اسکار

فیلم‌های کوتاه نامزد اسکار
فیلم‌های کوتاه نامزد اسکار

چند ماهی می‌شود که از مراسم اسکار می‌گذرد. یکی از رشته‌های دریافت اسکار، فیلم کوتاه است که در آن مراسم شاید زیاد به چشم نیاید. اما پرداختن به آنها همیشه حال و هوای خاص خود را دارد. همین مسئله باعث شد که با وجود تاخیر بسیار زمانی به بررسی آنها بپردازیم و هرچند کوتاه درباره هر یک بخوانیم. این مقاله را فرید عباسی برای سرزمین سینما فرستاده است که نکات بسیار خوبی را در خود نهفته دارد.

فیلم‌های کوتاه (حداقل از نظر تعریفی که آکادمی اسکار بر این دسته دارد) نسبت به فیلم‌های بلند، کمتر با یکدیگر جنگ و جدل دارند. یا بهتر بگویم، به غیر از چند استنثنا، فیلم‌هایی که در سالیان نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم سال شده‌اند، همگی بر سه پایه طرح، کاراکتر و فیلم‌نامه متمرکز بوده‌اند، معمولا مدت زمانی مابین ۸۰ تا ۱۶۰ دقیقه داشته‌اند و طیف وسیعی از بیننده را شامل می‌شده‌اند. از دیگر رو هر فیلمی که مدت زمانش کمتر از ۴۰ دقیقه باشد، یک فیلم کوتاه محسوب می‌گردد. نامزد‌های دریافت جایزه اسکار امسال در دو رشته “انیمیشن کوتاه” و “فیلم کوتاه” همانند سالیان قبل برپایه مضامینی بصری، ادراکی و فلسفی بوده‌اند. در بین فیلم‌ها ما شاهد چند تیپ متفاوت هستیم. برای مثال تعقیب و گریز ۲ دقیقه‌ای یک زوج اختاپوس در انیمیشن «اختاپوس»،  داستان تلخ و شیرین یک مهاجر ۹ ساله آفریقایی در «پسر جدید»، استعاره‌ای ادبی و البته ساختگی در «مانون روی آسفالت» و یکی دو فیلم تقریبا بلند (نسبت به بقیه) تلخ مثل «روی خط» و «خوک» طی سالیان اخیر این روال مرسوم بوده که فیلم‌های خارجی و به خصوص اروپایی، بر دسته فیلم‌های کوتاه اسکار، حکمفرما بوده‌اند. حتی انیمیشن «خانه‌ای از مکعب‌های کوچک» از انیماتور ژاپنی به اسم “کونیو کاتو” برای یک کمپانی تهیه فیلم در فرانسه ساخته شده و طوری پرداخت شده است که هم حس زیبایی شناختی موجود در آن و هم خلق و خوی نوستالژی غمگین آن، بیشتر طعم و بوی غرب اروپا را می‌دهد تا شرق آسیا. امسال در بین نامزدان تنها یک فیلم‌ آمریکایی در بین ۱۰ فیلم برگزیده به چشم می‌خورد و آن انیمیشن «پرستو» به کارگردانی داگ سوییت‌لند، محصول دیزنی/ پیکسار است. انیمیشنی لذت بخش بر پایه “مسخره بازی” (slap stick)  که بر اساس استانداردهای کمپانی تهیه شده است.

امسال سال ویژه‌ای است و دلیل آن هم حضور انیمیشن کوتاهی به اسم «پرستو» و یا کمدی سیاه آدام فولکس و آلن اسمیت به اسم «این راه به بالا»، است. فیلم‌های کوتاه اسکار در سالیان اخیر بیشتر جنبه‌های تاریک و تلخ زندگی را به نمایش گذاشته‌اند. به نظر، فیلمسازان خود را مجبور می‌دانند که باید داستانهایی درباره شکست‌، آدمهای تنها، مریض و افراد مسن را روایت کنند و این کار را یک وظیفه اخلاقی می‌دانند.

«روی خط» (محصول آلمان به کارگردانی آوف در استراک، مدت زمان: ۳۰دقیقه) «روی خط» حکایتی غم‌انگیز اما جذاب درباره آغاز عشقی نافرجام مابین یک افسر نگهبان و یک متصدی کتابفروشی است. قصه عشق آنها از طریق دوربین مراقبتی شروع می‌شود که افسر نگهبان هر روزه او را از طریق آن می‌بیند. «روی خط» یکی از بهترین‌ فیلم‌های کوتاه این دوره جشنواره‌هاست. فیلمی تلخ با نگاهی واقع‌بینانه نسبت به عشق موجود در بین دو آدم تنها.  قطعا ۳۰ دقیقه زمان برای این فیلم کمی زیاد به نظر می‌رسد اما مدت زمانش کاملا به جا و صحیح است و با ندادن هیچ‌گونه تحلیلی از چند نکته مهم در فیلم، بیننده را در آخر فیلم پا در هوا قرار می‌دهد.

بازیها توسط ژانیک هالویا و ژولی برااورینگ فوق‌العاده هستند و “کافی” به خوبی توانسته است تصویر گویایی از طبقه کارگر نومید اروپا به ما نشان دهد و البته اثری‌ است که می‌توان آن را با فیلم‌های برادران داردن یکسان دانست.

«پسر جدید» (محصول ایرلند به کارگردانی استف گرین، مدت زمان: ۱۱دقیقه) «پسر جدید» اقتباس از داستانی نوشته رودی دویل است. داستان روایت اولین روز مدرسه یک مهاجر ۹ ساله آفریقایی در دبستانی ایرلندی است. مادامیکه اختصارا به ما توضیح داده می‌شود که چرا این پسر سر از یک مدرسه‌ی ایرلندی در آورده است. «پسر جدید» فیلمی دلپذیر با بازیهای عالی است اما کمی‌ زیاداز حد روی تحقیرشدن یک مهاجر آفریقایی توسط ایرلندی‌ها فوکوس کرده است. «پسر جدید» فیلم خوش بر و رو و جذابی است که ارزش دیدن را دارد و هیچ‌وقت فیلمی را که درباره بچه‌های دبستانی و البته به تصویر کشیدن درس‌هایی مهم از زندگی است و احیانا نامزد اسکار هم شده باشد، از دست ندهید.

«مانون روی آسفالت» (محصول فرانسه به کارگردانی الیزابت ماری و الیور پونت، مدت زمان: ۱۵دقیقه) مانون در خیابانهای پاریس درحال دوچرخه‌رانی است که بطور ناگهانی با یک ماشین تصادف می‌کند و نقش بر زمین می‌شود. بی‌حرکت و مفلوک روی زمین دراز کشیده است. در این حال افکارش را که کاملا ناامید و پریشان است، می‌شنویم. زندگی دور سر او می‌چرخد و همچون حلقه‌ فیلمی، صحنه به صحنه به نمایش در می‌آید. خاطراتش از کودکی، خوشی‌ها، افسوس‌ها، زندگی و همه چیز را جلوی چشمان خود می‌بیند. آیا زنده خواهد ماند؟ آیا او به همین حالت تا آخر عمر زمین گیر می‌ماند؟ «مانون روی آسفالت» فیلمی بسیار تلخ و آزار دهنده است و در عین حال بیننده را به فکر فرو می‌برد که زندگی بر چه تار نازکی قرار دارد. در یک لحظه همه چیز نابود می‌شود و آدمی به دست فراموشی سپرده می‌شود.

«خوک» (محصول دانمارک به کارگردانی دروتی هاگ، مدت زمان: ۲۳دقیقه) «خوک» با مردی شروع می‌شود که برای عمل جراحی‌ مختصری به بیمارستان مراجعه می‌کند. بعد از دادن چند آزمایش گوناگون به او گفته می‌شود که جراحی او جدی است و باید چند روزی را تحت نظر بیمارستان بستری شود. دکترها احتمال می‌دهند که شاید سرطان داشته باشد. قبل از انجام جراحی، مرد داستان بطور عجیبی به یک نقاشی که تصویر خوکی است، زل می‌زند و چشم از آن بر نمی‌دارد. بعد از عمل جراحی وقتی او را به اتاق‌اش برمی‌گردانند، مشاهده می‌کند که عکس خوک را برداشته‌اند. وقتی پرس و جو می‌کند می‌فهمد که یک بیمار مسلمان در اتاق او بستری است و به خاطر اینکه از بودن عکس خوک در اتاق ناراضی بوده است، آن را برداشته‌اند. به دنبال این ماجرا ما شاهد درگیری‌های لفظی و تقریبا خنده‌دار بین این دو نفر هستیم. مرد مسیحی می‌گوید که آن عکس به او آرامش می‌دهد و باید در اتاق باشد و مرد مسلمان کاملا مخالف بودن عکس خوک در اتاق است. فیلم پایانی بسیار جالب و تفکربرانگیز دارد که من اینجا آن را فاش نمی‌کنم اما این فیلم محصول دانمارک است و فوری نظر ما را به تخطی روزنامه‌های چند سال پیش به پیامبر اسلام جلب می‌کند. اینکه آیا این فیلم ربطی به این ماجرا دارد؟ هدفش از ترسیم چنین کاراکتری و طرف قرار دادن او با یک مسیحی چه بوده است؟ باید فیلم را دید و نظر داد.

«سرزمین ‌بازی» (محصول آلمان به کارگردانی جوشن الکساندر فریدانک، مدت زمان: ۱۳دقیقه) «سرزمین بازی» درباره وقایع اوایل حکمرانی نازی‌ها بر آلمان است. پسری از مادرش این سوال را می‌پرسد که چرا تمام همسایه‌ها (تمام یهودی‌ها) یکی یکی ناپدید می‌شوند. مادرش توضیح می‌دهد که اتفاق خاصی نیافتاده و آنها همه به «سرزمین بازی» رفته‌اند. این واژه سرزمین بازی برای پسرک جذاب می‌آید و هوس می‌کند که او هم به آن سرزمین برود. روزی دزدکی خودش را به درون وسائل حمل و نقل یهودی‌ها می‌اندازد تا به این سرزمین عجیب و جادوی برود و آن را از نزدیک ببیند. بیشتر فیلم شامل بازی موش و گربه بین مادر و پسرش می‌شود که سعی دارد او را پیدا کند و در این راه حتی از ماموران SS هم برای پیدا کردن پسرش کمک می‌گیرد. فیلم پایان خارق‌العاده‌ای دارد که اینجا آن را فاش نمی‌کنم اما چرا این فیلم جایزه اسکار را از آن خود کرد؟ جواب دادن به این سوال سخت نیست و دلیلش هم نگاه بشردوستانه فیلم است. هالیوود علاقه خاصی به بحث هولوکاست و کشتار یهودیان دارد. تا کنون ده‌ها فیلم در این باره تولید کرده است و اصولا کلمه “هولوکاست” به یک ژانر مستقل تبدیل شده است. از دیگر رو فستیوال‌های فیلم آمریکا به فیلم‌هایی با محوریت هولوکاست از اروپا و یا سایر نقاط دنیا روی خوش نشان می‌دهند و ما شاهد آن هستیم که اکثر این فیلم‌ها از آمریکا با دست پر به خانه برگشته‌اند. «سرزمین بازی» هم یکی از این فیلم‌هاست. اگر توجه کرده باشید داستان این فیلم تقریبا مشابه اثر روبرتو بنینی به نام «زندگی زیباست» است که چند سال پیش در چند رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شد و البته اسکار را هم به خانه برد. فیلم بسیار زیبایی‌ست، آن را از دست ندهید.

بد بودجالب نبودخوب بودخیلی جالب بودفوق العاده بود (5 رای، میانگین: 380 از مجموع 5)
در حال بارگذاری ... در حال بارگذاری ...

 

۲ دیدگاه

  نظر خوانندگان (۲)

شما هم نظر دهید

با شناسه وارد شده اید. خروج »

 

نقد و دیدگاه
۱۶ دی ۸۸ در ۲:۴۸ ب.ظ

The Informant
راجر ایبرت
«مارک وی…

۹ دی ۸۸ در ۱۲:۲۶ ب.ظ

«روبان سفید»‌، جدیدترین و…

۹ آذر ۸۸ در ۳:۱۷ ب.ظ

“حرامزاده‌هاي گمنام” کو…

۲۵ شهریور ۸۸ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

نام فیلم: مرثیه (Elegy)
کارگرد…

۹ مرداد ۸۸ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

نام فیلم: کینزی (Kinsey)
کارگرد…

درباره ما      تماس با ما      صفحه خانگی
کلیه حقوق مطالب، عکس ها، ویدیوها و بقیه بخش های این سایت، مربوط و متعلق به وب سایت سرزمین سینما می باشد.
هر گونه کپی از محتوی فوق، با ذکر منبع بلا مانع است.