نبودن کادر سازنده‌ی فیلم دانست. با نگاهی گذرا می‌توانید متوجه شوید که اکثر سازندگان اینگونه فیلم‌ها یا فیلمسازانی تازه کار و یا بسیار ضعیف هستند. متاسفانه همین عوامل باعث شده است تا بازی‌هایی که هم از لحاض داستانی و هم موارد دیگر یک شاهکار به حساب می‌آیند بر روی پرده‌ی سینما به آثاری سطحی تبدیل شوند که حتی موفق به راضی کردن طرفداران آنها هم نمی‌شوند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Resident Evil Degeneration&amp;image=RED_wallpaper1_1024x768.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="RED_wallpaper1_1024x768" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Resident Evil Degeneration&amp;i=RED_wallpaper1_1024x768.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="RED_wallpaper1_1024x768" width="200" height="200" /></a> <a href="http://gallery.movieland.ir//index.php?album=Resident Evil Degeneration&amp;image=RED_wallpaper2_1024x768.jpg"><img class="ZenphotoPress_thumb" style="border: 1px solid black;" title="RED_wallpaper2_1024x768" src="http://gallery.movieland.ir//zp-core/i.php?a=Resident Evil Degeneration&amp;i=RED_wallpaper2_1024x768.jpg&amp;w=200&amp;h=200" alt="RED_wallpaper2_1024x768" width="200" height="200" /></a></p>
<p>«رزیدنت اویل: تباهی» را شاید نتوان یک فیلم کامل به حساب آورد. این فیلم با زمان ۹۷ دقیقه‌ای خود بیشتر به یک سرهم بندی شبیه است تا یک پاسخ به طرفداران این سری. داستان این فیلم درست بلافاصله بعد از پایان داستان شهر «راکون» اتفاق می‌افتد. درست در پایان قسمت سوم این بازی شهر «راکون» که اولین قربانی ویروس «تی» بود با بمب اتمی با خاک یکسان می‌شود و «لیون اس کندی» به همراه دوستان خود در آخرین لحظات جان سالم به در می‌برد. شرکت «آمبرلا» که دیگر تمام نقشه هایش نقش بر آب شده است به کلی از هم می‌پاشد و یک شرکت جدید که به صورت مخفیانه بر روی واکسن این ویروس کار می‌کرده است پا به عرصه وجود می‌گذارد. ولی هنوز نیامده مشکلاتی را به همراه خود می‌آورد که اولین آنها رها شدن دوباره‌ی ویروس در یک فرودگاه است. مرکز اصلی این شرکت که در هند قرار دارد نیز دچار مشکل می‌شود. از طرفی یکی از پزشکان قبلی شرکت «آمبرلا» که همسر و فرزندش را در حادثه‌ی آن شهر از دست داده است به دنبال یک ویروس جهش یافته و بسیار خطرناک تر به آزمایشگاه این شرکت دست برد می‌زند و در نهایت این قهرمان داستان «لیون اس کندی» است که به همراه دوستانش دوباره موفق به مهار ویروس می‌شود. داستان کلی فیلم چندان تفاوتی با داستان‌های قبلی ندارد اما همین داستان تکراری و بسیار کوتاه با کمال ناباوری شما را راضی نگه می دارد. (البته این موضوع فقط درباره‌ی طرفداران بازی صدق می‌کند.)</p>
<p>اما نکته‌ی عجیب در این بین این است که انیماتور‌های شرکت «کپکام» یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین سازندگان انیمیشن هستند ولی با کمال تعجب در فیلم با انیمیشنی قدیمی رو به رو می‌شویم که گاها حتی از تصاویر واقعی هم برای سرپوش گذاشتن بر ماجرا استفاده شده است. اما نباید از این موضوع چشم پوشی کرد که در بعضی نماها بخصوص در نماهای بیرونی و جلوه های ویژه‌ی آتش با انیمیشنی قوی روبه رو می‌شویم که اصلا قابل قیاس با انیمشن ضعیف شخصیت‌ها و حرکت‌های خشک آنها نیست. ولی بازهم دیدن دوباره ی شخصیت‌های محبوب این سری در همان لباس های قبلی خالی از لطف نیست.</p>
<p>اما نباید این نکته را از یاد برد که صدا گذاری این فیلم در حد بسیار بالایی قرار دارد. از استفاده‌ی صداپیشگان اصلی بازی برای صدای شخصیت‌های فیلم گرفته تا صدای بسیار گیرای محیط که باعث عمیق‌تر شدن جو فیلم شده است. این روند اما در موسیقی متن اصلا خوب نیست و تنها شاهد موسیقی‌های کلیشه ای برای صحنه‌های فیلم هستیم.</p>
<p>در کل شاید «رزیدنت اویل: تباهی» اثر قابل ملاحظه ای نباشد ولی دو جنبه ی مهم دارد که باعث می شود طرفداران خود را تا حدودی راضی نگه دارد. اولی دور بودن هرچه بیشتر از افتضاح‌هایی است که قبلا به عنوان سری فیلم‌های «رزیدنت اویل» شاهد آن بوده‌ایم و دومین عامل سعی بر حفظ هرچه بیشتر فضای حاکم بر بازی‌های این سری است. ولی باز هم نمی توان این فیلم را جانشینی خلف برای سری بازی‌های فوق محبوب «رزیدنت ایویل» بر پرده‌ی نقره‌ای دانست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/resident-evil-degeneration/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آمریکای کوئن‌ها: بعد از خواندن بسوزانید</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burn-after-read</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burn-after-read#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Dec 2008 07:12:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[براد پیت]]></category>
		<category><![CDATA[برادران کوئن]]></category>
		<category><![CDATA[بعد از خواندن بسوزانید]]></category>
		<category><![CDATA[تیلدا سوینتون]]></category>
		<category><![CDATA[جان مالکوویچ]]></category>
		<category><![CDATA[جرج کلونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1547</guid>
		<description><![CDATA[داستان آخرین ساخته‌ی برادران کوئن از جایی آغاز می شود که یک مامور نه چندان مهم سازمان سیا به بهانه‌ی استفاده از مشروبات الکلی از سازمان کنار گذاشته می شود. او که دستش را به جایی بند نمی بیند شروع&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>داستان آخرین ساخته‌ی برادران کوئن از جایی آغاز می شود که یک مامور نه چندان مهم سازمان سیا به بهانه‌ی استفاده از مشروبات الکلی از سازمان کنار گذاشته می شود. او که دستش را به جایی بند نمی بیند شروع به نوشتن خاطراتش می کند خاطراتی که شاید برای خودش هم مهم نباشد. از طرفی همسر او که با مرد دیگری رابطه دارد فایل خاطرات او را می‌دزد تا به عنوان مدرکی علیه او در دادگاه استفاده کند تا راحت‌تر بتواند از او طلاق بگیرد. بر حسب یک اتفاق این اطلاعات به دست مربیان یک باشگاه ورزشی می‌افتد که تمام دل مشغولیشان به دست آوردن پولی باد آورده است، برای تامین مخارج احمقانه‌ی خود.</p>
<p>داستان فیلم حول محور اتفاقاتی به ظاهر احمقانه می‌چرخد که به نوعی امضا کوئن‌ها برا اثر خود است. اتفاقاتی که در واقع دلمشغولی بیشتر آمریکایی‌هاست. آخرین ساخته‌ی کوئن‌ها یک کمدی سیاه دیگر از برادران متفاوت سینماست. گرچه نمی‌توان به صورت کامل این فیلم را کمدی دانست یا شاهد بهتر است این گونه بگوییم که هیچ کدام از ساخته‌های این دو برادر را نمی توان در ژانر خاصی قرار داد. کوئن‌ها به نوعی ژانر‌های مختلف را در آثار خود با یکدیگر ترکیب می‌کنند و دست به ایجاد ژانر خاص خود می‌زنند که نمی‌توان نامی بر آن گذاشت. در همین فیلم با وجود ظاهری کمدی‌وار در صحنه هایی شاهد خشونت زیادی هستیم که جزو جدا نشدنی سینمای کوئن‌هاست. و یا شاید بهتر است بگوییم که شاهد یک کمدی سیاه دیگر از این دو برادر هستیم. آنها با‌رها ثابت کرده اند که هرگز خود را مقید به ژانری خاص نمی کنند و همیشه قصد این را دارند که حرف خود را بزنند.</p>
<p>مهمترین چیزی که در این فیلم توجه را به خود جلب می کند بازی‌های تاثیر گذار هر یک از بازیگران فیلم است. «جان مالکوویچ» با استادی تمام در قالب یک مامور سازمان سیا ظاهر شده است. می‌توان به سکانس اول فیلم به عنوان نمونه‌ای کامل از استادی او در ایفای نقشش اشاره کرد. «جورج کلونی» باز هم خاطره‌ی شیرین «ای برادر کجایی» را در این فیلم هم تکرار کرده است. حرکات صورت و طرز بیان دیالوگ‌هایش به نوعی نمایانگر روح فیلم هستند. اما بدون شک بهترین بازی را از «براد پیت» می‌بینیم. شخصیتی که او در این فیلم نقش آن را ایفا کرده است به جرات بهترین بازی است که از او دیده‌ایم. «فرانسیس مک دورمان» هم مانند «فارگو» موفق شده است تا نقشی متفاوت و جالب توجه ایفا کند و در نهایت «تیلدا سوینتون» برای دومین سال پیاپی در فیلمی همبازی جورج کلونی است و همچون سال قبل در ایفای نقشش سنگ تمام گذاشته است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/bor.jpg"><img class="size-full wp-image-1564 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="bor" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/12/bor.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>به نوعی هیچ یک از شخصیت‌ها را نمی‌توان شخصیت محوری فیلم دانست. بلکه آنها در کنار یکدیگر تیمی را تشکیل می دهند تا کوئن‌ها بتوانند مقصود خود را به بیننده شان برسانند. یک مامور سازمان سیا که نمی‌داند چرا از همه چیز کنار گذاشته می‌شود. یک مرد بیکار که با وجود داشتن همسر همیشه به دنبال زن های دیگر است تا شاید بتواند کمبود محبتی را که در زندگیش احساس می‌کند از بین ببرد غافل از این که همین رفتار اوست که باعث جدایی او از همسرش شده است. یک زن مجرد که تمام دل نگرانیش انجام عمل زیبایی و پیدا کردن یک همسر برای خود است غافل از این که راهی که برای این کار در پیش گرفته است اجباری است از جامعه ای که در آن زندگی می کند و اگر چشمهایش را باز کند و به اطرافش نگاه کند مردی را می بیند که او را دوست دارد ولی به دلیل همین رفتار او نمی تواند احساسش را بیان کند. او آنقدر مسئله‌ی عمل زیبایی را برای خود مهم کرده است که حاضر می شود برای تامین پول این عمل، اطلاعات به ظاهر امنیتی کشورش را به بیگانگان بفروشد. و بالاخره یک جوان آس و پاس که تمام زندگیش خلاصه شده است در یک باشگاه ورزشی، او آنچنان درک ضعیفی از دنیای اطرافش دارد که تمام اعمالش از روی نادانی و اجبار صورت می گیرد. به نوعی می توان او و همه‌ی شخصیت‌های فیلم را مثال‌هایی از شهروندان آمریکایی دانست که در اثر فشار جامعه‌ی خود، به انسان‌هایی سطحی با افکار و دلمشغولی‌هایی سطحی تبدیل شده اند. کوئن‌ها علاوه بر این، نگاهی کمدی‌ وار به سازمان سیا و عملکرد آن دارند سازمانی که فقط نظارت گر اتفاقات در حال جریان در فیلم است و هیچ گونه برنامه‌ای برای جلوگیری از این اتفاقات ندارد و در آخر هم با یک نتیجه گیری احمقانه همه چیز را ماست مالی می کند. کوئن‌ها با این فیلم نگاهی به جامعه‌‌ی آمریکا و مردمان ساکن آن دارند. می‌توان این فیلم را در نگاهی دیگر «زیبای آمریکایی» از نگاه برادران کوئن دانست.</p>
<p>گرچه شاید نتوان «بعد از خواندن بسوزانید» را جزو آثار مهم این دو برادر به حساب آورد ولی باز هم اثریست قابل تامل و با نگاهی زیرکانه به موضوعی مهم. کوئن‌ها در اوج هنری خود قرار دارند و فیلم‌هایی که می‌سازند بدون شک بی‌نقص و قابل توجه هستند و از همین الان باید منتظر یک شاهکار دیگر از این دو برادر بود که سال آینده با نام «یک مرد جدی» بر روی پرده‌ی سینماها خواهد آمد. این دو برادر با نگاه متفاوت و خاصی که به موضوعات مختلف دارند به جرات یکی از بزرگترین فیلم سازان حال حاضر سینمای جهان هستند.</p>
<p>معرفی این فیلم را میتوانید از <a href="http://www.movieland.ir/articles/previews/burn-after-reading-2" target="_blank">اینجا </a>بخوانید و برای تماشا یا دانلود تریلر &#8220;بعد از خواندن بسوزانید&#8221; به <a href="http://www.movieland.ir/articles/teaser_trailer/burn-after-reading" target="_blank">اینجا </a>مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/burn-after-read/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاپولا به دنبال جوانی; درباره جوانی بدون جوانی</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/youth-without-youth</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/youth-without-youth#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Nov 2008 06:37:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جوانی بدون جوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسیس فورد کاپولا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1549</guid>
		<description><![CDATA[«فرانسیس فورد کاپولا» ی بزرگ با آخرین ساخته‌ اش دنبال جوانی خود می‌گردد. جوانی که بسیار پربار بوده است ولی هیچ گاه او را راضی نکرده است. فیلمی که او بعد از مدت ها پشت دوربینش نشتسه است به کل&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«فرانسیس فورد کاپولا» ی بزرگ با آخرین ساخته‌ اش دنبال جوانی خود می‌گردد. جوانی که بسیار پربار بوده است ولی هیچ گاه او را راضی نکرده است. فیلمی که او بعد از مدت ها پشت دوربینش نشتسه است به کل با ساخته‌های قبلی او متفاوت است. همین موضوع هم باعث شده است تا کسانی که فرانسیس فورد کاپولای قدیمی را دوست دارند کاپولای جدید را مورد نکوهش قرار دهند. شاید نتوان «جوانی بدون جوانی» را یک شاهکار و یا حتی یک فیلم با ساختاری مستحکم به حساب آورد ولی از این رو که تجربه‌ی جسورانه‌ی استادی پیر است قابل تقدیر و ستایش است. کاپولا در چنین سن و سالی باز هم نشان می دهد که هنوز هم روحی جوان و ماجراجو دارد و می‌تواند بدون هیچ گونه ترسی تمام کارهای قبلیش را نادیده به انگارد و اثر کاملا جدید در سبکی کاملا متفاوت خلق کند. هرچند که دوست دارانش او را سرزنش کنند.</p>
<p>«جوانی بدون جوانی» داستان یک استاد زبان شناس است که بعد از هفتاد سال تلاش برای درک موجودیت اصلی زبان نتوانسته است کاری از پیش ببرد و حتی نتوانسته است کتابی را که در دست نگارش داشته است به پایان برساند. و اکنون بعد از هفتاد سال زندگی وقتی به گذشته اش نگاه می‌کند چیزی پیدا نمی‌کند که بتواند نامش را زندگی بگذارد. او همه چیز خود را فدای کاری بزرگ کرده است و زمانی این موضوع برای او دردناک می‌شود که حتی نتوانسته است کار خود را به پایان برساند. در این موقع است که بر اثر معجزه ای ‌جوانی خود را باز می‌یابد و سرخوش از این اتفاق شروع به انجام کارهایی می کند که آرزوی انجامشان را داشته است. اما باز هم سودای زبان و پی بردن به اسرار آن وجودش را در بر می گیرد و باز هم همان کار قبلی را در پیش می‌گیرد و دوباره در پایان نه تنها به خواسته ی خود نمی رسد بلکه متوجه می شود که همه‌ی اینها زایده‌ی ذهن خودش بوده است و در کمال نا امیدی و یاس و در تنهایی همان طور که از آن وحشت داشت می‌میرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/youth2.jpg"><img class="size-full wp-image-1550 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="youth2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/youth2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>ساختار کلی فیلم قدری گنگ و یا شاید ناهماهنگ از آب در آمده است. تصور خط داستانی مشخصی برای فیلم قدری مشکل است و فیلم هم با فضای سورئال و مغشوش خود اصلا قصد چنین کاری را ندارد. گرچه همه چیز فیلم در سطح متوسط باقی می ماند ولی در کل با اثری مواجه هستیم بسیار چالش برانگیز برای مخاطبش و با ارزش از این رو که تجربه ای متفاوت محسوب می‌شود. اما نکته‌ی قابل توجه برای ما ایرانی‌ها، موسیقی متن فیلم است که کاملا با سازهای ایرانی و تم موسیقی سنتی ایرانی کار شده است. این موسیقی با فضای کلی فیلم و داستان آن چنان خوب هماهنگ شده است که شما را حیرت زده خواهد کرد.</p>
<p>اما مسئله‌ای که داستان فیلم به آن می‌پردازد هم از لحاظ پیچیدگی و هم از لحاظ گستردگی مانند ساختار فیلم است. این که ریشه‌ی اصلی زبان چیست و آیا زبان چیزی به غیر از مجموعه‌ی اصواتی است که ما هر روز برای بیان احساسات و مقاصد خود از آن استفاده می‌کنیم موضوع بحث‌های فراوان بوده است. زبان را باید بزرگترین و تاثیر گذارترین اختراع بشری دانست. اختراعی که شاید بدون وجود آن بشر هم نمی توانست به چیزی که امروز است تبدیل بشود و به همین دلیل هم مهم ترین وجه تمایز او با حیوانات دیگر در ناطق بودن آن است به گونه‌ای که انسان را حیوان ناطق می نامند. زبان به قدری پیچیده و اسرار امیز است که برخی حتی آن را هدیه‌ای از جانب خدا به انسان می‌دانند و اختراعی چنین بزرگ را خارج از توان آدمی می دانند. فیلم هم با نگاهی البته متفاوت به این موضوع انسانی را نشان می دهد که تمام عمر و هستی خود را صرف کشف اسرار زبان و یادگیری زبان های مختلف می کند ولی هرگز موفق به چنین کاری نمی شود و شاید خود این موضوع دلیلی بر این باشد که درک کامل زبان از قابلیت انسان بسیار فراتر است.</p>
<p>در پایان اگرچه جوانی بدون جوانی را نمی‌توان یک شاهکار به حساب آورد ولی جسارتی که کارگردانی نامی چون کاپولا برای شکستن تمام قواعدی که خود سال ها برای ساختنشان زحمت فراوان کشیده است فقط برای کسب تجربه ای تازه و متفاوت قابل تقدیر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/youth-without-youth/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماشین، منجی یا حاکم انسان (نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما، با نگاهی ویژه به وال-ای)</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 15:09:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[انسان و ماشین]]></category>
		<category><![CDATA[اودیسه فضایی 2001]]></category>
		<category><![CDATA[هوش مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[وال ای]]></category>
		<category><![CDATA[والت دیزنی]]></category>
		<category><![CDATA[ویرانگر]]></category>
		<category><![CDATA[پیکسار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1491</guid>
		<description><![CDATA[نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما با نگاهی ویژه به وال-ای:
به این موضوع که آیا ماشین ها در آینده بر انسان مسلط خواهند شد یا نه تا کنون تنها در سینما و داستان های علمی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما با نگاهی ویژه به وال-ای:</p>
<p>به این موضوع که آیا ماشین ها در آینده بر انسان مسلط خواهند شد یا نه تا کنون تنها در سینما و داستان های علمی تخیلی پرداخته شده است. با پیشرفت هایی هم که هر روز در صنعت روبات سازی و هوش مصنوعی شاهد آن هستیم این موضوع هر روز بیش از پیش فکر افراد مختلف را به خود مشغول می کند. اما با این وجود تاکنون تفکر یا نظریه ی مهمی در این مورد به وجود نیامده است و بازتاب این نگرانی را تنها در سینما و رمان های علمی تخیلی که آنها هم به فیلم تبدیل شده اند یا منبع الهام نویسندگان فیلم های سینمایی قرار گرفته اند دیده ایم. شاید مهم ترین فیلمی که حاکمیت ماشین بر انسان را به صورت جدی مد نظر قرار داده بود «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱» ساخته ی «استنلی کوبریک» باشد. بعد از این فیلم «ویرانگر» و دنباله های آن به خصوص «ویرانگر دو: روز داوری» ساخته ی «جیمز کامرون» و همچنین فیلم های جدیدتری که این مسئله را حتی عمیق تر و جدی تر مورد بررسی قرار می دهند را می توان نام برد. در فیلم های جدید می توان از آثاری چون «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ»، «من، روبات هستم» ساخته ی «الکس پرویس» و دیگر نمونه ها نام برد. البته در این میان فقط سه فیلم «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱»، قسمت دوم «ویرانگر: روز داوری» و «هوش مصنوعی» از لحاظ ساختار و نوع نگاه به این مسئله فیلم های شاخصی هستند و دیگر فیلم ها بیشتر جنبه ی تجاری و سرگرم کننده مانند دیگر فیلم های تجاری را دارند.</p>
<p>«استنلی کوبریک» کارگردان متفاوت و در عین حال صاحب سبک سینما برای اولین بار در فیلم خود که به واقع بسیار جلوتر از زمان خود می نماید داستان فضانوردانی را روایت می کنند که در فضایی دور و غریب با ماشینی که وظیفه ی هدایت سفینه ی آنها را برعهده دارد درگیر می شوند. ماشین که در این فیلم کاملا دارای شخصیت پردازیست و کاملا به عنوان یک کاراکتر کاملا مستقل ایفای نقش می کند، در فضای سفینه کنترل اوضاع را به دست می گیرد و سعی در کنترل انسان های حاضر در سفینه را دارد. زمانی هم که با مقاوت آنها رو به رو می شود حتی تلاش می کند تا آنها را به هر روشی از سر راه خود بردارد. در این فیلم است که برای اولین بار مخلوق انسانی سعی در کنترل و از بین بردن خالق خود دارد. همین فیلم برای اولین بار موضوع هوش مصنوعی را به چالش می کشد. با توجه به زمان ساخته شدن فیلم سال ۱۹۶۸ دید کاملا آینده نگرانه و واقع بینانه ی فیلم و مهمتر از آن ذهن خلاق سازندگان فیلم قابل تقدیر ابدیست. در این فیلم سرانجام انسان با استفاده از هوش و ذکاوت خود بر ماشین فائق می آید. اما موجی که این فیلم در سینما به وجود آورد باعث به وجود آمدن این فکر در بین صاحب نظران وحتی مردم عادی شد که آیا روزی فرا خواهد رسید که ماشین ها توانایی براندازی و حکمت بر انسان را به دست آورند؟</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/2001.jpg"><img class="size-full wp-image-1537 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="2001" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/2001.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>دومین فیلم مطرح در این زمینه «ویرانگر دو: روز داوری» ست که با نگاهی کاملا متفاوت دوباره این موضوع را به صورتی جدی مطرح می کند. در این فیلم دو ماشین از آینده می آیند. ماشین اول که از تکنولوژی فرا زمینی برخوردار است به دنبال پسر جوانیست که در آینده رهبری انسان ها، در مقابله با ماشین ها را به دست خواهد آورد. این ماشین کاملا بی اراده است و تنها هدف او هم از بین بردن پسرک به هر روش ممکن است. اما ماشین های دیگری که به آن دستور داده اند نه تنها توانایی تفکر را دارا هستند بلکه آنچنان آینده نگر و صاحب اراده هستند که با استفاده از تکنولوژی که خود ساخته اند سعی در از بین بردن دشمن خود در گذشته می کنند. در این بین ماشین دیگری از آینده آمده است که از طرف خود پسرک که در آینده رهبر انسانهاست مامور شده است تا جان خود را در کودکی نجات دهد. نکته قابل توجه در این فیلم در اینجاست که در یک طرف ماشینی وجود دارد که قصد نابودی انسان را دارد و در مقابل او ماشین دیگری که قصد نجات انسان را دارد. ماشین که حامی انسان است با بازی استثنایی «آرنولد شوارتزنگر» با گذشت زمان و رابطه با پسرک کم کم از حالت ماشینی صرف خارج می شود و دارای عاطفه و احساس می شود. این موضوع تا جایی پیش می رود که ماشین حتی تکه کلام هایی را هم که پسرک به او می آموزد را در محاوره اش به کار می برد. مسئله ی تقابل دو ماشین یکی حافظ زندگی بشر و دیگری نابود کننده ی آن این موضوع را مطرح می کند که آیا اصولا باید ماشین های باهوش را دشمن بدانیم یا نه؟ آیا اصلا در آینده ماشین های با اراده قصد نابودی انسان را خواهند داشت یا نه؟</p>
<p>فیلم سوم اصولا ماشین را به عنوان دشمنی برای انسان معرفی نمی کند. بلکه در دنیای «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ» موضوعی جدید تر مطرح می شود. اینکه آیا اصولا ماشین می تواند صاحب عاطفه و احساسات باشد؟ هوش مصنوعی داستان روباتی کوچک را روایت می کند که به عنوان پرکننده ی جای خالی پسر تازه فوت شده ی خانواده توسط پدر خانواده سفارش داده شده است. روبات کوچک در ابتدا صرفا نقش عروسکی را دارد که تنها از جنبه ی فیزیکی جای پسر متوفی خانواده را می گیرد. اما با گذشت زمان برخی حرکات غیرعادی روبات کوچک باعث به وجود آمدن مشکلاتی می شود. بعد روبات از خانواده طرد می شود ولی روبات که احساس عشق و نیاز مادری در او بیدار شده است به دنبال مادر خود راهی خطرناک و طولانی را در پیش می گیرد. این احساس او به قدری قوی می شود که حتی بعد از گذشت ملیون ها سال و از بین رفتن بشریت همان نیروی او با کمک موجوداتی فرازمینی سرانجام او را به هدف خود می رساند. شاید به نوعی بتوان داستان هوش مصنوعی را وام گرفته شده از داستان کلاسیک «پینوکیو» دانست که قدیمی ترین داستانی است که به موضوع وجود احساس و نیروی تعقل در ماشینی ساخته ی بشر که در اینجا یک عروسک است می پردازد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/terminator.jpg"><img class="size-full wp-image-1538 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="terminator" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/terminator.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>هرسه ی این فیلم ها با برسی موضوع دارای اراده بودن ماشین در آینده این موضوع را مطرح می کنند که شاید ماشین های ساخته ی بشر روزی پا را فراتر از این حد بگذارند و تبدیل به موجوداتی کاملا زیستی و حتی با توانایی تولید مثل شوند. این فیلم ها رویکرد و نگاهی تقریبا متفاوت به ماشین های آینده دارند ولی هر سه نوید این را می دهند که شاید در آینده زندگی انسان با ماشین های ساخته ی خود اجین شود حال چه مثبت، چه منفی.</p>
<p>با طرح این مقدمه به بررسی تازه ترین ساخته ی استودیوی «پیکسار و والت دیزنی»، «وال- ای» می پردازیم. وال-ای ساخته ی «اندرو استنتون» یک انیمیشن خوش ساخت و پر زرق و برق دیگر از استودیوی پیکسار است که شاید بتوان آن را ترکیب و یا حتی کامل کننده ی موضوعی دانست که در فیلم های مورد بحث در بالا مطرح شده است. وال-ای داستان روبات نظافتچی کوچکی است که در سیاره ی زمین که اکنون دیگر خالی از سکنه است دنیایی شیرین و دوست داشتنی برای خود درست کرده است. در بخش اولیه ی فیلم شاهد روباتی هستیم که در تنهایی بی انتهای خود به چنان حدی از کمال احساسی و عاطفی رسیده است که بیننده ی فیلم در همان لحظات ابتدایی فیلم ماشین بودن او را از یاد می برد. وال-ای با استفاده از باقی مانده های تمدن بشری در زمین با چیزهایی کوچک مانند نوار ویدئویی که صحنه هایی از فیلمی قدیمی را نشان می دهد و یا اشیائی که از میان زباله ها پیدا می کند تمدنی کوچک با فرهنگی غنی برای خود ساخته است. به جرات می توان گفت که اگر کل فیلم به نشان دادن همین دنیای کوچک وال-ای اختصاص داشت باز هم با فیلمی گیرا و دلنشین طرف بودیم.</p>
<p>اما این دنیای کوچک با ورود روباتی مونث تغییر می کند. روبات مونث که «ایو» نام دارد از طرف انسان ها که الان در فضایی دور دست و در سفینه ی ساخته ی خود زندگی می کنند به سوی زمین فرستاده شده تا شاید با یافتن گیاهی کوچک نوید بازگشت زندگی به زمین را به انسان اسیر، در زندان خود ساخته بدهد. وال-ای که شاید برای اولین بار فرصت داشتن همدم و یا بهتر بگوییم هم نژادی را برای خود یافته است، معصومانه به ایو دل می بندد. این دلبستگی رفته رفته تبدیل به عشقی کودکانه و پاک می شود. اما ایو که ماموریت خود را انجام داده است با وجود به پیدایش احساسی در درونش همچنان اسیر ماشین بودن خود است و سرانجام هم باید برگردد. ولی این وال-ای است که دیگر طاقت تنهایی را ندارد و برای به دست آوردن همدم و عشق خود دل به دریا می زند. قسمت اول فیلم که در اینجا پایان می پذیرد نشان دهنده ی امکان وجود و یا به وجود آمدن احساس و عاطفه در ماشین را نشان می دهد که با داستان و شخصیت پردازی منحصر به فرد، فیلم را تا حد یک شاهکار سینمایی بالا می برد که حرفی برای گفتن هم دارد. قسمت دوم با ورود ایو و وال-ای به سفینه ی انسان ها آغاز می شود در این قسمت هم همان جنبه ی احساس در فیلم وجود دارد و حتی با ورود کاراکتر های دیگری به فیلم قوت هم می گیرد. که اشاره به آن دوباره گویی است و به همین قدر بسنده می کنم که با ورود وال-ای که نوعی منجی محسوب می شود علاوه بر انسان ها حتی کم اهمیت ترین روبات های این نظام بزرگ هم جرات خروج از چهارچوب ماشینی و تجربه ی کارهای ممنوع را پیدا می کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/wal.jpg"><img class="size-full wp-image-1539 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="wal" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/wal.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>جامعه ای که انسان ها برای خود ساخته اند جامعه ای است کاملا در سلطه ی ماشین ها. ماشین هایی که قصد نابودی انسان را ندارند بلکه از او حفاظت هم می کنند ولی این حفاظت باعث شده است تا انسان ها خود و توانایی هایشان را فراموش کنند و به حیواناتی بی مصرف تبدیل شوند که بدون ماشین ها قادر به زندگی نیستند. و این وال-ایست که با تمام احساس خود ناخواسته و کاملا معصومانه به یگانه منجی بشر تبدیل می شود. این تلاش ناخواسته ی او که ابتدا با کمک ماشین های به اصطلاح خراب و سپس انسان هایی که در برخورد با او دوباره خود و توانایی های خود را یافته اند و همچنین محبوبش ایو که دیگر کاملا احساس و نیروی آن را درک کرده است با مقاومت ماشین های حاکم بر انسان ها روبه رو می شود. این ماشین ها که رهبری آنها را خلبان خودکار سفینه «اوتو» برعهده دارد (این شخصیت ادای دینی به فیلم ادیسه ی فضایی ۲۰۰۱ و شخصیت «ال» است) تمام تلاش خود را می کنند تا وضعیت موجود را حفظ کنند. این ماشین ها با سرسختی تمام تلاش می کنند تا جامعه ی را که در آن نقش چوپان را برای رمه ی انسان ها بازی می کنند حفظ کنند ولی در نهایت در مقابل نیروی احساس سرخم می کنند. و سرانجام شاهد این موضوع هستیم که وال-ای تبدیل به تنها امید انسان هایی می شود که آنقدر ناتوان شده اند که موقع به هم خوردن تعادل سفینه مانند تکه گوشت های بی اختیار با این سو و آن سو می روند. همین وال-ای کوچک است که انسان را به سوی دنیایی گرچه زشت و کثیف در ظاهر ولی پر امید راهنمایی می کند تا انسان دوباره همه چیز را از صفر شروع کند و دیگر اشتباهات قبلی خود را تکرار کند.</p>
<p>انیمیشن وال-ای با وجود چهارچوبی کارتونی و کودکانه چنان به این موضوع پرداخته است که قبلا هرگز شاهد چنین عمقی در فیلم های قبل از خود نبوده ایم. وال-ای را نه به دید یک انیمیشن صرف، بلکه یک فیلم و حتی یک نظریه پردازی باید دید که شاید پیشگویی از آینده ی بشر ارائه می دهد. بشری که هر روز با وجود درک این موضوع که کارهایش باعث تخریب محیط زندگی اش می شود هیچ اقدامی برای جلوگیری از نابودی خانه اش نمی کند و از هم اکنون زمزمه هایی برای یافتن سیاره ای دیگر برای زندگی برای ادامه ی حیاتش بعد از نابودی زمین می شنویم. بیاید امیدوار باشیم که در آینده ای دور وال-ایی پیدا شود تا منجی بشریت باشد. مخلوقی که خالقش را نجات می دهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/wall-e-3/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عشق به روایت میازاکی: درباره قلعه متحرک هاول</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/howls-moving-castle</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/howls-moving-castle#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 07:27:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[قلعه متحرک هاول]]></category>
		<category><![CDATA[هایو میازاکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1399</guid>
		<description><![CDATA[نام فیلم: قلعه متحرک هاول (Howl&#8217;s Moving Castle)
243 فیلم از ۲۵۰ اثر برتر از نگاه سایت IMDB
«قلعه ی متحرک هاول» جاه طلبانه ترین، پر زرق و برق ترین و زیباترین ساخته ی میازاکی است. میازاکی این فیلم را&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">نام فیلم:</span> قلعه متحرک هاول (Howl&#8217;s Moving Castle)<br />
243 فیلم از ۲۵۰ اثر برتر از نگاه سایت <a href="http://www.imdb.com" target="_blank">IMDB</a></p>
<p>«قلعه ی متحرک هاول» جاه طلبانه ترین، پر زرق و برق ترین و زیباترین ساخته ی میازاکی است. میازاکی این فیلم را بعد از موفقیت جهانی و بعد از اسکار بهترین انیمیشن برای «شهر اشباح» ساخته است. اثری به شدت قابل ستایش و شوکه کننده. زیبایی این فیلم از همان اولین نماها تا به پایان ادامه دارد و هرگز از دوباره دیدن آن خسته نخواهید شد. همه چیز در فیلم نشان از یک نوع سرور و مستی دارد که میازاکی انباشته از آن است. لحظه به لحظه ی فیلم یک ستایش است که میازاکی از خود می کند. او با این فیلم هنرش را به رخ می کشد و می داند که بزرگترین و خلاقترین انیماتور دنیاست.</p>
<p>میازاکی در فیلم های قبلیش همیشه نیم نگاهی به عشق داشته است، ولی چون کاراکتر های او همگی کم سن و سال هستند عشقشان هم ساده، کودکانه و دوست داشتنی است. شاید قبل از این فیلم عاشقانه ترین فیلم میازاکی را بتوان «قلعه ای در آسمان» دانست. اما «قلعه ی متحرک هاول» یک سنت شکنی است. یک داستان عشقانه از نگاه میازاکی.</p>
<p>داستان دختر جوانی که چهره ای نه چندان زیبا ولی قلبی آکنده از عشق دارد. دخترک بر اثر همین سادگی قربانی خشم یک جادوگر بد ذات می شود و بر اثر یک نفرین جوانیش را از دست می دهد و به پیرزنی زشت تبدیل می شود. او که همیشه داستان یک قلعه ی متحرک و جادوگری مرموزی را که صاحب قلعه است را شنیده به دنبال راهی برای شکستن طلسم و به دست آوردن جوانیش راهی کوه هایی می شود که قلعه بارها در آنجا دیده شده است. او قلعه را پیدا می کند، ولی بلافاصله بعد از ورود به قلعه در می یابد که ساکنان قلعه که همان جادوگر مرموز «هاول» و دستیار دوست داشتنی اش هستند بیشتر به کمک نیاز دارند. اینجاست که دخترک با نیروی عشق و تلاش و کوشش فراوان سرانجام نه تنها موفق می شود دوباره جوانیش را به دست بیاورد. بلکه به جادوگر تنها هم کمک می کند تا غم های بزرگ زندگیش را فراموش کند و دوباره شادی گم شده اش را پیدا کند.</p>
<p>فیلم علاوه بر روایت داستانی عاشقانه نیم نگاهی هم به مسئله ی جنگ و ویرانی های آن دارد. میازاکی در یک اقدام خلاقانه تقریبا به نوعی به صورت استعاری به تمام داستان های عاشقانه اشاره کرده است. تمام شخصیت های فیلم به نوعی وام گرفته و ترکیبی از داستان های زیبایی چون «دیو و دلبر»، «راپونزل»، «سیندرلا»، «آلیس در سرزمین عجایب»، «جادوگر شهر از» و «شاهزاده و قورباغه» هستند. که در ترکیبی استادانه در دل داستانی دیگر این بار به روایت «میازاکی» گرد هم جمع می شوند تا داستانی دیگر و حتی بهتر را خلق کنند. میازاکی به نوعی با این فیلم تمام خاطرات کودکی بینندگانش را بیدار می کند و داستان های زیبایی را که در دوران کودکی شنیده اند را یکجا و در قالبی جدید برایشان بازگو می کند.</p>
<p>از لحاظ بصری «قلعه ی متحرک هاول» پر زرق و برق ترین و پیچیده ترین فیلم میازاکی به حساب می آید. تصاویر دو بعدی طراحی شده برای فیلم چنان گیرا و زنده به نظر می رسند که گاهی آنها را با تصاویر سه بعدی اشتباه می گیرید. تصاویر عمیق با رنگ های درخشان و خیره کننده و طراحی های خلاقانه و دوست داشتنی نما به نمای اثر را پرکرده اند. موسیقی هم دوباره قوی و تاثیر گذار است.</p>
<p>میازاکی برای یک بار هم که شده به سراغ عشق رفته است تا استادی خود را در داستان گویی، این بار در یک داستان عاشقانه به رخ بکشد. داستانی که سنگینی تمام داستان های کلاسیک کودکانه را به دوش می کشد.</p>
<p>توضیح: استودیوی «گیبلی» استودیوی خود میازاکی است که بیشتر آثارش را در آنجا ساخته است. همین استودیو را در ژاپن «والت دیزنی ژاپن» می نامند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/howls-moving-castle/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ذره ای تغییر، ذره ای خلاقیت در آخرین جیمز باند، &#8220;ذره ای آرامش&#8221;</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/james-bond-quantum-of-solace</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/james-bond-quantum-of-solace#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 10:22:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جیمز باند]]></category>
		<category><![CDATA[دنیل کریگ]]></category>
		<category><![CDATA[ذره ای آرامش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1511</guid>
		<description><![CDATA[«جیمز باند» با آمدن «دنیل گریک» تغییرات زیادی کرده است. دیگر از آن مامور خوش تیپ و محبوب زنها با لوازم عجیب غریب خبری نیست. جیمز باند جدید به جای لباس های اتو کشیده و چهره ای زیبا الان با&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«جیمز باند» با آمدن «دنیل گریک» تغییرات زیادی کرده است. دیگر از آن مامور خوش تیپ و محبوب زنها با لوازم عجیب غریب خبری نیست. جیمز باند جدید به جای لباس های اتو کشیده و چهره ای زیبا الان با چهره ای سنگی و اندامی عضلانی بیشتر شبیه یک مامور شکست ناپذیر و زیرک است. خیلی ها با آمدن «دانیل گریک» به جای «پریس برازنان» مخالف بوداند ولی همین افراد حالا با جیمز باندهایی به مراتب دیدنی تر و قابل درک تر روبه رو هستند. این تغییرات نه تنها در شخصیت جیمز باند بلکه در ماجراهایی که برای جیمز باند اتفاق می افتند و حتی افرادی که در این ماجرا ها با آنها مواجه می شود هم کامل قابل مشاهده است.</p>
<p>سری جیمز باند با تغیراتی که بعد از آمدن دنیل گریک شاهد آن بوده است تبدیل به فیلم هایی قابل باور تر و حتی جدی تر شده اند. و دیگر از آن فضای فانتزی و کودکانه فیلم ها قبلی خبری نیست. البته نباید این موضوع را فراموش کرد که سازندگان جیمز باند به خوبی علایق مخاطبان خود را می شناسند. چند سال پیش مخاطب سینما از دیدن لوازم پیشرفته و اسلحه های فانتزی و قهرمان های تر و تمیز خوشش می آمد و امروز همان مخاطب خواستار صحنه های رئال تر و قهرمان های قابل باور تر و جدی تر است. و این را باید هنر صنعت فیلم سازی هالیوود دانست که علایق مخاطب خود را به خوبی می شناسد و فیلم هایش را مطابق با آن می سازد. اگرچه کل داستان «کازینو رویال» در یک کازینو خلاصه می شد اما به مراتب با داستانی درگیر کننده تر و شخصیت پردازی بهتری رو به رو بودیم. اکشن فیلم هم که عضو جدایی ناپذیر اینگونه فیلم هاست با وجود کمتر شدن همه را راضی نگه می داشت. همین روند در ذره ای آرامش هم ادامه پیدا می کند. با این تفاوت که اکشن فیلم نه تنها بیشتر بلکه نفس گیرتر هم شده است. لحظه به لحظه ی فیلم شاهد جیمز باندی هستیم که یا دارد تعقیب می کند یا تعقیب می شود. او بسیار بیشتر از قبل سنگ دل شده است و همچنین قوی تر. الان دیگر جیمز به جای استفاده از تفنگ لیزی برای شکستن قفل درها با یک حرکت سریع دست آنها را به راحتی می شکند.</p>
<p>علاوه بر همه ی مسائلی که به آنها اشاره شد دو عامل اساسی دیگر وجود دارند که باعث شده اند فیلم جدید بهتر از قبل باشد. عمده جذابیت صحنه های اکشن فیلم نه به خاطر حرکات سریع و حیرت انگیز جیمز و نه به خاطر قدرت زیاد اوست بلکه تدوین این صحنه ها و سکانس هاست که جذابیت آنها را چندین برابر کرده است. تدوین سریع با نماهای فراوانی که از یک صحنه نشان داده می شود نه تنها ها باعث بهتر شدن اکشن فیلم بلکه باعث قابل درک تر شدن این صحنه ها برای بیننده هم شده است. عامل دوم جذابیت فیلم موسیقی آن است موسیقی کلاسیک و کلیشه ای جیمز باندها الان با تم و ریتمی جدید باعث دراماتیک تر و هیجان انگیزتر شدن فیلم شده است. علاوه بر این خلاقیت تیم سازنده در صدا گذاری هم این عامل را تشدید می کند. حتما شما هم مانند من از موسیقی اپرایی روی صحنه ی تعقیب و گریز سکانس سالن اپرای فیلم لذت خواهید برد.</p>
<p>داستان فیلم اینبار کمی کلیشه ای تر از فیلم قبلی است. اما باز هم ایده هایی در این داستان پردازی وجود دارد که شما را راضی نگه می دارد. تماشای ماموری تنها و خستگی ناپذیر که از هیچ چیز ابایی ندارد بازهم لذت بخش است. البته نباید از این نکته گذشت که طرفداران جیمز باند از دیدن همین کلیشه هاست که خشنود می شوند. اما صد در صد حذف شدن لوازم پیشرفته و کلیشه ای جیمز باند باعث بهتر و باور پذیر شدن آن گشته است.</p>
<p>با وجود همه ی این مسائل جیمز باند با گذشت این همه سال و بیش از ۲۰ فیلم هنوز هم حرف هایی برای گفتن دارد و هنوز هم می تواند مخاطب خود رادرگیر کند. صد البته سازندگان فیلم هم به خوبی می دانند که چگونه با ایجاد تغییراتی جزئی و خلاقانه هنوز هم فیلم خود را دیدنی بسازند. جیمز باند با آمدن دنیل گریک دو چیز بسیار مهم به دست آورده است. ذره ای تغییر، ذره ای خلاقیت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/james-bond-quantum-of-solace/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تیغه های کند دردناک (اره ۵)</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/saw-v-4</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/saw-v-4#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 07:00:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اره 5]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای وحشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1512</guid>
		<description><![CDATA[ولین فیلم از سری اره را می توان یک ساختار شکنی و یک خلاقیت محض دانست. فیلمی که با ساختار محکم و با ایده ای خلاقانه به راحتی توانست توجه زیادی را به خود جلب کند. اره توانسته بود با&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ولین فیلم از سری اره را می توان یک ساختار شکنی و یک خلاقیت محض دانست. فیلمی که با ساختار محکم و با ایده ای خلاقانه به راحتی توانست توجه زیادی را به خود جلب کند. اره توانسته بود با ترکیب سینمای روان شناسانه و سبک اسلشر توجه علاقه مندان هر دو سبک را به خود جلب کند. طبق سنت دیرینه ی هالیوود هر فیلمی که خوب بفروشد دنباله ای برای آن ساخته می شود تا اینکه دیگر خواهانی نداشته باشد این فیلم هم مشمول همین قاعده شد. اره دوم، سوم و چهارم هر کدام با یک سال فاصله اکران شدند و امسال هم قسمت پنجم اره به بازار آمده است. ولی آیا آن ویژگی های منحصر به فرد که باعث زیبا بودن اره یک بود در این فیلم هم هست.</p>
<p>اره ی پنجم دیگر تبدیل به کلیشه شده است. کلیشه هایی که خوب می فروشند. اره از یک فیلم بی نام و نشان تبدیل غولی در سینمای وحشت شده است که تمام کمپانی ها از اکران کردن فیلم های ترسناک خود همزمان با این اثر اکراه دارند. و هنوز هم این فیلم بیننده دارد. داستان اره پنجم چیز جدیدی برای گفتن ندارد. دوباره یک قاتل روان شناس تعدادی قربانی برای خود پیدا کرده است و از طرف دیگر قاتل جدید که جانشین جیگ ساو است تمام تلاش خود را می کند تا راه و آیین استادش ادامه پیدا کند. دوباره صحنه های خشن و تکه تکه شدنهای بدن قربانیان سرتاسر فیلم را انباشته اند. حتی پایان غافلگیر کننده ی فیلم هم با تمام شوک بر انگیزی اش جذاب نیست، چون از اول فیلم می دانید که یک پایان شوکه کننده در انتظار شماست. اره تمام فوت و فن های خود را به بیننده اش لو داده است و دیگر به جز ارائه ی همان حقه ها و ترفند ها قدیمی کاری انجام نمی دهد.</p>
<div class="image"></div>
<div class="image">
<div class="imagethumb">
<div class="image">
<div class="imagethumb"><a title="saw_v_007" href="http://gallery.movieland.ir/index.php?album=Saw+V&amp;image=saw_v_007.jpg"></a></p>
<div class="image">
<div class="imagethumb">
<div id="image"><a title="saw_v_007" href="http://gallery.movieland.ir/index.php?album=Saw+V&amp;image=saw_v_007.jpg&amp;p=*full-image"><strong></strong></a></div>
<p style="text-align: center;"><img style="border: 1px solid black;" title="saw_v_007" src="http://gallery.movieland.ir/zp-core/i.php?a=Saw+V&amp;i=saw_v_007.jpg&amp;s=595" alt="saw_v_007" width="357" height="238" /></p>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
<p>طرفداران پروپاقرص سری اره باز هم از این قسمت لذت خواهند برد چون فیلم پنجم خشن تر و خونین تر از قبل ساخته شده است ولی آیا دیگر خبری از آن خلاقیت و نوگرایی در اره هست؟ کادر سازنده ی فیلم به کلی تغییر کرده اند و این خود نشان دهنده ی این موضوع است که این کمپانی است که اصرار بر ادامه ی دنباله سازی فیلم دارد نه خالق اصلی. اره دیگر تبدیل شده است به فیلمی تکراری و پر از خون و خونریزی که بی منطقی وحشتناکی در آن موج می زند. تنها نکته نسبتا جالب باقی مانده در فیلم داستان وسیع و پیچیده ی فیلم است که در هر شماره با فلاش بک ها و معرفی شخصیت های جدید که از اول داستان در فیلم بوده اند ولی ما ندیده ایم هنوز حرفی برای گفتن دارد. این موضوع را هم باز می توان ناشی از خلاقیت بالای خالقان اصلی فیلم دانست. آنها بوده اند که چنین پتانسیلی را در فیلم قرار داده اند که داستان آن را می توان تا مدت ها کش داد و هنوز هم جالب باشد.</p>
<p>در آخر اگر قصد دیدن اره پنج را دارید، خودتان را برای دیدن داستانی خون آلود و کلیشه ای البته هنوز جذاب برای دوست داران اره آماده کنید. ولی اگر مثل من دنبال چیزهایی هستید که در قسمت اول شیفته شان شده اید چیز زیادی به دست نخواهید آورد.</p>
<p>گالری عکس های این فیلم را میتوانید در<a href="http://gallery.movieland.ir/index.php?album=Saw+V" target="_blank"> گالری سرزمین سینما </a>ببینید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/saw-v-4/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوب یا بد خودتان تصمیم بگیرید: تحلیلی بر بانکوک خطرناک</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/dangerous-bangkok</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/dangerous-bangkok#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 19 Nov 2008 08:33:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بانکوک خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[نیکلاس کیج]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1459</guid>
		<description><![CDATA[بانکوک خطرناک فیلم عجیبی از آب درآمده است. نمی شود گفت که این فیلم خوب است یا بد. فیلم در زمان نسبتا کوتاه خود آنقدر برای شما داستان روایت می کند که احساس می کنید چندین ساعت است که مشغول&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بانکوک خطرناک فیلم عجیبی از آب درآمده است. نمی شود گفت که این فیلم خوب است یا بد. فیلم در زمان نسبتا کوتاه خود آنقدر برای شما داستان روایت می کند که احساس می کنید چندین ساعت است که مشغول تماشای فیلم هستید. از طرفی هم ریتم کند فیلم این حالت را تشدید می کند. این کندی در همه جای فیلم به چشم می خورد. حرکت آرام دوربین، بازی ها، روایت داستان و حتی صحنه های اکشن فیلم هم از این قاعده مستثنا نیستند. در معدود صحنه هایی که شاهد اکشن در فیلم هستیم نوعی سکون نسبی در این سکانس ها هم دیده می شود. سکونی که نمی شود گفت باعث بد شدن فیلم شده است. با توجه به موضوع و ژانر فیلم این سکون کاملا غیر عادیست ولی هرگز تاثیر بدی روی فیلم نمی گذارد. بیننده ای که بتواند با این حالت فیلم ارتباط برقرار کند از آن لذت خواهد ببرد.</p>
<p>با وجود این همه سکون در فیلم اصلا از تماشای آن خسته نخواهید شد. داستانی پر از جزئیات موفق می شود شما را تا پایان نگه دارد. از طرفی بازی نیکولاس کیج هم همانند فیلم ریتمی کند دارد ولی قابل تحمل است. چهره ی سنگی او در فیلم، سخنان متفکرانه ای که بر زبان می آورد و نریشنی که روی تصاویر با صدای او می شنویم همه آن حالت غریب را در خود دارند. به نوعی می توان گفت که کارگردانان فیلم تمام تلاش خود را کرده اند تا ساختار شکنی در ژانر انجام دهند و تا حدودی هم در این کار خود موفق بوده اند. ولی با این وجود بانکوک خطرناک را نمی توان فیلمی ساختار شکنانه دانست. فیلم بیشتر شبیه تلاشی برای این کار است. شاید اگر این دو کارگردان کار خود را ادامه دهند در فیلم های آینده ی خود بتوانند این کار را انجام دهند.</p>
<p>داستان فیلم در مورد یک آدم کش حرفه ای است که به تنهایی و کاملا ناشناس کار می کند. حتی کارفرماهای او هم او را نمی بینند. او توسط یک خلافکار در بانکوک استخدام شده است تا افراد خاصی را ترور کند. اما این بار همه چیز فرق می کند او با دختری کر و لال آشنا می شود و نمیتواند پسری را که استخدام کرده است تا کار های او را انجام دهد بکشد. به نوعی می توان گفت که زندگی خشک و سنگینش با ورود آدم هایی مهربان رنگ دیگری به خود می گیرد. اما همه چیز به همین صورت پیش نمی رود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/db2.jpg"><img class="size-full wp-image-1500 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="db2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/db2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>داستان فیلم با وجود روایت کندی که دارد بسیار شلوغ است. داستان در واقع تلفیقی از چندین داستان است که هر کدام به تنهایی می تواند یک فیلم باشد. این تعدد داستانی باعث شده است که نتواند به همه ی آنها آنطور که لازم است بپردازد و همین عامل باعث شده است تا بیننده با تعدادی داستان بی عمق و پردازش نشده مواجه می شود. مهمترین عامل ضعیف بودن فیلم هم همین موضوع است.</p>
<p>علاوه بر این بانکوک خطرناک سعی بر این دارد تا بیشتر شخصیت های خود را روانکاوی کند. شخصیت یک آدم کش حرفه ای که مجبور است همه ی کسانی را که در اطرافش هستند را از بین ببرد. او به نوعی در درون خود درگیر است و نمی تواند مسیر صحیح زندگیش را پیدا بکند و سرگردان در زندگی خود که هیچ ارتباطی نمی تواند با آن برقرار کند دنبال راه فرار می گردد. و این راه فرار را هم دختری کر و لال و جیب بری خیابانی به او نشان می دهند ولی او باز هم به بیراه می رود ولی ناخواسته و همین مسیر اشتباه سرانجام او را به مرگ می رساند، مرگی خود خواسته.</p>
<p>اگر بانکوک خطرناک را ببینید شاید هیچ یک از مواردی را که من در بالا به آن اشاره کردن را در فیلم نبینید و یا اگر هم متوجه آن شدید بسیار کم رنگ باشد. ولی این نکته را در نظر داشته باشید که فیلم پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک فیلم خوب را دارد ولی بی تجربگی کارگردانان است که باعث افت فیلم شده است. بانکوک خطرناک به خاطر همین ها هم که شده ارزش یک بار دیده شدن را دارد. اینکه فیلم خوب است یا بد را باید خودتان تصمیم بگیرید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/dangerous-bangkok/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موجز، زندگی: تحلیلی بر نخستین تجربه کارگردانی چارلی کافمن</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/synecdoche-new-york</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/synecdoche-new-york#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 07:46:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلیپ سیمور هافمن]]></category>
		<category><![CDATA[موجز، نيويورک]]></category>
		<category><![CDATA[چارلی کافمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1493</guid>
		<description><![CDATA[در اولین مواجه با «موجز، نیویورک» آخرین ساخته «چارلی کافمن» با فیلمی سنگین و تا حدودی نامفهوم روبرو می شویم ولی این فیلم را باید بیش از یک بار دید. تنها در بار دوم و سوم است که قادر به&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در اولین مواجه با «موجز، نیویورک» آخرین ساخته «چارلی کافمن» با فیلمی سنگین و تا حدودی نامفهوم روبرو می شویم ولی این فیلم را باید بیش از یک بار دید. تنها در بار دوم و سوم است که قادر به درک بیشتر زوایایی خواهید بود که فیلم به آنها پرداخته است. موضوع کلی فیلم آرزوی دیرینه ی انسان برای ساختن جهانی بدون بدی و بهشت گونه است که بتواند تمام آمال و آرزو ها و خواسته های خود را در آن جامه ی عمل بپوشاند. نقش اول فیلم، یک کارگردان تئاتر است که است که بعد از برنده شدن جایزه ای بزرگ با استفاده از پولی که جایزه برایش به ارمغان آورده است دست به ساختن نمایش می زند که بعد از مدتی ابعاد آن فراتر از یک نمایش می رود و شکل یک جهان کامل را به خود می گیرد که موازی با جهان اصلی، مسیر خود را ادامه می دهد ولی بعد از مدتی از این مسیر منحرف می شود و راهی مستقل را در پیش می گیرد. این افسار گسیختگی تا به جایی پیش می رود که دیگر از کنترل خارج می شود و از طرفی هم با تکرار های بینهایتی از خود چنان عمقی پیدا می کند که تفکر درباره ی آن کاریست فراتر از توان هر شخصی.</p>
<p>کافمن در فیلم خود ترس هایی را که یک فرد در طول زندگی خود با آنها مواجه است را به تصویر کشیده است. مرگ، زندگی، عشق، نیاز به دیگران، ذهنیت خلاق بشری و سیری ناپذیری انسان و شاید بسیاری چیز های دیگر که در دفعات بعدی تماشای فیلم متوجه آن خواهید شد. فیلم آنچنا پیچیده و عمیق است که شاید بعد از بار ها دیده شدن باز هم حرفی جدید برای گفتن داشته باشد. تک تک شخصیت های فیلم و در محوریت آنها شخصیت «کدن» با بازی «فیلیپ سیمور هافمن» با همه ی این مسائل درگیر هستند و در نهایت هم با اشتباهاتی که مرتکب می شوند زندگی خود را به تباهی می کشانند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny2.jpg"><img class="size-full wp-image-1497 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ny2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>فیلم های کافمن با فضایی رئال شروع می شوند و کم کم در فضایی سورئال و رویاگونه فرو می روند که درک آن بسیار مشکل می شوند. این فیلم هم با فضایی کاملا رئال شروع می شود ولی رفته رفته اثر شما را به زوایایی تاریک و وهم آلود از ذهن بشر می برد که شاید اگر بتوانید کاملا با آن رابطه برقرار کنید ترسی که کافمن قصد پرداختن به آن را دارد، درک کنید. ترسی فراتر از ترس های معمولی که فیلم های دلهره آور به مخاطب خود القا می کنند. اگر ترس این نوع فیلم ها بعد از تمام شدن فیلم تمام می شود ترسی که کافمن در وجود شما بیدار می کند شاید تا مدت های طولانی با شما باشد.</p>
<p>شخصیت پردازی کافمن در نوع خود بی نظیر و خارق العاده است. اگر در فیلم های دیگر با شخصیت کاراکتر ها در آن برهه از زندگی و در مواجه با مشکلی خاص آشنا می شویم کافمن به کالبد شکافی کامل روح شخصیت هایش می پردازد. و آنها را در طول مدت زندگیشان زیر ذره بین می گیرد اگر چه به ظاهر مانند بسیاری از فیلم های دیگر شاهد مدت زمانی خاص از زندگی شخصیت های فیلم کافمن هستیم ولی او تمام روحیات شخصیتش را می شکافد و نمایان می کند در واقع او روح بشری را می شکافد و مطالعه می کند و شخصیت های او هم نماینده ی بشر هستند.</p>
<p>افراد مختلف در مواجه با این اثر هر کدام برداشت خاص خود را از آن خواهند داشت چرا که هر فردی با توجه به تفکرات و دلمشغولی های خود به فیلم نگاه خواهد کرد. همان طور که در بالا اشاره کردم درک کامل تمام زوایای این فیلم نیاز به تفکر عمیق و در عین حال ذهنی خلاق دارد تا تمام نکاتی را که در لحظه به لحظه ی فیلم گنجانده شده است را درک کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/synecdoche-new-york/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ذهن خطرناک چارلی کافمن: نگاهی به کارنامه و آخرین ساخته او</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 07:37:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[فیلیپ سیمور هافمن]]></category>
		<category><![CDATA[موجز، نيويورک]]></category>
		<category><![CDATA[چارلی کافمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1471</guid>
		<description><![CDATA[«چارلی کافمن» از آن دسته فیلمسازانی است که نزدیک شدن به فیلم هایشان بسیار سخت است. او سبک مخصوص خود را در داستان پردازی دارد و از آن دسته نویسندگانی است که در لابه لای داستانی که برای مخاطبش تعریف&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«چارلی کافمن» از آن دسته فیلمسازانی است که نزدیک شدن به فیلم هایشان بسیار سخت است. او سبک مخصوص خود را در داستان پردازی دارد و از آن دسته نویسندگانی است که در لابه لای داستانی که برای مخاطبش تعریف می کند مفاهیمی را می گنجاند که به دست آوردن درکی درست از آنها نیاز به تفکر بر روی تک تک این مفاهیم دارد. بخش اعظم این مفاهیم دلمشغولی های خود اوست، دلمشغوای های ذهنی پیچیده و تو در تو که سنگینی فضای آن را هر کسی نمی تواند تحمل کند.</p>
<p>چارلی کافمن کار خود را با نوشتن برای تلویزیون در سال ۱۹۹۱ و مجموعه ی تلویزیونی «دروازه ی زندگی» آغاز کرد. او این کار را تا سال ۱۹۹۶ ادامه داد و تا آن سال روی پنج مجموعه ی تلویزیونی کارکرد. بعد از این سال او شروع به نوشتن به سبک خودش کرد و اولین محصول این کار فیلم چالش برانگیز «جان مالکوویچ بودن» ۱۹۹۹ بود. او کار خود را با «طبیعت بشر» ۲۰۰۱، «اقتباس» ۲۰۰۲، «اعترافات یک ذهن خطرناک» ۲۰۰۲ و «درخشش ابدی یک ذهن خاموش» ۲۰۰۴ ادامه داد. به جز «طبیعت بشر» که چندان مستحکم از آب در نیامد هر کدام از نوشته های او یک شاهکار به تمام معنی و متفاوت هستند. تفاوتی که امضای کارهای کافمن و مخصوص خود اوست همچنان که بزرگانی مانند «کوبریک» و یا «لینچ» این امضای مخصوص را در کارهای خود به جای می گذارند. کارهای این سه کاملا متفاوت و مستقل از دیگری هستند ولی یک نکته ی مشترک دارند که مهمتر از تفاوت های آنهاست و آن نگاه متفاوت و شگفت انگیزی است که به موضوعات بشری دارند. کارهای آنها را نباید با یکدیگر مقایسه کرد بلکه باید از تماشای آنها در کنار هم لذت برد. کافمن تا به حال با سه کارگردان کار کرده است. اولین فیلم نامه ی او را «اسپایک جونز» ساخته است. همکاری این دو در فیلم اقتباس هم ادامه پیدا کرد. او همچنین در فیلم نه چندان موفق خود «طبیعت بشر» با «مایکل گوندی» همکاری کرده است. همچنین او وظیفه ی اقتباس فیلمنامه ی فیلم «اعترافات یک ذهن خطرناک» را از زندگی نامه ی «چاک تریش» برای اولین فیلم «جورج کلونی» به عنوان کارگردان را به عهده داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny.jpg"><img class="size-full wp-image-1495 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="ny" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/ny.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>آخرین نوشته ی کافمن «موجز، نیویورک» تفاوت های زیادی با کارهای قبلی او دارد. این فیلم در ابتدا سفارشی از سوی کمپانی «سونی» بود. کمپانی سونی طی درخواستی، از کافمن و اسپایک جونز، ساخت یک فیلم ترسناک را به آنها پیشنهاد کرد. این دو طرح اولیه ی خود را به کمپانی دادند و آنها هم بعد از تایید طرح پرداخت هزینه های فیلم را تضمین کردند. کافمن شروع به کار بر روی این فیلمنامه کرد که پنج سال به طول انجامید. در پایان وقتی فیلمنامه به کمپانی ارسال شد آنها با اثر بسیار متفاوت از آنچه خواسته بودند مواجه شدند و در نتیجه از ساخت فیلم سرباز زدند. سرانجام کمپانی «سیدنی کیمیل» تهیه فیلم را قبول کرد و کمپانی «سونی کلاسیک» که کاملا مجزا از سونی فعالیت می کند هم وظیفه ی پخش آن را عهده دار شد.</p>
<p>سرانجام زمانی که همه چیز برای ساخت فیلم محیا شده بود اسپایک جونز که قرار بود کارگردان فیلم باشد از پروژه کنار رفت و در نهایت کافمن خود تصمیم گرفت که برای اولین بار پشت دوربین قرار بگیرد. تجربه ای که به گفته ی خود کافمن اصلا آمادگی آن را نداشت ولی با این وجود چیز های زیادی از آن آموخته است. گفتنی است که زمان اصلی فیلم چیزی حدود چهار ساعت شد که سرانجام در تدوین نهایی این زمان به ۱۲۴ دقیقه کاهش یافت. فیلم برای اولین بار در جشنواره ی «تورنتو» به نمایش در آمده است و سرانجام در آمریکا در تاریخ ۲۸ اکتبر به صورت محدود تنها در ۹ سالن سینما اکران شد. با توجه به این اکران بسیار بسیار محدود مسلما نمی توان روی رقم فروش فیلم زیاد امیدوار بود. ولی در مواجه با عمق و پتانسیل بالای فیلم و اینکه به طور مسلم یکی از شانس های اسکار است حتما بعد از برنده شدن اسکار فروش فیلم تضمین خواهد شد.</p>
<p>همان طور که قبلا اشاره شد «موجز، نیویورک» را چارلی کافمن نوشته، کارگردانی کرده است. «فیلیپ سیمور هافمن» که بعد از بازی موفقش در «کاپوتی» بازی های قوی و تاثیر گذاری را از خودن به نمایش گذاشته است نقش اول فیلم را برعهده دارد. دیگر بازیگران مهم فیلم عبارتند از کاترین کینر، پتر فریدمن و سامانتا مورتون. آهنگسازی فیلم را «جان بیریون» برعهده داشته است و ترانه پایانی فیلم را با همکاری خود کافمن سروده و آهنگ سازی کرده است.</p>
<p>این فیلم از هم اکنون با فضا سازی و داستان پردازی متفاوت و کارگردانی مستحکم یکی از شانس های مسلم اسکار است. در این بین نباید بازی تاثیر گذار هافمن را از یاد برد. بدون شک موجز، نیویورک فیلم بزرگی است از همان هایی که ثابت می کنند سینما بزرگترین هنر انسانیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/charlie-kaufman/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنگ های نامانوس: نگاهی به نبرد کلون ها</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-clone-wars</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-clone-wars#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 Nov 2008 05:47:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ ستارگان]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ کلون ها]]></category>
		<category><![CDATA[جورج لوکاس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1465</guid>
		<description><![CDATA[«جنگ های ستاره ای» قدمی بزرگ برای سینما بود. قدمی که باعث شد نسل جدید از فیلم ها پا به عرصه ی وجود بگذارند. «جورج لوکاس» زمانی که مشغول ساختن اولین قسمت از جنگ های ستاره ای بود شاید هرگز&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«جنگ های ستاره ای» قدمی بزرگ برای سینما بود. قدمی که باعث شد نسل جدید از فیلم ها پا به عرصه ی وجود بگذارند. «جورج لوکاس» زمانی که مشغول ساختن اولین قسمت از جنگ های ستاره ای بود شاید هرگز به این فکر نمی کرد که باعث این تحول بزرگ خواهد شد. جلوه های ویژه به معنای امروزی با جنگ های ستاره ای وارد سینما شد و باعث شد تا ساختار خشک سینما جذاب تر شود. (البته از دیدگاه مخاطب عام که فقط به دنبال سرگرمی به سینما می روند) و ژانری وارد سینما شود که به آن «علمی – تخیلی» گفتند.</p>
<p>جنگ های ستاره ای از طرفی نماد کاملی از فرهنگ آمریکایست به همین دلیل هم طرفداران سرسخت خود را دارد. سری جنگ های ستاره اما در ایران مقبولیت چندانی ندارد شاید بتوان دو دلیل عمده برای آن متصور شد. دلیل اول فرهنگ کاملا متفاوتیست که بنیاد اصلی فیلم را تشکیل می دهد و دلیل دوم فانتزی بودن بیش از اندازه ی آن است که مخاطب ایرانی کمتر توانایی برقراری ارتباط با آن را دارد. «جنگ کلون ها» آخرین شماره از سری فیلم های جنگ ستاره ای است گرچه شاید نتوان آن را دنباله ای مناسب برای سری فیلم های آن دانست. داستان فیلم در همان فضا با همان کاراکتر ها روایت می شود ولی تفاوت اساسی آن در انیمیشنی بودن آن است.</p>
<p>جنگ های ستاره ای با توجه به کلیتشان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به انیمیشن را دارند. اصولا فیلم های این سری هم به دلیل جلوه های ویژه ی افراطی که در ساختن آنها به کار می رود بیشتر شبیه انیمیشن هستند تا فیلم. ولی نکته ای اساسی که در زمان ساختن جنگ کلون ها فراموش شده است تفاوت هایست که بین فیلم و انیمیشن وجود دارد. فیلم ها اصولا فضایی جدی تر دارند و به اصطلاح برای افراد بزرگسال ساخته می شوند ولی انیمیشن ها نوعی فضای کودکانه و شاد دارند که اصولا جدی نیست همین عامل هم باعث زیبایی و دلنشینی انیمیشن ها حتی برای بزرگ سالان می شود. اما این اصل مهم در زمان ساخته شدن این فیلم فراموش شده است و در نتیجه شاهد همان جدیت فیلم های این مجموعه در انیمیشن هم هستیم تنها تغییری که روی داده در این جا فقط تغییر نما ها از تصاویر فیلمبرداری شده و واقعی به تصاویر انیمیشنی است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/clon.jpg"><img class="size-full wp-image-1488 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="clon" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/clon.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>فیلم حتی از جنبه ی یک فیلم انیمیشنی هم خوب عمل نکرده است. طراحی کلی و سبکی که برای طراحی انیمیشن های فیلم به کار رفته است هم باعث سخت تر شدن هرچه بیشتر فیلم شده است. طراحی زاویه دار و خشن سطوح در کار باعث شده است تا بیننده ی فیلم که عمدتا با توجه به انیمیشنی بودن فیلم کودکان هستند نتوانند فضای آن را تحمل کنند. در کل طراحی انیمیشن های فیلم با توجه به نام استودیوی «لوکاس آرتز» چندان راضی کننده نیست. جنگ کولون ها تنها کاری که می تواند انجام دهد راضی نگه داشتن طرفداران دو آتشه مجموعه ی جنگ های ستاره ای است و بس.</p>
<p>داستان فیلم هم تغییر چندانی نکرده است و دوباره همان کلیشه ها و ساختار قبلی را در خود حفظ کرده است. کلیشه هایی که با گذشت سال ها شاید دیگر جذابیت چندانی برای مخاطب فیلم نداشته باشد. در پایان اگر از طرفداران مجموعه فیلم های جنگ های ستاره ای هستید از دیدن این فیلم هم رازی خواهید بود وگرنه با انیمیشنی خشک و غیرقابل درک مواجه خواهید بود که بعد از تماشای آن نخواهید فهمید که چرا وقت برای آن گذاشته اید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/the-clone-wars/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قهرمان بدترکیب، نگاهی کوتاه به دو هالک سینما</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Nov 2008 08:48:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[هالک]]></category>
		<category><![CDATA[هالک شگفت انگیز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1464</guid>
		<description><![CDATA[«هالک» قدیمی ترین سوپر قهرمان کمیک بوک هاست و به نوعی اولین قهرمان شرکت «مارول» هم به حساب می آید. اولین حضور هالک در قالب تصاویر متحرک به سال ۱۹۷۱ و به مجموعه ی تلویزیونی آن باز می گردد. اما&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«هالک» قدیمی ترین سوپر قهرمان کمیک بوک هاست و به نوعی اولین قهرمان شرکت «مارول» هم به حساب می آید. اولین حضور هالک در قالب تصاویر متحرک به سال ۱۹۷۱ و به مجموعه ی تلویزیونی آن باز می گردد. اما هالک با تمام محبوبیت خود بسیار دیر وارد دنیای سینما شد. اولین حضور هالک در پرده ی نقره ای به سال ۲۰۰۳ باز می گردد. فیلم را «آنگ لی» کارگردانی کرده است. با این که فیلم با استقبال خوبی روبه رو شد ولی به عنوان یک فیلم سینمایی اثر ضعیف به شمار می رود. شاید مهمترین عامل ضعیف بودن این فیلم را ناهماهنگ بودن کارگردان با موضوع فیلم دانست. آنگ لی کارگردان بسیار موفق و خوبیست ولی با نگاهی جزئی به کارنامه ی فیلم سازیش هالک را کاملا متفاوت و جدا از دیگر فیلم های او می یابیم. یکی دیگر از نکات منفی فیلم جلوه های ویژه ی آن بود. هالک آنگ لی بسیار کارتونی از آب درآمده است. جلوه های ویژه ی فیلم در بسیاری از مواقع چشم گیر کار شده اند ولی ظاهر کارتونی آنها، لطمه ی مهمی به آن وارد کرده است. ولی با وجود این داستان کلی فیلم با پرداختن به چگونگی پیدایش هالک و شخصیت پردازی های قابل قبول خود تا حد زیادی اولین حضور هالک را در سینما دلنشین کرده است.</p>
<p>هالک دوم که با نام «هالک باورنکردنی» شناخته می شود امسال و در میان هجوم فیلم های تجاری برای اکران تابستانی بر روی پرده رفت و با وجود رقبایی بسیار قوی با فروشی راضی کننده نوید ادامه سازی برای خود را داد. هالک جدید از هر نظر کامل تر از ساخته ی آنگ لی است. فیلم جدید را «لوئیس لترنر» کارگردانی کرده است. با نگاهی به کارنامه ی این فیلم ساز جوان دو فیلم نسبتا موفق را مشاهده می کنیم &#8220;رها شده&#8221; و &#8220;ترنسپورتر ۲&#8243; که هر دو فیلم کاملا تجاری هستند. هالک باورنکردنی با تغیری اساسی نسبت به هالک قبلی ساخته شده است. همه ی عوامل فیلم تغییر کرده اند و به نوعی این اقدام را می توان ترفندی برای جلوگیری از اشتباهات فیلم اول دانست. اما با همه ی این اقدامات جلوه های ویژه ی فیلم باز هم همان حالت کارتونی خود را حفظ کرده است. اگر در فیلم اول همه چیز تمیز و کارتونی به نظر می رسید در فیلم دوم با کارتونی زشت روبه رو می شویم که حتی جذابیت اندکی را که اینگونه جلوه های ویژه می توانست داشته باشد را به باد داده است. با این وجود اکشن فیلم زیباتر شده است و تا حدودی نقص جلوه های ویژه را جبران می کند. داستان این بار هم جذاب و درگیر کننده است و حتی قدری بهتر هم شده است. بازیگران فیلم هم بسیار مناسب تر از بازیگران فیلم اول هستند، اما در این بین حضور «تیم راث» در نقش منفی اصلا قابل باور نیست مخصوصا در صحنه هایی که با حرکات رزمی این شخصیت مواجه می شویم تیم راث با آن فیزیک بدنیش در این نقش خنده دار از کار در آمده است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/hulk2.jpg"><img class="size-full wp-image-1470 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="hulk2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/hulk2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>شخصیت هالک تا حد زیادی وام گرفته شده از داستان «دکتر جکیل و آقای هاید» است. اگر دکتر جکیل نیاز به دارویی خاص داشت تا آقای هاید را از اعماق وجودش بیرون بکشد «بروس بنر» تنها کافیست خشمگین شود تا آن روی حیوانیش نمایان شود. هر دوی این داستان ها اشاره به شخصیت دوگانه ی انسانی دارند. انسانی که هم می تواند موجودی والا و مفید باشد و هم می تواند به موجودی حیوان صفت و مضر تبدیل شود و فاصله ی بین این دو حالت آنقدر باریک و حساس است که کنترل آن بسیار سخت می باشد. به نوعی هر انسانی در مواقع و موقعیت های خاصی نیاز پیدا می کند تا همه چیز را در اطراف خود نابود کند تا به نوعی خشمی را که در درون دارد را بیرون بریزد. شخصیت هالک و اقای هاید هم تمثیلی از این حالت انسانیست که در ادبیات و سپس سینما وارد شده است.</p>
<p>هالک اما به دلیل ساختاری که سینمای سوپر قهرمانی طالب آن است حتی بعد از تبدیل شدن هم در تلاش است که با بدی ها مقابله کند. شاید تنها مشکل هالک متفاوت بودن او با دیگر انسان هاست به همین دلیل هم از طرف انسان ها طرد می شود. چون تنها موجودیست که چهره ی پنهان انسان را نمایان می کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/hulk/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلیس افسرده: تحلیلی بر استقبال از فیلم مکس پین</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/max-payne-6</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/max-payne-6#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Nov 2008 06:41:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بازی های کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[مکس پین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1422</guid>
		<description><![CDATA[در مواجهه با فیلم هایی مثل «مکس پین» همیشه دو نوع مخاطب وجود دارد. «مکس پین» هم مثل بسیاری دیگر از شخصیت های بازی های کامپیوتری پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به فیلم دارد ولی آیا زمانی که با فیلم&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در مواجهه با فیلم هایی مثل «مکس پین» همیشه دو نوع مخاطب وجود دارد. «مکس پین» هم مثل بسیاری دیگر از شخصیت های بازی های کامپیوتری پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به فیلم دارد ولی آیا زمانی که با فیلم مکس پین رو به رو می شویم از آن راضی خواهیم بود یا نه؟ در این جا دو نوع مخاطب برای فیلم وجو دارد مخاطبی که بازی را دیده است و به امید دیدن قهرمان محبوبش به سینما می رود و مخاطبی که هیچ اطلاعی از بازی ندارد و فقط برای دیدن یک فیلم جدید به سینما می رود.</p>
<p>مخاطبان گروه اول که از بازی معروف کامپیوتری این شخصیت را می شناسند و بعضی از آنها کاملا شیفته ی آن هم هستند در برخورد با فیلم از دیدن آن سر خورده می شوند. مکس پین بر روی پرده ی نقره ای دیگر آن پلیس عصا قورت داده ی خشن نیست. دیگر هر جا که پا می گذارد کشتار راه نمی اندازد. اگر نگاهی کوتاه به بازی کامپیوتری این شخصیت داشته باشیم با اکشنی نفس گیر و خلاقانه مواجه می شویم. این بازی برای اولین بار حرکات آهسته را به دنیای بازی های کامپیوتر وارد کرد و همچنین داستانی بسیار زیبا و درگیر کننده را روایت می کرد. اما در مقابل آن اکشن نفس گیر، فیلم مکس پین بسیار ساکت است. مکس فقط زمانی دست به اسلحه می برد که واقعا مجبور به استفاده از آن است و باید جان خود را نجات بدهد. ولی باید گفت که همین اکشن بسیار کم هم بسیار دیدنی کار شده است. اما جوانی که با انتظار بالایی وارد سینما می شود و این اکشن بسیار کم تعداد را می بیند فیلم را بسیار کسل کننده، طولانی و بد خواهد یافت. از لحاظ داستانی هم فیلم چندان به بازی اصلی  وفادار نمانده است و این هم دلیل دیگری برای راضی نبودن بیننده از فیلم خواهد بود.</p>
<p>اما مخاطبان گروه دوم که بازی را ندیده اند و یا انتظار اکشن بالایی از فیلم ندارند تا حدودی از فیلم راضی خواهند بود. فیلم به خوبی توانسته است شخصیت یک پلیس افسرده و بریده از همه جا را به نمایش بگذارد. پلیسی که خانواده اش به دست تبهکاران قتل عام شده است و تقریبا دیگر امیدی برای زنده ماندن ندارد. تنها دلیل او برای نفس کشیدن یافتن قاتلین همسر و فرزندش و کشتن آنهاست. او در این مسیر نه تنها می فهمد که نزدیک ترین دوستانش دست به این کار زده اند بلکه درگیر مشکل دیگری می شود که مردم شهرش را گریبانگیر کرده است. مکس پین تا حد زیادی به یک قهرمان کمیک تبدیل شده است و این خود یکی از عوامل ضعیف تر شدن فیلم است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/max2.jpg"><img class="size-full wp-image-1425 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="max2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/max2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>اگر بازی مکس پین را دیده باشید وجود مراحلی که مکس در آنها کابوس می دید یکی از نکات قوت بازی بود. فیلم هم توانسته است این قابلیت را تا حد زیادی در خود داشته باشد و انصافا هم با جلوهای ویژه این قسمت ها خوش ساخت از آب در آمده اند ولی از لحاظ داستانی و شخصیت پردازی فیلم در حد متوسط ظاهر شده است و نتوانسته است آن عمقی را که این شخصیت و داستانش پتانسیل آن را دارد را در فیلم بگنجاند. کم بود یک موسیقی جذاب هم بر روی تصاویر فیلم بسیار احساس می شود. شاید تنها نکته ای که فیلم در آن کاملا خوب ظاهر شده است نورپردازی و طراحی صحنه ی آن است که کاملا مناسب با داستان می باشد.</p>
<p>در پایان مکس پین هم دچاره مشکلی است که سری فیلم های «رزیدنت اویل» هم درگیر آن بوده اند. فیلم را طرفداران بازی اصلا نخواهند پسندید ولی دیگر بیننده ها تا حد زیادی از آن راضی هستند. با این وجود دیگر بازی هایی هم که در صف وارد شدن به پرده ی نقره ای هستند دچار این مشکل خواهند بود. دلیل اصلی آن هم تفاوت هایی است که بین اصول داستان پردازی و شخصیت پردازی در یک فیلم با یک بازی کامپیوتری وجود دارد و اینکه آیا بالاخره فیلمی از روی بازی کامپیوتر ساخته خواهد شد که بتواند طرفداران آن بازی را راضی نگه دارد هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/max-payne-6/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهمان شبهای هالووین: درباره سری اره</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/articles/saw</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/articles/saw#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Oct 2008 15:37:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[اره]]></category>
		<category><![CDATA[سری اره]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای وحشت]]></category>
		<category><![CDATA[هالووین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1416</guid>
		<description><![CDATA[همه چیز از عکس هایی متفاوت، ترسناک و در عین حال مشمئز کننده آغاز شد. عکس هایی که به منظور تبلیغات فیلمی در ژانر وحشت منتشر شده بود. فیلمی کم خرج با کادری تازه کار و تهیه کننده ای نه&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همه چیز از عکس هایی متفاوت، ترسناک و در عین حال مشمئز کننده آغاز شد. عکس هایی که به منظور تبلیغات فیلمی در ژانر وحشت منتشر شده بود. فیلمی کم خرج با کادری تازه کار و تهیه کننده ای نه چندان شناخته شده به نام «لیون گیت» که امروز دیگر یکی از پرکارترین استودیو های هالیوودی است. اسم فیلم هم به همان صورت ساده ولی بسیار تاثیرگذار بود «اره».</p>
<p>فیلم در میان انبوهی از فیلم های ژانر وحشت به بازار آمد ولی یک سر و گردن از آنها بالاتر بود. با فضایی تاثیرگذار، با داستانی متفاوت و حتی به جرات می توان گفت در ژانری جدید در سینمای وحشت حرف های تازه ای برای گفتن داشت.</p>
<p>متفاوت ترین جنبه ی فیلم، داستان گویی و فضا سازی جالب آن بود. بیشتر از نصف داستان در یک اتاق و تنها با دو کاراکتر اتفاق می افتاد. فیلم داستان قاتلی روانی را روایت می کرد که قربانیان خود را به صورت مستقیم نمی کشت بلکه آنها را در وضعیتی بسیار دشوار قرار می داد که یا باید تمام قدرت و جرات خود را به کارمی گرفتند و از دام رهایی پیدا می کردند و یا تن به مرگی دردناک می دادند. این موضوع که هر شخصی با توجه به روحیات و توانایی های خود تا چه حد در مقابل مشکلات توان مقاومت دارد ایده ی اصلی چنین داستانی بود. در آخر هم با یک پایان بندی غیر منتظره مخاطب خود را میخکوب می کرد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw1.jpg"><img class="size-full wp-image-1418 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="saw1" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw1.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>اره ی شماره ی دوم به صورت ناگهانی بر روی پرده ی سینماها رفت. ناگهانی به این دلیل که نویسندگان اصلی فیلم قصد دنباله سازی برای فیلم را نداشتند. آنها به جای این کار فیلمنامه ای به همان اندازه متفاوت و زیبا ولی با همان ایده ی قبلی نوشته بودند ولی به علت خشونت بیش از اندازه ی آن هیچ کمپانی حاضر به ساختن آن نبود. تا اینکه بالاخره دوباره کمپانی «لیون گیت» پا پیش گذاشت و با یک شرط حاضر به پرداخت هزینه های تولید فیلم شد. آن شرط هم این بود که فیلمنامه با تغییراتی تبدیل به قسمت دوم «اره» شود. از همان شروع فیلم، شاهد تفاوت های زیادی بین فیلم اصلی و دنباله ی آن هستیم، ولی این تفاوت ها نه تنها موجب افت کیفیت دنباله ی فیلم نشده است بلکه تازگی و جذابیت ایده ی اصلی را در دنباله حفظ کرده است. این تفاوت باعث به وجود آمدن رسمی جالب در مجوعه ی اره شده است و آن تفاوت های کاملا محسوس در شخصیت ها و تم کلی فیلم بود که تا شماره ی پنجم هم که به تازگی اکران شده است ادامه دارد همین عامل نقش مهمی در حفظ جذابیت فیلم، بعد از ساخته شدن پنج قسمت از آن را دارد.</p>
<p>اما با آمدن هر یک از دنباله ها آن حالت روان شناختی و منحصر به فرد، رفته رفته کم رنگ تر می شود و جای خود را به خشونت محض می دهد. به گونه ای که شماره های بعدی همان نکات قوت فیلم اصلی را تکرار می کنند و تقریبا هیچ چیز جدیدی برای ارائه ندارند. مجموعه اره ها را دیگر باید در زمره ی فیلم های «اسلشر» قرار داد. خشونت بیش از حد در هر شماره ی جدید چند برابر می شود و با آمدن هر شماره ی جدید بر روی پرده های سینما شاهد تکه های بیشتری از اعضای بدن قربانیان هستیم که در لحظه لحظه ی آن دیده می شود. اما در این بین دو عامل اصلی وجود دارد که هنوز هم تضمین کننده ی فروش فیلم است. معماهایی که هریک از قربانیان قاتل مخوف فیلم در آن گرفتار می شوند همیشه جالب و خلاقانه طراحی شده اند که بیننده را وا می دارد تا راه حلی برای خلاصی قربانی از آن دام پیدا بکند. عامل دوم، داستان پردازی پیچیده ی هر یک از دنباله هاست. در این بین ارتباط هر یک از قسمت ها با قسمت های قبل تر و حتی آینده هم باعث جذابیت بیشتر داستان می شود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw3.jpg"><img class="size-full wp-image-1419 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="saw3" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw3.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>عوامل سازنده به مرور و در هر قسمت تغییر کرده اند. کارگردان قسمت اول «جیمز ون» که در نوشتن فیلمنامه با «لیه ونل» همکاری کرده بود و باید این دو را مغز متفکر و پدید آورندگان اصلی سری اره دانست، در قسمت دوم جای خود را به « درن لین بوسمن» داد که تا شماره چهارم کارگردانی مجموعه را به عهده داشته است. او همچنین در نوشتن فیلمنامه ی قسمت دوم با «لیه ونل» همکاری داشت. قسمت سوم را دوباره زوج «جیمز ون و لیه ونل» نگاشته اند. تا اینکه در قسمت چهارم جای آن دو را «پاتریک ملتون و مارکوس دونستان» به عنوان فیلمنامه نویس گرفتند. و سرانجام قسمت پنجم را «دیوید هکل» کارگردانی کرده است و زوج «ملتون و دونستان» فیلمنامه ی آن را نوشته اند. در میان بازیگران فیلم هم تا اینجای کار فقط «توبی بل» بازیگر نقش «جیگ ساو» در همه ی قسمت های فیلم حضور داشته است و دیگر کاراکتر ها دائما در حال تغییر هستند. یا به عبارتی دیگر کاراکترهای فیلم در هر قسمت سلاخی می شوند و دیگر برای حضور در قسمت بعدی زنده نیستند!</p>
<p>با گذشت چهار سال از نمایش اولین قسمت از مجموعه ی اره در سینما امروز دیگر این عنوان تبدیل به یکی از بزرگترین فیلم های ژانر وحشت شده است و چنان طرفدار دارد که تا دو یا حتی سه هفته بعد از نمایش هر یک از قسمت ها در سینما ها هیچ فیلم دیگری در ژانر وحشت اکران نمی شود چون در غیر این صورت در زیر سایه ی سنگین اره محکوم به شکست خواهد بود. مثال بارز این ادعا فیلم قوی و خوش ساخت «هالووین» بود که به نوعی بازسازی کلاسیکی به همین نام بود. این فیلم که قبل از پیدایش اره ها هر سال در ورژن های متفاوت در شب عید «هالووین» نمایش داده می شد سال قبل به دلیل دوری از قسمت چهارم اره یک ماه زودتر از شب هالووین اکران شد. جالب اینجاست که این فیلم که کارگردان معروف سینمای وحشت «باب زامبی» آن را کارگردانی کرده بود به نظر منتقدان بهترین فیلم و بهترین بازسازی از سری هالووین بود.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw2.jpg"><img class="size-full wp-image-1420 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="saw2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/saw2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>مجموعه ی اره با همه ی خشونت و جذابیت هایی که دارد، با همه ی نکات مثبت و منفیش هرسال و در هر شب هالووین مهمان پرده ی نقره ای در سراسر جهان است. هر ساله در شب هالووین هزاران نفر برای دیدنش به سینما می روند و هر بار هم راضی از سالن خارج می شوند. با این موفقیتی که مجموعه ی اره ها به دست آورده است شاید تا سال ها ناظر ساخته شدن قسمت های فراوانی از آن باشیم. همچنان که هم اکنون فیلمنامه ی قسمت ششم و هفتم هم نوشته شده است و مقدمات ساخته شدن قسمت ششم از حالا در برنامه ی کاری سازندگان قرار گرفته است تا دوباره و در هالووین سال آینده « جیگ ساو» تیغه های ترس را تا مغز استخوان قربانیانش در سالن تاریک سینما فرو کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/articles/saw/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرثیه ای برای طبیعت</title>
		<link>http://www.movieland.ir/articles/reviews/princess-mononoke</link>
		<comments>http://www.movieland.ir/articles/reviews/princess-mononoke#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Oct 2008 07:36:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>هادی علی پناه</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد و دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[هایو میازاکی]]></category>
		<category><![CDATA[پرنسس منونوکه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.movieland.ir/?p=1327</guid>
		<description><![CDATA[نام فیلم: Hayao Miyazaki
تاریخ اکران: ۲۶ نوامبر ۱۹۹۹ برابر با ۵ آذر ۱۳۷۸
ژانر: انیمیشن، ماجرایی، فانتزی، اکشن
توضیح: این فیلم در لیست بهترین فیلمهای سایت IMDB در رتبه صد و بیستمین فیلم از دویست و پنجاه اثر برتر&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">نام فیلم:</span> Hayao Miyazaki<br />
<span style="color: #0000ff;">تاریخ اکران:</span> ۲۶ نوامبر ۱۹۹۹ برابر با ۵ آذر ۱۳۷۸<br />
<span style="color: #0000ff;">ژانر: </span>انیمیشن، ماجرایی، فانتزی، اکشن</p>
<p>توضیح: این فیلم در لیست بهترین فیلمهای سایت IMDB در رتبه صد و بیستمین فیلم از دویست و پنجاه اثر برتر قرار دارد.</p>
<p>«پرنسس منونوکه» یک مرثیه است. مرثیه ای برای طبیعتی که انسان آن را با نادانی از بین می برد. پرنسس منونوکه را می توان تلخ ترین فیلم میازاکی دانست. میازاکی در تمام فیلم های خود به طور مستقیم به مسئله ی محیط زیست و تخریب آن توسط انسان اشاره کرده است. در این بین دو فیلم «وادی باد» و «پرنسس منونوکه» به صورت کامل به این موضوع می پردازند و جالب اینجاست که در «وادی باد» که جلو تر از «پرنسس منونوکه» ساخته شده است، دنیایی را می بینیم که در آینده ای دور درگیر نوعی مشکل بزرگ شده است. زمین آنقدر آلوده شده که موجوداتی عظیم و خطرناک در آن زندگی می کنند و انسان ها در معدود مناطقی که از هجوم این حیوانات در امان مانده زندگی می کنند. ولی در «پرنسس منونوکه» داستان در گذشته ای دور روایت می شود. در ژاپن باستان زمانی که انسان و موجودات افسانه ای در کنار یکدیگر زندگی می کنند ولی انسان طماع برای به دست آوردن پول و قدرت شروع به تخریب محیط زیست و محیط زندگی موجودات باستانی می کند. حیوانات افسانه ای که محل زندگی خود را در حال نابودی می بینند شروع به حمله به انسان ها می کنند و سرانجام جنگی بزرگ میان انسان و طبیعت درمی گیرد.</p>
<p>در این بین پسر جوانی که بر اثر حمله ی یکی از این موجودات نفرین شده است. سفری طولانی را آغاز می کند تا بتواند منشا این مشکلات را پیدا بکند و شاید هم بتواند خود را از نفرین کشنده که وجودش را می خورد نجات دهد. او در مسیر حرکتش جنگ های زیادی را می بیند و پی به نادانی انسان ها می برد. انسان هایی که بی رحمانه همنوعان خود را می کشند. سرانجام او به منطقه ای می رسد که در آن انسان برای به دست آوردن سنگ آهن هر روز درختان جنگل را می برند و طبیعت را آلوده می کنند. در این بین او متوجه می شود دختری که با گرگ ها زندگی می کند به انسان ها حمله می کند و می خواهد آنها را از بین ببرد. او سرانجام باید از بین انسان ها و موجودات افسانه ای یکی را انتخاب بکند تا جنگ را خاتمه ببخشد اما مشکل از این هم پیچیده تر می شود. از طرفی امپراتور ظالم که در تلاش برای به دست آوردن زندگی جاودانه است، گروهی شکارچی ماهر را مامور کرده است تا سر موجودی افسانه به نام «روح جنگل» را که به نوعی رهبر حیوانات و عامل اصلیه قدرت طبیعت است را برای او بیاورند. چون به روایت افسانه ها سر این موجود زندگی جاودانه را به انسان می بخشد. سرانجام با مرگ روح جنگل انسان ها بر حیوانات پیروز می شوند و حیوانات تمام هوش و زکاوت خود را از دست می دهند و به موجوداتی بی زبان و بی فکر تبدیل می شوند. خون روح جنگل هم که در تمام دنیا پخش شده است باعث به وجود آمدن جنگل های بزرگ و سرسبز می شود ولی تفاوت این جنگل جدید در مقابل جنگل های افسانه ای قدیمی این است که دیگر هیچ نیرویی از آنها حفاظت نمی کند و انسان ها باید در حفظ آن کوشش کنند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/mono3.jpg"><img class="size-full wp-image-1398 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="mono3" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/mono3.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>داستان فیلم بسیار پیچیده تر و پر افت و خیز تر از اینهاست و در طول فیلم اشارات فراوانی به مسائل دیگر چون نیاز انسان ها به منابع انرژی که در زمین نهفته است و یا چهره ی زشت جنگ و صدمات آن به زندگی انسان ها می شود. همچنین دوباره میازاکی شخصیت های مختلفی را درگیر داستان می کند که هر یک به نوعی برای رسیدن به آرزوها و نجات دیگران در تلاش هستند. جالب اینجاست که به جز امپراتور که ما هیچ گاه در فیلم او را نمی بینیم بدی مطلق در فیلم وجود ندارد. حتی انسان هایی که درگیر جنگ هستند نه فقط برای خود بلکه برای خوشبختی دیگران و حمایت از آن ها می جنگند هر چند این جنگ باعث از بین رفتن نیرویی می شود که زندگیشان به آن بستگی دارد. از رویی انسان ها نه از روی حرص زیاد بلکه از روی نیاز جنگل ها را برای به دست آوردن منابع انرژی نابود می کنند ولی به جای این که از یک طرف هم به حفظ و بازسازی جنگل ها بپردازند از آن جلوگیری هم می کنند از طرفی حیوانات جنگل هم از روی خودخواهی و نژاد پرستی می خواهند انسان ها را نابود کنند. این کشمکش و نادانی دو طرف نه تنها باعث پیروزی هیچ یک از طرفین جنگ نمی شود بلکه باعث از بین رفتن نیرویی می شود که حیاط هر دویشان به آن بستگی دارد.</p>
<p>میازاکی در نگاهی انتقادی به جنگ آن را نکوهش می کند و جنگ را تنها عامل ویرانی و بدبختی طرفین درگیر آن می داند. در فیلم به ظاهر انسان ها بر حیوانات پیروز می شوند ولی در نگاهی دقیق تر انسان ها باعث مرگ موجودی می شوند که طبیعت را رهبری می کند و باعث پایداری آن است و در آخر به جای جنگل ها و حیوانات هوشمند که می توانستند به خوبی و آرامش در کناره هم زنگی کنند صاحب جنگلی می شوند که باید برای حفظ آن خود تلاش بکنند تا حیاطشان بر روی زمین امکان پذیر باشد.</p>
<p>پرنسس منونوکه تفاوت های اساسی با دیگر آثار میازاکی دارد. بر خلاف فضای شاد حاکم بر آثار میازاکی پرنسس منونوکه دارای فضایی اندوه بار و غمگین است. برای اولین بار در فیلمی از میازاکی شاهد صحنه های خشن هستیم که به نوعی می توان آنها را نشان دهنده ی خشم فیلم ساز از محیط اطراف خود دانست و انتقاد او از جنگ و ویرانی محیط زیست.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/mono2.jpg"><img class="size-full wp-image-1397 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title="mono2" src="http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/10/mono2.jpg" alt="" width="350" height="200" /></a></p>
<p>باز هم شخصیت پردازی ها قوی و درگیر کننده هستند. به نظر من بهترین شخصیت پردازی در بین دیگر آثار میازاکی را در این فیلم مشاهده می کنیم. پرنسس منونوکه بر خلاف دیگر کارهای میازاکی قدری برای کودکان سنگین است ولی باز هم کودکان از تماشای آن لذت می برند هر چند برخی مفاهیم فیلم از درک آنها خارج باشد. موسیقی فیلم هم با تمی حماسی و غمگین کمک شایانی به عمیق تر شدن فیلم می کند.</p>
<p>در پایان پرنسس منونوکه مرثیه ای از جانب میازاکی است بر نادانی انسان و مرگ تدریجی او بر اثر همین نادانیش. فیلم ساز با خلق دنیایی افسانه ای و داستانی این چنین قوی و در عین حال با زبانی ساده و متفاوت قصد آگاه کردن مخاطب خود را دارد. از طرفی تم انیمیشن برای بیان چنین موضوع سنگینی شاید در نگاه اول قدری نامناسب بیاید ولی اینجا دوباره استادی فیلم ساز در کارش قدرت نمایی می کند و نشان می دهد که اگر خلاقیت در هر کاری باشد می توان هر حرفی را در هر قالبی به خوبی بیان کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.movieland.ir/articles/reviews/princess-mononoke/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

