|
|
|
|

چندی پیش و قبل از به پایان رسیدن سال ۲۰۰۸ راجر ایبرت لیستی از بهترین های سال منتشر کرد که در این سایت قرار گرفت. بدیهی است که این گونه لیستها کاملا بر پایه سلیقه است و هیچ دلیل محکم برای آن نیست که چرا فلان فیلم در این لیست حضور داشت و یا چرا آن فیلم خوب دیگری جایش خالی است. پس جای تعجب نیست اگر ببینیم که فیلم در لیست بهترین های یک منقد بوده و حالا کس دیگری از آن فیلم به عنوان بدترین یاد می کند. همچنین قانون نانوشته ای در مورد آثار هنری به طور کلی وجود دارد و آن این که آثار بد و ضعیف همیشه تعدادشان از شاهکار ها و هنر والا بیشتر است. پس جای تردید نیست که نوشتن لیست بدترین ها از نوشتن بهترین ها سخت تر است چون نویسنده باید از خیل بد ها بدترین ها را به زعم خود، انتخاب کند. در این مطلب به بدترین فیلمها از نگاه مارشال فاین نگاهی می اندازیم.
۱- Speed Racer:بعد از سالها که از ساخت سری ماتریکس ها می گذرد برادران واچوفسکی دوباره دست به خلاقیت زدند آنها از یک سری انیمه ژاپنی الهام گرفته و این فیلم را ساختند اما نتیحه آن از نظر من زیاد جالب نبود به طوری که این فیلم رتبه اول بدترین ها را به دست می آورد.
۲- Be Kind Rewind: نویسنده و کارگردان این فیلم مایکل گوندری است. فیلمی لوس که قرار است در زمره فیلمهای کمدی قرار بگیرد. داستان در باره دو نفر است که مغازه فروش فیم دارند. آنها به شکل تصادفی متوجه یک فیلم عجیب می شوند…این فیلم قرار است رابطه بین سینما و رویا را نشان بدهد اما کاملا خالی و تهی از لحظه های خنده دار واقعی است.
۳- Funny Games: با بازی نائومی واتس، تیم راث و مایکل پیت. بازسازی چندش آوری از فیلمی با همین نام از کارگردان اتریشی به نام میشاییل هانکه. درباره دو جوان روانی که وارد خانه یک خانواده می شوند و بدون هیچ دلیلی آنها را آزار می دهند. این اثر بازسازی از همین فیلم هانکه در سال ۱۹۹۷ است که به نظر من کارگردان هیچ دلیلی برای دوباره سازی آن ندارد.
۴- The Happening: واقعا ام نایت شیامالان کارگردان این فیلم به کجا می رود؟ خاطرتان هست فیلم “بانویی در آب” را؟ رخیرا فیلم های او طراوت و مشخصه شیامالان را از دست داده و به شکل شگفت آوری خالی از روح سینمایی شده است. درباره این فیلم تنها چیزی که شما را میترساند پول بلیط برای تماشای آن است!
۵- Blueberry Nights: اثری دیگر از کارگردان هنگ کنگی، ونگ کار وای. او در این اثر سعی کرده است تا سینمای خود را هر چه بیشتر آمریکایی کند که به روح شرقی آثار و ادبیاتش لطمه میزند. در این فیلم با کنار هم قرار گرفتن نورا جونز خواننده و جولاو فضای جالبی ایجاد نشده است.
۶- ۸۸ Minutes و Righteous Kill: آل پاچینو در این سال به نظر می آید که سوختش تمام شده است. این مورد حداقل درباره فیلم های سال ۲۰۰۸ او صادق است. در فیلم ۸۸ دقیقه که حداقل بیست دقیقه آن اضافی بود پاچینو در هر صحنه ی رنگ بود و اصلا ثبات لازم را نداشت. در قتل منصفانه هم او چیزی برای عرضه نداشت شاید لازم باشد که استراحتی به او بدهیم.
۷- Synechdoche, New York: شاید مشکل اصلی درباره این فیلم کارگردان و نویسنده آن چارلی کافمن باشد که نظر و تفکر دقیق و درستی درباره طبیعت هنر ندارد. تفکر افسرده او نتیجه ی خوبی در بر نخواهد داشت. یکی از معدود نقاط روشن در این فیلم بازی عالی سیمور هافمن است اما خود فیلم مثل این است که بنشینید و به رویاهای شخص دیگری گوش کنید بدون آنکه آن رویاها برای شما جذابیتی داشته باشد.
۸- Nights in Rodanthe: یک داستان ملودرام که از روی یک رمان به شکل خنده داری اقتباس شده است. دو عاشق دلخسته با بازی دایانا لین و ریچارد گیر که در اتفاقاتی که برایشان رخ میدهد طعم زندگی را دوباره میچشند!
۹- Get Smart: این فکر که استیو کارل نقش ماکسول اسمارت را بازی کند ایده خوبی بود. ایده و فکر بد آن بود که کلی صحنه های اکشن و داستان های با مزه را در فیلمنامه هدر دادند و حرام کردند. هم استیو کارل و هم آنا هاتاوی سخت کار کردند اما تنها آلن آرکین هست که واقعا می تواند شما را بخنداند.
۱۰- Australia: به سرعت تاریخ آثار رومانس را جارو می کند و میروبد و به جای آن کلی صفحجه از مزارع و سر سبزی های استرالیا جایگزین می کند. این اتفاق با یک تم و زمینه سیاسی نیز همراه می شود.













(20 رای، میانگین: 390 از مجموع 5)




عالی بودند… البته این لیست را خود شما هم انگاری قبول ندارید… البته به نظر میاد فیلم افتضاحتر از اینها هم بوده.
با تشکر از شما محسن عزیز.